💚زندگــےِ مـهـدوے💚
روایت اول: صورتش از #شرم سرخ شده بود. سرش را پایین انداخت، نفسی کشید و آرام گفت: "یا رسول الله! مرا
سَتُنَبِّئُكَ اِبنتُكَ بتطافِرُ اُمَّتك على هضمها ... يارسول‌اللّه... به زودى دخـتـرت به تــو خبـر خـواهـد داد كه امّـت تــو بعـد از تــو با او چـه رفتارى كـردنـد.... ... 😔 @zendegiyemahdavi