ادامه توضیح کلمه «عصیان» ▪ همچنین تعبیر «ألقی عصاه» که به معنای ایستادن و اطمینان کردن به کار می‌رود (المصباح المنير، ج‏2، ص414) برگرفته شده از اینکه مسافر وقتی به مقصد می‌رسد دیگر عصایش را بر زمین می‌گذارد (معجم مقاییس اللغه، ج‏4، ص335 ) و بعید نیست کاربرد آن در داستان حضرت موسی ع که در پیشگاه خداوند و در مقابل فرعون و ساحران بارها تکرار شده (مثلا: وَ أَلْقِ عَصاكَ فَلَمَّا رَآها تَهْتَزُّ كَأَنَّها جَانٌّ وَلَّى مُدْبِراً (نمل/۱۰)، فَأَلْقى‏ عَصاهُ فَإِذا هِيَ ثُعْبانٌ مُبينٌ (اعراف/107)، فَأَلْقَوْا حِبالَهُمْ وَ عِصِيَّهُمْ وَ قالُوا بِعِزَّةِ فِرْعَوْنَ إِنَّا لَنَحْنُ الْغالِبُونَ (شعراء/44)، وَ أَوْحَيْنا إِلى‏ مُوسى‏ أَنْ أَلْقِ عَصاكَ فَإِذا هِيَ تَلْقَفُ ما يَأْفِكُونَ (اعراف/117)) نیز اشاره تلویحی به این معنا داشته باشد. ▪ در قرآن کریم این ماده عموما به صورت ثلاثی مجرد استفاده شده (عصی یعصی)؛ که فعل متعدی است: «لا يَعْصُونَ اللَّهَ ما أَمَرَهُ» (تحریم/۶)، «وَ لا يَعْصينَكَ في‏ مَعْرُوف» (ممتحنه/۱۲)، «فَعَصى‏ فِرْعَوْنُ الرَّسُولَ» (مزمل/۱۶) هرچند که گاه مفعول آن به قرینه حذف شده: «ذلِكَ بِما عَصَوْا وَ كانُوا يَعْتَدُونَ» (بقره/61؛ آل عمران/۱۱۲؛ مائده/۷۸) گاه مفعول آن با حرف جر لام می‌آید: «وَ لا أَعْصي‏ لَكَ أَمْراً» (کهف/69) که ظاهرا وقتی هم که قرار باشد اسم آن به صورت عامل عمل کند از همین حرف لام برای مفعولش استفاده می‌شود:‌«إِنَّ الشَّيْطانَ كانَ لِلرَّحْمنِ عَصِيًّا» (مریم/44) :▪ عموما مصدر آن را «عصیان» (كَرَّهَ إِلَيْكُمُ الْكُفْرَ وَ الْفُسُوقَ وَ الْعِصْيان؛ حجرات/۷) و «معصیة» (يَتَناجَوْنَ بِالْإِثْمِ وَ الْعُدْوانِ وَ مَعْصِيَةِ الرَّسُولِ؛ مجادله/۸) دانسته‌اند و از سیبویه نقل شده که هرگاه مصدر میمی بر وزن «مَفْعِل» [شبیه مکیل] در جایی که معتل اللام است بیاید حرف «ة» در انتهایش می‌آید (شبیه محمیة) وگرنه به خاطر حرف عله ناچار از تخفیف و افتادن حرف عله خواهیم بود (لسان العرب، ج‏15، ص67 )؛ هرچند برخی در عین اذعان به مصدر بودن «معصیة»، بر این باورند که «عصیان» اسم است (المصباح المنير، ج‏2، ص414 )؛که اگر مصدر باشد در آیه باید به «سرکشی کردن» ترجمه شود؛ اما اگر اسم باشد ترجمه به «سرکشی» ‌درست است. 🔸 از کلمات نزدیک به «معصیت»، «ذنب» است؛ در تفاوت این دو گفته‌اند که در «معصیت» تاکید اصلی کلام بر تخطی عامل آن است و اینکه آن کار مورد نهی واقع شده؛ چنانکه غالبا گفته می‌شود «امرته فعصانی»؛ اما در «ذنب» تاکید اصلی بر استحقاق عقوبت و زشتی‌ای است که بر آن کار مترتب می‌شود (الفروق فی اللغة، ص224 ) ماده «عصی» و مشتقات آن ۴۴ بار در قرآن کریم به کار رفته است. @yekaye