گربه شرودینگر
از صبح دماغم شروع کرده به مور مور شدن و خاریدن.
یادش بخیر آخرین بار یک ماه اینجوری بود دیگه بهش عادت کرده بودم؛
گربه شرودینگر
یادش بخیر آخرین بار یک ماه اینجوری بود دیگه بهش عادت کرده بودم؛
اوایل خیلی رو مخم بود؛
پای تخته زل زده بودم به قیافه خانم ابطحی که داشت برام بلوب بلوب توضیح می داد و من داشتم با خودم می گفتم دماغم مور مور میشه بزار برم بشینم سر جام🙏🏻
گربه شرودینگر
یادش بخیر اوایل سال سلمان پور منو صدا زد پاشم اینو برای بچه ها بخونم 🦦
یکی از کارهای مورد علاقه ام اینه که یه جایی بیرون بشینم و بیهیچ فکری و بیهیچ قضاوتی،فقط مردمو تماشا کنم. چهرهها ، استایلها ، نگاهها… هرکسی دنیای خودشو داره و من فقط کسیم که به اونا نگاه می کنه؛
توی اون لحظههاست که حس می کنم زندگی واقعاً جریان داره ؛ هیچکدوم از نگرانیهام اونقدرها هم مهم نیستند حتی شاید خودمم مهم نیستم...
منم یکی از بیشمار آدمهاییم که توی این شهر راه میرن و نفس میکشن؛