امروز حدود یازده بیدار شدم. صبحونه نخوردم فقط یه لیوان چایدارچین خوردم. خیلی وقت بود که میخواستم برگردم به روتین کتاب غیر درسی خوندن و امروز بهترین فرصت بود پس شروع کردم. حدود بیست، سی صفحه خوندم بعد رفتیم گوشی رو روشن کردم و بعد چک کردنش نشستم با خانواده فیلم دیدم. ناهار هم نخوردم چون اصلا اشتها نداشتم نمیدونم چرا..
اینجا ساعت چهار بود و چهار بیست کلاسم شروع میشد، زود بلند شدم و لباسامو پوشیدم و بعد اینکه آماده شدم رفتم دنبال دوستم و رفتیم کلاس. الانم یه حدود چهل دقیقهای میشه که برگشتم خونه. چای درست کردم و الان میخوام برم دوش بگیرم و بعدش یه چیزی بخورم و برم سمت درس [ گناه داره خیلی وقته نرفتم سمتش نمیخوام احساس کنه بهش کم اهمیتم ]
- سِدنا
به مناسبت برد میخوام کیک درست کنم 🍰
مرحله اول/ تخممرغ با شکر و وانیل هم بزنید، اونقدر که حالت خامهای بگیره و رنگ زردش کمتر بشه و بعد روش روغن میریزیم -توی این مرحله کلا باید روی دور تند هم بزنید
مرحله دوم/ توی یک ظرف جدا آرد و پنکیکپود رو باهم الک میکنم -توی این مرحله باید سرعت همزدنتون کم باشه
مرحله سوم/ روشن کردن فِر
مرحله چهارم/ روی مواد اولی شیر یا آب اضافه میکنیم و بعد اینکه خوب مخلوط کردیم کم کم آرد رو میریزیم و هم میزنیم
مرحله پنجم/ ⅓ مواد کیک رو جدا میکنیم و روش پودر قهوه یا پودر کاکائو میریزیم
مرحله ششم/ گذاشتن کاغذ روغن توی قالب برای نچسبیدن کیک به قالب و راحت تر دراُمدن
مرحله هفتم/ چون میخوام کیکمون طرح دار بشه، یکم از مواد زرد کیک رو میریزم توی قالب بعد از مواد کاکائویی میزاریم، و اینو اینقدر ادامه میدیم که مواد تموم بشه. حالا یک کبریت یا سیخ چوبی برمیداریم و روی سطح کیک اشکالی رو میکشیم.
اینم از کیک زبرای ما -👩🏻🍳
- سِدنا
آخرین آزمون تابستون رو امروز میدم تا چهار روز دیگه که باید جمعبندی کلی انجام بدم از پایه یازدهم و بعضی کتابای دهم.
حقیقتش مدرسه بیاد من بهتر روی روال درس خوندن میوفتم، تابستون نه آزادم اونطوری که باید نمیخونم. انشاءلله که این مدرسه بیاد و ماهم درس خوندن واقعی برای کنکور رو شروع کنیم 🦆