🚦 فلسفه قدرت در قرآن و نسبت آن با مذاکره
✍ محمدصادق تقی زاده طبری
🔺فلسفه قدرت در قرآن و نسبت آن با مذاکره، از بنیادیترین مباحثی است که هم در عرصه نظری دین و هم در میدان عمل سیاسی و روابط بینالملل برای امت اسلامی اهمیت دارد. قرآن کریم در ترسیم منطق قدرت، هندسهای از مناسبات میان قدرت و عدالت را به تصویر میکشد. در این هندسه، قدرت ارزشی مطلق در ذات خویش نیست بلکه وسیلهای الهی برای اقامه حق و دفع باطل است. همین نگاه است که سبب میشود آیات قرآن، قدرت را در عین ضرورت ، در نسبت با غایت الهی معنا کند.
🔸در این میان، آیه «وَأَعِدُّوا لَهُم مَّا اسْتَطَعْتُم مِّن قُوَّةٍ» از جمله نصوصی است که نه تنها در حوزه فقه جنگ، بلکه در فلسفه سیاسی اسلام جایگاه بنیادین دارد. این آیه، بهگونهای موجز و جامع، فلسفه قدرت را در قرآن بیان میکند.آمادگی مستمر، به اندازه توانایی، برای مواجهه با دشمن. «قُوَّة» در اینجا تنها به معنای توان نظامی صرف نیست؛بلکه اعم از هر نوع قدرت است؛قدرت نظامی، اقتصادی، فرهنگی و علمی. فلسفه این آیه آن است که قدرت، در نگاه قرآنی، شرط تحقق امنیت، عزت و استقلال است. بدون قدرت، مؤمنان نه میتوانند به عدالت دست یابند و نه میتوانند از ایمان خود دفاع کنند. قدرت به این معنا، بستر گفتوگو و مذاکره نیز هست، زیرا گفتوگو تنها زمانی به ثمر میرسد که طرف مؤمن در موضع اقتدار باشد، نه در جایگاه ضعف.
🔹اما قرآن در کنار دعوت به قدرت، آیه دیگری را نیز مطرح میکند: «وَإِن جَنَحُوا لِلسَّلْمِ فَاجْنَحْ لَهَا وَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ» . این آیه در ادامه همان منطق بیان شده است؛ یعنی در حالی که اصل، آمادگی قدرت و مقاومت است، اگر دشمن به صلح تمایل نشان دهد، اسلام نیز از درِ صلح وارد میشود. فلسفه این جمع میان قدرت و مذاکره در قرآن، ناظر به حقیقتی عمیق است. قدرت بهمثابه زمینه، و صلح بهمثابه نتیجهای مطلوب در صورتی که عزت مؤمنان محفوظ بماند. اینجا قرآن به هیچوجه مؤمنان را به سازش ذلیلانه دعوت نمیکند، بلکه در پرتو «وَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ» به آنان هشدار میدهد که حتی در صلح، اصل اعتماد بر خدا و حفظ اقتدار است، نه اتکا به دشمن.
🔸بدین ترتیب، میتوان فلسفه قدرت در قرآن را بر سه رکن دانست: نخست، ضرورت قدرت بهمثابه ابزار حفظ حق و نفی سلطه طاغوت؛ دوم، مشروعیت مذاکره و صلح در پرتو قدرت؛ و سوم، نفی هرگونه سلطهپذیری و استسلام در جریان گفتوگو. قرآن در آیه «فَلَا تَهِنُوا وَتَدْعُوا إِلَى السَّلْمِ وَأَنتُمُ الْأَعْلَوْنَ» این نکته را روشنتر بیان میکند. به مؤمنان هشدار میدهد که از موضع ضعف به صلح فرا نخوانند، زیرا آنان اگر ایمان و اقتدار خویش را حفظ کنند، «الأعلون» هستند. بنابراین، فلسفه مذاکره در قرآن، مبتنی بر تقدم قدرت است و هر مذاکرهای که در بستر ضعف شکل گیرد، خروج از منطق توحیدی است.
🔹از منظر فلسفی، این پیوند میان قدرت و مذاکره را میتوان در افق وسیعتر هستیشناسی قرآنی تحلیل کرد. در قرآن، هستی عرصه جدال دائمی میان حق و باطل است«بَلْ نَقْذِفُ بِالْحَقِّ عَلَى الْبَاطِلِ فَيَدْمَغُهُ فَإِذَا هُوَ زَاهِقٌ». حق برای اینکه بتواند بر باطل غالب شود، نیازمند ابزار و سازوکار است؛ یکی از آن ابزارها قدرت است. مذاکره در این میان، نه هدف غایی، بلکه یکی از شیوههای بهکارگیری قدرت در میدان تاریخ است. اگر مذاکره منجر به تثبیت حق شود، مطلوب و مشروع است؛ اما اگر به سلطه باطل بیانجامد، عین انحراف است. این نگاه فلسفی ـ قرآنی سبب میشود که مسلمانان در عرصه معاصر، نسبت مذاکره با قدرت را درست فهم کنند. هر گفتوگویی که بدون پشتوانه قدرت مقاومت صورت گیرد، به سازش و تسلیم ختم میشود؛ و هر گفتوگویی که بر پایه اقتدار باشد، بخشی از جهاد کبیر است.
🔸همین منطق را میتوان در سیره پیامبر اکرم ص مشاهده کرد. پیامبر با وجود دعوت دائمی به صلح و رحمت، در بدر و احد و احزاب جنگیدند و در عین حال در حدیبیه مذاکره کردند. اما نکته اینجاست که مذاکره حدیبیه نیز نه از موضع ضعف، بلکه در چارچوب قدرت نوظهور امت اسلامی بود. این نشان میدهد که منطق قرآن در نسبت میان قدرت و مذاکره، بر راهبردی حکیمانه استوار است: قدرت شرط لازم، مذاکره ابزار حکمت و نتیجه عزت مؤمنان خواهد بود.اما هرگاه قدرت نادیده گرفته شود و مذاکره به سازش بدل گردد، امت اسلامی از فلسفه توحیدی قرآن فاصله گرفته است. از «وَأَعِدُّوا لَهُم مَّا اسْتَطَعْتُم مِّن قُوَّةٍ» تا «وَإِن جَنَحُوا لِلسَّلْمِ فَاجْنَحْ لَهَا»، قرآن به ما میآموزد که قدرت و مذاکره دو سوی یک حقیقتاند. این منطق فلسفی ـ قرآنی، امروز بیش از هر زمان دیگر، چراغ راه امت اسلامی در میدان نبرد و عرصه دیپلماسی است.
┅═✧❁🌿🌺🌿❁✧═┅┄
🟥 پژوهشکده مطالعات تمدنی شهیدصدر(ره)
📲@sadr_ir
🌐https://sadr.ihu.ac.ir/
17.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 هزینه دفاع از حق
🎙 سخنران: دکتر اسماعیل شاطری
🔰 موضوع نشست: ناترازی قدرت نرم و سخت در مواجهه با تهاجم ترکیبی دشمن
#کلیپ #مرکز_تربیت_اسلامی
┄┅═✧❁🌿🌺🌿❁✧═┅┄
🟥 پژوهشکده تمدنی شهید صدر (ره)
📲@sadr_ir
🌐https://sadr.ihu.ac.ir/
🚦جنگ و درس هایی تربیتی برای خانواده
#بخش_اول
✍️ #دکتر_بشیر_خالقیپور
جنگ، به مثابه یک ترومای جمعی و ضربه روانی گروهی و یک فشارگاه اجتماعی حاد، میتواند درسی بزرگ برای نهاد خانواده و شیوههای تربیتی داشته باشد. این درسها لزوماً توجیهگر جنگ نیستند، بلکه «سازوکارهای بقا و انطباقی» هستند که در شرایط بحران آشکار میشوند و میتوانند در شرایط عادی نیز راهگشا باشند.
جنگ سرفصل های تربیتی مهمی برای خانواده ها در حوزهی ارتباط با فرزندان دارد که میتوان به بخشی از آن ها اشاره کرد؛
۱. تابآوری (به عنوان یک مهارت پایه):
جنگ به خانوادهها میآموزد که چگونه در برابر سختیها خم شوند، اما نشکنند. این توانایی، همان تابآوری است، چیزی که منجر به خودکارآمدی، خوشبینی و توانایی ایجاد روابط معنادار می شود. خانواده ها در مواجهه فرزندان شان با مباحث دوران جنگ با چالشهای مختلفی روبرو میشوند، متوجه مفهوم پیروزی و در عین حال شکست میشود و آن را از طریق رسانهها تجربه میکنند. این کار "مقاومسازی روانی" آن ها را به دنبال دارد.
۲. اولویتبندی ارزشها: گذار از مادیات به معنویات
در شرایط جنگی، بسیاری از داراییهای مادی از بین میروند. آنچه باقی میماند، ارزشهای انسانی و ارتباطات عاطفی است: عشق، ایثار، صداقت، و تعهد به خانواده و جامعه.
این امر به خانوادهها نشان میدهد که پایههای واقعی زندگی بر ارزشهای غیرمادی استوار است و آنچه که باید در تربیت فرزندان خصوصا در ایام جنگ دقت نمود ارزشهای اخلاقی و انسانی (مانند نوع دوستی، راستگویی، مسئولیتپذیری) است که لازم است بیش از موفقیتهای مادی و ظاهری بر آن ها تأکید کرد. در این راستا داستانگویی درباره قهرمانانی که به دلیل ایثار و شجاعتشان مورد احترام هستند نه ثروتشان، میتواند مؤثر باشد.
۳. اهمیت پیوندهای اجتماعی و همبستگی
جنگ مرزهای مصنوعی را از بین میبرد و مردم را در برابر یک سرنوشت مشترک متحد میکند. همسایهها به یکدیگر غذا میرسانند، غریبهها پناه یکدیگر میشوند و مفهوم سرمایه اجتماعی در اوج خود ظاهر میشود.
بر اساس نظرات امیل دورکیم، جنگ نوعی همبستگی مکانیکی قوی ایجاد میکند که مبتنی بر احساسات و باورهای مشترک جمعی است.
در این شرایط موقعیت هایی فراهم میشود که فرزند احساس تعلق به جمع را میآموزد. مشارکت در کارهای خیریه، کمک به همسایگان نیازمند و اهمیت دادن به دیگران به طور طبیعی بخشی از برنامه تربیتی فرزندان است.
┄┅═✧❁🌿🌺🌿❁✧═┅┄
🟥 پژوهشکده مطالعات تمدنی شهیدصدر(ره)
📲@sadr_ir
🌐https://sadr.ihu.ac.ir/
🚦جنگ و درس هایی تربیتی برای خانواده
#بخش_دوم
✍️ #دکتر_بشیر_خالقیپور
۴. مهارتهای زندگی عملی و خوداتکایی
در جنگ، سیستمهای عادی زندگی از کار میافتند. خانوادهها مجبور میشوند، تعمیرات کوچک، کمکهای اولیه و مدیریت منابع را خودشان انجام دهند. افرادی که از مهارتهای خوداتکایی پایه برخوردارند، بهتر میتوانند با پیامدهای بحران کنار بیایند و اضطراب کمتری تجربه میکنند. ضمناً فرزندان می آموزند که وابستگی به ابزارهای ارتباطی، اینترنت، برخی سرگرمی های دیگر را باید از خود جدا کنند.
۵. آگاهی تاریخی و انتقال خرد بین نسلها
راویان جنگ که در میدان مبارزه بوده اند، حاملان خاطرات و درسهای تاریخی هستند. گفتوگو بین بزرگترها و کودکان درباره تجربیات زمان جنگ، باعث انتقال خرد، ایجاد حس هویت و درک عمیقتر از تاریخ میشود.
صحبت کردن درباره این تجربیات البته به صورت سازنده و با اجتناب از عوامل اضطراب زا، میتواند به جای انتقال آسیب، باعث انتقال تابآوری شود و به فرزندان هویت و قدرت میبخشد. این کار او را به گذشته پیوند میزند و برای آینده آماده میکند.
۶. مراقبت از سلامت روان
بررسیهای علمی نشان داده که شرایط جنگی عامل برخی از آسیبهای روانی (PTSD، اضطراب، افسردگی) است و افراد آسیب دیده نیاز به درمان و حمایت دارند. خانواده ها باید فضایی امن برای بیان احساسات منفی (ترس، غم، خشم) فراهم کنند.
جنگ به خانوادهها میآموزد که هدف غایی تربیت، پرورش فرزندانی نیست که فقط در شرایط ایدهآل موفق باشند، بلکه پرورش انسانهایی تابآور، معنوی، متعهد به جامعه و مجهز به مهارتهای زندگی است که میتوانند در سختترین شرایط نیز نه تنها زنده بمانند، بلکه شرافتمندانه و انسانی زندگی کنند.
این درسها را میتوان در قالب قصهگویی، الگوسازی، دادن مسئولیتهای واقعی، ایجاد فرصت برای مواجهه با چالشهای کنترلشده و برقراری گفتوگوی صادقانه درباره احساسات و تاریخ به نسل بعد منتقل کرد.
┄┅═✧❁🌿🌺🌿❁✧═┅┄
🟥 پژوهشکده مطالعات تمدنی شهیدصدر(ره)
📲@sadr_ir
🌐https://sadr.ihu.ac.ir/
اندیشکده شهر اسلامی-ایرانی برگزار می کند:
🔰 نشست تخصصی:
آسیب شناسی ساختار و عملکرد شورای عالی شهرسازی و معماری ایران
🎙سخنرانان:
🔹دکتر محمد سعید ایزدی
دبیر اسبق شورای عالی شهرسازی و معماری ایران و عضو هیئت علمی دانشگاه بوعلی سینا همدان
🔹دکتر محمد صالح شکوهی بیدهندی
عضو هیئت علمی گروه شهرسازی دانشگاه علم و صنعت ایران
🎙دبیر نشست:
🔸مهندس آرمین اسلامی
کارشناس گروه شهرسازی اندیشکده شهر اسلامی-ایرانی
⏰زمان: چهارشنبه 9 مهر ماه،
ساعت 15 الی 17
🏢لینک نشست: https://skyroom.online/ch/sadr/sh-eslami-irani
توجه: نشست بصورت مجازی برگزار می گردد.
#اندیشکده_شهر_اسلامی_ایرانی
#شورایعالی_شهرسازی_معماری_ایران
#شهرسازی
#معماری
#نشست
┄┅═✧❁🌿🌺🌿❁✧═┅┄
🟥 پژوهشکده مطالعات تمدنی شهیدصدر(ره)
📲@sadr_ir
🌐https://sadr.ihu.ac.ir/
🚦ملت یا امت؟ تأملی بر هویت مخاطب جنگ ۱۲ روزه
✍ #محمدحسینشاهآبادی
جنگ ۱۲ روزه فرصتی بود تا دوباره پرسش قدیمی «ملت یا امت؟» در فضای فکری و سیاسی جهان اسلام مطرح شود. برخی در این دوران تأکید کردند که باید نگاه خود را صرفاً به مرزهای ملی محدود کنیم و دغدغه امت اسلامی را کنار بگذاریم. اما تجربه نشان داد که چنین نگاهی، قدرت واقعی جوامع اسلامی را کاهش میدهد.
ملت و کشور با مرزهای جغرافیایی مستقل ارزشمندند، اما نباید جایگزین «امت» شوند. در حقیقت، ملت همچون قطرهای است که هویت خود را دارد، ولی هنگامی که در دریای امت قرار میگیرد، به قدرتی شگرف دست مییابد. جداسازی ملت از امت، همان خطایی است که قرآن نسبت به آن هشدار داده است و تاکید می کند که عربیت و حس ناسیونالیستی نباید بر این غلبه کند: «قَالَتِ الْأَعْرَابُ آمَنَّا، قُل لَّمْ تُؤْمِنُوا وَلَكِن قُولُوا أَسْلَمْنَا (حجرات، ۱۴) اینجا روشن میشود که ایمان حقیقی، امری قلبی است نه صرفاً زبانی.
اما ایمان واقعی چیست؟ قرآن پاسخ می دهد: «إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِينَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ ثُمَّ لَمْ يَرْتَابُوا وَجَاهَدُوا بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنفُسِهِمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ» (حجرات، ۱۵) بنابراین، امت اسلامی بر پایه ایمان و جهاد شکل میگیرد، نه بر اساس قومیت یا ملیت. اسلامِ ظاهری یا عربیتِ صرف، توان ایجاد قدرت جمعی ندارد. آنچه امت را قوام میبخشد، اتحاد مؤمنان و مقاومت در برابر دشمن است.
جنگ ۱۲ روزه نشان داد که دشمنان اسلام با تکیه بر ملیگرایی افراطی تلاش میکنند ملتها را از امت جدا کنند. جدا کردن سوریه، درگیر کردن لبنان یا حمله مستقیم به ایران، همه در راستای شکستن «جبهه مقاومت» بود. اما تجربه ثابت کرد که آنچه قدرت واقعی میآفریند، امت اسلامی است که حول محور ایمان و مقاومت شکل گرفته است.
سؤال مهم این است: آیا ملتها در دل امت محو میشوند؟ پاسخ منفی است. ملت همچنان موجودیت و استقلال خود را دارد، اما در چارچوب امت قدرتی فراتر مییابد. استقلال یک ملت، مانند استقلال یک فرد در جامعه است؛ همانگونه که فرد در جامعه هویت جدید پیدا میکند، ملت هم در امت هویت بالاتری مییابد.
امت اسلامی در ادبیات قرآن مفهومی فراتر از یک واحد سیاسی یا قومی است؛ امت بر پایه ایمان به خدا و رسول بنا میشود و اسلام ظاهری نمیتواند چنین پیوندی را ایجاد کند. اگر ملتها بر ملیت خود بیش از حد تکیه کنند و خود را از امت جدا سازند، مانند قطرهای خواهند بود که از دریا فاصله گرفته و بهراحتی تبخیر یا نابود میشود.
پیروزیهای جبهه مقاومت، از لبنان تا فلسطین، گواهی روشن است که ایمان و اتحاد امت میتواند در برابر قدرتهای بزرگ جهان بایستد. ملت ایران نیز قدرت خود را از همین بستر گرفته است. اگر ایران تنها بر ملیت خود تکیه میکرد، امکان ایستادگی در برابر رژیم صهیونیستی و آمریکا وجود نداشت. اما قرار گرفتن در دریای امت اسلامی و پیوند با بنمایه مقاومت و جهاد، قدرتی آفرید که دشمنان را به عقبنشینی واداشت.
پس امت اسلامی نه جایگزین ملت است و نه رقیب آن؛ بلکه افقی است که ملتها را در مسیر ایمان، مقاومت و عزت حقیقی به هم پیوند میدهد. همانگونه که قرآن فرمود: «وَإِنَّ هَذِهِۦٓ أُمَّتُكُمْ أُمَّةً وَحِدَةً وَأَنَا رَبُّكُمْ فَاعْبُدُونِ» (انبیاء، ۹۲)
┄┅═✧❁🌿🌺🌿❁✧═┅┄
🟥 پژوهشکده مطالعات تمدنی شهیدصدر(ره)
📲@sadr_ir
🌐https://sadr.ihu.ac.ir/