eitaa logo
-سرباز-
1.9هزار دنبال‌کننده
125 عکس
55 ویدیو
0 فایل
«ان شاءالله کورنت بخوره وسطمون پودر شیم» - - I am a lost solider. ″القَتل لَــنا عادَة وکِرامتنا الشَهــادة″ ″کُــشته شدن عادت ما و شَـهـادت کــرامت ماست!″ [بحار الانوار،ج۴۵،حدیث۱۱۸] . کپی نکن سید؛ فوروارد! @tab_saarbazz ←تبلیغات کانال @kooneh ← نورعینم
مشاهده در ایتا
دانلود
۱ ظرفیت تضمینی برای فردا . @ir_tb_s
-
بر منکرین حضرت محسن لعنت !
-سرباز-
آهنگ جدید حامد زمانی : )
این به بچه کوچیکاتون یاد بدین اونی که به در لگد زد عمر لعنت الله علیه بوده عمر زده این حرف من نیستا فرموده امام صادقه به بچه هاتون یاد بدین!
ایام عزاداری شش ماهه مادر آبه روضه خصوصی ؛ هرکسی لیاقت حضور نداره سرش با کسی بحث نکنید .
الان فقط یه پیامک‌ واریزی خوشحالم میکنه :/
[عشق حسین که ما را کشت ]
-
-سرباز-
-
راستشو بخواین اون دوازده روز، واسه ما مثل دوازده سال گذشت. هر روز صبح با صدای انفجار و پدافند برای نماز صبح بیدار می‌شدیم ؛ هنوز درست چشمامون باز نشده بود، باید اماده میشدیم میرفتیم مقر ؛ البته اکثر اوقات اصلا شبا خونه نمیرفتیم .از شدت حملات هیچکس نمیدونست فردا زنده هست یا نه . خواب و خوراکمون قاطی بود، ناهار سرپا، خواب نصفه‌شب رو پوتین. ۲۰ نفر توی یه اتاق ۳در۴ میخوابیدیم نفس‌هامونم همه بوی باروت گرفته بود. اون روزا مامانم مکه بود، توی سفر حج. همه می‌گفتن اونجا امن‌ترین جای دنیاست. ولی واسه من امن‌ترین جا همون لحظه‌ای بود که می‌دونستم مامانم توی دعای عرفه اسممو آورده. همون برام آرامش بود، بیشتر از هر جلیقه ضدگلوله ای که تنم بود. یادمه یه شب جنگنده های دشمن مداوم توی آسمون شهر بودن و پدافند فعال بود ماهم رفته بودیم توی بلندترین نقطه شهر میگفتیم و میخندیدیم اما ته دل همه‌مون آشوب بود. من فقط سرمو بالا می‌گرفتم، می‌گفتم خدایا، مامانم الان دور کعبه می‌چرخه، یه نگاهشم به ما بنداز. واسه خیلیا حج یعنی طواف دور کعبه، ولی واسه ما توی اون روزا، حج همین نگه داشتن خاک بود. همین که وایسی پای خاکت و جا نزنی. سخته، ترس داره، دلتنگی داره، ولی یه غرور هم هست. غرور اینکه می‌دونم من و مادرم ، هر کدوممون یه جور توی جبهه‌ بودیم . اون اونجا زیر سایه‌ی کعبه دعا می‌کرد، من اینجا زیر سایه‌ی موشک مقاومت می‌کردم . حالا که اون روزا گذشته، هر وقت یادش می‌افتم، می‌گم جنگ فقط صدای پدافند و موشک نبود. جنگ یعنی صبر، یعنی دلتنگی، یعنی امید بستن به دعاهای یه مادر . واسه همینم هر بار می‌بینمش، حس می‌کنم منم یه حج واجب رفتم… حجی که سهم ما جوونا، گشت زدن توی خیابون و بیابون بود. گوشه ای از احوالات من سرباز