من یادم نیست چند سالم بود اما یادم نمیره اولین اشک های من تو روضه های کودکیم برای صاحبِ امشب روشنم کرد...
اون روزی که بعد از اغتشاشات و بی احترامی به پرچم تو دانشگاه جمع شدیم و باهم نماز جماعت خوندیم فکر میکردم وای چه نمازی
آدمای این جمع همه اهالی ولایتن
همه جوونن
هم میتونن الان خواب باشن ولی بیدارن
تو آفتاب به علت محکمه ی نظام اسلامی دورهم جمعن
دهنشون کلی ذکر الله اکبر گفته
و خدا چقدر اون جمعو دوست داره...
الآنم هیئتای تو خیابون یه چیز دیگه ست
خودمون نمیفهمیم این عبادت جمعی داره چیکار میکنه...
ادمایی که صد و ده شبه دارن ذکر تولی و تبری میگن
ادمایی که به عمل نشون دادن پاکارن
ادمایی که ولی فقیه شون به طرز عجیبی ازشون راضیه
کنار این آدما خودتو جا بدی و بگی حسین ...
کنار بچه هایی که خوابشون بهم ریخته اما شبا برای تجمع گریه میکنن...
این محرم خیلی خاصه
خیلی خیلی خیلی
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَقُولُوا قَوْلًا سَدِيدًا
ای اهل ایمان! از خدا پروا کنید و سخن درست و استوار گویید
آیه ۷۰ سوره احزاب