اخی
یدونه ازین شیشه کوچولوها داشتم توش جوونه زده بود
برده بودم مدرسه گذاشته بودم روی طاقچه باریک کنار دستم
نمیشد بهش بگی طاقچه اصن
اون کنارشم کاغذ چسبونده بودم: میخواستند دفن مان کنند ولی ما بذر بودیم
چه کسام من؟ چه کسام من؟ که بسی وسوسهمندم
گَه از آن سوی کشندم، گَه از این سوی کشندم