4_5798509838795280553.mp3
26.97M
روی زخم پرم اینگونه دوا را مگذار شرط خود را گذر از عالم بالا مگذار هرچه خوردم ز خودم بوده نه تو، شرمنده! قدر یک لحظه مرا پس به خودم وا مگذار مثل طفلی که فراری شده باشد، هرجا... خواستم از تو شوم دور، خدایا مگذار ای که ستار العیوبی تو تنبیهم کرد ریز پرونده من را به تماشا مگذار از یقین دورشدن حال مرا برزخ کرد بکشانم سوی خود، بین دو دنیا مگذار پیش زهرای تو از فرط خجالت مُردم مرده را بین مزارش تک و تنها مگذار آمدم دیر، ولی زود نبخشی بروم خواستی می روم از پیش تو... اما مگذار خوب ها را وسط کهف خودت جادادی این سگ گمشده را جان علی، جا مگذار خانهء چشم مرا اشک حسینت شسته بازهم عیب ندارد تو در آن پا مگذار! بگذار این شب جمعه برسم کرببلا ساعت مرگ مرا امشب و فردا مگذار به رقیه قسمت می دهم ارباب حسین فرق بین دل خوبان و دل ما مگذار **** عمه می گفت عزیزم چقدر پیر شدی اینقدر این کمر خم شده را تا مگذار به سر وصورت خود می زدم و می گفتم بی حیا سر به سر صورت بابا مگذار میزنی چوب بزن، طعنه به ناموس نزن داغ روی جگر حضرت زهرا مگذار