همونطور که در جایی امیرالمومنین میفرمایند اگر دلت میخواهد آزاد زندگی کنی، مثل بندگان و بردگان زحمت بکش کار کن رنج بکش و چشم از مال فرزندان آدم ( ولو حاتم طائی ) ببند.
دیدید بعضیا شغلی بهشون پیشنهاد شه میگن این دون شان منه؟ در ادامه میفرماید:
هرکاری، هرچه هم که تو آن را پست گمان کنی پست تر از اینکه دست طمعت پیش دیگری دراز باشد نیست.
پس نیازمندی به افراد دیگه نوعی رقیت و بردگیه اما بردگی تنی نیست، روحیه.
بعدی بردگی مال و ثروته. اینکه این همه بزرگان میگن بنده ی پول و ثروت نباش منظور خود پول و خود زمین نیست، چون اینها جامدن، مردن جانی ندارن از خودشون. و جامدات تصرفی در انسان ندارن. حقیقت مطلب اینه که انسان بردهی خصایص روحی خودش میشه. بنده حیوانیت خودش، بنده ی حرص و طمع. وگرنه پول و زمین قدرت نداره که انسان رو برده ی خودش بکنه.
و باز به همون بحث آزادی میرسیم که این خود من هستم که خودم رو بنده و برده میکنم. پس خودم رو از قید صفات نفسانی پلید آزاد میکنم.
اون وقته که مال دنیا در خدمته منه نه من در خدمت دنیا و مالش.
و اما بعد. انسان دو مقام یا درجه داره. دانی و حیوانی، عالی و انسانی. پیغمبران آمدهاند که آزادی معنوی بشر رو حفظ کنن. یعنی نزارن شرافت انسان، انسانیت انسان، عقل و وجدان انسان، اسیر شهوت یا خشم یا منفعت طلبی انسان بشه. این معنی آزادی معنویه. هر وقت شما دیدید بر خشم خودتون مسلط هستید، آزادید. هر وقت دیدید بر شهوت خودتون مسلط هستید آزادید. اما اگه دیدید تا چشمتون یک چیزی و میخواد میدوید دنبالش، شما اسیرید، بنده و برده هستید.
برای مطالعهی کامل مباحث میتونید به کتاب آزادی معنوی شهید مطهری رجوع کنید. انشاءالله که مفید بوده باشه.
امشب فقط امامزمانتون رو بخواید. هرچی مشکلداریم هرچی غم و سختی و خستگی و فشار و درد داریم از نبود امامه. پس راهحل اصلی باید خواستن امامباشه.