سَبَب:)
سلام حضرت لبخندهای پر امّید... سلام عمق نگاهت رهایی از تردید سلام چفیه دوشت نوید صبح سپید سلام اما
دوباره بغض و غم و شور و گریه و لبخند
شب است : خاطره ها میروند و میآیند
دل گرفته ی ما مانده در نه اسفند
چطور میشود از عمق چشم هایت کند؟!
محرم است ببین...واقعا عزاداریم
خبر رسیده که داری می آیی آقاجان!
ولی حسینیه نه! روی شانه ی ایران
چرا چنین شده ای مرد خسته ی خندان
بیا که بدرقه ات میکنیم با باران ...
تورا چگونه به آغوش خاک بسپاریم؟!
برای ما که پر از بغض های ناگاهیم
بیا و روضه بپا کن که گریه میخواهیم...
اگر چه قطره به قطره تلاطم آهیم
علم به دوش گرفتیم و مرد این راهیم