🌹قسمت هفتاد وچهار
🍃🌟🌙🍃¤•¤•¤•••
#کرامات_و_معجزات_شهدا
😔اون چهار روز با آشفتگی من گذشت، بالاخره شب اول محرم رسید
📞زینب بهم زنگ زد که با داداش و زنداداش میان دنبالم.
حسین آقا (داداش زینب) تو عید غدیرخم با یه دختر کاملا مذهبی
#ازدواج کرد بعدش رفتن مشهد واس شروع زندگی، جالبش اینجا بود اسم خانم حسین آقا هم زینب بود.
از پله ها رفتم پایین، هر دو زینب به احترامم پیاده شدن
با شیطونی گفتم : وقتی حسین آقا میگه زینب کی جواب میده 😉
زینب: معلومه من
چون به زن داداش یا میگه خانمم یا زینب جان خخخخ
🔰تا رسیدن به هئیت زینب برام از ده شب اول محرم گفت که هرشب به نام یک عزیزیه و در مورد اون عزیز روضه و مداحی میکنند
شب اول : حضرت مسلم بن عقیل
شب دوم : حر بن ریاحی
شب سوم : رقیه خاتون (س)
شب چهارم : فرزندان حضرت زینب (س)
شب پنجم : حضرت عبدالله بن الحسن (ع)
شب ششم : حضرت علی اصغر (ع)
شب هفتم : حضرت قاسم بن الحسن (ع)
شب هشتم : حضرت علی اکبر (ع)
شب نهم: حضرت ابوالفضل (ع) ماه منیر بنی هاشم
شب دهم : شب عاشورا
😞من تو این ده شب یه ذره از امام حسین و یارانش فهمیدم بعد از محرم همچنان تحقیق کردم سال ۹۴در راهیان نور خدا و پیامبر و اهل بیتش شناختم.
راهیان نور ۹۴ برام فرق داشت، بعد از برگشت از راهیان نور ۹۴ ثبت نام کردم برای خادمی.
#حنانه