سید احمد رضوی | صراط
خانم دارستانی فرزند شهید ترور مشاور فرمانده سپاه و....
تشویش اذهان عمومی چیه ..باید روشنگری کرد
🔻 سه سال پیش توئیت زدن و گفتن این آخرین محرمه که داریم عزاداری میکنیم....
🔹 اما ما و محرم همچنان هستیم و ادامه میدهم در حالی که آنها به زباله دان تاریخ پیوستن....
🔸 توئیت تهدید و زمان مشخص کردن اسرائیلی برای مقام معظم رهبری هم خواهد گذشت و سالها بعد را میبینیم که آقای ما هست و آنها را باید در زباله دان تاریخ جستجو کنیم
✅ فَإِنَّ حِزبَ اللَّهِ هُمُ الغالِبونَ ✌️✌️
سید احمد رضوی | صراط
سلام وقتتون بخیر. به نظر شمااین دولت وکارهایی که کرده مورد بازخواست قرار می گیرن؟ آخه مردم اگر این ک
🔻 قطعا بسیاریاز مسئولین این دولت بازخواست و محاکمه خواهند شد
سید احمد رضوی | صراط
🔻 اشتباه قیاس موضوعات مختلف با هم
بود بقالی و وی را طوطیی
خوشنوایی سبز و گویا طوطیی
بر دکان بودی نگهبان دکان
نکته گفتی با همه سوداگران
در خطاب آدمی ناطق بدی
در نوای طوطیان حاذق بدی
خواجه روزی سوی خانه رفته بود
بر دکان طوطی نگهبانی نمود
گربهای برجست ناگه بر دکان
بهر موشی طوطیک از بیم جان
جست از سوی دکان سویی گریخت
شیشههای روغن گل را بریخت
از سوی خانه بیامد خواجهاش
بر دکان بنشست فارغ خواجهوش
دید پر روغن دکان و جامه چرب
بر سرش زد گشت طوطی کل ز ضرب
روزکی چندی سخن کوتاه کرد
مرد بقال از ندامت آه کرد
ریش بر میکند و میگفت ای دریغ
کافتاب نعمتم شد زیر میغ
دست من بشکسته بودی آن زمان
که زدم من بر سر آن خوش زبان
هدیهها میداد هر درویش را
تا بیابد نطق مرغ خویش را
بعد سه روز و سه شب حیران و زار
بر دکان بنشسته بد نومیدوار
مینمود آن مرغ را هر گون نهفت
تا که باشد اندر آید او بگفت
جولقیی سر برهنه میگذشت
با سر بی مو چو پشت طاس و طشت
آمد اندر گفت طوطی آن زمان
بانگ بر درویش زد چون عاقلان
کز چه ای کل با کلان آمیختی
تو مگر از شیشه روغن ریختی
از قیاسش خنده آمد خلق را
کو چو خود پنداشت صاحب دلق را
کار پاکان را قیاس از خود مگیر
گر چه ماند در نبشتن شیر و شیر
جمله عالم زین سبب گمراه شد
کم کسی ز ابدال حق آگاه شد
همسری با انبیا برداشتند
اولیا را همچو خود پنداشتند
گفته اینک ما بشر ایشان بشر
ما و ایشان بستهٔ خوابیم و خور