و از همان آغاز ما را صبور ساختند! :)🌤
صبورا خونهٔ کوتاهنوشتهای آرومیه که کلمهها قدم آهسته برمیدارند؛
جایی که فکرها خاک مینشینند؛
حرفهایی که نمیخواهند قانع کنند، فقط میخواهند همراه باشند🌱
نوشته بود :
یاد یه روزایی از زندگیت
میوفتی که باورت
نمیشه " خودت " اونا
رو پشت ِسر گذاشتی ؛
بیشتر که دقت میکنی
میبینی نه بابا خودت
کیلو چنده ، " خدات "
دستتو گرفت و نجاتت داد .