eitaa logo
صادقانه‌ها-صادق میرصالحیان
85 دنبال‌کننده
30 عکس
3 ویدیو
0 فایل
شعر، گاهی‌هم‌چند‌سطر‌حرف... دفتر مجازی صادق میرصالحیان مشتاق شنیدن نظرات هستم: @sadeghmirsalehi
مشاهده در ایتا
دانلود
برای سید عزیزمان حاج ابراهیم رئیسی... پیشانی اش مُهر شهادت داشت چون بوسه گاه حاج قاسم بود از آن زمان حتی نگاهش هم مثل نگاه حاج قاسم بود در کوه، در دریا و در جنگل دنبال ما می گشت، ما مردم یک عکس هم از میز کارش نیست اما نظرها داشت با مردم خدمت لباس بی بدیلش بود ایران حرم بود و حرم ایران روزی اقیمو‌ا الوزن بالقسط و روز دگر لا تخسروا المیزان فرق بیابان چیست با جنگل وقتی که باران بود ابراهیم هیزم به دور کشور آوردند اما گلستان بود ابراهیم راز شهادت چیست جز ماندن؟ پس این خبرخوان‌ها چه می گویند؟ در قلب مردم جای سید بود پس جستچوگرها چه می جویند؟ حالا میان بزم روح الله با دوستان‌ گرم ملاقات است گشتم میان کل صندوق‌ها او پیشتاز انتخابات است @sadeghane_ha
یامن‌ اسمه دوا و ذکره شفا... در ایوانت نشستم نطق من وا شد به آسانی که هم ناگفته می‌بینی و هم ننوشته میخوانی نشستم پای آن گلدسته تا عرش پیوسته نشستم گوشه‌ای پهلوی کشتی‌های بشکسته شنیدم نزد تو مرد کم آورده فراوان است و سنگ صحن تو سنگ صبور دردمندان است نشستم پای ایوان روی دامانم طلا می ریخت و از اسمت دوا می ریخت، از ذکرت شفا می‌ریخت طبیبانه به نوبت آمدم در باغ انگورت که مستان را مداوا کرده‌ای از سر مستورت دو حب انگور از باغت به کام خلق قسمت کن دو انگشت از مزار خود برون آور قیامت کن در ایوانت نشستم پاشدم دینم دوچندان ابوذر خاک کویت را تیمم کرد و سلمان شد سلامت می‌کند مردی تو می‌دانی چه می‌خواهد همین دانستن مولا ز درد بنده می‌کاهد همین که حرف ما را نیک می دانی خدا را شکر همین که از درت ما را نمی رانی خدا را شکر به ساحل آمدم اینجا به جز دریا چه می‌خواهم که صبح روز قبل از اربعین اینجا چه می‌خواهم مرا راهی راهی کن که راه توست یا حیدر رضایت‌نامه می‌خواهم، نگاه توست یا حیدر نجف تا کربلا راهیست مابین دو ابرویت به هم هرگز نخواهد خورد میزان ترازویت طریق یاحسینت را طریقی قسمتم فرما نظر کن درّ اشکم را، عقیقی قسمتم فرما حسین بن علی در کربلا رو بر نجف دارد که حتی روضه‌اش را بنگری سر در نجف دارد حسینی که علی را در عبایش اربا اربا دید و یکجا هم علی هم مرتضی هم مصطفی را دید حسینی که نشد نام علی هرگز فراموشش که تا دنیاست دنیا یک علی دارد در آغوشش * خداوندا مرا در خیل زوار علی حل کن مرا جای قیامت در صف کویش معطل کن @sadeghane_ha
برای حماسه امروز سیدعلی و یارانش… گفتی میایی جمعه، با ما حرف‌ها داری گفتم به خود شاید سر تنبیه ما داری گفتم که بعد از رفتن سیدحسن شاید با ما هوای شرحی از آن ماجرا داری گفتم که شاید بعد از آن باران موشک‌ها تفسیری از تحقیر اشقی الاشقیا داری گفتم در این اوضاع طوفانی خطر کردی اما همین در صحنه بودن را بنا داری اما به منبر با سلاحی از سخن در دست آرام می‌خواهی نمازت را به پا داری آرام می‌گویی که سید درّ لبنان بود آرام می‌گویی اگرچه گریه‌ها داری گفتی عزاداریم مثل داغ عاشورا آری شبیه خطبه زینب عزاداری روضه بخوان و لرزه بر کاخ یزید افکن فرعون‌ را بشکن که در دستت عصا داری گفتی اگر چه نیل و اسرائیل همدستند «ان معی ربی»، چه غم وقتی خدا داری یابن علی جایی برای ابن ملجم نیست شانه به شانه صف به صف تا جان فدا داری امروز عطری از عزیزی‌ در کلامت بود هر آینه صد آیه یوسف نما‌ داری شاید همین جمعه همان جمعه‌ست، می‌دانم آیینه‌ای از آن ضمیر آشنا داری… @sadeghane_ha
بعد از تو خنده های یتیمان چه می شود؟ ای ابر، سرنوشت بیابان چه می شو‌د؟ وقتی تو نیستی چه بخوانند قاریان تفسیر آیه آیه قرآن چه می شود؟ ای جان روزگار که در حال رفتنی تکلیف این شریعت بی جان چه می شود؟ ای علت و نهایت دنیا، بدون تو مقصد کجاست؟ خلقت انسان چه می شود؟ تیغ و زبان به سهم برابر تو را زدند پس حکم ناسپاسی یاران چه می شود؟ این واژه ها گلایه ما بود با علی گفتیم از حکایت خود آنچه می شود آغاز شد وصیت مولا به یک نگاه رو بر حسین، گفت که پایان چه می شود @sadeghanehaaa