2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🏴 شهادت سلطان خراسان، علی بن موسیالرضا علیهالسلام تسلیت باد.
اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى عَلِیِّ بْنِ مُوسَى الرِّضَا الْمُرْتَضَى الْإِمَامِ التَّقِیِّ النَّقِیِ
وَ حُجَّتِکَ عَلَى مَنْ فَوْقَ الْأَرْضِ وَ مَنْ تَحْتَ الثَّرَى الصِّدِّیقِ الشَّهِیدِ
صَلاَةً کَثِیرَةً تَامَّةً زَاکِیَةً مُتَوَاصِلَةً مُتَوَاتِرَةً مُتَرَادِفَةً کَأَفْضَلِ مَا صَلَّیْتَ عَلَى أَحَدٍ مِنْ أَوْلِیَائِکَ
"معرفی کتاب "
کتاب زیبا و پر بار " سلام بر ابراهیم " جلد اول
شامل: خاطرات شنیدنی شهید “ابراهیم هادی “
پدید آورنده : گروه فرهنگی شهید ابراهیم هادی
در این کتاب در واقع خلاصه ای از خاطرات شنیدنی و اتفاقات ،کرامات و خصایص این شهید بزرگوار می خوانیم .
شهید هادی به پهلوان بی مزار معروف هستند ،همچنین در ورزش
والیبال ، زورخانه و کشتی مهارت داشتند ، ابراهیم در باشگاه ابومسلم در اطراف میدان خراسان زیر نظر استاد گودرزی به طور حرفه ای کشتی می گرفتند و در وزن 68 کیلو در مسابقات قهرمانی 74 کیلو
مقام “اول” را کسب کردند .
خواندن رشادت ها و خاطرات شهید ابراهیم هادی جذاب و آموزنده است.
.مقام معظم رهبری فرمودند:
{ وقایع جنگ بسیار اهمیت دارد.
می خواهیم بگوییم که این جنگ یک “ گنج” است. آیا ما خواهیم توانست این گنج را استخراج کنیم یا نه ؟
امام سجاد (ع) توانست همان چند ساعت گنج عاشورا را استخراج کند. امام محمد باقر (ع) و ائمه بعد ایشان هم استخراج کردند و آن چنان این چشمه جوشان را جاری نمودند که هنوز هم در زندگی ما منشا خیر بوده ، همیشه انسان ها را بیدار کرده ، همیشه درس داده و یاد داده که چه کار باید کرد ، الان هم همینطور است ،هر کدام از ما شیعیان هر جمله ای از امام حسین (ع) را که برای مان به یادگار مانده می خوانیم به یاد می آوریم و احساس می کنیم روح تازه ای می گیریم و حرف تازه ای می فهمیم.
منبع : حدیث ولایت ج 7 ص 238
“شهید ابراهیم هادی” در اول اردیبهشت 1336 در خراسان دیده به جهان گشود .او چهارمین فرزند خانواده بود ،ابراهیم از همان نوجوانی طعم تلخ یتمیمی را چشید.از آنجا بود که همچون مردان بزرگ زندگی را پیش برد ابراهیم همزمان با تحصیل به کار در بازار مشغول بود ، همچنین اهل ورزش بود .
مردانگی و رشادت ابراهیم را می توان در ارتفاعات سر به فلک کشیده گیلان غرب تا دشت های سوزان جنوب مشاده کرد که رشادت او را در مناطق مختلف در اذهان یاران قدیمی جنگ، تداعی می کند .
ایشان درعملیات والفجر مقدماتی 5 روز به همراه گردان های کمیل و حنظله در کانال های فکه مقاومت کردند ،اما تسلیم نشدند .
سرانجام در 22 بهمن سال 61 بعد از فرستاندن باقی مانده رزمندگان به عقب، تنها با خدا همراه شد و به درجه رفیع شهادت نائل گشت .
او همیشه از خدا می خواست گمنام بماند چرا که گمنامی صفت یاران محبوب خداوند است .
ابراهیم هادی سالها گمنام و غریب در فکه ماند تا خورشیدی باشد برای راهیان نور .
شهید هادی هم اهل ورزش بود و هم نماز، والیبال و ورزش زورخانه را دوست داشت ، با شروع جنگ تحمیلی فعالیت های ورزش زورخانه را
کمتر کرد و با بچه های محل در جبهه ها حضور داشت.
از داستان های همرزمان و دوستان شهید هادی درباره ایشان می توان :
یدالله : سخت کوشی و یاری رساندن به خلق خدا
پیوند الهی : واسطه شدن ابراهیم برای ازدواج دو جوان معتقد
بازگشت امام : کمک رساندن به جریان انقلاب و تلاش برای زخمی ها و شناسایی شهدای انقلاب 20بهمن
تاثیر کلام شهید : شهید ابراهیم هادی گفت :
مطمئن باش چیزی مثل برخورد خوب روی آدم ها تاثیر ندارد ، مگر نخوانده ای ؛ خدا در قرآن به پیامبر(ص) می گوید : اگر اخلاق تند و خشن داشته باشی ، همه از اطرافت میروند ، خوش رویی را از رفتارو کلام پیامبر(ص) باید آموخت.
همچنین در این کتاب پربار می خوانیم: رسیدگی به مردم ، جشن
نیمه شعبان ، ابوجعفر، الله اکبر ، بصیرت و...
سخن آخر :
همه در این سالها از عنایات خدا ، به واسطه شهید عزیزو بزرگوار
حکایت می کنند.
از شفای بیمار سرطانی دراستان یزد با توسل و عنایت به شهید هادی تا آن دانشجوی بی ایمان و بی هدفی که شاید اتفاقی با شهید هادی آشنا شد
تا مسیر زندگیش تغییر کند !!!
تمام همرزمان و آشنایان شهید معتقد بودند که ابراهیم هادی ،
برای همه انسانها الگوی اخلاقی است .یکی از تکیه کلام های شهید هادی این بود که می گفتند :
“ کاری که مخلصانه نباشد به درد نمی خورد . “
مرحوم شیخ حسین زاهد می گفتند :
ابراهیم الگوی اخلاق عملی برای همه انسان هایی است که می خواهند
درس درست زیستن را بیاموزند .
معرفی کتاب
کتاب ستارهها چیدنی نیستند نوشته محمدعلی حبیباللهیان از نشر معارف، داستانی پرکشش و تأملبرانگیز است که با زبانی روان و روایتپردازی دقیق، خواننده را به دل تجربهای انسانی و درونی میبرد؛ تجربهای که در آن، هویت، آزادی، و انتخاب معنای تازهای پیدا میکنند.
قصه درباره دختری جوان به نام سارا است که در جامعهای غربی بزرگ شده و از کودکی در فضایی نفس کشیده که آزادی، برابری و استقلال زن، شعارهای تکراری آن بوده است. اما هرچه بزرگتر میشود، احساس میکند در پشت این شعارهای رنگارنگ، چیزی کم است. نوعی احساس تهی بودن، دلگرفتگی و گمشدگی که نمیگذارد با آرامش درونی زندگی کند. این حس، درست از جایی بیشتر میشود که سارا در محل کارش، با دختری مسلمان روبهرو میشود. دختری با پوششی متفاوت و نگاههایی پر از اطمینان. برخلاف تصور سارا، آن دختر نه تحت فشار خانواده است، نه عقبمانده از دنیا، بلکه انگار چیزهایی را فهمیده که سارا هنوز درکش نکرده.
کتاب ستارهها چیدنی نیستند را به نوجوانان و جوانانی پیشنهاد میکنیم که دلشان پر از سؤال است؛ درباره هویت، آزادی، دین، زن بودن و معنا داشتن زندگی. مخصوصاً اگر درگیر تردیدهایی درباره دین هستند یا با ظاهر دینی ارتباط عاطفی برقرار نمیکنند، این کتاب میتواند بدون زور و نصیحت، با قصهای ساده و انسانی، سرِ صحبت را با دلشان باز کند. همچنین برای پدر و مادرهایی که میخواهند فرزندانشان با حجاب و مفاهیم دینی از راهی دلنشین و غیرمستقیم آشنا شوند، این داستان انتخابی مؤثر و عمیق است. این کتاب حتی برای آنهایی که اهل مطالعه رمان نیستند هم جذاب و خواندنی خواهد بود
4.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📣 آقامبارڪاستردایامامتت ایغائبازنظربهفداےامامتت..
🔸 سالروز امامت حضرت صاحب الزمان(عج) مبارک 🌺
“معرفی کتاب”
سلام بر ابراهیم : ادامه زندگینامه و خاطرات شهید ابراهیم هادی (پهلوان بی مزار ) جلد دوم
اثر : گروه فرهنگی شهید ابراهیم هادی
" همه دسته گل به آب می دهند اما انگار حکایت ما فرق دارد.
ما دسته گل به خاک می دهیم ، انگار آنان که زلال تر از آب هستند باید خاک آلود به دیدار رب العالمین بروند .
ما دسته گلی زیبا به خاک فکه دادیم که عطرش هنوز به مشام می رسد ."
شهید ابراهیم هادی می دانست که هر کسی را چگونه جذب کند و با رفتار و اخلاق حسنه اش به راه دین داری و ولایت رهنود نماید ، وی جوانان هرزه و
بی هدف زیادی را به حضور در جبهه های جنگ دعوت کرده بود و زندگی شان ر تغییر داده بود
این شهید گرانمایه ویژگی برجسته ای که داشت ، اخلاص در کارهایش بود . دغدغه اصلی او در تمام طول عمرش کار مخلصانه برای خداوند بود .
شخصیت شهید ابراهیم هادی در عین سادگی و بی آلایشی دارای ابعاد وسیع و اثر گذاری است . در خاطرات برادر شهید هادی آمده است که :
{مادر مان زن مومن و بسیار معنوی بود ،همیشه به قرائت قرآن و ادعیه اهمیت می داد .ابراهیم نیز دست کمی از مادر نداشت .ابراهیم را در محله به عنوان ورزشکار مومن و با تقوا قبول داشتند . بارها دعوا و ناسازگاری میان مردم در محل را سر و سامان داده بود .
در حقیقت کارها و اقدامات شهید ابراهیم هادی مصداق کلام نورانی مولای مان حضرت علی (ع) در نهج البلاغه بود :
اصلاح و سازش دادن میان مسلمانان از تمام نمازها و روزه های مستحبی بالاتر است .
از دوستان شهید نقل شده :
ابراهیم شخصیت محبوبی داشت و در تیم والیبال خیلی خوب بازی می کرد و همچنین نمازش را همیشه قبل از تمرین در مسجد به جماعت می خواند .
شهید هادی درس جوانمردی و لوطی گری به ما داد ،رفاقت با ابراهیم ما را مقید به مسجد و نماز اول وقت کرد . آن هم در زمانی که هیئت و مسجد رفتن ، توسط بسیاری از جوانان آن دوره مسخره می شد !!
ابراهیم بسیار با تقوا و بدون تکبر بود ، ما شاهد خیلی از افراد بودیم که با آغاز انقلاب در درون آنها نیز انقلاب صورت گرفت و مذهبی شدند . اما ابراهیم از قبل انقلاب ، یک شخصیت خاص معنوی داشت که با همه متفاوت بود .
شهید هادی نه تنها در رعایت مستحبات و مکروهات دقت می کرد ،بلکه روح بسیار لطیف و معنوی او به گونه ای بود که بسیاری از افراد خوب جامعه ،با او قابل قیاس نبودند .
ابراهیم انسان بزرگ منش و با سخاوتی بود ، چرا که دنیا و مال دنیا در نظرش بسیار کوچک بود .
از دیگر داستان های جذاب و شنیدنی ابراهیم هادی :
مرد خدا به روایت مهدی حسن قمی :
ابراهیم بسیار مهربان بود و کم کم جذب شخصیت و متانت او می شدیم ، ابراهیم ما را مسجدی کرد ، او هر کاری می توانست برای رضای خدا انجام می داد .خدا هم در چشم مردم به او عظمت عجیبی داد .
ابراهیم اگر دنبال ورزش بود ، آن هم به اخلاص و معنویت او مربوط می شد.
می خواست از این طریق به بندگان خداوند خدمت کند .
در این کتاب ارزشمند می خوانیم : راه خدا ، برخورد با منکران ، در محضر علما ، هیئت ، احترام به سادات ، دستمال های سرخ و روزهای غم ...
از خصوصیات بارز شهید بزرگوار این بود که بسیار کم حرف بود . کشتی گرفتن بریش هدف نبود . آمده بود تا بدنی قوی داشته باشد . با تمام ورزشکاران برخورد خوبی داشت ، او با هر کشتی گیری رفاقت می کرد بعد از مدتی مثل ابراهیم ، به نماز اول وقت و معنویت اهمیت می داد .
روحیه پهلوانی داشت هیچگاه به سراغ نقطه ضعف حریف نمی رفت .عجیب بود که گاهی به حرفش روحیه می داد.
امیر منجر از همرزمان شهید هادی نقل می کند :
روزها گذشت و خبری از ابراهیم نبود ، تا اینکه ابراهیم در عملیات والفجر مقدماتی به شهادت رسید .مدتی خبر شهید هادی را اعلام نکردند . فکر می کردند که او زنده است و اسیر شده ،تا اینکه خبر گمنامی ابراهیم پخش شد .
از دوستان خبر شهادت ابراهیم را برای علامه جعفری بردند ، علامه جعفری هنگامی خبر شهادت و مفقود شدن پیکر ابراهیم را شنید خیلی ناراحت شد .
ایشان در وصف شهید هادی این شعر را قرائت کردند:
این مدعیان در طلبش بی خبرانند
آن را که خبر شد ، خبری باز نیامد ....
شهید هادی متانت و عزتمندی بسیاری داشت .همیشه از حاصل دسترنج خودش برای دیگران هزینه می کرد ، نه موقعیت های ویژه او را ذوق زده می کرد و نه از دست دادن موقعیت ها او را ناراحت و نگران .
مهندس احمد استاد باقر در خاطرات خود می نویسد :
این خصلت ها از او یک شخصیت اسطوره ای ساخت .ابراهیم چهره ملکوتی و جذابی داشت .ابراهیم رازدار خیلی از اطرافیان و دوستان خود بود ، دل بزرگی داشت همه اورا محرم اسرار می دانستند ...
مقام معظم رهبری درباره احترام به شهدا می فرمایند :
" زنده نگه داشتن یاد شهدا کمتر از شهادت نیست . "
“ پایان”