eitaa logo
من
96 دنبال‌کننده
120 عکس
2 ویدیو
0 فایل
من اینجام ⤹ @MOUSAVI_2 . . . . در تب و تاب رسانه✨️📸📚 . . . . استفاده از عکس های نسبتا شخصی ممنوع :]
مشاهده در ایتا
دانلود
خدایا دلمون به حکمتت گرمه😇🌸 @sadatt84
چندماه پیش یکی از اقوام پیشنهاد دادن با هم یه پروژه رو پیش ببریم. موضوع پروژه: (پیش رشدی جداسازی و شناسایی مولکولی گونه های پروبیوتیکی محصول لبنی پنیر از نمونه های جمع آوری شده کارگاه های تولیدی لبنی سنتی)!😶🔬🧫 اصلا برام جذاب نبود و پروژه نسبتا سنگینی بود (حدود ۶ ماه) قبول نکردم و الان این پیام رو ازشون دریافت کردم.👆🏻 اینکه اسمم تو پروژه باشه و بدون زحمت، برام رزومه بشه خیلیییی عالیه ولی اگه خدایی نکرده پروژه شکست بخوره، از اونجایی که بودجه بالایی بهش اختصاص میدن، از دوتامون شکایت میشه😅😁⚖⛓ فکر کنم ریسکش رو قبول نکنم بهتر باشه👀 شما وقتی توی دوراهی قرار میگیرین چکار میکنین؟ @sadatt84
تا الان همه چی خوب پیش نرفته؟! خراب کردی؟! به عشق حضرت مهدی (عج) خسته نشیاااا ! پاشو یا علی بگو اماممون به ما چشم دوختن ! یادت که نرفته روایت چقدر از ایرانیا تعریف میکنه و میگه اینا ظهور رو نزدیک می‌کنن :) @sadatt84
آیندمون، نتیجه تلاش امروزمونه... پس امروز رو قدر بدونیم! @sadatt84
امروز یکی از بنرهایی که با کلیییی بالا پایین و چالش زدم، (آخه جزو اولین کارام بود) چاپ شد و امروز دیدمش😍 البته اون سایزی که من زدم عریض تر بود منتها به خاطر کیفیت چاپش اینطوری تپل شد😅 من ذوقققققق😭😭😭🥺 آخه ببینینش...🥹🥹 پ.ن: اینجا یه گوشه از دفتر انجمن خواهرانه😁✨ @sadatt84
3.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
شروع فصل جدیدی از زندگیم🌾☺️🌩 ان‌شاءالله...♡ پ.ن: فیلم رو با صدا ببینین😅 @sadatt84
به خودت پیله کن تا پروانه شی [🐛🦋] @sadatt84
و خورشید در غروب خود شاهد بازی کودکان است و کودکان بی اعتنا به خاموشی خورشید درگیر بازی کودکانه خود هستند. فردا دوباره خورشید می‌آید و عادت کرده‌ایم به دوباره آمدنش... امان از روزی که آخرین غروب باشد و ما درک نکنیم! قدر خورشیدهای زندگیمون رو بدونیم... پ‌.ن: متنِ داداشم نویس😅😌🦦 @sadatt84
دنیا خوشحالی‌اش آلوده به غم است!🌱🩹 ⤾حضرت علی(ع) (غررالحکم.حدیث۳۴۵۹) @sadatt84
سلام؛ صبحتون بخیر🌾💚 خوشا آن چای که از سوی تو باشد☕️📿 @sadatt84
من
سلام؛ صبحتون بخیر🌾💚 خوشا آن چای که از سوی تو باشد☕️📿 #حرم_امام_رضا #لنز_من @sadatt84
چایِ حرم، حکایتِ عاشقانه‌ای‌ست در استکانِ ساده‌ای،  که نه از قند، بلکه از نقلِ عنایتِ رضا شیرین می‌شود...  انگار خودِ مولا، از عمقِ رحمتش، با دستِ کرامتش،  جرعه‌جرعه‌اش را در جانم می‌ریزد، تا تبِ دل شبیهِ صحرای لوت شود.  در خستگیِ راه، وقتی به حرم می‌رسم،  همان دمِ اول، عطرِ چای داغِ صحن با نغمه‌ی نقل‌ها،  به قلبم سلام می‌کند، و تمامِ وجودم را با گرمای مهرش تیمار...  این چای، برایم عزیزتر از هر نوشیدنی‌ست  جرعه‌ای از بهشت، در فنجانی از شوق، بر طَبقِ نور... دل‌انگیز، نه فقط از طعم،  که از لمسِ حضورِ بابا رضا در هر قطره‌اش. پ.ن: متنِ دوستم نویس 😎😁🖐🏻 @sadatt84