#معرفی_کتاب
📚عنوان: گزارههای هنجاری مدیریت رسانهای در بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی
🖊تألیف: دکتر عبدالکریم خیامی/ دکتر حسین کیاء (پژوهشگران پژوهشکده مطالعات تمدنی شهید صدر)
🔻این کتاب تلاشی است برای استخراج #گزارههای_هنجاری_مدیریت_رسانه از مجموع سخنرانیها، مکتوبات و احکام انتصابی رهبر معظم انقلاب از دهه ۱۳۶۰ تا سال ۱۴۰۲. در بخش نخست کتاب، نسبت دیدگاههای ایشان با نظریههای هنجاریِ رایج در حوزه رسانه بررسی میشود تا وجوه اشتراک و افتراق روشن گردد و بنیانی برای استنباط گزارههای هنجاریِ مرتبط با مدیریت رسانه فراهم آید؛گامی مقدماتی برای تسهیل صورتبندیِ نظریه هنجاری ایشان در حوزه رسانه.
🔻سپس گزارههای اختصاصی هر رسانه -از مطبوعات و کتاب تا موسیقی، سینما، تلویزیون و فضای مجازی- مرتبسازی و تبیین میشود. در ادامه، ارکان مدیریت رسانه از منظر رهبری در محورهای سیاستگذاری، نظارت و ارزیابی، مواجهه با فناوریهای نو، سازمانیابی اجتماعات صنفی، جذب و پرورش نیروی انسانی، نسبت پیام هنری با مخاطب و مأموریتهای برونمرزی تحلیل و صورتبندی شده است. بنابراین، برآیند این پژوهش، چارچوبی اولیه و منقح برای استخراج و تبیین نظریه هنجاری مدیریت رسانه در جمهوری اسلامی ایران در اختیار مدیران، سیاستگذاران و پژوهشگران حوزه رسانه قرار میدهد.
┄┅═✧❁🌿🌺🌿❁✧═┅┄
▫️دانشگاه جامع امام حسین (ع)
🌐 https://Www.ihu.ac.ir
▫️پیامرسان بله، ایتا و روبیکا:
🆔 @ihu_ac_ir
💠حکمرانی ضداخلاق: تحلیل علامه طباطبایی از ناسازگاری ذاتی در الگوهای حکمرانی مادیگرا
🔶یادداشت دوم، از مجموعه معنویت و حکمرانی: ضرورت و امکانسنجی
🖊#سید_علیرضا_تقوی؛ پژوهشگر مطالعات حکمرانی، پژوهشکده مطالعات تمدنی شهید صدر
🔻این یادداشت، در ادامهی طرح بحران در حکمرانی مدرن، به ریشهیابی این مسئله از منظر علامه طباطبایی میپردازد. در این نوشتار، نشان داده میشود که چگونه حکمرانی مبتنی بر جامعهشناسی مادی، به دلیل «ناسازگاری ذاتی» و «دعوت به دو امر متضاد»، به طور قهری به یک «حکمرانی ضداخلاق» منجر میگردد. یادداشت حاضر با تبیین این تناقض درونی، پیامدهای آن در عرصه بینالمللی و بحرانهای تاریخی را بررسی کرده و استدلال میکند که قانونِ بریده از معنویت، همچون درختی بیریشه، فاقد پایداری و ثمردهی است.
✅ این یادداشت تحلیلی را از اینجا مطالعه کنید.
📌 یادداشتهای پیشین:
۱. بحران در کالبد حکمرانی مدرن و پرسش از امکان ساختاری شدن معنویت
❇️ تأمُّلاتــــــــ | درنگی در باب تمدن و حکمرانی اسلامی:
▫️ @TamadonVaHokmrani
•┈┈••••✾•🌿🌺🌿•✾•••┈┈•
🟥پژوهشکده مطالعات تمدنی شهید صدر (ره)
📲@sadr_ir
🌐https://sadr.ihu.ac.ir/
⭕The third International Conference on the Decline of The united states: The New Era of The World
🔰Specialized meeting on the topic
Changes in the power relations of the international system
🔻with the presence of
🔸️Dr. Abniwa Pandia
◽Professor of the University of Jindal Global India
🔸️Dr. Egor Alexandovich Matawif
◽Professor of International Relations, Moscow University
secretary
🔸️Dr. Alireza Kohkan
◽Associate Professor of International Relations, Allameh Tabatabaei University
Thursday, October,16, 1404
10:30 to 12:00
📍virtual meeting
Virtual presence link
https://skyroom.online/ch/sadr/usdecline
Those who have registered on the conference website at usdecline.ir will be awarded a certificate of attendance at the meeting.
┄┅═✧❁🌿🌺🌿❁✧═┅┄
🟥 پژوهشکده مطالعات تمدنی شهید صدر (ره)
📲@sadr_ir
🌐https://sadr.ihu.ac.ir/
⭕️دبیرخانه سومین همایش بین المللی افول آمریکا برگزار می کند:
🔰مصاحبه تخصصی با موضوع:
اقتصاد سیاسی بین الملل در حال گذار
🔻باحضور:
🔸 دکتر میترا راه نجات
▫️دانشیار دانشگاه علامه طباطبایی
دبیر:
🔸دکتر علیرضا کوهکن
▫️ دانشیار روابط بین الملل دانشگاه علامه طباطبایی
📆 پنج شنبه ۲۴ مهر ماه 1404
⏰ساعت ۱۵ الی ۱۶
📍نشست مجازی
🌐لینک حضور مجازی:
https://skyroom.online/ch/sadr/usdecline
❇️ به کسانی که در تارنمای همایش به نشانی usdecline.ir ثبت نام کرده باشند، گواهی حضور در نشست اعطا می گردد.
┄┅═✧❁🌿🌺🌿❁✧═┅┄
🟥 پژوهشکده مطالعات تمدنی شهید صدر (ره)
📲@sadr_ir
🌐https://sadr.ihu.ac.ir/
⭕️دبیرخانه سومین همایش بین المللی افول آمریکا برگزار می کند:
🔰مصاحبه تخصصی با موضوع:
نظام بین الملل درحال گذار و سیاست داخلی آمریکا
🔻باحضور:
🔸 دکتر علیرضا کوهکن
▫️دانشیار روابط بین الملل دانشگاه علامه طباطبایی
دبیر
🔸دکتر حمید حکیم
▫️ استاد یار روابط بین الملل دانشگاه علامه طباطبایی
📆 پنج شنبه ۲۴ مهر ماه 1404
⏰ساعت ۱۶ الی ۱۷
📍نشست مجازی
🌐لینک حضور مجازی:
https://skyroom.online/ch/sadr/usdecline
❇️ به کسانی که در تارنمای همایش به نشانی usdecline.ir ثبت نام کرده باشند، گواهی حضور در نشست اعطا می گردد.
┄┅═✧❁🌿🌺🌿❁✧═┅┄
🟥 پژوهشکده مطالعات تمدنی شهید صدر (ره)
📲@sadr_ir
🌐https://sadr.ihu.ac.ir/
🚦اندیشکده مطالعات ایران
جامعه امنیتی و دکترین دفاعی ایران
✍دکتر سعیده شمس، پژوهشگر ارشد مطالعات منطقهای
تحولات پرشتاب خاورمیانه، بار دیگر ضرورت بازتعریف راهبرد امنیتی ایران را آشکار ساخته است. تداوم دکترین بازدارندگی بدون نهادسازی و همکاری منطقهای، کشور را در موقعیت قدرتی مقتدر اما پرهزینه نگه میدارد. به باور نگارنده، تعادل میان آرمانگرایی و واقعگرایی، کلید بازسازی امنیت ملی و ارتقای جایگاه ایران بهعنوان ضامن ثبات منطقهای است.
خاورمیانه، بهعنوان یکی از حساسترین مناطق ژئوپلیتیکی جهان، در نقطه تلاقی انرژی، ادیان و منافع قدرتهای جهانی قرار دارد. ایران در این منطقه از مزیتهای ژئوپلیتیکی پایدار نظیر جمعیت جوان، منابع غنی انرژی و موقعیت استراتژیک هارتلند برخوردار است؛ مؤلفههایی که فراتر از هر دولت یا نظام سیاسی معنا مییابند و نشانگر پیوستگی تاریخی و تمدنی ایران در قلب آسیا هستند.
راهبرد امنیتی جمهوری اسلامی طی چهار دهه گذشته بر سه محور اصلی استوار بوده است: استقلال، آموزههای انقلابی و مخالفت با اسرائیل. این جهتگیری توانسته است نفوذ منطقهای ایران را از لبنان تا یمن گسترش دهد، اما در عین حال باعث تشدید سیاستهای مهار و فشار از سوی محور غربی – عبری نیز شده است. تحریم، ایرانهراسی و فشارهای نظامی و رسانهای در این چارچوب قابل تحلیلاند.
در دوران پسابرجام، نیاز به بازنگری در راهبرد امنیتی بیش از گذشته احساس میشود. ایران برای حفظ جایگاه خود در معادلات آینده خاورمیانه، ناگزیر از برقراری توازن میان آرمانگرایی و واقعگرایی است. تأکید بیش از اندازه بر مؤلفههای ایدئولوژیک بدون پشتوانه نهادی و اقتصادی، خطر انزوای منطقهای را افزایش میدهد؛ همانطور که واقعگرایی صرف بدون بعد فرهنگی و تمدنی، استمرار نفوذ راهبردی ایران را دشوار میسازد.
یکی از چالشهای اساسی سیاست منطقهای ایران، تمرکز بر گروههای غیردولتی بهجای ایجاد ائتلافهای پایدار با دولتها بوده است. این رویکرد، اگرچه در کوتاهمدت بازدارندگی را تقویت کرده، اما در بلندمدت مانع از نهادسازی منطقهای شده است. فرصتهایی همچون تشکیل سازوکارهای چندجانبه مشابه شورای همکاری خلیج فارس یا تقویت سازمان همکاری اسلامی با محوریت ایران، هنوز به فعلیت نرسیدهاند. از سوی دیگر، غفلت از قدرت رسانهای و اتکای صرف به ابزارهای سختافزاری، تصویر ایران را در افکار عمومی منطقه تضعیف کرده است.
خروج آمریکا از برجام در سال ۲۰۱۸ را میتوان نقطه گسست راهبردی در سیاست امنیتی ایران دانست. در حالی که راهبرد «بازدارندگی فعال» موجب افزایش توان موشکی و تقویت محور مقاومت شد، اما همزمان پرسشهایی درباره مشروعیت بینالمللی آن ایجاد کرد. پروژههایی نظیر «از کابل تا مدیترانه» با وجود دستاوردهای میدانی، به دلیل فقدان پشتیبانی دولتهای منطقه، به نهادسازی پایدار منتهی نشدند.
امروز جهان پساشوروی دیگر مرزهای سنتی شرق و غرب را نمیشناسد. قدرتهایی مانند چین و هند با ایالات متحده تعامل دارند و منطق تقابل مطلق، بیش از هر زمان پرهزینه است. در این میان، سهم ایران از اقتصاد جهانی (حدود ۰.۳۸ درصد) و محدودیتهای ساختاری اقتصاد داخلی، ضرورت بازتعریف نقش منطقهای کشور را دوچندان کرده است.
____________________________________
در شرایط کنونی، تداوم وضعیت موجود میتواند به افزایش انزوای منطقهای و فشار اقتصادی داخلی منجر شود. بدون بازتعریف واقعگرایانه از سیاست امنیتی، ایران در چرخهای از تنش مستمر با غرب گرفتار خواهد ماند. آینده امنیت ملی در گرو تلفیق قدرت سخت و قدرت نرم، آغاز همکاریهای کمتنش با همسایگان و تمرکز بر موضوعاتی نظیر آب، محیطزیست، تجارت و سلامت است.
حرکت بهسوی نهادسازی و اصلاح روایت رسانهای از سیاستهای ایران، شرط لازم برای گذار از وضعیت «قدرت بازدارنده» به «ضامن ثبات منطقهای» است؛ مسیری که نه بر تقابل، بلکه بر اعتماد، گفتوگو و منافع مشترک استوار خواهد بود.
┄┅═✧❁🌿🌺🌿❁✧═┅┄
🟥 پژوهشکده مطالعات تمدنی شهیدصدر(ره)
📲@sadr_ir
🌐https://sadr.ihu.ac.ir/
🚦اندیشکده مطالعات ایران
هندسه امنیت جمهوری اسلامی؛ از آرمان تا واقعیت
✍ دکتر احمد زارعان – عضو هیئت علمی دانشگاه جامع امام حسین(ع)
جمهوری اسلامی ایران از بدو پیروزی انقلاب درگیر تقابل تحمیلی با ایالات متحده و متحدانش بوده است؛ تقابلی که در طول چهار دهه، همه عرصههای سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی کشور را تحتتأثیر قرار داده است. هزینه اصلی ایران در این مسیر، ایستادگی بر استقلال سیاسی و تداوم مقاومت بوده است. برخلاف برخی برداشتها، ایران آغازگر ستیز نبوده، بلکه در برابر ساختار جهانیای که منافع آن را به رسمیت نمیشناسد، ناگزیر به مقاومت شده است.
در چنین بستری، هندسه امنیت جمهوری اسلامی بر سه ضلع کلیدی استوار است: استقلال سیاسی، پیشرفت علمی و فناوری (بهویژه در حوزههای هستهای و موشکی) و عمق تاریخی و تمدنی ایران. این سه محور، شاکله اصلی امنیت ملی کشور را تشکیل میدهند و در عرصه سختافزاری، توانستهاند تمامیت ارضی و بازدارندگی دفاعی ایران را تضمین کنند.
با این حال، در حوزههای نرم و زیرساختی، چالشهای جدی وجود دارد. ضعف در حکمرانی رسانهای، داده و فضای مجازی منجر به بروز نوعی ناامنی روانی و کاهش سرمایه اجتماعی شده است. همچنین، مسائل کلان اجتماعی و اقتصادی از جمله عدالت، تبعیض، آب، مهاجرت و قاچاق بهعنوان منابع اصلی ناامنی ساختاری شناسایی میشوند. در سطح سخت نیز، ضعف در برآورد تهدید، پروتکلهای حفاظتی و آموزش نیروهای امنیتی، آسیبپذیری در برابر ترور و نفوذ را افزایش داده است.
یکی از مسائل بنیادی در هندسه امنیت کشور، فاصله میان آرمان و واقعیت است. در سطح آرمانی، امنیت اسلامی بر مبنای «امنیت توحیدی و متعالی» شکل میگیرد؛ امنیتی که هم معاشی و هم معادی است. اما در واقعیت، امنیت بیشتر به شکل واکنشی و بخشی پیگیری میشود و مرجع آن، مردم نیستند بلکه نهادها و نخبگان تصمیمگیر تلقی میشوند.
امنیت نباید صرفاً به تهدیدات فوری تقلیل یابد، بلکه باید بهصورت چندبعدی و فرابخشی دیده شود. امنیت مردم، نه سلبریتیها یا نخبگان، باید مرجع اصلی تعریف امنیت در جمهوری اسلامی باشد. در غیر این صورت، نگاه امنیتی به امنیتسازی افراطی منجر میشود و خود به عامل ناامنی بدل خواهد شد؛ همانگونه که نظریهپردازان آن را «معمای امنیت» مینامند.
سواد امنیتی نیز باید در میان همه مدیران و نهادهای اجرایی گسترش یابد. در هندسه امنیت اسلامی، هر مدیر باید مدیر امنیتی باشد؛ یعنی توان شناسایی تهدید، مدیریت بحران و تقویت سرمایه اجتماعی را داشته باشد. همچنین ساختارهای امنیتی کشور نیازمند بازطراحیاند تا از موازیکاری، پراکندگی و ضعف در حفاظت جلوگیری شود. نظام جذب و آموزش نیروهای امنیتی نیز باید بر هوش، مهارت و تعهد واقعی تمرکز یابد.
در نهایت، بازتعریف هندسه امنیت جمهوری اسلامی بدون توجه به امنیت نرم، عدالت اجتماعی و حکمرانی رسانهای ممکن نیست. این سه عرصه بیش از تهدیدات نظامی، بنیان قدرت ملی را شکل میدهند.
اگر مرجع امنیت از نخبگان به مردم تغییر یابد، سرمایه اجتماعی بازسازی شده و امنیت پایدار تقویت خواهد شد. غفلت از ابعاد نرم امنیت، میتواند بیش از تهدیدات سخت، بنیان قدرت ملی را تضعیف کند.
برای تحقق هندسه امنیت متعالی، باید:
• مرجع امنیت بر اساس مردم بازتعریف شود؛
• سواد امنیتی در سطح مدیران و ساختارهای اجرایی گسترش یابد؛
• جذب و آموزش نیروهای امنیتی بر پایه هوش و مهارت بازنگری شود؛
• حکمرانی رسانهای تقویت و جامعه در برابر جنگ شناختی مصون گردد؛
• عدالت بهعنوان رکن اصلی امنیت پایدار در دستور کار قرار گیرد؛
• و ساختارهای امنیتی کشور بهصورت هماهنگ و کارآمد بازطراحی شوند.
امنیت اسلامی، زمانی تحقق مییابد که هم به معاش مردم و هم به معاد آنان بیندیشد؛ ترکیب این دو بُعد، جوهره نظریه بومی امنیت متعالیه است – هندسهای که ایران را از امنیت واکنشی به امنیت تمدنی ارتقا میدهد.
┄┅═✧❁🌿🌺🌿❁✧═┅┄
🟥 پژوهشکده مطالعات تمدنی شهیدصدر(ره)
📲@sadr_ir
🌐https://sadr.ihu.ac.ir/
🚦اندیشکده مطالعات ایران
بازخوانی تئوری امنیتی جمهوری اسلامی ایران؛ چالشها و راهبردهای پیشرو
✍دکتر سید جواد سیدی فرد (پژوهشگر مرکز مطالعات راهبردی)
جمهوری اسلامی ایران از بدو تأسیس، بر پایه دو اصل «ایدئولوژی انقلابی» و «ژئوپلیتیک تجدیدنظرطلبانه» شکل گرفت. این هویت دوگانه، از یک سو موجب تقابل ذاتی با نظم موجود منطقهای و بینالمللی شد و از سوی دیگر، موفقیتهای اولیهای همچون تثبیت انقلاب و مدیریت دوران دفاع مقدس را در پی داشت. با این حال، به مرور زمان، نبود یک «تئوری جامع امنیتی» باعث شد تا راهبرد کلان امنیتی کشور با ناپایداری، واکنشگری و روزمرگی مواجه شود.
بر اساس یافتههای نشست تخصصی «تئوری امنیتی جمهوری اسلامی ایران؛ چالشها و بایستهها»، مهمترین چالش پیشروی سیاست امنیتی ایران، عدم تعریف یک استراتژی ثابت و بلندمدت است. تصمیمات امنیتی عمدتاً واکنشی و تاکتیکی هستند و فاقد پشتوانه نظری منسجم. یکی از نقاط ضعف ساختاری در این زمینه، «عدم توجه به دولتها» به عنوان بازیگران اصلی نظام بینالملل است. اتکای ایران به شبکههای غیردولتی و گروههای مقاومت، هرچند در کوتاهمدت امکان مانور عملیاتی فراهم کرده، در بلندمدت منجر به «تنهایی استراتژیک» و بیاعتمادی عمیق دولتهای منطقه شده است.
از سوی دیگر، ایران علیرغم برخورداری از ظرفیتهای چشمگیر «ژئواکونومیک» (نظیر انرژی و معادن) و «ژئوکالچرال» (مانند هویت شیعی و اسلامی)، نتوانسته است از این مزیتها در راستای تقویت امنیت ملی و افزایش قدرت چانهزنی بینالمللی بهرهگیری مؤثر کند. همچنین، معمای امنیتی ایران به گونهای است که هر اقدام تدافعی از سوی تهران، از سوی رقبا به عنوان «تهدید» تفسیر شده و به چرخه رقابت تسلیحاتی دامن میزند.
در بعد داخلی، «چندصدایی سیاسی» و نبود اجماع ملی در مبانی امنیتسازی، به عاملی برای تضعیف سیاست خارجی و امنیتی تبدیل شده است. پدیده «امنیتسازی افراطی» نیز فضای داخلی را با چالش مواجه ساخته و امکان اتخاذ راهبردهای متوازن را محدود کرده است. از جنبه سختافزاری نیز، ایران با ضعف در «برتری هوایی» و فقدان راهبرد ضداطلاعاتی کارآمد، در برابر تهدیداتی چون اقدامات اسرائیل آسیبپذیر باقی مانده است.
برای خروج از این بنبست، بازتعریف تئوری امنیتی ایران بر اساس «واقعگرایی ژئوپلیتیک» و «موازنه قدرت واقعی در منطقه» ضروری است. این بازتعریف باید دربرگیرنده محورهای زیر باشد:
✅ گذار از دیوارهای امنیتی به پلهای همکاری: ایجاد پیمانهای امنیتی رسمی با دولتهای منطقه (مانند عمان، کویت و عربستان) به جای اتکای صرف به گروههای غیردولتی.
✅ تأمین انسجام داخلی و وحدت رویهی راهبردی: امنیت ملی زمانی تحقق مییابد که به ابزار رقابت جناحی تبدیل نشود.
✅ بازنگری در دکترین دفاعی: تمرکز بر کسب «برتری هوایی»، «توان بازدارندگی متوازن» و تدوین «سناریوی پایان جنگ» همراه با «پیوست رسانهای» برای مدیریت افکار عمومی.
✅ بهکارگیری همهجانبهی ظرفیتهای ژئواکونومیک و ژئوکالچرال: تبدیل منابع اقتصادی و فرهنگی به ابزار قدرت و نفوذ در عرصهی بینالملل.
✅ تلفیق قدرت سخت و نرم در تقابل با تهدیدات: بهویژه در راهبرد مقابله با رژیم صهیونیستی.
بدون تدوین یک تئوری امنیتی جامع، ایران اگرچه در «زمین موازنه قدرت» منطقه بازی میکند، اما فاقد توانایی برای «تعریف قواعد بازی» خواهد بود. تداوم وضع موجود، آسیبپذیری امنیتی را در بلندمدت افزایش داده و فرصتهای راهبردی را یکی پس از دیگری از بین خواهد برد. بنابریاین بازخوانی و بازتعریف تئوری امنیتی جمهوری اسلامی ایران نه یک انتخاب، که یک ضرورت اجتنابناپذیر است.
┄┅═✧❁🌿🌺🌿❁✧═┅┄
🟥 پژوهشکده مطالعات تمدنی شهیدصدر(ره)
📲@sadr_ir
🌐https://sadr.ihu.ac.ir/
🚦اندیشکده مطالعات ایران
شیپور جنگ را زده و یک باره صلح میطلبید
✍ حمید دهقانیان (مدیر اندیشکده مطالعات ایران)
سیاست خارجی ایالات متحده در قالب راهبرد تشدید سلطه و با اجرای نمایشی مضحک با شعار صلح از طریق قدرت و تهدید سخت است. نمود این سیاست چه در شعارهای انتخابانی ترامپ و چه در بعد از آن با رویکرد رسانهای بسامد قابل توجهی یافت. دعاوی ترامپ نسبت به خلیج مکزیک، تنگه مالاگا، کشور کانادا، کانال سوئز از یک سو و تهدیدات نسیبت به نظام تعرفه¬ای و رژیم تحریم نسیبت به کشورهایی مانند چین و روسیه از سوی دیگر، اپیزودهای این نمایش بوده است که تا کنون بیشتر وجه تراژیک برای این سیاست به ارمغان آورده و از منظر خیلی از کارشناسان تصویر هژمونیک آمریکا را کریهتر و در عین حال ضعیفتر نموده است. اما سیاست ترامپ در مقابل خاورمیانه به گونهای دیگر رقم¬خورد. وی در این منطقه که به واسطه مداخلات نظامی – امنیتی چند دهه گذشته ایالات متحده همواره شاهد جنگهای ممتد بوده است، به یکباره به دنبال ایفای نقش منجی و میانجی صلح رفته است. راهبرد صلح از طریق قدرت در منطقهای که عمده کشورهای آن سالهاست که به نفوذ و سلطه آمریکا، بله گفتند از یک سو و فشار و تهدید رژیم اشغالگر، سفاک و وحشی اسرائیلی از سوی دیگر، گویا می-توانست جبران ناکامی در تحقق شعارهای سیاسی ترامپ و کمکی در اصلاح تصویر قدرت سیاسی آمریکا باشد. نمایش شرمالشیخ که به درستی باید آن را مایه شرمساری شیوخ دولتهای عرب مشارکتکننده در چند دهه زبونی و تسلیم در مقابل آمریکا و اسرائیل دانست، در حالی منادی صلحطلبی و سفیدشویی جنایات آمریکا در منطقه است که زخم و ننگ نسلکشی مردم مظلوم و بیدفاع فلسطین تا دهههای بعد، در وجدان آگاه آزادیخواهان جهان بیدار خواهد بود. فراموش نخواهد شد، بهایی که این مردم صرفاً در مطالبه مشروعترین و مهمترین حق خود از زندگی جمعی، یعنی حق تعیین آزاد سرنوشت خود پرداختهاند و پاسخی که منادیان حقوق بشری و در رأس آن دولت جنایتکار آمریکا با تجهیز ارتش کودککش اسرائیلی با سلاحهای ویرانگر و کشنده به این مطالبه دادهاند. توافق شرم الشیخ را باید امتداد طرح موسوم به «صلح ابراهیم» و در واقع بخشی از معاملهای بزرگتر دانست؛ معاملهای که در آن، کشورهای عربی در ازای دریافت تضمینهای امنیتی، امتیازات اقتصادی خود را به نظام سلطه تقدیم نمایند و در نهایت به سمت عادیسازی روابط خود با اسرائیل حرکت کنند. پشت این لبخندهای دیپلماتیک، دهها میلیارد دلار قرارداد فروش سلاح و تضمینهای نظامی پنهان است. تضمینهایی که هر گاه لازم باشد یکطرفه و با هدف کسب امتیازهای بیشتر، نقض فاحش خواهد شد. ماجرای حمله به قطر و بدهکاری که برای کشورهای عربی ایجاد شد، نمونه عینی چنین تضمینهایی است. مدعای ترامپ، اکنون پایان دادن به جنگهای کهن خاورمیانه است بدون اشاره به زمینهها و عوامل آن.
فروکاستن مسئله تنش و جنگ به مقاومت حماس و حمایت ایران از این مقاومت، هر چند بسیار مضحک است، اما قدرت مقاومت را در شکستن هژمونی سلطه در منطقه نشان میدهد. فراموش نمیشود که این توافق در پی بینتیجه ماندن دوسال وحشیگیری و سرکوب و کشتار تمام عیار جهان غرب در مقابل یک گروه شبه نظامی فلسطینی و عدم تحقق اهداف جنگ آن-ها صورت گرفته است. اما تجربه منطقه نشان داده که مادامی که عدالت وآزادی ملت فلسطین بدور از ابزار تهدید و سلطه محقق نشود، هیچ توافقی پایدار نیست. در نبود یک تفاهم انسانی و مشروع، صرف یک نمایش رسانهای از آتشبس که اصطلاحاً به آن دیپلماسی تصویر میگویند و عمدتاً در جهت تغییر زبان سلطه درک میشود، تنشها نه تنها کنترل نشده، بلکه به سمت تثبیت بحران حرکت میکند.
┄┅═✧❁🌿🌺🌿❁✧═┅┄
🟥 پژوهشکده مطالعات تمدنی شهیدصدر(ره)
📲@sadr_ir
🌐https://sadr.ihu.ac.ir/
🚦اندیشکده مطالعات ایران
ضرورت برنامهریزی برای مدیریت محلات
مبتنی بر ظرفیتهای مشارکت محلی در شرایط جنگی کشور
دکتر کمیل قیدر لو (عضو هیئت علمی دانشگاه امام صادق (ع)
با آغاز تجاوز آشکار رژیم جعلی صهیونیستی به خاک مقدس جمهوری اسلامی ایران و حملات متعدد آن به مناطق غیرنظامی، کشور وارد مرحلهای نو از وضعیت جنگی شده است. در این شرایط بیسابقه که دشمن با بیپروایی، جان شهروندان عادی را هدف گرفته، نظم زندگی اجتماعی دستخوش آشفتگی گستردهای شده است. پیامدهای روانی، اجتماعی و اقتصادی این جنگ نهفقط در مناطق مرزی، بلکه در عمق شهرهای مرکزی و حتی پایتخت نیز احساس میشود.
در نتیجه، بخش چشمگیری از جمعیت شهرهای تحت حمله، بهویژه تهران، بهدلیل افزایش سطح اضطراب و احساس ناامنی، اقدام به ترک خانهها و مهاجرت موقت به شهرستانها و روستاها کردهاند. خالیشدن تدریجی محلات، از یکسو امکان بروز ناامنی و جرائم شهری را بالا میبرد و از سوی دیگر، دسترسی به خدمات اولیه را برای افراد باقیمانده در شهر، بهویژه سالمندان، زنان تنها و کودکان، با چالشهای جدی روبرو میکند.
افزون بر این، در سایه تحولات جنگی، اختلالاتی جدی در حوزه معیشت و خدمات عمومی پدید آمده و ممکن است با توجه به اتفاقات جدید تغییر کند؛ صفهای طولانی برای نان، شلوغی پمپبنزینها، قطعی برق، نبود نظارت بر قیمتها و هجوم سودجویان به بازار اقلام اساسی، کمبود دارو، نبود پزشکان حاذق و مطبهای تخصصی و... همگی جلوههایی از فشار فزاینده بر زندگی مردم است. اگر این شرایط بهطور طولانیمدت تداوم یابد، امکان فروپاشی انسجام اجتماعی در برخی مناطق و کاهش اعتماد عمومی به نهادهای رسمی، دور از انتظار نیست.
در دوران بحران و جنگ، نظریههای «تابآوری اجتماعی»، «سرمایه اجتماعی» و «امنیت مشارکتی» از جمله بنیانهای مفهومی برای طراحی سیاستهای عمومی مؤثر هستند. مطالعات میدانی و تجربههای زیسته در ایران و سایر کشورها نشان میدهند که زمانی که دولتها با بحرانهای پیچیده مواجه میشوند، اتکا به مردم و نهادهای بومی نقش کلیدی در مدیریت بحران ایفا میکند. در چنین شرایطی، اتکا صرف به سازوکارهای دولتی و بروکراتیک برای پاسخگویی به نیازهای فوری و پیچیده جامعه، ناکافی و حتی ناکارآمد خواهد بود. تجربههای پیشین کشور در مواجهه با بحرانهایی همچون زلزله، سیل، همهگیری کرونا و حتی رویدادهای بزرگی چون اربعین، نشان داده است که نهادهای مردمی، مذهبی و محلهمحور نظیر مساجد، پایگاههای بسیج، هیئتهای مذهبی، سراهای محله و گروههای جهادی از توان و انعطافپذیری بالایی برای مدیریت بحرانهای اجتماعی برخوردارند.
از اینرو، ضرورت دارد که دولت و حاکمیت با رسمیتبخشیدن به ظرفیتهای مردمی و تدوین سازوکارهای هماهنگکننده، بهسوی مدلی از «امنیت اجتماعیشده» حرکت کنند. در این مدل، امنیت، خدمت و نظارت بهعنوان سه محور اصلی، نهفقط توسط نیروهای رسمی، بلکه توسط خودِ مردم، با محوریت هویت محلهای و انسجام دینی-اجتماعی، سامان مییابد.
برای تحقق این هدف، مدیریت بالادستانه قرارگاه ثارالله که مسئولیت امنیت تهران در شرایط بحرانی را به عهده دارد برای ایجاد زمینه وفاق در ظرفیت های مختلف و بعضا ناهمگون فعال و مسئول در مدیریت محلات ضروری است؛ چرا که واگذاری موضوع به سطوح میانی یا اجرایی میتواند منجر به تعارض منافع، اجرای جزیرهای و حتی بهرهبرداریهای سیاسی شود. لذا، تدوین آییننامهها، مصوبات پشتیبان و نظامنامه اجرایی در این زمینه، باید در اولویت قرار گیرد.
در چنین شرایطی، تجربههای بحرانمحور گذشته در ایران نشان دادهاند که مردم، در غیاب سازوکارهای رسمی یا حتی پیش از ورود دولت، خودجوش وارد میدان میشوند؛ از تشکیل زنجیرههای امدادی گرفته تا مراقبت از سالمندان، حفاظت از محله و تأمین نیازهای اولیه. این خودانگیختگی، برخاسته از هویت اجتماعی، حس مسئولیت دینی، وابستگی محلهای و انگیزههای انسانی است.
اگرچه این مشارکتهای خودجوش سرمایهای گرانبهاست، اما در صورت نبود ساختارهای راهبری و هماهنگی، ممکن است دچار پراکندگی، ناکارآمدی یا حتی تداخل عملکردی شود. لذا، بهرهبرداری بهموقع از این پتانسیل انسانی و تبدیل آن به یک مدل سامانیافته با پشتوانه حقوقی، ساختاری و نهادی، ضرورتی فوری برای عبور از بحران است.
در نهایت، تجربهی تاریخی ایران در مدیریت بحرانها بهخوبی نشان داده است که وقتی مردم، دین و محله در کنار هم قرار میگیرند، ظرفیتهای عظیمی برای ترمیم و تابآوری اجتماعی فعال میشود. اکنون، در سایه تهدید خارجی و جنگ تحمیلی، بازگشت به این الگو، نهتنها ضروری، بلکه ضامن بقا، ثبات و عزت اجتماعی ماست.
┄┅═✧❁🌿🌺🌿❁✧═┅┄
🟥 پژوهشکده مطالعات تمدنی شهیدصدر(ره)
📲@sadr_ir
🌐https://sadr.ihu.ac.ir/
#معرفی_کتاب
📚عنوان: رمان "گروگانگرفتگی"
🖊نویسنده: نوید ظریف کریمی (پژوهشگر پژوهشکده مطالعات تمدنی شهید صدر)
📌درباره این اثر:
قالب #رمان، بستری است که کتاب حاضر جهت روایت بخشی از وقایع #تسخیر_لانه_جاسوسی برگزیده است. زبان داستان میتواند برای عموم بالاخص مخاطب دانشجو و دانشآموز جذاب بوده و از این رهگذر به شنیدن فرازی از داستان انقلاب در مقطعی مهم از تاریخ معاصر ایران بنشیند.
┄┅═✧❁🌿🌺🌿❁✧═┅┄
🟥 پژوهشکده مطالعات تمدنی شهید صدر(ره)
📲@sadr_ir
🌐https://sadr.ihu.ac.ir/t
⭕️دبیرخانه سومین همایش بین المللی افول آمریکا برگزار می کند:
🔰نشست تخصصی با موضوع:
افول قدرت آمریکا در پرتو اندیشه دفاعی امام خامنه ای
🔻باحضور:
🔸 دکتر سید محسن موسوی فر
▫️دانشیار حقوق دانشگاه رضوی
🔸 دکتر سید ابوالقاسم حسینی زیدی
▫️دانشیار فقه و حقوق دانشگاه رضوی
دبیرنشست:
🔸دکتر حسین محمدی
▫️ پژوهشگر اقتصاد
📆 شنبه ۲۶ مهر ماه ۱۴۰۴
⏰ ساعت ۱۰
📍مشهد؛ دانشگاه علوم اسلامی رضوی
🌐لینک حضور مجازی:
https://skyroom.online/ch/sadr/usdecline
❇️ به کسانی که در تارنمای همایش به نشانی usdecline.ir ثبت نام کرده باشند، گواهی حضور در نشست اعطا می گردد.
┄┅═✧❁🌿🌺🌿❁✧═┅┄
🟥 پژوهشکده مطالعات تمدنی شهید صدر(ره)
📲@sadr_ir
🌐https://sadr.ihu.ac.ir/t