علمدار یک دست گردان امام حسن (ع)
سهمیهی حاج سعید ...
از عملیات الی بیت المقدس
دست راستی بود که از پیکر افتاد
و به اعترافِ همه همسنگرانش
فقط ایامِ درمان دست جدا شده
زمان دوری سعید از جبهه بود ...
در جبهه شاخص شناسایی حاج سعید،
آستین خالیش بود و در عملیات ها
همه حیران بودند که این رزمنده تکدست
چگونه با تیربار و آرپیجی به دشمن حمله
میکند. مگر با یکدست و آنهم دست چپ
میتوان قلب دشمن را نشانه رفت ....
#شهید_حاج_سعید_تراب
#فرمانده_گردان_امامحسن
#لشکر۱۰_سیدالشهداء
#شهادت_شلمچه_۱۳۶۷
@saangareshgh
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🔰شهید نخبه ای که زندگی و تحصیل در آمریکا را به عشق اسلام و انقلاب رها کرد و به ایران برگشت؛ دانشجوی ممتاز مهندسی برق، دانشگاه تگزاس آمریکا.
🔹شهید قاسمیه به گواه مدرک تحصیلی و هم درسی هایش از دانشجویان ممتاز این دانشگاه محسوب می شد و به جد و با قوت در رشته مهندسی برق تحصیل میکرد. در همین حین زمزمه هایی به گوشش رسید که در ایران جنگ شده و دشمن در حال پیشروی است. اوضاع ابدا در ایران مساعد نبود و خیلی ها هر چه داشتند می فروختند و سعی میکردند به خارج از کشور ببرند اما احسان کاری خلاف روال مردم عادی انجام داد. به کشورش آمد و عازم جنگ شد. او معنای واقعی مهندسی را با مهندسی وجود نوشت.
🔸در قسمتی از وصیتنامه اش مردم را از بی تفاوتی نسبت به ظلم بر مظلوم برحذر داشته و می گوید:
نکند نسبت به سرنوشت خلق خدا بی تفاوت باشیم وظلم ظالمان رابرمظلومان تماشا کنیم ما در اسلام تماشاچی نداریم همه مسلمانان به هر نحوی باید در صحنه نبرد بین حق و باطل در تمامی زمین خدا شرکت کنند وگرنه خود نیز باطلند.
📎فرماندهٔ گردان حضرت امیرالمؤمنین لشگر ۲۷محمدرسولالله (ص)
#شهید_احسان_قاسمیه🌷
#سالروز_شهادت
ولادت : ۱۳۳۶/۶/۲۰ کاشان ، اصفهان
شهادت : ۱۳۶۱/۲/۲۰ خرمشهر ، مرحلهٔ سوم عملیات بیتالمقدس
@saangareshgh
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
باید دنبال رفیق خوب گشت . اونم بهترین رفیق . آخه رفیق خوبی که واقعا آدم رو به خدا نزدیک کنه،راحت پیدا نمیشه. 🌷🌹🌷
رمضان🌙میهمانی خدا
@saangareshgh
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🔰وظیفه شناسی
🔸می گفت: مهم نیست چه مسئولیتی داریم و کجا هستیم، هرجا که هستیم باید درست انجام وظیفه کنیم.
🔹خیلی برای کارش دل می سوزاند. حسابی خودش را سر کار خسته می کرد. هر جا دوره تیر اندازی💥 بود او هم شرکت می کرد از سر کار می آمد آنجا، یه موقع هایی می دیدیم از خستگی جانی برایش نمانده. ولی باز با همان وضعیت از بهترین ها بود.
#شهید_جواد_الله_کرم
#سالروز_شهادت
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
مستند جهاد مغنیه❤️❤️
#زینب_کبری
#جهاد_مغنیه
مثل حضرت علی (ع)در۶۳سالگی عروج کرد
مثل حضرت زهرا(س)شبانه دفن شد
مثل امام حسین (ع)دنیا را با رفتنش تکان داد
مثل حضرت اباالفضل(ع)دستش جدا شد
مثل حضرت علی اکبر(ع)ارباارباشد
مثل حضرت قاسم(ع) خودش را فدای ملت کرد
یک شیعه ی تمام عیار
شهید حاج قاسم سلیمانی
@saangareshgh
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
جابربن عبداللّه می گوید:
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمودند:
مادر حضرت سلیمان به او گفت:
ای پسرم! بپرهیز از زیاد خوابیدن در شب، زیرا خواب زیاد در شب، انسان را در روز قیامت فقیر می کند.
چون در شب، مخصوصا در دل شب که مردم در خواب هستند، خرمن برکات و خیرات را پهن می کنند، کسی که در خواب باشد دستش از این برکاتْ تهی خواهد بود و در روز قیامت چیزی نخواهد داشت و فقیر خواهد بود.
📚 امالی صدوق، ص۱۴۰
@saangareshgh
فضای معنوی مزار شهیدان
سرافرازِ همیشه بیدار تاریخ
#شهید_حاج_قاسم_سلیمانی
@saangareshgh
شھید شدن اتفاقے نیست
اینطور نیست ڪہ بگویے:گلولہ اے خورد و مُرد..
شهــــید...
رضایت نامہ دارد...
و رضایت نامہ اش را اول حسین(ع)
و علمدارش امضا میڪنند...
بعد مُھر
حضرت زهـــــرا(س)میخورد...
شهـــید...
قبل از همہ چیز دنیایش را بہ قربانگاه برده...
او
زیر نگاه مستقیم خدا زندگے ڪرده...
شھادت اتفاقے نیست...
سعادتے ست ڪہ نصیب هرڪسے نمیشود..
باید شهیدانہ زندگے ڪنے
تا شهیدانہ بمیرے...
#ڪلنا_فداڪ_یا_زینب_س❤️
@saangareshgh
*شهیدی که با قیر داغ بدنش را سوزاندند*🖤
*شهید اسماعیل محمدی*🌹
تاریخ تولد: ۱ / ۱ / ۱۳۵۰
تاریخ شهادت: ۷ / ۶ / ۱۳۷۰
محل تولد: اراک
محل شهادت: ــــــ
🌹مدیر دفتر دادگاه انقلاب اسلامی آمل بود🌷 ودر شرف ارتقا به سمت دادیاری ، در آمل چندین بار توسط منافقین تهدید به ترور شد❌ همرزم← آخرین باری که او به جبهه های حق علیه باطل اعزام شد مقرشان توسط گروهک منافقین مورد حمله قرار گرفته🥀 *و او سه روز دراسارت منافقین قرار می گیرد*🥀 او در وصیت نامه اش ذکر کرده بود *که دوست دارد با روی خونین و بدن پاره پاره به دیدار رسول خدا (ص) و امام حسین (ع) رود*🕊️ و همینطور میشود, *هر روز ظرف قیر داغ🖤 ، دست های او را با قیر داغ میسوزاندند🖤 بدنش در این مدت داخل قیر داغ میانداختند🖤وانگشتانش یک به یک میبریدند وکادو پیچ میکردند تا برای خانواده ارسال شود🥀🖤،* آنقدر شکنجه اش دادند تا به شهادت رسید🕊️همسرش← او یک خروس داشت که این حیوان خیلی برای اسماعیل بی قراری میکرد🥀 موقعی که نامه ای از اسماعیل میامد📃و یا زنگ میزد📞 انگار که این خروس خبردار میشد میامد درون خانه وحال خاصی داشت🌷 *وقتی شهید را دفن کردند آن خروس هم کنار قبر او جان داد*🖤🥀 و مادرش هم همانجا کنار قبر شهید خاکش کرد🕊️🕋
*پاسدار شهید اسماعیل محمدی*
*شادی روحش صلوات*💙🌹
@saangareshgh
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
خدایا؛
هرکسی به دنبال گمشده خود میرود
هرکسی برای نجات خود راهی میاندیشد
هرکسی به امیدی زندگی میکند
اما من امید و آرزویی ندارم
جز تو گمشدهای نمیشناسم
و جز تو راه نجاتی نمییابم
همه را فراموش می کنم و
یکه و تنها به سوی تو میآیم ...
#مناجات
#مصطفی_چمران
@saangareshgh
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#طنز_جبهه
یه دور تسبيحی
نشسته بوديم دور هم كنار آتش و درددل میكرديم.
هر كی تسبيح داشت درآورده بود و ذكر میگفت.
تسبيح های دانه درشت و سنگين وقتی روی هم می افتادند صدای چريق چريقشان دل آدم را آب میكرد.
من هم دست كردم داخل جيبم كه ديدم تسبيحی نيست. از روی عادت دستم را بردم طرف تسبيح بغل دستيم تا تسبيح او را بگيرم كه دستش را كشيد به سمت ديگر.
گفتم: «تو تسبيحت را بده یک دور بزنيم».
كه برگشت گفت: « بنزين نداره، اخوی!» گفتم شايد شوخی میكند
به ديگری گفتم: «او هم گفت پنچره».
به ديگری گفتم:«گفت موتور🏍 پياده كردم»
و بالاخره آخرين نفر گفت: «نه داداش، يک وقت میبری چپ می كنی،
حال و حوصله دعوا و مرافه ندارم؛ تازه من حاجت دستم را به ديار البشری نمیدهم».
همه خنديدند. 😄😄
چون عين عبارتی بود كه خودم يادشان داده بودم.
هر وقت میگفتند: تسبيح يا انگشتر و مهر و جانمازت را بده، اين شعارم بود.
فهميدم خانه خرابها دارند تلافی میكنند.
@saangareshgh
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸