eitaa logo
سَبِيلُ الرُّشْد
231 دنبال‌کننده
70 عکس
31 ویدیو
1 فایل
﴿ إِنَّ هٰذَا الْقُرْآنَ يَهْدِي لِلَّتِي هِيَ أَقْوَمُ ﴾ 🌿 در مسیر رشد و بصیرت ◀️ تدبر در قرآن و روایات ◀️ تحلیل سیاسی روز بارویکرد گام دوم ◀️ موشن‌گرافی‌های مذهبی و مستندهای سیاسی ◀️ نقدآسیب‌های فرهنگی و اجتماعی 📩 ارتباط با مدیر: @Mortezamah07
مشاهده در ایتا
دانلود
🌿 سفرنامه اربعین | قسمت دوم ورود به عراق؛ سلام بر کاظمین... 🇮🇶 بسم‌الله... 🌅 حدود یک ساعت مانده به اذان صبح، از مرز ایران عبور کردیم و نماز صبح را همان‌جا اقامه کردیم. پس از نماز، از مرز عراق نیز گذشتیم و قدم در سرزمین میهمانی سیدالشهدا علیه‌السلام گذاشتیم. 🚐 برای رسیدن به کاظمین، یک نیسان کرایه کردیم؛ البته نه از آن نیسان‌های آبی خودمان! 😂 پنج نفری سوار شدیم و ماشین را دربست گرفتیم. کرایه هم منصفانه بود. از آنجا که شب گذشته فرصت استراحت نداشتیم، در مسیر چرت کوتاهی زدیم. کولر ماشین عالی کار می‌کرد؛ هرچند بعد از پیاده شدن، احساس می‌کردیم گردن‌هایمان خشک شده است! 😄 🏡 حدود ساعت ۹:۳۰ صبح به خانه ابوعلی رسیدیم. مثل هر سال، با رویی گشاده و قلبی سرشار از محبت، چشم‌انتظارمان بود. صبحانه‌ای گرم و صمیمی آماده کرده بود و باز هم برای زائران اباعبدالله علیه‌السلام سنگ تمام گذاشت. 🤲 از خداوند متعال می‌خواهیم همه زحمات این خادم عزیز را به بهترین وجه قبول فرماید و رحمت واسعه‌اش را شامل حال درگذشتگان ایشان، به‌ویژه فرزندشان حیدر و پدر همسرشان که به‌تازگی دعوت حق را لبیک گفته‌اند، بگرداند. اللهم اغفر لهم وارحمهم. 😴 بعد از صبحانه، استراحتی کوتاه داشتیم؛ البته اگر اسم پنج، شش دقیقه چرت را بتوان استراحت گذاشت! 😄 پس از آن، دوش گرفتیم، ناهار خوردیم و آماده شدیم تا راهی حرم نورانی حضرت موسی بن جعفر و حضرت امام جواد علیهماالسلام شویم. 🕌 چه صفایی داشت آن لحظه... زیارت دو امام کریم، اقامه نماز در جوار مضجع نورانی‌شان، نوای دلنشین مداحی عربی و سینه‌زنی زائران، حال و هوای دیگری به صحن بخشیده بود. 📖 فرازهای زیارت‌نامه که مقام و منزلت این دو امام همام را بیان می‌کرد، انسان را به تأمل و معرفت فرا می‌خواند. اگر با دقت خوانده شود، هر جمله‌اش دریچه‌ای به شناخت اهل‌بیت علیهم‌السلام است. 🤲 خدایا! فهم، معرفت و محبت ما را نسبت به مقام اولیایت روزبه‌روز بیشتر بگردان و زیارتشان را روزیِ همه مشتاقان قرار بده. ✍️ ادامه دارد... ━━━━━━━━━━━━━━━ 📡 کانال ایتا | سبیل رشد eitaa.com/Sabil_roshd ━━━━━━━━━━━━━━━
🔺 🇮🇷 رازِ اشکِ ایرانی‌ها در کاظمین... گاهی دلت، پیش از آنکه چشمت چیزی ببیند، رازی را می‌شناسد...✨ تا قدم در کاظمین می‌گذاری، بی‌اختیار حس می‌کنی اینجا را سال‌هاست می‌شناسی؛ انگار عطر آشنایی در هوایش پیچیده است... 🌿 راز این آشنایی چیست؟! ایران، قرن‌هاست در پناه سلطانِ طوس، امام رضا علیه‌السلام آرام گرفته است؛ و اینجا، در کاظمین، کنار پدر و فرزندِ آن خورشید می‌ایستی... 💚 شاید برای همین است که زائر ایرانی، در میان ازدحام کاظمین، ناگهان دلش هوای مشهد می‌کند؛ گویی مشهد، هزار کیلومتر آن‌سوتر نیست... همین‌جاست؛ میان آغوش پدر و پسر. 🤍 📍 کاظمین 📡 eitaa.com/Sabil_roshd
رقیه سلام الله علیها تا باقی نماند اما سوال مهمی را به زوار اربعین آموخت مَنْ ذَاالَّذي خَضبكَ بِدِمائكَ ؟ چه كسي تو را به خون آغشته كرد؟ آگاهانه یعنی دشمن را بشناسی افکارش را بشناسی اخلاقش را بشناسی مدرسه پرورش دهنده مثل یزید را بشناسی 📡 eitaa.com/Sabil_roshd
🌿 سفرنامه اربعین | قسمت سوم 🔹 از نواب اربعه تا سرداب غیبت؛ یک روز فراموش‌نشدنی...... بسم‌الله... 🌅 صبح، پس از صرف صبحانه، به همراه ابوعلی راهی منطقه شورجه بغداد شدیم؛ سفری برای زیارت یادگاران عصر غیبت، نواب اربعه و نیز مزار عالم بزرگ شیعه، مرحوم ثقةالاسلام کلینی، صاحب کتاب شریف الکافی. 🕌 توفیق یافتیم در کنار مزار محمد بن عثمان عَمری، نایب و سفیر دوم حضرت ولی‌عصر عجل‌الله‌تعالی‌فرجه، حضور پیدا کنیم و نماز ظهر و عصر را در آن مکان نورانی اقامه نماییم. این زیارت برای ما خاطره‌انگیزتر بود؛ چراکه ابوعلی و نوه دوست‌داشتنی‌اش، ابوالفضل نیز همراه ما بودند و شیرینی این سفر معنوی را دوچندان کردند. 🌹 ☀️ پس از نماز، راهی مزار حسین بن روح نوبختی، سومین نایب خاص امام زمان علیه‌السلام شدیم. گرمای هوا بسیار شدید بود، اما شوق زیارت، سختی راه را آسان می‌کرد. 🏡 پس از بازگشت به منزل ابوعلی، ناهار خوردیم و اندکی استراحت کردیم. سپس به همراه مداح عزیز شهرمان، حاج عبدالله باقری، برادر گرامی ایشان و فرزندشان، راهی سامراء شدیم. 🚌 حدود سه ساعت در راه بودیم تا به حرم نورانی حضرت امام هادی علیه‌السلام و حضرت امام حسن عسکری علیه‌السلام رسیدیم. 📖 پیش از زیارت، زیارت جامعه کبیره را قرائت کردیم و پس از آن، حاج عبدالله باقری با ذکر مصیبت حضرت امام هادی علیه‌السلام، حال و هوای عجیبی به حرم بخشید. سال‌های سال توفیق داشتم در هیئت «حسین جان» پای روضه‌های حاج عبدالله باقری بنشینم؛ اما امسال، به‌دلیل حضور در مأموریت تبلیغی، از توفیق شرکت در روضه‌های دهه اول محرم محروم ماندم. شنیدن دوباره صدای گرم و روضه‌خوانی ایشان در جوار حرم مطهر امام هادی و امام حسن عسکری علیهماالسلام، برایم حال و هوای دیگری داشت؛ گویی دلتنگی آن شب‌های محرم، در همان لحظات رنگ آرامش گرفت. ✨ پس از زیارت، به سرداب مقدس سامراء رفتیم؛ مکانی آرام و روح‌بخش که صفا و معنویت خاصی داشت و لحظاتی به‌یادماندنی را برایمان رقم زد. 🌙 زیارت که به پایان رسید، راه بازگشت به کاظمین را در پیش گرفتیم و حدود ساعت دو و نیم بامداد به منزل ابوعلی رسیدیم. 👦 اما خاطره شیرین آن شب، ابوالفضل، نوه دوست‌داشتنی ابوعلی بود که هنوز بیدار بود و دوست داشت بازی کند. پدرش می‌گفت: «او معمولاً ساعت پنج صبح می‌خوابد!» 😄 ❤️ نکته جالب و دوست‌داشتنی این کودک آن بود که هرگاه از او می‌پرسیدیم: «تو ایرانی هستی یا عراقی؟» با شیرینی خاصی پاسخ می‌داد: 🇮🇷 «من ایرانی هستم.» و هنگامی که درباره رهبر انقلاب از او سؤال می‌کردیم، با لهجه کودکانه و دوست‌داشتنی‌اش نام «خامنه‌ای» را بر زبان می‌آورد و آن را بسیار زیبا تلفظ می‌کرد؛ صحنه‌ای شیرین که لبخند را بر لب‌ها می‌نشاند. 🌹 ✍️ ادامه دارد... ━━━━━━━━━━━━━━━ 📡 کانال ایتا | سبیل رشد eitaa.com/Sabil_roshd ━━━━━━━━━━━━━━━ 🏴
📗 هر گوشی، محرمِ دردِ تو نیست... مردی نزد صاحب‌دلی آمد و از فقر و تنگدستی نالید... 😔 صاحب‌دل، بی‌آنکه سخنی بگوید، سکه‌ای در کف دستش گذاشت. 🪙 مرد، از خشم برافروخت و گفت: «مرا گدا پنداشته‌ای؟! من صدقه نمی‌گیرم...» صاحب‌دل لبخندی زد و آرام گفت: «همین لحظه را به خاطر بسپار... تو از گرفتن یک سکه، احساس حقارت کردی؛ اما آیا آن روز که دردِ دلت را نزد کسی بردی که نه توان یاری‌ات را داشت و نه قدرت گشودن گره‌هایت را، عزتت کمتر از این شکست؟ هر دردی را پیش هر کسی مگو... شکایت، اگر به گوشِ ناتوان برسد، مشکلی را حل نمی‌کند؛ تنها پرده‌ای از عزتِ انسان را کنار می‌زند. انسانِ مؤمن، زبانِ شکایتش را جز نزد گره‌گشا نمی‌گشاید و آبروی خویش را ارزان خرجِ همدردی‌های بی‌ثمر نمی‌کند. 🌿 📚 📡 eitaa.com/Sabil_roshd
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
قـالَ عَـلِىُّ بنُ الحُسَينِ عليه السلام تَزْهَرُ أَرْضُ كَرْبَلا يَوْمَ الْقيامَةِ كَالْكَوْكَبِ الدُّرّىّ وَتُنادِى أَنَا أَرْضُ الْمُقَدَّسَةُ الطَّيّبَةُ الْمُبارَكَةُ الَّتى تَضَمَّنَتْ سَيِّدَالشَّهَداءِ وَ سَيِّدَ شَبابِ أَهْلِ الجَنَّةِ. ; امام سجاد عليه السلام فرمود: زمين كربلا، در روز رستاخيز، چون ستاره مـرواريـدى مى درخشـد و ندا در مى دهد كه من زمين مقدّس خدايم، زمين پاک و مباركى كه پيشـواى شهيدان و سـالار جوانان بهشـت را در برگرفـته اسـت. 📚 ادب الطف، ج1، ص236، به نقل از كامل الزيارات، ص268 📡 eitaa.com/Sabil_roshd
🌿 سفرنامه اربعین | قسمت پایانی 🔹 از نجف تا کربلا؛ پایان سفر، آغاز دلتنگی... بسم‌الله الرحمن الرحیم... 🍽️ پس از صرف ناهار در منزل ابوعلی، به همراه چند نفر از دوستان راهی نجف اشرف شدیم تا بار دیگر در خانه مولای متقیان، حضرت امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام، زانوی ادب بر زمین بزنیم. 🚐 از گاراژ بوابه خودرویی به مقصد نجف پیدا کردیم. نماز مغرب و عشاء را در بین راه خواندیم و با وجود تاریکی شب، گرمای هوا همچنان آزاردهنده بود. 🕌 با رسیدن به مدرسه آیت‌الله حکیم، هنوز خستگی راه از تنمان بیرون نرفته بود که تابلوی «تعطیلی مدرسه تا یک ساعت دیگر» را دیدیم. کمی استراحت کردیم و بی‌درنگ راهی حرم شدیم. 🤲 در جوار مضجع نورانی امیرالمؤمنین علیه‌السلام، زیارت امین‌الله و زیارت‌نامه حضرت را قرائت کردیم. به‌راستی حرم مولا، خانه پدری شیعیان است و آرامشی دارد که با هیچ چیز قابل مقایسه نیست. 🌅 پس از نماز صبح و صرف صبحانه، پیاده‌روی به سمت کربلای معلی را آغاز کردیم. در بین راه، به اصرار یکی از دوستان، توفیق زیارت مزار مرحوم آیت‌الله سید علی قاضی در وادی‌السلام را نیز پیدا کردیم. ☀️ گرمای هوا بسیار شدید بود و هر چند قدم، جرعه‌ای آب خستگی را از تنمان می‌گرفت. بخشی از مسیر را پیاده آمدیم و ادامه راه را با خودرو خود را به کربلا رساندیم. 🏴 پس از استقرار در موکب حسین‌جان، نخست به زیارت حضرت ابوالفضل العباس علیه‌السلام رفتیم. در میان جمعیت، زیارت‌نامه حضرت را خواندیم و این فراز، سخت بر دلمان نشست: ««لَعَنَ اللَّهُ مَنْ جَهِلَ حَقَّکَ وَاسْتَخَفَّ بِحُرْمَتِکَ.» خداوند لعنت کند کسی را که حق تو را نشناخت و حرمتت را سبک شمرد.» ❤️ سپس به حرم مطهر حضرت سیدالشهدا علیه‌السلام مشرف شدیم و زیر قبه نورانی حضرت، زیارت اربعین را قرائت کردیم؛ لحظاتی که وصفش در واژه‌ها نمی‌گنجد. 🕌 در مسیر بازگشت، دوست عزیزی که ملبس تشریف آورده بود نماز جماعت مغرب و عشاء را در یکی از مساجد اقامه کرد. بعد از نماز، شُله‌زرد خوش‌طعمی با عطر هل، خستگی روز را از تنمان بیرون برد. 🥤 در موکب ابوشحاط، ساعاتی را به خدمت زائران گذراندیم؛ از پر کردن یخچال‌های آب گرفته تا توزیع شربت آب‌لیمو میان زائران تشنه. شنیدن جمله «هَلابیکم یا زُوّار...» در کنار لبخند زائران، شیرینی این خدمت را دوچندان می‌کرد. 🚐 در مسیر بازگشت به مرز خسروی، ترافیک سنگین، مسیر سه ساعته را به حدود هفت ساعت تبدیل کرد. پس از عبور از مرز، بار دیگر مهمان خانواده بزرگوار آقای هرمزی شدیم و با پذیرایی گرمشان، این سفر معنوی به پایان رسید. 😄 البته جای خالی خاطرات شیرین دوستان هم بماند؛ مخصوصاً دوستی که تقریباً در هر توقف از جمع جا می‌ماند و همیشه یکی مأمور پیدا کردنش بود! و البته عبارت معروف «یک، دو و شش» که تا مدت‌ها سوژه خنده جمع ما خواهد ماند... 😉 🌹 اربعین به پایان رسید؛ اما شوق و دلتنگی‌اش تازه آغاز شده است... اللهم ارزقنا زیارة الحسین علیه‌السلام فی الدنیا وشفاعته فی الآخرة. ━━━━━━━━━━━━━━━ 📡 کانال ایتا | سبیل رشد eitaa.com/Sabil_roshd ━━━━━━━━━━━━━━━
🔺 راز ورود از هشت دروازه بهشت رسول اللّه صلى الله عليه و آله : الجَنَّةُ لَها ثَمانِيَةُ أبوابٍ... مَن أرادَ الدُّخولَ مِن هذِهِ الأَبوابِ الثَّمانِيَةِ فَليَتَمَسَّك بِأَربَعِ خِصالٍ : الصَّدَقَةِ وَالسَّخاءِ وحُسنِ الخُلُقِ وكَفِّ الأذى عَن عِبادِ اللّه ِ تَعالى 🌿 رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله فرمودند: «بهشت هشت دروازه دارد. هر کس بخواهد از این دروازه‌ها وارد شود، باید به چهار خصلت چنگ بزند: 💚 صدقه دادن 🤲 بخشندگی 😊 خوش‌اخلاقی 🕊️ و آزار نرساندن به بندگان خدا.» 📚 الفضائل، ص ۱۲۹ 🔗 eitaa.com/Sabil_roshd
🔺 بعد از اربعین، یک قرار نانوشته هست... اربعین پایان راه نیست؛ آغازِ بازگشتِ دل است... آن روز که کوله‌بار سفر بستیم، می‌دانستیم این راه، بی‌اذنِ کریمه‌ی اهل‌بیت علیهم‌السلام گشوده نمی‌شود. از همین رو، نخست سلاممان را به بانوی قم سپردیم و آنگاه راهیِ کربلا شدیم. دیشب، پس از بازگشت، دوباره به همان آستان آمدیم؛ نه از سر عادت، که برای ادای دِینِ محبت. گویی میان عاشقان، عهدی نانوشته جاری است؛ هر که از ضیافت اربعین بازمی‌گردد، دلش او را به حرم حضرت معصومه سلام‌الله‌علیها می‌کشاند. 🌿 حرم، رنگ اربعین داشت... هنوز بسیاری از زائران، غبار جاده را بر لباس‌هایشان حفظ کرده بودند؛ انگار دل‌هایشان هنوز میان ستون‌های طریق الحسین جا مانده بود. در ازدحام عاشقان، آنچه بیش از همه دیده می‌شد، اشک بود؛ اشکی که بی‌اجازه از گوشه‌ی چشم جاری می‌شد و زبانِ خاموشِ دل در برابر بانوی کرامت بود. در کنار مضجع نورانی حضرت، عالمانی آرمیده‌اند که هر یک چراغی برای رهروان حقیقت‌اند؛ اما نام علامه طباطبایی و آیت‌الله بهجت، در این حریم، جلوه‌ای دیگر دارد؛ گویی هنوز نفس‌هایشان در فضای حرم جاری است. 🌹 خداوندا... زیارت این بانو را نصیب همه‌ی دلدادگان اهل‌بیت علیهم‌السلام بگردان و دل‌های ما را تا ظهور صاحب این راه، ثابت‌قدم بدار. 📿 جهت سلامتی و تعجیل در فرج حضرت ولی‌عصر عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف، صلوات 🔗 eitaa.com/Sabil_roshd
🔺 دو خانواده، یک راه دور... 🕌 در حرم حضرت معصومه سلام‌الله‌علیها، سخن از تبلیغ بود؛ از سنگری که شاید آرام به نظر برسد، اما میدانِ نبردِ حقیقیِ امروز است. استاد رفیعی از کمّیت و کیفیت تبلیغ گفتند و از دستگاه‌هایی که برای این کار بودجه و امکانات دارند؛ اما آنچه باید باشد، هنوز نیست. از ترکیه گفتند؛ از شبکه‌هایی که شبانه‌روز برای تسخیر ذهن جوانان برنامه می‌سازند. و بعد، ماجرای راهبی مسیحی را نقل کردند که هر هفته دو روز، از تهران راهی روستایی در سمنان می‌شد؛ فقط برای دو خانواده. دو خانواده... و ناگهان این سؤال در ذهن آدم می‌پیچد: ❓ اگر آنان برای دو خانواده این‌چنین پای کارند، ما برای ایمان یک نسل چه کرده‌ایم؟ جنگ، همیشه با گلوله آغاز نمی‌شود؛ گاهی از یک صفحه تلویزیون، یک فیلم، یک جمله و یک باور آغاز می‌شود... و چه بسیار سنگرهایی که بی‌آنکه صدای شلیک گلوله‌ای شنیده شود، فرو می‌ریزند. 📡 سبیل رشد | ایتا eitaa.com/Sabil_roshd
🔺 زندانِ طلاییِ دنیا 🔒✨ 🌿 امام صادق علیه‌السلام: «المَسجونُ مَن سَجَنَتهُ دُنياهُ عَن آخِرَتِهِ.» 📖 زندانى [واقعى] كسى است كه دنيايش او را از آخرتش باز داشته باشد. 📚 الکافی، ج ۲، ص ۴۵۵، ح 9 گاهی زندان، میله و دیوار ندارد... هر چیزی از تعلقات دنیایی که انسان را از یاد خدا و مسیر آخرت باز بدارد، خود به‌مثابه زندانی است که روح را در خود محبوس می‌کند. 📡 کانال ایتا: eitaa.com/Sabil_roshd