eitaa logo
-سرباز-
1.9هزار دنبال‌کننده
127 عکس
58 ویدیو
0 فایل
«ان شاءالله کورنت بخوره وسطمون پودر شیم» - - I am a lost solider. ″القَتل لَــنا عادَة وکِرامتنا الشَهــادة″ ″کُــشته شدن عادت ما و شَـهـادت کــرامت ماست!″ [بحار الانوار،ج۴۵،حدیث۱۱۸] . کپی نکن سید؛ فوروارد! @tab_saarbazz ←تبلیغات کانال @kooneh ← نورعینم
مشاهده در ایتا
دانلود
حاج کمال می‌شناسی ؟ اگه نه پاشو بیا اینجا سید تا هویت واقعی شو بدونی .
رفقای جان می‌دونم فعالیت اینجا کمه اما من کل تلاشم میکنم تا بهترین چیزی که در توانم هست برای شما توی این کانال به نمایش بزارم تا پس فردا حق الناسی بابت وقت شما و .... گردن من نباشه از طرفی درگیر هماهنگی های کارهای روایات معراج هستم و یک سری مشغله های زندگی که همگی جمع شده روی دوش من به این برادر کوچکتر خودتون لطف کنید اگر امکانش هست لف ندین اگرم که نه برید خدا پشت و پناهتون انشاءالله که مفید واقع شده باشم تو این مدتی که اینجا بودین .
هدایت شده از -سرباز-
شهزاده علی اکبر
 مدد
[خوش بحال بعضیا!چه خوب با خدا عشق میکنن]
و گفت: ما به ادب محتاج تریم از بسیاری علم .
بمونه به یادگار | علقمه
حس نکنید مطمئن باشید .
دور از شتر بخواب تا خواب آشفته نبینی
سلام مادر ؛ پسر رو سیاه نمیخواهی؟!
میگن مغیره لعنت الله علیه تو حالت احتضار بوده جونش بالا نمیومده زجر میکشیده پسر مغیره میگه چاره این کار در خونه حسن ابن علی (ع) دوان دوان میره خونه مولا به امام کریم ما میگه پدرم مغیره( لعنت الله علیه ) داره زجر میکشه جون نمیده امام حسن (ع) می‌رن خونه اون حرومزاده پسرش وقتی امام حسن وارد میشه میدوعه میره زیر بغلش میگیره باباش بلند میکنه مینشونه امام حسن (ع) بهش میگه مغیره استغفار کن مغیره میگه از تموم کارای بدی که کردم استغفار میکنم جز ضرباتی که به مادرت فاطمه زدم! امام حسن از خونه اون نطفه حرام خارج میشه کمی دور میشه صدای ناله و شیون از خونه اون حرومزاده بلند میشه مغیره جون میده به درک واصل میشه رفیق این خونواده با قاتل مادرشون اینجوری رفتار کردن بعد میخواهی تو که برای مادرشون گریه میکنی نبینن؟
شب بعد از شهادت حضرت زهرا مقداد داشت از مسجد برمیگشت دید یه جماعتی توی کوچه دارن میرن یهو دومی حرامزاده با لحن تمسخر و کنایه به مقداد گفت تو اینجا چیکار میکنی ؛ مگه نمیایی؟ مقداد گفت کجا بیام؟ گفت داریم میریم خونه علی خبردار شدیم دیشب فاطمه از دنیا رفته خلیفه مسلمین می‌خواد به پیکر دختر پیامبر نماز بخونه مقداد لبخندی زد و گفت دیشب که تو خواب بودی علی پیکر فاطمش به دل خاک سپرده دومی عصبانی شد یه سیلی زد تو گوش مقداد چنان محکم زد مقداد خورد زمین مقداد پیرمرد بود اما قوی هیکل و درشت جثه بود مقداد خورد زمین شروع کرد گریه کردن دومی زبونش خیلی نیش داشت خندید و گفت ببین علی دلش به کیا خوش کرده مقداد گفت واسه سیلی که خوردم گریه نکردم یه سوال دارم ازت دختر پیامبر رو هم همینجوری سیلی زدی؟
هدایت شده از -سرباز-
در این شرایط من اصلا اعصاب ، ادب ، حوصله ندارم رو مخم نرید .