eitaa logo
پژوهشکده مطالعات تمدنی شهید صدر (ره)
2.9هزار دنبال‌کننده
1.6هزار عکس
238 ویدیو
27 فایل
🔰مراکز زیرمجموعه: ◽️مبانی تمدن‌سازی انقلاب اسلامی ◽️نظام‌سازی اسلامی در حوزه‌های فرهنگی ◽️مطالعات آمریکا ◽معماری و شهرسازی اسلامی ◽تربیت اسلامی ◽حکمرانی مردمی و بسیج ارتباط با ادمین @samadimahallati
مشاهده در ایتا
دانلود
🚦 امام شهید، ملت رشید: پاسداشت هویت و ارتقاء معنای زندگی ✍حمید دهقانیان 🔹حضور حماسی و ملی مردم در پاسداشت امام شهید و اعلام وفاداری آنها به ارزش‌های انقلاب اسلامی و مقاومت و ایستادگی در برابر هجوم دشمن و اخذ انتقام از آن، صحنه‌ای بی‌نظیر را در صفحات تاریخ این سرزمین خلق کرده است. 🔹اگر چه در نقاط عطف‌ تاریخی مانند جنگ‌ها، انقلاب ها و حوادث و بحران‌های اجتماعی، جوامع بنا به میراث و ظرفیت تاریخی - تمدنی خود، گاه در آینه قهرمانانشان، اسطوره‌ها و رهبران در یک فرایند فراخوانی سیاست حافظه، خویشتن را بازمی‌یابند. لکن برای جامعه ایران به نحوی کاملا متمایز و با معنایی بسیار عمیق‌تر از سایر ملت‌ها و با اتصال بین تاریخ، جامعه و دین در این عصر سکولار و بحران معنا، این فراخوان تجلی یافته است. 🔹 تجلی که نشان از پیوند ممتد ناگسستنی با تاریخ تشیع در بعد از اسلام و اتصال با روح، منطق و مشی شیعی در پیشا اسلام ایران است(حتی در تاریخ اسطوره‌ای خود که مطمح نظر فیلسوفان دین‌پژوهی مانند کربن و در صورت‌بندی‌های که از نبرد نور و ظلمت، اهورا‌مزدا و اهرمن و.. شکل یافته است). 🔹امتدادی که تأکیدی توأمان بر ترکیب مؤلفه امام از یک سو و شهادت از سوی دیگر در ساخت هویت ایرانی دارد. امام برای امتش، موقعیتی اجتماعی است، که با قدرت شهودش از حقیقت، هدایت را امکان می‌بخشد و لذا شهادت در مقام شهود حقیقت و نور از لوازم امامت است. در مقام بذل جان نیز (به مثابه گرانمایه‌ترین سرمایه انسان) در مبارزه با طاغوت که نماینده ظلم و ضلالت است، اقامه حجت قاطع توسط امام جامعه است. 🔹در تاریخ ایران‌زمین، امام شهید نه تنها یک مفهوم و معنای ذهنی و انتزاعی بلکه، شخصیت تاریخی است؛ تجسمی از شهامت، ایثار و پیوند ناگسستنی با آرمان‌های بلندی مانند هدایت ( نور) و عدالت است که از منابع بسيار قدرت‌مند در فرخوان‌‌های اجتماعی به خصوص در آئین‌ها، شعائر و مناسک جمعی ایران زمین‌ در جهت ساختن معنایی از زندگی است که حامل رشادت است. 🔹مناسک عاشورا و سوگواری شهدای کربلا و امتداد امروزی‌اش در نمودی بین المللی اربعین حسینی، بزرگ‌ترین کنش جمعی جهان را رقم زده نمونه اعلای این فراخوان تاریخی است. 🔹شهادت رهبر معظم انقلاب در این زمینه فرهنگی- تاریخی، در واقع امتداد احیای این میراث تمدنی بوده است. لذا سوگ در شهادت چنین شخصیتی، چون آیینی جمعی، احساسات متفرق را به وحدتی عمیق حول احیای هویت بدل می‌سازد و روایتی نو از هویت دینی - ملی به مثابه یک حماسه عرفانی و تحقق حیات بازمی‌گوید. 🔹تکثیر این روایت، نیرویی اجتماعی خلق نموده که میدان‌ ‌ها را به تصرف خود در آورده و خود را در قامت یک ملت رشید، تجلی می‌بخشد. جامعه‌ای را متبلور می‌کند که با بلوغ فرهنگی و تاریخی نشان می‌دهد که تقابل با ظلمت، نه یک واقعه صرف، بلکه فرصتی است برای اثبات عقلانیت درونی، قدرت مقاومت و پایبندی به ارزش‌هایی است که زندگی و حیات را معنا می‌بخشد. 🔹 ملت رشید، از دل سختی‌ها، هوشیاری تاریخی خود را بازمی‌یابد و درک می‌کند که پایداری‌اش، نه تنها دفاع از مرزها، که صیانت از معنای وجودی خویش است. این هم‌پیوندی میان شهادت رهبر و رشادت ملت، چرخه‌ای پویا برای بقای نظام ارزشی جامعه در دل بحران‌هاست. 🔹ملت رشید با درک و پذیرش معنای شهادت، در مسیر رشد و بالندگی گام برمی‌دارد. این پیوند، در واقع، بازتولید مداوم سرمایه‌های فرهنگی و اجتماعی است که جامعه را در برابر زوال مصون می‌دارد و هویت جمعی را در گذر زمان، زنده نگه می‌دارد. لذا این هم‌آوردی و مقاومت را نه تنها یک چالش، بلکه فرصتی برای تقویت پیوندهای اجتماعی و ارتقاء معنای زندگی جمعی می‌بیند. 🇮🇷اندیشکده مطالعات ایران ┅═✧❁🌿🌺🌿❁✧═┅ 🟥 پژوهشکده مطالعات تمدنی شهیدصدر(ره) 📲@sadr_ir 🌐https://sadr.ihu.ac.ir/
🚦گنبد آهنین یا اراده آهنین ✍صادق پناهی نسب (جامعه‌شناس) 🔹در انگاره های ذهنی ما مفهومی برساخته شد و تصویرسازی برای ما درست کردند تحت عنوان گنبد آهنین. البته اگر با ادبیات شرق شناسان آشنایی کافی داشته باشیم، غرب هر آنچه خود می سازد را قوی، زیبا، با رنگ لعاب خاص و نفوذناپذیر و پایان همه کشفیات بشر تجلی می کند، و تصویر سازی آن ها از جامعه شرقی مبتنی بر بومی تنبل است. اینکه گفته می شود ایرانی ها کار نمی کنند، در کار جمعی مشکل دارند یا در کار خلاق و مولد مشکل دارند از سنخ مفهوم برساخته و سازه ی مفهومی همین بومی تنبل است. 🔹آنچه از گنبد آهنین به جهان مخابره شد نیز برخواسته از همان دژ نفوذ ناپذیر مدرنیته غربی است، مدرنیته که ذهن و رفتار را تغییر داد و با اشاعه فرهنگی و مدرنیزاسیون خود در پی همانند انگاری با غرب بوده و هست و غربی شدن ر را بزرگترین آرزوی بشریت به جهان عرضه کرد و این پیام را به جامعه داد که راه رهایی و آزادی و امنیت را باید در غرب جست، با گنبد آهنین خود به شهروندان دیگر کشور و به یهودیان دیگر ملیت ها این تسلی خاطر را داد که در خاورمیانه پر آشوب( البته که خود ریشه این آشوب بوده و هستند) مکانی امن تر تل‌آویو و حیفا نیست به جهت استقرار گنبد آهنین. 🔹حال چند روزی است این دژ نفوذ ناپذیری که به جهان عرضه شد در انگاره های ذهنی و در میدان عمل، ناکارآمدی و از هم گسیختگی خود را نشان داده است و دچار آنارشسیم معنایی شده است و این بحران هویت و بی معنایی تا جایی بر آن مستولی پیدا کرد که دست به خودکشی ( اشاره به حمله پدافند اسرائیل به خود) و دگر کشی خودی زده است. ریشه این دگردیسی و‌ خودکشی گنبد را باید در اراده جمعی ایرانیان جست، جایی که می توان گفت اراده جمعی نمود ملت حاکمي است که آن گاه که قوانين را تصويب مي کند، موضوعات واقعاً عمومي و اساسي را در راستاي منافع عمومي در نظر مي گيرد. 🔹 پس اراده ي عمومي صرفاً اراده ي همه به صورت مجموعه اي از مقاصد فردي نيست، بلکه شامل عنصر قابل تعميم در اراده ي هر فرد است، آنگاه که تمامي موضوعات مورد توجه همه ي شهروندان را در نظر مي گيرد. وقتی چنین اتفاقی رخ داد اراده جمعی به اراده آهنین تبدیل شد و فهم و هدف گذاری درست این اراده منجر به اضمحلال و آبکش رفتن گنبد آهنین شد. آری دیگر نمادهای ساخته شده جهت تسخیر بشریت شرقی نیز به همین صورت است اگر اراده آهنینی در مقابل آنها شکل بگیرد قطعا گزاره تنبل بومی معنای خود را از دست خواهد داد. و در جنگ اراده ها باید آهنین ایستاد وگرنه نمی توان انتظار فروپاشی گنبدهای پوشالی را داشت در واقع اراده آهنین ملت ایران نشان داد که پادشاه لخت است. 🇮🇷 اندیشکده مطالعات ایران ┅═✧❁🌿🌺🌿❁✧═┅ 🟥 پژوهشکده مطالعات تمدنی شهیدصدر(ره) 📲@sadr_ir 🌐https://sadr.ihu.ac.ir/
🚦حماسه، عرفان، خیابان در باب سیاست فرهنگی و تمدنی ایرانیان مهدی دلبند ( آینده پژوه) 🔹ملت ایران از خرداد ۱۳۴۲ تا کنون معنای دیگری به خیابان بخشیده است. اگر تا قبل از این، خیابان بخشی از معماری شهری بود، ملت ایران آن را به بخشی از معماری تمدنی خود تبدیل کرده‌ است. 🔹در این سیاست تمدنی خیابان مکانی برای جمع میان عرفان و حماسه است. این الگوی فرهنگی و تمدنی اکنون به گوشه گوشه جهان صادر شده‌است. اکنون خیابان‌های ایران نه بوی آسفالت و نفت، که بوی ایمان و جهاد می‌دهند. خیابان برای ایرانیان محل بروز و ظهور مؤلفه‌های تاریخی و تمدنی و فرهنگی است. 🔹خیابان دیگر نه معبری زمینی، بلکه معبری به آسمان است و اینچنین نظریه‌های ماتریالیستی و سکولاریستی را به سخره گرفته‌اند. ایرانیان در خیابان اذان ظهور سر می‌دهند و آماده اقامه نماز پشت‌سر امام و مقتدای خویش اند. 🔹 ایرانیان برای بشریت به پیامبری تبدیل شده‌اند که بعثت را در وسط خیابان محقق کرده‌است. خیابان قرآن مصور است و آیه‌ها در آن به‌جای آن‌که نشسته باشند ایستاده‌اند. ایران امروز قلب تاریخ و تمدن بشری است و خیابان‌ها به‌مثابه رگ‌هایی است که خون را از این قلب به بدنه جامعه بشری پمپاژ می‌کنند. امروز قلب تاریخ به شماره افتاده و خون تازه در رگ‌های بشریت جاری می‌کند. ایرانیان خیابان را به مسجد تبدیل کرده‌اند. خیابان عرصه پاسداشت مناسک الهی و تعظیم شعائرالله است. از این به بعد باید از سیاست فرهنگی خیابان در نظریه‌های علوم انسانی سخن گفت. از این به بعد باید نظریه‌های علوم انسانی را در خیابان‌های ایران معنا کرد. 🇮🇷 اندیشکده مطالعات ایران ┅═✧❁🌿🌺🌿❁✧═┅ 🟥 پژوهشکده مطالعات تمدنی شهیدصدر(ره) 📲@sadr_ir 🌐https://sadr.ihu.ac.ir/
🚦 به سخره گرفتن مرگ در زیر غرش موشک( ایرانیان و مرگ آگاهی) ✍ محسن جبارنژاد پژوهشگر ارشد اندیشکده مطالعات ایران 🔸ما ایرانی ها، در طول تاریخ، بیش از آنکه به واسطه امکانات مادی مان سر پا بایستیم، به اتکای امکان ها و سرمایه های فرهنگی خویش، سر پا ایستاده ایم. از میان این امکان های فرهنگی، مرگ آگاهی و نوع مواجهه ما با مرگ، نقش ویژه ای در تاب آوری ملی ما داشته است. هانری کربن تعبیر جالبی راجع به مرگ در فرهنگ ایران و تشیع دارد. او میگوید مرگ در اندیشه تشیع، "خروج" است و نه "اختتام". گویی مرگ در این فرهنگ، پنجره ایست که وقتی گشوده میشود، چشم اندازی دیگر و افقی فراخ تر، فراروی آدمی عیان می گردد. نقل است از امام زین العابدین که چون کار بر سیدالشهدا دشوار شد، همراهیان او بدو نگریستند و او را برخلاف خود یافتند، چه، هرگاه کار دشوار می‌شد، رنگ آنها تغییر می‌یافت و گوشت تنشان به لرزه و دلهاشان به تپش می‌افتاد، در حالی که حسین علیه السلام و برخی از نزدیکان او رنگشان می‌درخشید و دل و جانشان آرام می‌گرفت. آنها به یکدیگر می‌گفتند: ببینید، از مرگ هیچ هراسی ندارد، و حسین علیه السلام بدیشان می‌فرمود:" شکیبایی، ای بزرگ زادگان! مرگ نیست مگر پلی که شما را از بینوایی و سختی به بهشتهای فراخ و نعمتهای جاودان می‌رسانَد. کدام یک از شما خوش نمی دارد که از زندان به قصر درآید؟! چنان که مرگ برای دشمنان شما نیست، مگر در آمدن از کاخ به زندان و شکنجه. پدرم به نقل از رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: دنیا، زندان مؤمن و فردوس کافر است و مرگ، پل این جماعت است که آنها را به بهشتشان و اینها را به دوزخشان می رسانَد و من نه دروغ می گویم و نه به من دروغ گفته شده است." 🔹 مرگ اما در فرهنگ مادی، خروج نیست بلکه نوعی اختتام و پایان است. به این معنا که مرگ چونان پنجره ایست که وقت گشودنش، به دیوار برخواهیم خورد! دیواری که سر می‌شکند و پایان و بن بست است. مولانا از تمثیل شمس و قمر برای توضیح مرگ بهره می‌گیرد که چگونه، مرگ، خروج و برآمدن است: "فروشدن چو بدیدی برآمدن بنگر/ غروب، شمس و قمر را چرا زیان باشد". او انسان های راستین را در مواجهه با مرگ، چونان دانه ای می بیند که پس از فرورفتن در زمین، می رویند و خوشه ها به بار می آورند: "کدام دانه فرو رفت در زمین که نرست/ چرا به دانه انسانت این گمان باشد" 🔸امروز طمانینه و سکینه مردم تهران زیر غرش موشک های شیاطین اپستین، نشان داد نسبت مردم ایران با مرگ به مثابه یک امکان معنوی قدرتمند، نسبتی وجودی است. آنها از یاد مرگ نیرو می‌گیرند و فریادشان در میدان و زیر غرش جنگنده، نه فریاد ترس که نوعی نفیرِ شور است. مردم ایران این درس را از شهید ایران آموخته اند که چنین عارفانه میسرود: از بیم مرگ نیست که سر داده ام فغان/ بانگ جرس زشوق به منزل رسیدن است... 🇮🇷اندیشکده مطالعات ایران ┅═✧❁🌿🌺🌿❁✧═┅ 🟥 پژوهشکده مطالعات تمدنی شهیدصدر(ره) 📲@sadr_ir 🌐https://sadr.ihu.ac.ir/
🚦«مشروط سازیِ عربی» ✍ مختار شیخ حسینی؛ پژوهشگر مطالعات جهان عرب «حالا که روز مبادا رسید و پل های بین ایران و همسایگان عربِ جنوبی‌اش فروریخته درنظر داشتن حداقل سه گزاره ضروری است: 🔹پذیرش هر گونه آتش بس متوقف به درخواست رسمی و پذیرش پرداخت هزینه‌های جنگ توسط کشورهای عربی مبدأ حمله شود. واقعیت این است که گرفتن خسارت جنگ از آمریکا و اسراییل شدنی نیست اما این کشور‌ها برای هر روز زودتر تمام شدن جنگ، آمادگی پرداخت میلیاردرها دلار را دارند. 🔹 همانگونه که مشخص شد؛همزمان، امنیت داشتن این کشورها و ناامنی ایران سرابی بیش نیست؛ در دیپلماسی پساجنگ نیز باید تداوم پروژه‌های توسعه اقتصادی این کشورها مشروط به توسعه اقتصادی ایران شود. باید این فرصت تاریخی را از دست نداد که: اگر پروژه ایران در منطقه پیش نرود؛ نباید هیچ پروژه‌ای پیش رود؟ چه امنیتی، چه اقتصادی.حالا که از مبدأ این کشورها به ایران حمله شده باید تاوان آن گروگانگیری امنیت و اقتصادشان باشد؛ همه چیز مشروط به همه چیز. این راهبرد گزینه بهینه‌تری نسبت به مذاکره مجدد با آمریکا برای رفع تحریم و رونق اقتصادی ایران خواهد بود. 🔹گروه‌های مقاومت در منطقه باید بخشی از هرگونه توافق آتش بس با ایران باشند. اینگونه نباشد که توافق با ایران محملی برای فشار حداکثری رقیب بر این گروه‌ها باشد. 🇮🇷 اندیشکده مطالعات ایران ┅═✧❁🌿🌺🌿❁✧═┅ 🟥 پژوهشکده مطالعات تمدنی شهیدصدر(ره) 📲@sadr_ir 🌐https://sadr.ihu.ac.ir/
🚦 جنگ و غلبه برهان: چطور نبرد با نیروهای خارجی، معرکه داخلی را سامان می‌دهد ✍محمود ذکاوت پژوهشگر ارشد اندیشکده مطالعات ایران 🔹به جدال‌های روزانه ما بنگرید. بر سر چه چیز بحث می‌کنیم: واقعیت چیست و حقیقت کدام است. این یک خطی معرکه‌های فکری روزگار ماست. در متینگ‌های خانوادگی و دوستانه تا جدال‌های رسانه‌ای و دانشگاهی وضعیت همین است. وقتی که ایران بر دشمن حمله می‌برد، بحث با خصم ایران به پیروزی می‌رسد و گاهی که دشمن بر ما یورش می‌آورد، می‌بینیم که هم‌دلانه لبخند موافقت بر صورت آن‌ها نمایان می‌شود. 🔹 در واقع در این لحظه و در این جنگ واقعیت میدان نبرد، نقش مهمی در تعیین روایت و گفتمان پیروز دارد. به عبارت دیگر در این وضعیت پیروزی و شکست در میدان، موفقیت و ناکامی گفتمان را نمایندگی می‌کند. اگرچه برخی از شکست، روایت پیروزی می‌سازند اما در جنگ کنونی رسیدن به نتیجه‌ای واضح، مشخص و نمایان ضروری است. وضعیتی که در آن میدان تثبیت شده باشد. 🔹خصم می‌تواند با تسلط رسانه‌ای که دارد هر شکستی را برای خود پیروزی جلوه دهد. اکنون دو هفته است که مدام از نابودی نیروی دریایی و سامانه‌های موشکی ایران می‌گوید و باز از همین دوجا می‌خورد، ولی رو که نیست، مجدد از نابودی این سامانه‌ها می‌گوید. 🔹در رسانه‌های آن‌ها اکنون همه زیرساخت‌های عملیاتی نیروهای دریایی و موشکی ما نابود شده است. چه بسا این موضوع از جمله درست‌آوردهای نبرد برایشان قلمداد شود. اما ما نمی‌توانیم متکی به رسانه‌بازی پیروزی خود را نشان دهیم. به نظر می‌رسد ایران برای پایان دادن به این نبرد و نبردهای احتمالی بعدی باید موفقیت خاص و مهمی را نشان دهد. 🔹واقعیت امر این است که مقاومت در این سطح، وسعت و زمان در مقابل قدرت نظامی آمریکا عین موفقیت و پیروزی است. با وجود این دست‌آورد دیگری نیز برای اقناع در زمینه پیروزی در این جنگ مهم است. آن دست‌آوردی که بتوان با آن همه نیروهای اجتماعی داخلی و خارجی را در پیروزی ایران در این جنگ اقناع کرد و نبرد را پایان داد چیست؟ 🔹دولت‌مردان جمهوری اسلامی و فرماندهان باید به خوبی به این مسئله توجه کنند. دست‌‌آورد مهم، مشخص و نمایان جنگ نه تنها سرنوشت جنگ را رقم می‌زند بلکه به گمانم غائله‌های گفتمانی درونی را هم به شدت کاهش خواهد داد. این به معنای کنار رفتن اختلافات ما نیست. بلکه مسیری است که با قرار گرفتن در آن چالش‌ها و بحران‌ها فرو خواهد نشست. 🔹در معرکه دی‌ماه و غائله‌هایی که پس از آن نمایان شد یگانه امید نیروهای ناسازگار، آمریکا و امید آمریکا نیز برای تغییر در ایران نیروهای ناسازگار ایران بود. آن‌ها هر چه در توان داشتند در جنگ 12 روزه و بلوای دی‌ماه رو کردند. اما امور به دلخواه آن‌ها پیش نرفت. 🔹به نظر می‌رسد این جنگ حداقل تا مدت‌های طولانی آخرین نبرد خارجی ما باشد. جنگی که می‌تواند معرکه‌های داخلی ما را نیز به شدت کاهش دهد. جنگ زمانی تمام خواهد شد که حداقل ایران دست‌آورد خود را تثبیت کند. تسلط بر تنگه هرمز تنها یکی از این دست‌آوردها و شاید مهمترین آن باشد. حتی بخشی از این مهم را می‌توان در مرزهای لبنان و رژیم صهیونی جست‌وجود کرد. یک زلزله سیاسی در ساختار سیاسی آمریکا و رژیم نیز چنین کارکردی برای ایران دارد. 🇮🇷 اندیشکده مطالعات ایران ┅═✧❁🌿🌺🌿❁✧═┅ 🟥 پژوهشکده مطالعات تمدنی شهیدصدر(ره) 📲@sadr_ir 🌐https://sadr.ihu.ac.ir/
🚦 میان بحران و پایداری، قدرت از درون است ✍️ ابوالفضل جهانبخش دانشجوی کارشناسی اقتصاد 🔹جامعه‌ی ایران در طول دهه‌ها نشان داده است که تاب‌آوری در برابر سختی‌ها بخشی از هویت فرهنگی و تاریخی‌اش است. مردم این سرزمین بارها فشار جنگ، تحریم و بحران‌های اقتصادی را تجربه کرده‌اند و با وجود تمام دشواری‌ها، روحیه‌ی سازگاری و همدلی خود را حفظ کرده‌اند. این توان ریشه‌دار از دل تاریخ برآمده؛ فرهنگی که در آن «عبور از دشواری» نه فقط یک واکنش لحظه‌ای، بلکه نوعی الگوی زیستی و فکری محسوب می‌شود. 🔹همین پشتوانه اجتماعی سبب شده است که ایستادگی مردم، فراتر از یک واکنش جمعی، به سرمایه‌ای راهبردی برای کشور تبدیل شود. همراهی مردم جلوه‌ای از قدرت اجتماعی است که به‌صورت مستقیم بر انسجام ملی و اعتبار بین‌المللی ایران تأثیر می‌گذارد. جامعه‌ای که از تهدید نمی‌هراسد و به ارزش‌های خود وفادار می‌ماند، بنیان نوعی قدرت نرم پایدار را شکل می‌دهد؛ قدرتی که در مواجهه با فشارهای بیرونی، وزن سیاسی کشور را افزایش می‌دهد. 🔹در بُعد اقتصادی نیز، ساختار نسبتاً مستقل ایران از شبکه‌های تجارت جهانی، هرچند در کوتاه‌مدت چالش‌آفرین است، اما از منظر راهبردی نوعی ظرفیت درون‌زا ایجاد کرده است. این استقلال نسبی، به کشور امکان می‌دهد در شرایط بحرانی، بدون اتکا به سازوکارهای بیرونی، نیازهای اساسی خود را تأمین کند. چنین وضعیتی در ادبیات اقتصادی به عنوان «مقاومت ساختاری» شناخته می‌شود؛ ظرفیتی که در بسیاری از کشورهای وابسته به اقتصاد جهانی وجود ندارد. 🔹در سطح منطقه‌ای، همین پیوستگی اجتماعی و تاب‌آوری درونی، پشتوانه‌ای برای نقش‌آفرینی ایران در محیط پیرامونی‌اش به شمار می‌رود. امنیت در خاورمیانه مفهومی مشترک است؛ بی‌ثباتی در هر نقطه، به سرعت بر کل جهان اثر می‌گذارد. تنگه‌ی هرمز شریان حیاتی انتقال انرژی جهانی نمونه روشنی از این واقعیت است. هرگونه اختلال در آن، سقوط شاخص‌های اقتصادی جهانی را در پی خواهد داشت و نخستین آسیب‌ دیدگانش، نه فقط کشورهای منطقه، بلکه قدرت‌های اقتصادی بزرگ مانند ایالات متحده خواهند بود. 🔹این واقعیت نشان می‌دهد که توان نظامی ایران، در کنار جنبه بازدارندگی، واجد اثرگذاری اقتصادی و ژئو‌پلیتیک گسترده‌ای نیز هست. ترکیب قدرت اجتماعی برخاسته از مردم، با ظرفیت‌های دفاعی و موقعیت استراتژیک کشور، ایران را به بازیگری تبدیل کرده که نه‌تنها توان حفظ ثبات خود، بلکه قدرت شکل‌دهی به معادلات منطقه را دارد. 🇮🇷 اندیشکده مطالعات ایران ┅═✧❁🌿🌺🌿❁✧═┅ 🟥 پژوهشکده مطالعات تمدنی شهیدصدر(ره) 📲@sadr_ir 🌐https://sadr.ihu.ac.ir/
🔻کانون بسیج فرهنگیان ناحیه دزفول برگزار می‌کند: ✔️دوره آموزشی 《معلم در میدان روایت》 ✅ با ارائه اساتید کارگروه «جنگ در اندیشه امامین انقلاب اسلامی» پژوهشکده مطالعات تمدنی شهید صدر: 🎙 دکتر دهقانیان(مدیر اندیشکده مطالعات ایران) 🎙 حجت الاسلام قیلاوی زاده(قائم مقام مرکز مطالعات راهبردی تربیت) 🎙 دکتر محمدروضه سرا(پژوهشگر مرکز تربیت اسلامی) 🎙 حجت الاسلام امین جواهری( استاد حوزه و دانشگاه) 🗓زمان و مکان برگزاری: یک‌شنبه ۱۴۰۴/۱۲/۲۴ الی چهارشنبه ۱۴۰۴/۱۲/۲۷ ، هر روز راس ساعت ۱۶:۳۰ در بستر فضای مجازی ➕در پایان هر جلسه، برای شرکت کنندگان گواهی‌نامه معتبر صادر خواهد شد. 📌جهت ثبت نام از طریق لینک زیر اقدام نمایید(ظرفیت محدود)⬇️⬇️⬇️ https://formafzar.com/form/93cp5 📎لینک حضور در جلسه، قبل از شروع کلاس در کانال(@kbf_dezful) قرار داده خواهد شد. ┅═✧❁🌿🌺🌿❁✧═┅ 🟥 پژوهشکده مطالعات تمدنی شهیدصدر(ره) 📲@sadr_ir 🌐https://sadr.ihu.ac.ir/
🚦راز بانگ الله‌اکبر ✍ محمدصادق تقی زاده طبری 🔺در میان همه اذکار و شعارهای قدسی، صدای الله‌اکبر از جایگاه ممتازی برخوردار است؛ ذکری که از ساحت توحید به جان انسان و جامعه می‌تابد. «الله‌اکبر» یعنی نفی هر کبریایی جز خدا؛ یعنی هیچ قدرتی در برابر او قدرت ندارد، هیچ عظمت ظاهری در مقابل عظمت حق، اصالت نمی‌یابد. در این ترکیب قدسی، «الله» نام جامع جمیع صفات الهی است، و «اکبر» نه در مقایسه عددی، بلکه در معنای مطلق خلوص و بی‌کرانگی است؛ یعنی خداوند، برتر از آن است که در قیاس آید، و والاتر از آن است که وصف شود. 🔸«الله‌اکبر» در عرفان اسلامی نه تنها اعلام توحید نظری، بلکه حضورِ توحید وجودی است؛ یعنی سالک وقتی آن را بر زبان می‌آورد، از خویش خالی می‌شود تا مجال تجلی کبریای الهی در او پدید آید. کبریا خاصّ ذات حضرت حق است که هیچ مخلوقی را جز به فنای در آن راهی نیست. در حقیقت چنین ذکری، «اکبر» بودن خدا را در عرصه وجودی می‌نمایاند؛ آنگاه که دل، خضوع می‌کند و هستی فردی در شعاع کبریایی حق فرو می‌ریزد. 🔹اما راز جمال این ذکر در جامعه دینی ایران معنا و تجلی دیگری دارد. بانگ «الله‌اکبر» بر بام‌های تهران در شب‌های انقلاب، یادآور لحظه‌ای است که امت در مقام وحدت توحیدی ظهور کرد، جایی که فردها در جمعِ ذکر، یک‌صدا شدند و سیطره‌ی ترس در برابر سلطه فرو ریخت. آن بانگ نه شعار سیاسی، که تجلی وجدان جمعیِ مؤمنان بود؛ گویی اذانی نو در تاریخ برخاست و جامعه، از سکوت تاریخی به صیحه‌ی حضور رسید. در لحظه‌ای که قدرت‌های زمینی می‌خواستند بر ذهن ملت سایه افکنند، صدای «الله‌اکبر» مرزِ میان خوف و ایمان، میان اسارت و آزادی را ترسیم کرد. 🔸راز ماندگاری این صدا در تاریخ ایران، آن است که از بطن مردم برخاست و ریشه در فرهنگ توحیدی داشت. در فرهنگ شیعی، هرگاه حقیقت در برابر طاغوت قرار گیرد، ذکر کبریا به بانگی اجتماعی بدل می‌شود. آن روح جمعی، در انقلاب اسلامی و سپس در دفاع مقدس امتداد یافت؛ رزمنده‌ای که در خط مقدم با صدای «الله‌اکبر» تیرش را رها می‌کرد، نه از خشم، بلکه بر اساس معرفتی توحیدی عمل می‌کرد. 🔹امروز نیز که جهان در تلاطم نزاع‌ها و منازعات، از جمله جنگ ایران و اسرائیل قرار گرفته، بانگ کبریا معنای دیگری می‌یابد. این صدا اعلام حاکمیت خدا بر تاریخ است؛ بیان اینکه قدرت حقیقی نه در زر و زور، بلکه در ایمان به وحدت مطلقه است. در برابر تمدنی که عظمت را با تکنولوژی می‌سنجد، جامعه‌ای که هر صبح صدای اذان و «الله‌اکبر» را می‌شنود، بر این باور است که تاریخ را نه زرادخانه‌ها، بلکه اراده‌ی الهی می‌گرداند. لذاست که هر بار که دشمنان قصد هجوم دارند، نخست در دل خویش با این صدا می‌لرزند؛ زیرا «الله‌اکبر» زبانِ اثبات نیست، زبانِ حضور است،حضور نیرویی که به اندازه‌ هیچ لشکری سنجیده نمی‌شود. 🔸از نگاه فلسفی، «الله‌اکبر» رمزِ ترجمان میان هستی متعالی و هستی انسانی است. فیلسوفان الهی ، این ذکر را نشانه‌ی رابطه‌ی وجودیِ ممکن با واجب‌الوجود دانسته‌اند؛ اینکه وجود ممکن، هر چه به خویش بنگرد کوچک‌تر می‌شود، و هر چه به او بنگرد، بزرگ‌تر می‌گردد. «الله‌اکبر» یعنی عبور از ماهیت به حقیقت، از جزویت به اطلاق، از محدودیت به بی‌کرانگی. هر جامعه‌ای که این معنا را در جان خود زنده نگه دارد، از درون نیرومند است، حتی اگر در بیرون گرفتار تنگنا باشد. 🔹از این‌رو استمرار طنین «الله‌اکبر» از بام‌های ایران تا امروز، ادامه‌ی همان جهاد معنوی است؛ پیوندی میان عقل فلسفی، دل عارف، و اراده‌ی ملت. بانگی است که از عمق تاریخ و ایمان برخاسته تا بگوید: هیچ سلطه‌ای جاودان نیست، مگر کبریایی خدا. و شاید راز بزرگش در همین باشد که هر بار گفته می‌شود، زمین و زمان شهادت می‌دهند که انسان هنوز می‌تواند به افق بازگردد، به سرچشمه‌ی نور بنگرد و اعلام کند: «الله‌اکبر»؛ خدا بزرگ‌تر است، از هر قدرت، از هر ترس، و از هر مرز و در واقع «الله اکبر أن یوصف». ┅═✧❁🌿🌺🌿❁✧═┅ 🟥 پژوهشکده مطالعات تمدنی شهیدصدر(ره) 📲@sadr_ir 🌐https://sadr.ihu.ac.ir/
🟥 چشم‌انداز آینده جنگ ایران و محور آمریکا _ رژیم صهیونی: ترسیم و تحلیل سناریوهای آینده 📃یادداشت های تحلیلی مرکز مطالعات آمریکا ✍🏻 دکتر فرشید فرهادی؛ پژوهشگر امنیت و سازه‌های کنترل نظم و همکار در مرکز مطالعات امریکا ◀️ جنگ رمضان با شکست بازدارندگی و آغاز درگیری نظامی مستقیم میان جمهوری اسلامی ایران و محور آمریکا-رژیم صهیونیستی، منطقه خاورمیانه وارد مرحله‌ای بی‌سابقه از تقابل آشکار میان دکترین «ضربه سریع و فناورانه» دشمن و راهبرد «عمق راهبردی و مقاومت طولانی» ایران شده است. این گزارش با تحلیل ابعاد این جنگ چندمیدانی ترکیبی که شامل درگیری‌های دریایی، موشکی، پهپادی و سایبری به همراه انسداد تنگه هرمز است، به بررسی پیامدهای ژئوپلیتیک و ژئواکونومیک بحران و سناریوهای محتمل آینده از گسترش منطقه‌ای و فرسایش طولانی‌مدت تا شکل‌گیری نظم امنیتی نوین در معادلات قدرت می‌پردازد. ⭕️ جهت مطالعه متن کامل این یاداشت روی لینک‌ زیر کلیک کنید: http://ascenter.ir/?p=19210 ┅═✧❁🌿🌺🌿❁✧═┅ 🟥 پژوهشکده مطالعات تمدنی شهیدصدر(ره) 📲@sadr_ir 🌐https://sadr.ihu.ac.ir/
🚦 همدلی در میدان‌های شهر: چگونه من به ما تبدیل می‌شود؟ ✍ مهدیه احمدی دانشجوی مطالعات فرهنگی 🔹در دو ماه گذشته به‌تنها چیزی که فکر می‌کردم، تقویم‌های چاپ شدۀ سال ۱۴۰۵ بود که در ویترین فروشگاه‌های خیابان انقلاب، جلوه‌نمایی می‌کرد و از سرعت گذران حوادث جا مانده بودند. ما با انبوهی از تقویم‌هایی مواجه هستیم که بخشی از تاریخ در آن‌ها ثبت نشده‌است. هرسال که یادآور تقویم به شب‌های قدر می‌رسید، کم‌کم از اذان مغرب خود را مهیای نیمه‌شب می‌کردیم تا کنار هم در مأمن مساجد، جوشن کبیر را زمزمه کنیم. امسال اما کاملاً آماده‌ایم؛ آمادۀ شب‌های قدری که چند روزی است که به استقبالش رفته‌ایم. ما شب‌های قدر انقلاب را در خیابان‌ها می‌گذرانیم. 🔹جامعه چگونه این شب‌ها را در ورای تقویم‌ها به یاد می‌آورد؟ چگونه این شب‌ها افراد پراکنده را به «ما» تبدیل می‌کند؟ پاسخ را باید در مناسک جست‌وجو کرد. مناسک، شکل اجتماعیِ یادآوری‌اند؛ لحظاتی که افراد نه به‌عنوان فرد، بلکه به‌عنوان عضوی از یک کل حضور پیدا می‌کنند. در دل بحران‌های اجتماعی، همین حضور جمعی است که به یکی از نیازهای بنیادین جامعه پاسخ می‌دهد: نیاز به پیوند، همدلی و احساس باهم‌بودن. 🔹از منظر امیل دورکیم، انسان پیش از آنکه موجودی فردی باشد، موجودی اجتماعی است. او مناسک را سازوکاری می‌داند که از طریق آن، جامعه ارزش‌ها و احساسات مشترک خود را به افراد منتقل می‌کند. این فرآیند، شکل سادۀ جامعه‌پذیری است؛ یعنی آموختن اینکه چگونه در غم و شادی جمعی سهیم شویم، چگونه واکنش نشان دهیم و چگونه دیگری را به‌عنوان «عضو جامعه» به رسمیت بشناسیم. مناسک، به این معنا، تمرین همدلی هستند. 🔹در جامعه ایران، وقتی مناسک به لحظه‌های جمعی و واکنش به رویدادهای مهم تبدیل می‌شوند، نقش جامعه‌پذیری و همدلی برجسته‌تر از همیشه می‌شود. مانند سحری که خبر شهادت پدر امت را اعلام کردند. در همان دقایق آغازین صبح، مردم خود را به میادین رساندند؛ حرکتی که شاید از ناخودآگاه آدم‌ها نشأت گرفته باشد. همدلی این روز‌های مردم و حضور در میدان آنها نیاز به‌توصیف ندارد، نیاز به‌چشم مسلح ندارد؛ در گوشه و کنار، در بطن خیابان‌ها، در میادین و... می‌توان آن را دید. 🔹 اجتماع عظیم مردم ایران در این روزها و شب‌ها را می‌توان به‌عنوان یک نشانه‌ از قدرت همبستگی و پاسخ جمعی به بحران‌های ملی دید. این دست از رویدادها نشان می‌دهند که حضور مردم و مراسم‌های جمعی، حتی زمانی که در واکنش به تهدید یا ناامنی شکل می‌گیرند، می‌توانند به تقویت حس تعلق و همدلی کمک کنند و تجربه‌های فردی را در قالبی اجتماعی و مشترک تبدیل کنند. 🔹️ امیل دورکیم اشاره می‌کند « مناسک و آیین‌ها نه‌تنها به‌حیات اجتماعی، بلکه به‌روح و روان انسان معنا و نظم می‌بخشند. مناسک برای اجتماع ضروری‌اند، همان‌طور که غذا برای بدن.» ️جامعه بدون مناسک، حافظه ندارد؛ و بدون حافظه، همدلی و انسجام خود را از دست می‌دهد. هر روزی از ۳۶۵ روز یک‌ سال، یادآور یک اتفاق است که به خودی خود خلق پیوستگی اجتماعی نمی‌کند؛ اما آنچه جامعه را زنده نگه می‌دارد، لحظه‌هایی است که افراد در کنار هم می‌ایستند، یکدیگر را می‌بینند و رنج و امید را تقسیم می‌کنند. مناسک، اگر درست فهم و اجرا شوند، یادآور همین ایستادن کنار هم‌ و فراهم‌کننده پیوندی است که بقا و سلامت روح جمعی را تضمین می‌کند. 🇮🇷 اندیشکده مطالعات ایران ┅═✧❁🌿🌺🌿❁✧═┅ 🟥 پژوهشکده مطالعات تمدنی شهیدصدر(ره) 📲@sadr_ir 🌐https://sadr.ihu.ac.ir/
🚦جامعه‌شناختی رخداد مدرسه‌ی میناب به‌مثابه پرفورمنس فرهنگی تروما در میدان روایی ایران ✍ حمید دهقانیان 🔹این یادداشت حاصل بسط گفت‌وگویی علمی با خانم احمدی از دانشجویان فعال و پر دغدغه ترم قبل درس جامعه‌شناسی فرهنگی و ناظر بر پرسشی از امکان روایت و صورت‌بندی حادثه‌ی مدرسه‌ی میناب بر پایه‌ی رویکرد جامعه‌شناسی فرهنگی جفری الگرندر است. 🔹الگرندر از جمله مهم‌ترین نظریه‌پردازان جامعه‌شناسی فرهنگی است که با فاصله‌گرفتن از رویکردهای ساختارگرایانه و تقلیل‌گرایانه در جامعه‌شناسی، فرهنگ را نه صرفاً بازتابی از ساختار اجتماعی، بلکه حوزه‌ای مستقل و فعال در تولید معنا، هویت، و نظم اجتماعی معرفی می‌کند. 🔹در نظریه‌ی او، هر رخداد بزرگ اجتماعی زمانی در حافظه‌ی جمعی ماندگار می‌شود که بتواند در قالب روایت و پرفورمنس فرهنگی بازتولید گردد. یعنی رویداد صرفاً یک واقعه‌ی تاریخی نیست، بلکه موضوعی است که از طریق روایت‌گری، اجرا، و بازنمایی نمادین، معنا پیدا می‌کند و در حافظه‌ی فرهنگی تثبیت می‌شود. اینجاست که مفهوم کلیدی او یعنی تروما فرهنگی مطرح می‌شود. 🔹مثالی که الگرندر در کتاب خود با عنوان معنای زندگی اجتماعی به مثابه جامعه‌شناسی فرهنگی، در ذیل طرح خود با عنوان برنامه قوی برای جامعه‌شناسی فرهنگی و مورد بحث و کنکاش علمی قرار می‌دهد، ماجرای هولوکاست است. وی نشان می‌دهد که هولوکاست بلافاصله پس از جنگ جهانی دوم شکل نگرفت؛ بلکه در دهه‌های بعد، از طریق فرآیندی تدریجی در گفتمان عمومی، رسانه‌ها، هنر، آیین‌های یادبود، و سیاست‌های آموزشی ساخته شد. 🔹 در نگاه الگرندر، هولوکاست به تروما تبدیل شد زیرا جامعه‌ی غرب پذیرفت که این رخداد نه صرفاً یک فاجعه برای یهودیان، بلکه یک شکست اخلاقیِ تمدن مدرن بود. به همین ترتیب، درام فرهنگیِ غرب پس از جنگ، در قالب دوگانه‌هایی چون انسانیت در برابر بربریت و مدنیت در برابر خشونت دولتی بازسازی شد. 🔹در منطق الگرندری، هر جامعه برای تثبیت تروما در حافظه‌ی جمعی، نیازمند کار فرهنگی است. فرآیندی که از طریق روایت‌های تاریخی، آیین‌ها، و تولیدات هنری و رسانه‌ای پیش می‌رود. روایت مدرسه‌ی میناب نیز باید در امتداد دوگانه‌های فرهنگی جاافتاده‌ی ایرانی همچون عزت/ ذلت، استعمار/ استقلال و در نهایت خیر/ شر صورت‌بندی شود تا دراماتیزه‌کردن رنج در چارچوب معنایی بومی ممکن گردد. 🔹حادثه‌ی مدرسه‌ میناب اگر چه در ابتدا زیر سایه‌ی شوک جنگ قرار داشت، به مدد انعکاس در رسانه‌ها و نیروهای مدنی، به سرعت وزن اخلاقی خود را بدست آورده و به پرسشی جدی در عرصه جهانی و سوگی بزرگ در عرصه ملی بدل شد. به نحوی که می‌توان آن را به‌منزله‌ی یک تروما در معنای فرهنگی فهم کرد؛ 🔹رخدادی که صرفاً زخمی بر پیکر واقعیت نیست، بلکه شکافی در نظام نمادین جامعه ایجاد می‌کند. در چارچوب نظری الگرندر، تراوما زمانی پدیدار می‌شود که جامعه توان معناکردن یکی از وقایع را در منطق اخلاقی و فرهنگی خویش از دست دهد. از همین‌رو، کنشگران با اتکای به نمادها، آیین‌ها و روایت‌ها، تلاش می‌کنند ذیل فرایند سه گانه کدگذاری، وزن‌دهی و روایت و با کنترل ابزارهای نمادین چون رسانه‌های جمعی، این گسست را روایت‌پذیر و اخلاقاً قابل فهم سازند. 🔹بدین‌ترتیب، میناب به بخشی از درام جهانی میان امر انسانی و «امر ضدانسانی» تبدیل شده است. در سطح داخلی، بازنمایی این تروما در دو سپهرِ معنایی قابل تحلیل است: نخست، در میان عموم مردم و بر پایه‌ی مفاهیمی چون استقلال، تمامیت ارضی و هویت ملی ـ دینی؛ دوم، در میان گروه‌های خاص با محوریت هویت انقلابی و مقاومتی. این دو سپهر، دو شکل از درام فرهنگی را می‌سازند که از رهگذر آن، حادثه در نظام ارزشی جامعه اجرا و بازمعنا می‌شود. 🔹پرفورمنس فرهنگی، نقش محوری در این فرایند دارد. بازآفرینی حادثه در آیین‌ها، سرودها، فیلم‌ها و مناسک عمومی نه تنها حامل معنا، بلکه برساخت عاطفی رنج برای جامعه است. از خلال این پرفورمنس‌ها، رویداد از سطح سانحه به سطح حافظه‌ی فرهنگی ارتقا می‌یابد و کنشگران، از دولت و نهادهای فرهنگی تا رسانه‌ها و گروه‌های مرجع، در مقام دین‌داران معنا، فاجعه‌ی خام را به اسطوره‌ی اخلاقی مقاومت دگرگون می‌سازند. 🔹در سطح جهانی نیز، تقویت تعامل رسانه‌ای و دانشگاهی اهمیت بنیادین دارد. همان‌گونه که ادوارد سعید با بازنمایی فلسطین، تراومای استعمار را در چارچوب گفتمان فرهنگی جهان معنا کرد، بازنمایی حادثه‌ی میناب باید به عنوان پرفورمنس اخلاقی ایران در مقابل نظام جهانی خشونت فهم شود؛ کنشی که نه تنها حافظه‌ی ملی، بلکه سرمایه‌ی اخلاقی جهان‌شمول را بازسازی می‌کند. 🇮🇷 اندیشکده مطالعات ایران ┅═✧❁🌿🌺🌿❁✧═┅ 🟥 پژوهشکده مطالعات تمدنی شهیدصدر(ره) 📲@sadr_ir 🌐https://sadr.ihu.ac.ir/