پسر فاطمه دل را طلب آموخته ای
معرفت بر عجم و هم عرب آموخته ای
در کلاسی که گشودی به شب عاشورا
عارفان را تو مناجات شب آموخته ای
داده ای دل به خدا تا همه دل بر تو دهند
بر مریدان محبت ادب آموخته ای
کربلا مدرسه عشق و تو استاد بزرگ
درس غیرت به زهیر و وهب آموخته ای
تو چگونه بشری ای پسر ختم رسل
بر ملک گفتن "سبحان رب" آموخته ای
شامیان تیغ کشیدند و نمی دانستند
نطق بر زینب والا نسب آموخته ای
سایۀ خون تو بالای سر زینب بود
شیوۀ معرفت او را عجب آموخته ای
مرگ بر غصه، به خواهر تو چه گفتی که بگفت
"ما رایت الا جمیلا"، طرب آموخته ای
شاعر : ولی الله کلامی زنجانی