آقا یک‌ تنه زیر آن آتش بی‌امان عملیات رمضان پشت نفربر نشسته بود و شهدا را به عقب می‌فرستاد. وقتی گفتند دستور قرارگاه اینست که برگردی، گفت: ”تا تک تک بچه‌های مردم رو از اینجا جمع نکنم بر نمی‌گردم عقب، چطور تو روی پدرمادرهاشون نگاه کنم“ 📌👇 🎙@zaghsiah