صبح که گوشی ام را باز میکنم پیام های نگرانی موج میزند
نگرانی از مریض من
و من مینویسم از سرطان هایی نوشته ام که به روح آدمیزاد سرایت میکند
ابدا گمان نمیکردم کسی به اشتباه بیافتد و این چنین برداشت کند
به نظر خودم به قدر کافی واضح نوشته بودم
نوشته بودم که در کشاکش نبرد اعمال و رفتارم
من از سرطان هایی نوشتم که به روح آدمیزاد سرایت میکند
درست مثل قاتلان مخفی زنجیره ای که همیشه تعداد مقتول هایشان از از افراد جانی مشهور بیشتر است !
و چرا ما آدم ها به قدری که از شنیدن خبر سرطان ریه ، خون ، سینه و انواع خطرناک بیماری های بشر مغموم میشویم از شنیدن خبر ناگوار دردهای درون آدم به تکاپو نمی افتیم ؟
و درباره اش از هم نمی پرسیم؟
و نگران نمیشویم ؟
چرا همان قدر که با شنیدن خبر مریضی خطرناک دوستی ، آشنایی تلاش میکنیم به او کمک کنیم ، با فهمیدن خبر سرگردانی او ، کم ایمان شدن او ، بی نماز شدن او ، کم حجاب شدن او ، ناامید شدن او و دیگر بیماری های خطرناک روح بشر به فکر طرحی برای کمک کردن نمی افتیم؟
بی تفاوتیم؟ نه
فقط عمق بیماری را نمیفهمیم
عاقبت بیماری که سخت تر از مرگ است را نمیفهمیم
و چون ادراکش را نداریم کنش در خوری نمیدهیم
خودم را میگویم...
و به قول قیصر امین پور :
اینجا همه هر لحظه می پرسند:
«حالت چطور است؟»
اما کسی یک بار از من نپرسید:
«بالت . . .»
ما احوال پرس بال های پرواز یکدیگر نیستیم...
و چقدر اگر همدردی حاصل از فهم بیماری جسمانی افراد را برای مرض های روح آدم ها داشتیم حال آدم ها خوب بود
و بال هایشان زخم و زیلی نبود
هرچند اصلا خوشحال نشدم از سوء برداشتی که دوستانم را نگران کرد
چه آنها که از خودم پرسیدند چه آنها که رفتند سراغ همدیگر تا شوک ناشی از پیام مرا باهم بفهمند اما خوب است که این سوء برداشت باعث شد سعی کنم ازین به بعد با خبرهایی از روح آدم ها همانگونه نگران شوم که با خبری از بیماری شان، حتی بیشتر
و از آدم های دوست داشتنی زندگی ام معذرت میخواهم به خاطر نگرانی شان اما باور کنید باید نگران شد
باور کنید من دچار نوعی سخت از سرطان شده ام که بهبودم تنها در اندیشه معجزه میگنجد . . .
✍🏼ز.یوسفی
امیرالمومنین علی علیهالسلام :
هیچ چیز به اندازه زبان ، سزاوار
زندانی شدن به مدت طولانی نیست .
بذارید بهتون بگم که اتوبوس شیراز یه سبزی کم داره
وارد که میشید حس میکنید یه گروهی که صد ساله همسایه ن نشسته ن و درباره ی همه چیییییییز صحبت میکنن 🤝
ما اصن نگاهمونم به ناخنای اون خانوم نیافتاده بود
اما با اون عتاب و جمله خااااانووووم حساب کتاب در پیشه همه دیدن
همه حواسشون جمع شد
و جامعه چادری کلی مورد عنایت قرار گرفتن
و از هرگوشه یکی گفت هرکسیو تو قبر خودش میخوابونن
و کاش نه فقط تو مسئله حجاب...تو هر مسئله ای خوب حرف زدن و ابروی کسی رو نبردنو رعایت میکردیم
تبعات جمله ی اون خانم شد مشروعیت دادن بقیه نسبت به گناه اون آدم!
شد مایه اختلاف بین جماعت...
جالبه که یکی از همون خانم های بد حجاب گفت حالا یوقت در گوش طرف میگی عیبی نداره
خلاصه که خیلی ناراحت کننده بود
داری تو پیاده رو میری پشت سرت صدا میاد : شُم چقد خوشگلیییی
اون یکی ام میگه خوشگلی از خودْته عزیزُمم
و تا تو کامل دور شی هنوز دارن باهم گفتگو میکنن🥲😂