زینب س در گودال چه دیده بود 📝 زینب س در گودال ذبیح خدا را در خاک و خون بدون سر مطهر دید درحالیکه نیزه‌ها و سنگهای سیاه روی بدنش انباشته شده بود. «ففی یوم عاشوراء، بعد أن سقط‍‌ الحسین× عن ظهر جواده إلی الأرض صریعا، خرجت و معها العیال و الأطفال-إلی جهة المعركة تشقّ‌ الصّفوف، حتّی إذا وصلت إلی مثوی الجسد الطّاهر، أخذت تزیح عنه قطع السّیوف و حطام الرّماح و فلول السّهام و الحجارة المتكوّرة، و هی تنادی: وا محمّداه، وا جدّاه، هذا حسین بالعراء، مرمّل بالدّماء، مقطّع الأعضاء، و بناتك سبایا، و ذرّیتك مقتّله، فأبكت كلّ‌ عدوّ و صدیق، حتّی جرت دموع الخیل علی حوافرها ثم جاءت حتی وقفت علیه، و بسطت یدیها تحت بدنه المقدس، و رفعته نحو السماء، و هی تقول: «اللهم تقبل منا هذا القربان». «و در روز عاشوراء بعد از آنکه امام حسین× از پشت اسبش در خاک و خون غلطید، زینب÷ درحالیکه عیال و اطفال حسین× پشت سرش بودند به سمت گودال حرکت کرد و صفوف دشمن را شکافت تا به جسد مطهر حسین× رسید و از رویش شمشیرها و نیزه‌ها و تیرهای شکسته و سنگهای سیاهی را برداشت که بر روی بدن انباشته شده بودند و فریاد می‌زد: وامحمّدا؛ واجداه این حسینتوست در بیابانها به خون آغشته، اعضایش قطع شده و دخترانت اسیر و ذرّیه ات کشته شده. پس هر دوست و دشمنی بر او گریست. به طوری که حتی اشک اسبها بر سُمهایشان فرو ریخت. سپس زینب÷ در مقابل آن بدن مقدس ایستاد و دستهایش را زیر بدن مقدس قرار داد و آن را به سمت آسمان بلند کرد، درحالیکه می‌فرمود: خدایا این قربانی را از ما قبول بگردان.» 📚کتاب مذبوح فرات صفحه ی 668 ؛ محمد حسین تابع منش @zameneashk1