✅ ملتی که کار را تمام خواهد کرد! (بخش اول)
✍دکتر سمیرا خطیب زاده، عضو هیئت علمی دانشگاه بین المللی سوره
🔸آنچه در جنگ رمضان ۱۴۰۴ به وقوع پیوست، از ابعاد و مناظر گوناگون قابل تحلیل و ارزیابی است.
لازم است استراتژیستهای اندیشکده های بزرگ دنیا، ساعت ها وقت بگذارند و رفتار و واکنش ملت و فرماندهان نظامی را در این جنگ ناخواسته مورد مداقنه و بررسی قرار دهند.
اما آنچه در این مجال بدان پرداخته میشود تنها بررسی یکی از این ابعاد مهم در برهه تاریخی سال ۱۴۰۴
و آن به تعبیر رهبر شهید انقلاب
"مبعوث شدن دوباره مردم" برای انقلاب پیروز شده در سال ۱۳۵۷ است.
بعد از جنگ ۱۲ روزه بسیاری از تحلیلگران تاب آوری مردم ایران را در ادامه جنگ ضعیف ارزیابی میکردند و یکی از دلایل پذیرش آتش بس از سوی جمهوری اسلامی را ، آماده نبودن مردم برای پذیرش سختی های ناشی از یک جنگ درازمدت و فرسایشی
اعم از تخریب منازل، از دست دادن اعضای خانواده و نزدیکان، مشکلات اقتصادی و معیشتی ناشی از جنگ و .... می دانستند.
مرکزیت سخن از منظر همین تحلیلگران آن بود که ملت ایران در سال ۱۳۵۷، با ملت ایران در سال ۱۴۰۴ تفاوت های شناختی، هویتی، اجتماعی و سیاسی بسیاری دارد، بسیاری در توجیه تحلیلهایشان، از نسل جدید ایرانی سخن میگفتند.
همان نسلی که نه معمار کبیر انقلاب اسلامی را دیده است و نه هشت سال دفاع مقدسِ پرصلابت مردم را درک کرده است، نسلی که آسایش و رفاه اقتصادی برایش، از آرمانهای انقلاب شاید اولویت بیشتری دارد و حتی نسل پدرانی که بدنبال تامین امنیت فرزندان خود هستند و علاقه ای به تجربه دوباره جنگ و آزمودن سختی های آن ندارند.
نتایج این تحلیلها به جهت حوادث و فتنه دیماه
و خسارتهای جانی و مالی حاصل از آن، تاب آوری مردم را در ارزیابی و نظر سنجی هایشان در پایین ترین حد ممکن نشان می دادند.
🔻همین اندیشه و تحلیل سطحی بود که طراحان جنگ ۱۲ روزه و فتنه دیماه را، این بار به طرح ریزی جنگی تمام عیار و تمام کننده، با حذف فیزیکی " قله انقلاب "، یعنی مقام معظم رهبری تحریض و تشویق کرد.
ارزیابی قطعی این بود که در نبود رهبر قطعا کشور ایران دچار فروپاشی از درون شده و زمینه برای فتح این سرزمین به همراه تمامی ذخایر و امکانات فراهم شده و اکثریت مردم هم همراه و پشتیبان این جریان خواهند بود.
◽️ اما تجربه جنگ تحمیلی رمضان، در ۹ اسفندماه ۱۴۰۴ تمامی این معادلات را بر هم زد، درست در نقطهای که به زعم سیاسیون غربی کشور ایران باید در لبه پرتگاه "سقوط" قرار بگیرد، ملت ایران به یکباره عزم رسیدن به قله کرد.
این بار ملت ایران با مواجهه سخت با فقدان رهبر و زعیم خود، نه تنها کرنش نکرد و تسلیم نشد
بلکه در کوتاه ترین زمان ممکن، نقش خود را در این صفحه شطرنج بازیابی و به بهترین وجه وظیفه خطیر خود را به درستی بازی کرد.
ملت به ظاهر بی امام، برای یک هفته با تمام عناصر هویتی، شناختی، ملی، قومی و خویشاوندی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی قدم در میدان گذاشت و در این راه تا لحظه آخر ایستاد.
🔻ملت ایران به معنای واقعی کلمه " مبعوث " شد تا نقش و مسئولیتی را بر دوش بگیرد که تاکنون تا این اندازه سنگینی اش را حس نکرده بود، ملت ایران با تمام وجود فهمید که این مسیر یک مسیر وجودی و سرنوشت ساز تمدنی برای ایران اسلامی است که اگر نقش خود را در آن به درستی ایفا نکند قافیه را برای همیشه خواهد باخت....
حتی اگر بهای انجام درست این نقش،
از دست دادن نزدیکترین افراد خانواده باشد، حتی اگر بهای پذیرفتن این مسئولیت بیخانمانی و تخریب خانه و مدرسه و بیمارستان باشد.
حتی اگر بهایش پر کشیدن ۱۶۵ دختر معصوم مینابی باشد.
حتی اگر بهایش هر شب حضور در میدان با خانواده در زیر موشکباران، باران و برف باشد
┅═✧❁🌿🌺🌿❁✧═┅
🟥 پژوهشکده مطالعات تمدنی شهیدصدر(ره)
📲@sadr_ir
🌐https://sadr.ihu.ac.ir/
⭕️ ملتی که کار را تمام خواهد کرد (بخش دوم)
✍دکتر سمیرا خطیب زاد، عضو هیئت علمی دانشگاه بین المللی سوره
🔹بله این جمعیتی از مردم که هر روز در میدان پای کار این نظام ایستاده است نهتنها در فقدان رهبر فرونپاشیده بلکه خود در غیاب او امانتش را به دوش کشیده و به تعبیر رهبر سوم انقلاب، خود کشور را رهبری میکند. اصلاً انگار چهل سال برای چنین روزی تربیت شده است.
🔸ملت ایران با این بعثت دوباره، به جهانیان ثابت کرد که پای درس امامین انقلاب(از خمینی کبیر تا رهبر شهید) خوب شاگردی کرده است، همین تلاش و مجاهدت ها و به تعبیر رهبر شهیدمان، استقامت ها بود که شیرینی "ولی جدید" را در کام ملت به بهترین نحو ممکن پدیدار کرد و "خامنه ای جوان" باطل السحر دشمنان شد.
از سویی دیگر فرماندهان نظامی و نیروهای مسلح نیز در این آزمون بزرگ کارنامه درخشانی را ارائه کرده اند، که تصمیم گیری درست و به هنگام در تهاجم همه جانبه علیه دشمن متجاوز، علی رغم فقدان فرمانده و به دست گیری ابتکار عمل در برهه های حساس از جمله بستن تنگه هرمز و بازی خوب و راهبردی در میدان نظامی، تنها برخی از مولفه های آن است، کارنامه این عملکرد به قدری محیرالعقول است که تمامی تحلیلگران نظامی دنیا از موافق و مخالف را به اعتراف واداشته...
▪️در یکی از صریح ترین اعترافات در توصیف عظمت این بعثت مردمی، سازمان ملل بیان کرده است:" در حال حاضر هیچ موج گستردهای از حرکت پناهجویان ایرانی به سوی اروپا مشاهده نمیشود.
ملت ایران تنها ملت جهان است که در میانه جنگ دو کار را نکرده است.
_ از کشور خارج نمی شوند.
_ به بازار هجوم نبرده است.
این شاخصی از ریشه تمدنی _ فرهنگی این ملت است.
┅═✧❁🌿🌺🌿❁✧═┅
🟥 پژوهشکده مطالعات تمدنی شهیدصدر(ره)
📲@sadr_ir
🌐https://sadr.ihu.ac.ir/
🚦 سیستم قهرمان را نمیتوان ترور کرد
دکتر محسن سلگی
پژوهشگران ارشد علوم سیاسی
🔹مدرنیته، به ویژه در صورت متأخر خود، پروژهای نانوشته اما فراگیر را تحت عنوان پروژه قهرمانزدایی پیش برده است.قهرمان در این منطق یا به اسطورهای متعلق به گذشته تقلیل مییابد، یا به اختلالی در نظم سیستماتیک تعبیر میشود.
🔹جامعه سالم، جامعهای است که «بینیاز از قهرمان» باشد و انسان ایدهآل، انسانی است که در شبکهای از رویهها، آییننامهها و سازوکارها حل شود. نتیجه آنکه کنش ممتاز، ایثار و شهادت، نه امکانی زنده، بلکه استثنایی مزاحم تلقی میشود.در انقلاب اسلامی، خودِ سیستم قهرمان ساز است؛ به این معنا که قهرمان را بازتولید میکند.
🔹قهرمان در این منطق، حادثه نیست؛ پیامد طبیعی یک سازوکار است.در اینجا قهرمان بودن یک لحظه گذرا یا فوران احساسی نیست. قهرمانشدن جزئی از تنظیمات درونی نظام است؛ همچون ساعتی که برای زمانهای بحرانی دقیقتر ساخته شده است. به این دلیل، در شرایط عادی شاید چندان به چشم نیاید، اما در بحرانها، جنگ و موقعیتهای حدی، نهتنها از کار نمیافتد، بلکه بهترین عملکرد خود را نشان میدهد. این دقیقاً نقطه مقابل منطق مدرن است که در بحرانها، ناگزیر به تعلیق ارزشها و فروپاشی معنا میشود.
🔹شهید حججی، بهعنوان جوانی از دهه هفتاد، تجسم عینی این منطق است. او نه اسطورهای تاریخی بود و نه محصول تبلیغ. او به درستی «حجت خدا در زمان ما» بود، به این معنا که نشان داد قهرمان نه در گذشته دفن شده و نه در آینده موهوم وعده داده شده است؛ قهرمان در اکنون امکانپذیر است. پیشِ روی ما ایستاده، نه پشت سرمان. بالای سرِ ما، و مسیرمان است.
🔹اهمیت حججیها در این است که روایت مدرن قهرمانزدایی را از درون فرو میریزد. او و نظیر او ثابت کرد در زمانهای که در جهان غرب ادعا میشود دیگر جایی برای امر قهرمانانه نیست، هنوز میتوان انسانی دید که آزادانه، آگاهانه و بدون اجبار ساختاری، در نقطه اوج مسئولیت اخلاقی بایستد.جنگ تحمیلی غدیر (12روزه) و جنگ رمضان نیز استمرار منطق مذکور است.
🔹آنچه رخ داده، واکنشی هیجانی و بسیجی موقت نیست، بلکه تجلی تداوم سیستمی است که قهرمانسازی در آن استثنا نیست. این تداوم، پاسخ عملی انقلاب اسلامی به مدرنیته متأخر است؛ پاسخی که نه با نقد صِرف، بلکه با تولید و بازتولید طبیعی و هستیشتاسیک و الهیِ انسانِ قهرمان داده میشود.آری، با ترور نمیتوان خدا و طبیعت و سیستم قهرمان را حذف کرد.
🇮🇷 اندیشکده مطالعات ایران
┅═✧❁🌿🌺🌿❁✧═┅
🟥 پژوهشکده مطالعات تمدنی شهیدصدر(ره)
📲@sadr_ir
🌐https://sadr.ihu.ac.ir/
تاملات جنگ(۶)
🚦 جنگ، نهاد مداحی و مساله میهن
✍ محسن جبارنژاد، پژوهشگر ارشد اندیشکده مطالعات ایران
🔹 "نهاد مداحی"، به رغم تمامی کاستی هایش، جزو پیشروترین نهادهای اجتماعی و فرهنگی طی یکی دو دهه اخیر در ایران بوده است. این نهاد، بر خلاف برخی نهاد های دینی که ماهیت اجتماعی نیز دارند و تا حدی از شتاب تحولات اجتماعی جامانده اند ، پا به پای دگرگونی های فرهنگی جامعه ایرانی پیش رفته، هم به لحاظ فرم و هم به لحاظ محتوا، توانسته تاثیر بگذارد و ذائقه سازی کند و در عین حال خود نیز از ذائقه مخاطبان تاثیر بپذیرد تا بتواند به واسطه پاسخ به نیاز آنها، روزآمدی خود را حفظ کند. البته گاهی این به روز بودن، با آسیب هایی همراه بوده که خود، داستان دیگری است و مجال ورود به آن نیست. اما این مساله نباید باعث غفلت از نقش نهاد مداحی در تاثیرگذاری بر روند تحولات اجتماعی و فرهنگی ایران به ویژه طی دو دهه اخیر شود.
🔹نکته جالب این است که طی یکی دو سال اخیر که بحث تعرض به تمامیت ارضی ایران، عریان و آشکارا توسط دشمنان ما بیان میشد، نهاد مداحی توانست پیوند بسیار نزدیکی با ادبیات ایران برقرار کند. نسلی از مداحان جوان ، به ویژه پس از جنگ دوازده روزه ، سپس در ایام سالگرد پیروزی انقلاب و خصوصا پس از آغاز تجاوز اخیر آمریکا و اسرائیل به خاک ایران، این بار پررنگ از همیشه، از ایران خواندند. خواندنی که هم در محتوا و مضمون اشعار مداحی، با میهن و ایران ارتباط جدی برقرار کرد و هم در فرم و صورتِ خوانش، بسیار حماسی ظاهر شد.
🔹به عنوان کسی که این شب ها، مشاهدات خیابانی فراوانی از این دست مداحی ها داشته ام، نکته ای که توجه مرا بسیار به خود جلب کرد، اثرپذیری بسیاری از مردم عادی و رهگذران از این نوع مداحی هاست. به عنوان مثال قطعه مداحی "بزن که خوب میزنی" که هم لحن حماسی دارد و هم در مضمون خود از واژه هایی نظیر ایران، رستم تهمتن و ...استفاده میکند، مورد استقبال گسترده ایرانیان هم در داخل و حتی در خارج نیز قرار گرفت.
🔹البته این که اینکه مداحان جوان ما، اینچنین حماسی از "ایران" می خوانند را نباید اقتضائی و صرفا موقعیتی دانست. اینکه امروزه بسامد و طنین کلماتی نظیر "ایران"، "وطن" و "میهن" در محتوای اشعار، پر رنگ تر از گذشته بوده را به نظر باید اینطور فهمید که استفاده از مفاهیم ملی در اشعار مداحی، بسته به میزان تهدیدات علیه ایران است. هر چه این تهدید جدی تر و علنی تر باشد، استفاده از این ادبیات نیز بیشتر است. چنانکه این روزها شاهدش هستیم.
🔹 نکته آخر اینکه مداحی ایرانی به واسطه اینکه در متن فرهنگ تشیع بالیده است، نسبتی با ایران دارد. فراموش نکنیم که به تعبیر فوکو، تشیع، بنیاد آگاهی ملی در ایران بوده است. تشیع در اکنونِ ایران، راه "بقای ملی" ما نیز محسوب میشود.
🔹مداحی های میهن دوستانه مداحان جوان که این شب ها به زمزمه جمعی مردم تبدیل شده، صرفا یک واگویه نیست. بلکه مامن و پناهی است برای "معنابخشی به زندگی"، "حفظ امیدواری" و " ایستادگی ملی" در شرایط دشوار جنگ.
🇮🇷 اندیشکده مطالعات ایران
┅═✧❁🌿🌺🌿❁✧═┅
🟥 پژوهشکده مطالعات تمدنی شهیدصدر(ره)
📲@sadr_ir
🌐https://sadr.ihu.ac.ir/
🚦 صورتبندی تابآوری اجتماعی در بستر زیستجهان ایرانی
✍ محمد صادق تقی زاده طبری
🔺مشاهده میدانی زیستجهان ایرانی در شبهای جنگ رمضان نشان میدهد که خیابانهای شهر صحنهای برای بازتولید حیات اجتماعی تبدیل شدهاند. در حالی که منطق کلاسیک نظامی حکم به تخلیه معابر و پناه گرفتن در فضاهای بسته میدهد، مردم ایران با برهم زدن این قواعد، نوعی دفاع غیرنظامی خودجوش را بر بستر مناسک ماه رمضان شکل دادهاند. این حضور شبانه، تجلی عینی این آیه شریفه است که میفرماید: « الَّذينَ قالَ لَهُمُ النّاسُ إِنَّ النّاسَ قَد جَمَعوا لَکُم فَاخشَوهُم فَزادَهُم إیمانًا وَ قالوا حَسبُنَا اللَّهُ وَ نِعمَ الوَکیلُ».
در تحلیل علمی این رفتار میدانی، میتوان چهار مولفه کلیدی تابآوری اجتماعی را در این اتمسفر شناسایی کرد:
۱. عادیسازی بحران و تداوم کارکردهای زیستی :در مبحث تابآوری، اولین نشانه فروپاشی یک سیستم، توقف عملکردهای روزمره است. حضور مردم در پارکها و پیادهراهها و توزیع افطاری ساده در موکب ها نشاندهنده تابآوری کارکردی است. جامعه با اصرار بر ادامه سبک زندگی رمضانی خود، عملاً ابزار ترس را که بازوی اصلی جنگ روانی دشمن است، از کار میاندازد. اینجاست که عادیبودن به خودی خود یک کنش راهبردی محسوب میشود.
۲. سرمایه اجتماعی پیونددهنده در بستر مناسک :شبهای ماه رمضان بهطور سنتی زمان تجمع است، اما در شرایط جنگی، این تجمعات از یک آیین مذهبی به یک سیستم حمایت اجتماعی تغییر ماهیت میدهند.جامعه ایرانی آموخته است که گشایش و آرامش را در دل سختی (عسر) و از طریق پیوندهای جمعی جستجو کند. تعاملات چهرهبهچهره در خیابان، اضطرابهای فردی را به آرامش جمعی تبدیل کرده و شایعات را در نطفه خفه میکند.
۳. استقامت جمعی و بازتعریف امنیت :
استقامت جمعی به معنای توانایی تبدیل اضطراب به فرصتی برای رشد است. مردم در این شبها با حضور در فضاهای عمومی، مفهوم امنیت را از «امنیت فیزیکی/پلیسی» به «امنیت روانی/اجتماعی» تغییر دادهاند. آنها پیام میدهند که امنیت نه در خلوت خانهها، بلکه در انسجام صفوف مردم در خیابان است. این رفتار میدانی، شاخص تعهد اجتماعی را در برابر تهدیدات خارجی به شدت ارتقا میدهد.
۴. باز تنظیم برداشت از خطر :
جامعهشناسی مردم ایران نشان میدهد که به دلیل تجربه تاریخی جنگ و بحران، آستانه تحمل و نوع نگاه به خطر در این جغرافیا متفاوت است. وقتی مردم با خانواده در فضاهای عمومی حضور مییابند، عملاً خطر را مدیریت و سهل جلوه میدهند. این کنش، نوعی پاسخ به آیه « وَلا تَهِنوا وَلا تَحزَنوا وَأَنتُمُ الأَعلَونَ» است؛ نه سست شوید و نه غمگین، چرا که با تکیه بر این تابآوری مومنانه، برتری از آنِ جامعهای است که ارادهاش را به رخ میکشد. این زیست خیابانی در شبهای پرالتهاب، نشان میدهد که تابآوری در ایران تنها یک بحث تئوریک نیست، بلکه یک فرهنگ غنی و پایدار است که از مسیر ایمان و همبستگی اجتماعی میگذرد و در آن، فضای عمومی به دژی تسخیرناپذیر تبدیل میشود.
┅═✧❁🌿🌺🌿❁✧═┅
🟥 پژوهشکده مطالعات تمدنی شهیدصدر(ره)
📲@sadr_ir
🌐https://sadr.ihu.ac.ir/
🚦خوانشی فلسفی- سیاسی از دو روایت قدرت در تجاوز نظامی استکبار علیه ملت ایران
✍ دکتر حمداله اکوانی
در تجاوز نظامی کنونی آمریکا و اسرائیل علیه ایران، دو مفهوم متضاد از قدرت با یکدیگر روبهرو شدهاند؛ تقابلی که میتوان آن را فراتر از صرف درگیری نظامی، به مثابه برخورد دو «رژیم حقیقت» متفاوت تحلیل کرد. از یک سو، واشنگتن و تلآویو بر مفهوم کلاسیک «قدرت سخت» تکیه کردهاند؛ قدرتی که با هواپیماهای پیشرفته، ناوهای جنگی و موشک و دیگر سخت افزارها تعریف میشود. این نوع قدرت، تجسم عینی خرد مدرن و گفتمان توسعه خطی است که قدرت را در تمرکز، انباشت و قابلیت مشاهده جستجو میکند. در این گفتمان، قدرت همچون کالایی مادی و قابل اندازهگیری تصور میشود.
از سوی دیگر، ایران با اتکا به «قدرت مقاومت» که پراکنده، غیرمتمرکز، شبکهای و مبتنی بر باورهای عمیق است، در برابر این ابرقدرت نظامی ایستاده است. میشل فوکو در درسگفتارهای خود درباره حکومتمندی نشان داد که قدرت دیگر تنها در شکل سلبی و سرکوبگر خود ظاهر نمیشود، بلکه به مثابه شبکهای منعطف و فراگیر عمل میکند. اما آنچه ایران به نمایش گذاشته، قرائتی معکوس از این ایده فوکویی است: مقاومت نیز میتواند شبکهای، منعطف و نامرئی باشد. ایران در برابر «حکومتمندی» آمریکایی، نوعی «زیستمقاومت» را فعال کرده که در آن بدنها و باورهای سوژهها به میدان نبرد تبدیل میشوند. چنانکه فوکو در تحلیل انقلاب اسلامی ایران به این نکته اشاره کرد که چگونه «اراده جمعی» میتواند در برابر مستقرترین قدرتها قد علم کند؛ ارادهای که از دل تکنولوژیهای حکومتمندی مدرن سر برمیآورد و آنها را به چالش میکشد.
در این میان، یکی از مؤلفههای کلیدی قدرت مقاومت، ماهیت شبکهای و غیرمتمرکز آن است که با مفهوم «ریزوم» ژیل دلوز قابل فهمتر میشود. دلوز در مقابل تفکر درختوار که مبتنی بر سلسله مراتب، ریشه و مرکزیت است، تفکر ریزومی را مطرح میکند؛ شبکهای بدون آغاز و پایان، با اتصالات افقی و چندگانه. ایران افزون بر نظام معنایی قدرت ملت ایران، طی دههها شبکهای از متحدان منطقهای ایجاد کرده که از آن با عنوان «محور مقاومت» یاد می شود. این شبکه که متحدانی با نظام معنایی مشترک منبعث از آموزه های اسلامی در لبنان، عراق، یمن، فلسطین و سوریه را شامل میشود، بر اساس منطق ریزومی عمل میکند:معتقد به آرمان مشترک بدون فرماندهی مرکزی متصلب، با قابلیت بازآرایی مداوم و مقاومت در برابر ریشهکنی. ریزوم «همواره دارای خطوط گریز است»؛ خطوطی که قدرت متمرکز و سخت قادر به ردیابی و انسداد کامل آنها نیست. مقاومت اسلامی با بهرهگیری از همین خطوط گریز، اعتبار قدرت متمرکز سخت را به روشهای مختلف «از رسمیت میاندازد» و آن را در مواجهه با امر سیال و ناپایدار، درمانده نشان میدهد؛ چیزی که در بیست روز گذشته، مقاومت شبکهای اسلامی بر سر قدرت برتر نظامی فیزیکی جهان آورده است.
آنچه در این میدان نبرد رخ میدهد، صرفاً برخورد دو ارتش نیست، بلکه برخورد دو «روایت» و دو «نظام دلالت» است: نظام معنایی قدرت مادی سخت که به دنبال زور و غلبه و شکستن اراده مردم است، در مقابل نظام معنایی قدرت مقاومت که بر اذهان و قلوب مردم استوار است. پس از گذشت چند هفته از جنگ، ترامپ درباره معنای پیروزی سردرگم مانده است. در اینجاست که فلسفه پسامدرن با نقد «فراروایتها» به کمک ما میآید. فراروایت پیروزی در گفتمان غربی، روایتی خطی و تجمیعی است: نابودی بیشتر زیرساختها، کشتن بیشتر انسان ها و اشغال جغرافیای بیشتر. از منظر قدرت سخت، آمریکا و اسرائیل توانستهاند زیرساختهای نظامی ایران را هدف قرار دهند. اما از منظر قدرت مقاومت، ایران نهتنها تسلیم نشده، که با حضور اراده جمعی در خیابانها، بستن تنگه هرمز و هدف قرار دادن پایگاههای آمریکایی و اثبات مانایی شبکه مقاومت، روایت دشمن از «پیروزی سریع و کمهزینه» را به چالش کشیده و ترامپ را در اعلام پیروزی مستاصل کرده است.
لذا جنگ کنونی، در واقع تقابل دو جهانبینی متضاد درباره چیستی قدرت است. آمریکا و اسرائیل بر این باورند که با انباشت بینهایت قدرت سخت میتوانند اراده ملتها را درهم بشکنند. اما ایران با تکیه بر قدرت مقاومت، نشان داده که ایمان، هویت و شبکههای مردمی، ظرفیتی پایانناپذیر برای ایستادگی ایجاد میکند که از دید تحلیلهای کلاسیک روابط بینالملل پنهان میماند. نبرد کنونی، نبردی است که نتیجه آن نه با قدرت فیزیکی، که در باور ملتها رقم خواهد خورد؛ در روایتهایی که روح جمعی مردم را جهت میدهد، در خاطره جمعی که شکل میگیرد و در ارادهای که همچنان بر گفتمان مقاومت استوار است. نتیحه این جنگ نظریه های قدرت را هم بازسازی خواهد کرد.
┅═✧❁🌿🌺🌿❁✧═┅
🟥 پژوهشکده مطالعات تمدنی شهیدصدر(ره)
📲@sadr_ir
🌐https://sadr.ihu.ac.ir/
✳️ روایتی زنانه از جنگ(۱)
🔻جنگ رمضان که شروع شد، فقط کار نظامیان، فرماندهان و مسئولان نبود که بالا گرفت...
زنان هم قشر جدیدی بودند که بسامد حرکت و فعالیت و جهادشان بالا رفت، آنجا که فرمانده ارشد میدان هوافضا توییتی بر این مضمون نوشت که: شما خیابان ها را حفظ کنید و ما فاتح میدان های نظامی هستیم، خیالتان جمع.
🔻جنگ بود. با کسی شوخی نداشت. موشک و جنگنده بود و صدای انفجار و تخریب خانه ها...
وسط همه این گیر و دارها، نفر اول تجمعات خيابانی باشی آن هم با همسر و فرزندان و کودک خردسال، کلی برنامه ریزی میخواهد.
اگر حرفم را قبول نداری، بگذار از منظر یک زن
با جزییات بیشتری پلن های این *جهاد راهبردی* را برایت رمزگشایی کنم.
🔹 پلن اول: متقاعدسازی همسر
بمباران های تهران که جدی تر میشود و از قاب خبرهای توی گوشی بیرون می آید، زمزمههای همسر برای رفتنت به هنراه فرزندان شروع میشود، این جا امن نیست...شما بروید من خیالم راحت تر است...و هزاران دلیلی که خودت هم مطمئنی یکی از دیگری منطقی تر است، اما تو باید چه در نهان داشته باشی، تا این بازی را برنده شوی و از فردا دوباره شور زندگی در خانه ات آن هم با سه فرزند، در شهری جنگی برپا شود، خدا میداند!
🔹 پلن دوم: تزریق روحیه و شجاعت به فرزندان
این پلن را انصافا خودت باید پایه، پایه باشی تا جواب بدهد. یعنی واقعا باید از لرزیدن مدام شیشه ها، صدای انفجار از چند محله پایین تر، صدای ممتد پدافند در تجمعات، نبودن شبانه روزی همسر در این ایام، حتی آپارتمانی که اکثر همسایه هایت کوچیده اند، هیچ ترسی به دل نداشته باشی تا بتوانی همین روحیه را به فرزندانت منتقل کنی، بخصوص اگر فرزندانت خردسال و کوچک باشند.
یا حداقل بازیگر خوبی باشی که ترسها را به حداقل برسانی و زیاد نمایش ندهی. نمیدانم تجربه اش را داشته ای یا نه، حتی اگر در همه اینها موفق شوی، اما در درونت استرس باشد باز هم فرزندانت این را متوجه خواهند شد.
🔹 پلن سوم: حضور هر شب در تجمعات
اجرای این پلن نیاز به این دارد که مبدا و مقصد تجمع و پیاده روی آن شب را در آورده باشی، روزهایی که همسر هست یک مسیر وجود دارد و روزهایی که مرد خانه نیست قطعا شرایط متفاوت است. همه چیز را از قبل تدارک دیده باشی، از لباس و کلاه گرم بچه ها در شب هایی که سوز دارد و باران می بارد تا خوراکی بچه ها، و پرچم و عکسهای حضرت آقا که با سلیقه و کمک فرزندان تبدیل به پلاکارد کرده ای، یا سربند پسرت که هر شب باید روی کلاهش ببندی و چفیه ای که برای دخترت مرتب کنی، پتوی کوچکی که مبادا از قلم بیفتد و فرزندت در کالسکه سردش شود.
کلی برنامه ریزی می خواهد که همه را مشتاق رفتن کنی از کوچک تا بزرگ، بخصوص مواقعی که فرزندت خواب خوبی نکرده و مدام بهانه میگیرد یا روزی که انصافا به خاطر بارندگی و برودت هوا، خودت دلشوره سرماخوردگی پسرت را داری، چه برسد به اینکه از قبل هم مریض و تبدار باشد.
🔹 پلن سوم: تهیه و تدارک افطار و سحر
همه پلن های قبل یک طرف و این پلن طرف دیگر، از همان ابتدای روز باید برای سحری شب و افطاری برنامه بچینی، خورشتش را کی آماده کنی که با تجمع شب و تشییع شهدای روز تلاقی نکند، هنوز از تجمع نیامده و لباس درنیاورده باید بدوی در آشپزخانه تا بقیه مراحل سحری مثل پختن برنج را انجام دهی، افطاری هم که آماده کردنش جای خود دارد.دوست داری همه را راضی نگه داری، حتی با گذاشتن هر روزه سبزی تازه در کنار نان و پنیر که مورد علاقه خانواده است.
🔹 پلن چهارم: پیگیری اخبار و تحلیلهای جنگ
بر خلاف تصور بسیاری از آقایان، زنان در پیگیری تحولات مهم جنگ خبره خبره اند، این مهم را میشود با چند ساعت در دست گرفتن گوشی و چک کردن اخبار مهم جنگ، روشن بودن مداوم تلویزیون حتی در شرایطی که در آشپزخانه در حال پخت و پز هستی، دست یافتنی کرد.
دیدن برنامه های ویژه این روزها چه گفتگو محور و چه ترکیبی و خبری و تحلیلی نیازت را برطرف میکند.
┅═✧❁🌿🌺🌿❁✧═┅
🟥 پژوهشکده مطالعات تمدنی شهیدصدر(ره)
📲@sadr_ir
🌐https://sadr.ihu.ac.ir/
✳️ روایتی زنانه از جنگ(۲)
🔹 پلن پنجم: شرکت در گروه های جهادی
اینجا دیگر دلت تاب نمی آورد، سرکار که نمیروی اما دلت میخواهد نقش مهم تری در این روزهای جنگ داشته باشی، نقشی متفاوت تر از آنچه تا به حال در آن ایفای وظیفه میکردی.
زنان فعال مسجد و بسیج محله را پیدا میکنی، خواهش میکنی که هر کاری که از دستت برمی آید برایشان انجام میدهی، یک روز با پسر کوچکت میروی و بسته های آجیل برای رزمندگان درست میکنی، یک روز پوستر کودکان شهید مینابی را به سطح شهر می بری و کسبه محل را همراه میکنی برای چسباندنشان، یک روز گروه هایی که به کمک مالی نیاز دارند شناسایی میکنی و در حد وسعت کمک مالی میدهی، و خیلی روزها هم در حسرت کمک کردن به گروه های جهادی میمانی، چون نمی توانی هر ساعتی از روز فرزندت را این طرف و آن طرف ببری، مخصوصا آن روزی که میتوانستی خیاطی کنی و دورتادور پرچم های کشورت را برای تجمعات چرخ بزنی، اما توفیق نداشتی!
🔹 پلن ششم: اذکار، ادعیه و قرآن
زن های ایرانی در ماه مبارک رمضان دوست دارند که سجاده پهن کنند، ادعیه و اذکار این ماه را بخوانند و گهگاهی با شنیدن مناجات های رمضان، دلی صفا بدهند. باید در این روزهای رمضان و جنگ دنبال جای خلوتی بگردی که حلقه وصلت به خدا باشد، باید پشتت محکم باشد تا بتوانی پشت خانواده را محکم کنی تا بتوانی بدون ترس شعار بدهی و رجز بخوانی.
قرائت سوره فتح و دعای ۱۴ صحیفه سجادیه را هم هر روز باید از قلم نیندازی، وگرنه چله ات خراب میشود، گهگداری شبها اگر فرصت شد دعای توسل هم میخوانی. ختم قرآن ماه رمضان امسال هم قصه متفاوتی است، مخصوصا از زمانی که تصمیم میگری برای انس بیشتر با خدا در شرایط تنهایی و استرس جنگ، تمامی آیات را با تامل در ترجمه بخوانی حتی اگر نتوانی ختم کامل قرآن کنی...
🔹 پلن هفتم و نهایی: دلتنگی، دلتنگی و دلتنگی
این پلن را هر زن ایرانی یک جور درمان میکند، بسته به حس و حالش دارد یکی دلتنگی رهبر شهیدش را با اشک ریختن در سجاده و درمان میکند، یکی با حضور در تجمعات شبانه و در روضه میدان هق هق گریه سر میدهد، یکی در تشییع شهدای روزهای جنگ، شانه تکان میدهد و دل را سبک میکند، یکی با دیدن عکس و فیلم آقای شهیدش، یکی هم یادگاری های رهبرش را بغل میکند و اشک می ریزد، اما گاهی همه اینها جواب نمیدهد، زن ایرانی مینویسد، مینویسد و در کنار نوشتن دلتنگی های دونفره اش برای حضرت آقا، یک دل سیر گریه میکند. دست نوشته هایی که برخی تا ابد محرمانه میماند.
همه پلن های هفتگانه ای که بیان شد تازه برای زنی است که نه همسرش شهید شده است، نه فرزندش، نه پدر و مادرش، نه هیچ یک از اعضای خانواده. سالم و تندرست در این شهر قدم میزند. وگرنه نگارش پلن های ذیل فقط از عهده زنان دردمند اما غیوری بر می آید که آن را با تمام وجود حس کرده اند
پلن هشتم: همسر شهید
پلن نهم: مادر شهید
پلن دهم: فرزند شهید و ....
🔻 همه اینها را نوشتم که بگویم نقش زنان در جنگ رمضان نقش نمادین و شعاری نیست، نقش پشت صحنه نیست، نقشی است به غایت مهم،
در مرکز و متن میدان جنگ، دالی مرکزی که اگر نباشد ستون حضور موثر سایر اعضای خانواده در جنگ فرو خواهد ریخت.
به راستی این زنان کجای تحلیلهای نخبگان و کارشناسان حوزه های اجتماعی و سیاسی بودهاند؟ مطالباتشان چه بوده و جهان را از چه دریچه ای دیده اند؟ آنچه در این سالها و در برخی تریبون ها به عنوان «خواست» و «مطالبه» زنان ایرانی در فضای رسانهای و حتی دانشگاهی و نخبگانی بیان شده، چه سنخیتی با آرزوهای این زنان به پا خواسته در میدان واقعی دارد؟! زنانی که امروز هویت زنانه خود را با حضور در میدان، آن هم به صورت خانوادگی معنا می بخشند و در برخی صحنه ها از جمله راهپیمایی روز قدس، گوی سبقت را از مردان می ربایند و تنها شهید معرکه میشوند.
بدون شک همین نقش مهم و اثرگذار زنان بوده است که رهبر شهیدمان در طول دوران زعامت خود بارها بر آن تاکید و توجه ویژه داشتند و آن ظرفیت عظیم را برای چنین روزهای مبعوث شدن مردم، ذخیره کرده اند.
┅═✧❁🌿🌺🌿❁✧═┅
🟥 پژوهشکده مطالعات تمدنی شهیدصدر(ره)
📲@sadr_ir
🌐https://sadr.ihu.ac.ir/
📌جنگ آینده ایران-رژیم صهیونیستی؟!
نبردی حیاتی در گذار به نظم جدید جهانی و منطقهای
❇️ یادداشت فوق در تاریخ ۱۲ مهر ۱۴۰۴ نگاشته شد و به نظر میرسد نیاز است مجدداً این مطالب مرور شود تا درک درستی از نبرد بزرگ تمدنی که در آن قرار داریم به دست آوریم.
🔻نکته مهمی که در مورد چرایی درگیری میان ایران با محور غربی-عبری-عربی وجود دارد این است که این نبرد نباید در قالب یک خصومت سیاسی دیرینه میان دو جبهه و دستاویزهایی چون مسائل هستهای و موشکی تحلیل گردد، علت این درگیری بسیار فراتر بوده و اساساً دعوای اصلی بر سر #آینده_جهان و #نظم_جدید است!
┄┅═✧❁🌿🌺🌿❁✧═┅┄
🟥 پژوهشکده مطالعات تمدنی شهید صدر(ره)
📲@sadr_ir
🌐https://sadr.ihu.ac.ir