🔰 ایستایی ذهن در برابر سیالیت میدان؛ نقدی بر نگاه اخباری به پدیدههای متحول اجتماعی-سیاسی
📝حجت الاسلام سید علیرضا تقوی
💠 کارگروه جنگ در اندیشه امامین انقلاب
🔶در تحلیل وقایع سیاسی و اجتماعی، همواره شکافی عمیق میان «آنچه هست» و «آنچه در ذهن تحلیلگر نقش بسته» وجود دارد. بخشی از این شکاف، ناشی از نگاههای مکانیکی و خطی به پدیدههایی است که ذاتاً سیال، چندلایه و مبتنی بر کنش و واکنشهای پیچیده انسانیاند. این شیوه از تحلیل که میتوان از آن به «نگاه اخباری به سیاست» تعبیر کرد، با تبدیل گزارههای تاریخی به قالبهای ذهنی ثابت و تغییرناپذیر، توانایی دستگاه محاسباتی نخبگان و تودههای مردم را در مواجهه با تحولات جدید مختل میکند.
1️⃣. فاصله میان ایده و میدان؛ خطای محاسباتی ناشی از نگاه ایستا
نگاه خطی و اخباری، پدیدههای سیاسی-امنیتی را در قالب فرمولهای از پیشتعیینشده و بدون لحاظ کردن متغیرهای لحظهای تحلیل میکند. در این شیوه، واقعیت صحنه نبرد یا دیپلماسی، فدای تصویر ذهنی میشود. برای مثال، اگر مبنای تحلیل یک جریان فکری بر این اصل استوار باشد که «مواجهه با دشمن لزوماً به معنای جنگ سخت و فوری است»، هرگونه اقدام نرم، به عنوان ضعف در عملکرد دیده میشود.
این در حالی است که تدبیر در میدان، اقتضائات خود را دارد و عدم درک این پیچیدگیها، صرفاً به انباشت مطالبات فوری و هیجانی میانجامد. آنجا که ذهن تحلیلگر توان هضم «تأخیر مصلحتی» یا «صبر استراتژیک» را ندارد، پای اتهام به میان میآید. امام شهید انقلاب اسلامی در بازخوانی تاریخی از این آسیب، به ماجرای شیعیان عصر صادقین (ع) اشاره میکنند که چگونه شتابزدگی و افشای اسرار، مسیر تقدیر الهی را دگرگون کرد:
«... اگر شیعیان دهنشان قرص بود و افشا نمیکردند، شاید همان وقت قضیّه تمام میشد؛ و شما ببینید تاریخ چقدر تغییر پیدا میکرد!... یعنی کوتاهیهای ما، یک جا دهنلقّیمان، یک جا کمک نکردنمان، یک جا اعتراض کردن بیخودیمان، یک جا صبر نکردنمان، یک جا تحلیل غلطی که از اوضاع میکنیم، گاهی تأثیر میگذارد ــ [آن هم] تأثیرات تاریخی ــ یعنی اینجور مسیر را عوض میکند» (۴ اردیبهشت ۱۴۰۴)
بر این اساس نگاه ایستا و اخباری به تحولات میدان، که برآمده از «بیاطلاعی» و «بیصبری» نسبت به شرایط واقعی میدان است، میتواند مسیر تصمیمگیری درست نظام اسلامی در برابر دشمنانش را به انحراف کشد.
2️⃣. ضرورت اعتماد به نظام تصمیمگیری
یکی از مهمترین لوازم پرهیز از نگاه اخباری و ایستا، درک این حقیقت است که در شرایط بحرانی همچون جنگ، بخش قابل توجهی از دادهها و اطلاعات راهبردی، طبقهبندیشده و خارج از دسترس است. فردی که بر اساس اخبار رسانهای دست به قضاوت عملکرد نظامحکمرانی میزند، در حقیقت با بخشی ناچیز از کلاننظام امنیتی مواجه است. از این رو، هرگونه اظهارنظر قطعی درباره آنچه «باید انجام شود» یا «نباید انجام شود»، میتواند مضر و گمراهکننده باشد.
امام خمینی (ره) با درک عمیق از همین شکاف میان «اطلاعات آشکار» و «واقعیتهای میدانی»، بیان میدارند که اصل اظهارنظر علنی در جنگ، حتی اگر از سر خیرخواهی باشد، به دلیل فقدان دسترسی به اطلاعات، به روند مدیریت جنگ آسیب میزند:
«من به همه نصیحت میکنم که راجع به جنگ که الآن ما مبتلا هستیم، نیایند اظهار نظر بکنند که «به نظر من این طور است». نظر شما هر چه هست، اما اعلام [نظر] شما به این [اوضاع] ضرر میزند.» (صحیفه امام، ج ۲۰، ص ۱۲۷)
بر این اساس ضرورت اعتماد به نظام تصمیمگیری و فرماندهی متمرکز در هنگامه نبرد روشن میگردد. در یک ساختار منسجم حکمرانی، تصمیم نهایی برآیند مشورت با متخصصان، تحلیل اطلاعات محرمانه و سنجش مصالح عالیه است؛ فرایندی که شتابزدگی و اظهارنظرهای پراکنده قادر به درک آن نیست.
3️⃣. ضرورت عبور از جمود ذهنی برای درک تحولات پرشتاب
پدیدههای عصر حاضر، بهویژه در حوزههای امنیتی و بینالمللی، به سرعت در حال دگردیسی هستند. نگاه ایستا و اخباری که به جای پردازش دادههای نو، بهدنبال تطبیق اجباری واقعیت با کلیشههای ذهنی است، توانایی همراهی با سرعت تحولات را ندارد.
نگاه اخباری به دنبال نتیجه فوری در قالب الگوهای آشنای گذشته است و اگر نتیجه ملموس را نبیند، اصل حرکت را زیر سؤال میبرد. این در حالی است که شاید مهمترین دستاوردها در لایههای غیرقابل رؤیت رخ داده باشد؛ دستاوردهایی که تنها با صبر و بصیرت به ثمر مینشیند.
🔻ایستادگی بر آرمانها و اصول ثابت الهی و انقلابی، غیر از جمود بر روشهای تاریخگذشته است. از اینرو باید از سادهانگاری پدیدههای پیچیده پرهیز کرد و با مطالبهگری صحیح، امکان نظام اسلامی را در مواجهه با دشمنانش افزایش داد.
#امامین_انقلاب
┅═✧❁🌿🌺🌿❁✧═┅
🟥 پژوهشکده مطالعات تمدنی شهیدصدر(ره)
📲@sadr_ir
🌐https://sadr.ihu.ac.ir/
⭕️ روایتی که خاطره می سازد، پیامدهای یک شکست را برای ایالات متحده رقم می زند
✍مجتبی صمدی
🔻در جنگ جبهه آمریکایی صهیونیستی علیه ایران گرچه روایت از جنگ برای جامعه مهاجم و جامعه مدافع در ایام کنونی به اولویت استفاده از بسترها و ظرفیت های رسانه ای تبدیل شده است. اما جدای روایت سازی و ایجاد خرده روایت ها برای پیروزی، مهم آن خاطره ای است که از این جنگ در اذهان باقی می ماند.
🔻این جنگ که از نظر راهبردی با شکست راهبردهای ایالات متحده از جمله سرنگونی نظام ایران و جایگزینی با ساختار سیاسی مدنظر واشنگتن از همان ابتدا مواجه شد، روایتی است که خاطره جمعی چه برای جامعه ایرانی، جامعه امریکایی و جامعه جهانی بسازد.
🔻در مورد خاطره جامعه آمریکایی باید گفت که دچار انشقاق و شکاف است، از یک سو نارضایتی از وقوع جنگ که اکثریت را در جامعه داراست، در میان مخالفان ترامپ چنانکه کمپین نه به پادشاهان نشان داد، مخالفت جدی است، در میان حامیان ماگایی هم تفرقه ایجاد کرده، چراکه ترامپ را بدقول می دانند که جنگی را آغاز کرده قول داده بود جنگی اینچنین نداشته باشد. آنچه فعلا در خاطره آمریکایی قرار گرفته یک جنگ بیهوده برای فرار از رسوایی اپستین و یا تلاش برای اول اسرائیل است و به قول دومینیک تیرنی، استاد علوم سیاسی کالج اسوارت مور، یادآور سندرم جنگ ویتنام است.
🔻اما خاطره این جنگ برای ایرانیان، تا کنون پیروزی بوده، چرا که مقاومت نتایجی به بار آورد که تعامل و دیپلماسی فراهم نکرد، و ایرانیان را دور پرچم جمع کرد، چیزی که آمریکایی ها و صهیونیست ها برآورد اشتباهی بدان داشتند.
🔻در این جنگ مهارت های تاکتیکی و حمله به اهداف ۱۰ تا ۱۵ هزارتایی یاد شده از سوی ایالات متحده خاطره پیروزی برای آمریکایی ها نمی سازد. از این رو، با این خاطره، آمریکا دیگر توان اعمال زور علیه ایران را ندارد، و آن پیامد اصلی این شکست خواهد بود.
🔻اینکه این خاطره شکست در آمریکا و خاطره پیروزی در ایران تثبیت شود دور از ذهن نیست، چراکه این جنگ از همان ابتدا برای آمریکایی ها محکوم به شکست بود.
┄┅═✧❁🌿🌺🌿❁✧═┅┄
🟥 پژوهشکده مطالعات تمدنی شهید صدر (ره)
📲@sadr_ir
🌐https://sadr.ihu.ac.ir/
📣 برگزاری نشست تحلیلی مجازی با موضوع:
جنگ تمدنی؛ واکاوی و تحلیل جنگ رمضان
🔻گفتار آخر:
انتقام خون امام شهید چیست؟
📌ویژه عموم برادران و خواهران
👤 استاد: دکتر #محمد_جبارپور
🗓زمان: شنبه ۵ اردیبهشت ۱۴۰۵
ساعت ۱۷:۳۰
📡 در بستر فضای مجازی:
https://eitaa.com/jabbarpour
┄┅═✧❁🌿🌺🌿❁✧═┅┄
🟥 پژوهشکده مطالعات تمدنی شهید صدر(ره)
📲@sadr_ir
🌐https://sadr.ihu.ac.ir
🚦 مقاومت ایدهای برای نظم
ایدههای ایرانیان برای نظم و سامان منطقه
✍ دکتر محمود ذکاوت (پژوهشگر ارشد اندیشکده مطالعات ایران)
🔹نظم کشاورزانه
مری ستتگاست(Mary Settegast) باستانشناس حوزه خاورمیانه در کتاب «آنگاه که زردشت سخت گفت»، به مسئله مهمی درباره ایرانیان اشاره میکند. اینکه آنها چطور کشاورزی، رشد و گسترش آن را در منطقه به مثابه ابزاری جهت کنترل هجوم به ایران به کار گرفتند. او حتی پا را فراتر مینهد و نتیجه تعالیم زردشت در حمایت و قداست برزگری را در چنین مختصاتی صورتبندی میکند. ایرانیان با تعالیم زردشت و تأکید بر کشاورزی اقوام هجوم برنده بر ایران را عوض کردند. با کشاورز شدن نیروهای بیگانه در همسایگی ایران، هجوم آنها به این سرزمین به شدت کاسته شد. به عبارت دیگر کشاورزی و رشد آن در منطقه و جهان محصول آموزههای ایرانیان بود و این راهبرد نه تنها ایران و منطقه بلکه جهان را عوض کرد. ایرانیان جهان را عوض کردند.
🔹نظم دیوان سالارانه
پس از عصر باستان و در دوران خلافتهای اسلامی، این دیوانسالاری ایرانی بود که نظم دنیای اسلام به خصوص در قلمرو مرکزی و شرقی آن را سامان داد. محمدصادق سجادی در کتاب «وزارت و دیوان سالاری ایرانی در عصر اسلامی» این موضوع را به خوبی نمایان ساخته است. خاندانهای ایرانیِ عهدهدار وزارت در دوران خلافت وظیفه ایجاد چنین نظمی را داشتند که ریشه در دیوانسالاری دوران باستان داشت.
🔹نظم صوفیانه
با فروپاشی خلافت به دست مغولان، نظم ایرانی منطقه صورت دیگری به خود گرفت. عرفان و تصوف که از قرنها پیش نزد ایرانیان سامان یافته بود در این دوره سرعت گرفت. اینبار اما نظم ایرانی محدود به قلمرو شرقی نبود بلکه غربیترین خطههای جهان اسلامی نیز میزبان پیر و مرشدان ایرانی بودند. «سفرنامه ابن بطوطه» گزارشهای متعدد و تکثری از این نظم و شواهد گوناگون آن در خطههای مختلف جهان دارد.
🔹نظم مقاومتی
در دوران معاصر اما سلطه استعمار جایی برای حضور و بروز نظم ایرانی در جهان اسلام و منطقه نگذاشت. کار به جایی رسید که نظم و سامان سیاسی در ایران نیز متکی به قدرت خارجی صورت گرفت. دولتهای متأخر دوران قاجار و حکومت پهلوی محصول چنین دخالتی بودند. نهضتهای مقاومت ایرانیان علیه استعمار نیز با وجود یارگیری از جهان اسلامی و ارتباط و مراوده با آنها ناکام ماند. بعد از کودتای انگلیسی-آمریکایی 28 مرداد 1332 خوف نابودی هویت ایرانیان برای همیشه وجود داشت. در چنین لحظهای بود که نهضت اسلامی برای حفظ، بقا و تداوم هویت ایرانیان به ظهور رسید. انقلاب اسلامی محصول ارادۀ ایرانیان علیه چنین وضعیتی است.
روح و نظم و سامان جدید ایرانیان برای نه تنها سرزمین خود بلکه منطقه و جهان از همین نقطه آغاز شد: مقاومت. ایده و نظم جدید ایرانیان برای منطقه بلکه جهان در روزگار کنونی مقاومت است. اکنون نزدیک به نیم قرن است که این نظم در حال بقا و گسترش است. مقاومت علیه سامان غربی و به طور خاص نظم آمریکایی ایده ایرانیان برای دوران جدید است. از زمان آغاز این ایده تا اکنون آمریکا و دولتهای غربی به شیوههای گوناگون سعی در محدود و نابود کردن این نظم و ایده ایرانیان داشتهاند. کار به رویارویی آتشین و جنگ نیز کشیده شد. مقاومت اما نه تنها زنده است بلکه اکنون چند سال است که در سرزمینهای غربی نیز یارگیری میکند. جنگ، مذاکره و توافق یا هر شیوۀ دیگری قادر نخواهد بود ایده ایرانیان برای نظم منطقه و جهان را نابود کند.
🇮🇷 اندیشکده مطالعات ایران
┄┅═✧❁🌿🌺🌿❁✧═┅┄
🟥 پژوهشکده مطالعات تمدنی شهید صدر (ره)
📲@sadr_ir
🌐https://sadr.ihu.ac.ir/
🔴پیمان حسینی در افق انسان معاصر؛ بازخوانی «إنی سلمٌ لِمَن سالمکم و حربٌ لِمَن حاربکم» در اندیشهی امام خامنهای شهید
✍ محمد صادق تقی زاده طبری
♦️جملهی قدسیِ «إنی سلمٌ لِمَن سالمکم و حربٌ لِمَن حاربکم» در زیارت عاشورا اعلام یک موضع وجودی، یک هندسهی جامع برای اندیشه، هویت و کنش انسان مؤمن در همهی زمانهاست. این تعبیر، مرز میان بودن در جبههی حق و سقوط در ورطهی باطل را ترسیم میکند و نسبت انسان را با حقیقت ولایت رقم میزند. در خوانش ژرف و معاصرِ امام خامنهای شهید، این فراز از زیارت، از قیدِ فهمهای صرفاً تاریخی رها میشود و به صورت یک نظریهی کلانِ زیست ولایی در جهان پیچیدهی امروز بازتعریف میگردد.
♦️وقتی زائر در پیشگاه سیدالشهداء علیهالسلام میگوید: «یا أبا عبدالله، إنی سلمٌ لِمَن سالمکم و حربٌ لِمَن حاربکم إلی یوم القیامة»، در حقیقت نسبت خود را با جبههی ولایت تا انتهای تاریخ معین میکند. «سلم» آرامگرفتن در ساحَتِ حق، پیوستنِ آگاهانه به جبههی هدایت، و همسویی معرفتی، عاطفی و عملی با امامِ حق است. در تفسیر امام خامنهای شهید، «إنی سلمٌ لِمَن سالمکم» یعنی من در تمام ساحتهای زندگیام، با هر که در جبههی شماست و در مدار ولایت شما میچرخد، همدل و همراه و همجهت هستم؛ بر پایهی شناخت، بصیرت و تشخیص حق از باطل. سلم در این بیان، یعنی تسلیمشدنِ عقل و دل و اراده در برابر جبههای که امام آن را نمایندگی میکند. این تسلیم، نه تعطیلِ فکر که عینِ تعقّل در پرتو نور ولایت است.
♦️در مقابل، «حربٌ لِمَن حاربکم» نیز در دستگاه فکری امام خامنهای شهید، به هیچ وجه منحصر در میدان نبرد سخت و اسلحه نیست. این حرب، در هر دورهای صورتی متناسب با ابزارها و مناسبات همان عصر مییابد؛در روزگاری، به شکل شمشیر و نیزه نمود پیدا میکند؛ در روزگاری دیگر، در میدان شعر و خطابه و نقل حدیث؛ و در دوران ما در قالب رسانه، اینترنت، فناوریهای نو، هوش مصنوعی و قدرتهای نرم. اما با تغییر ابزار، حقیقتِ حرب تغییر نمیکند؛ حقیقت همان ایستادگی و مقاومتِ هوشمندانه در برابر جبههای است که با ولایت و حقیقت حسینی در ستیز است. از این روست که امام شهید تصریح میکنند «حرب لمن حاربکم همیشه به معنای تفنگ به دست گرفتن نیست، به معنای درست اندیشیدن، درست سخن گفتن، درست شناسایی کردن و دقیق به هدف زدن است»؛ یعنی میدانِ اصلی این حرب، پیش از هر چیز، میدانِ فکر و شناخت و تحلیل است.
♦️انسان مؤمنِ حسینی باید بیاموزد که چگونه بیندیشد، چگونه سخن بگوید، چگونه دوست و دشمن را بشناسد و چگونه در فضای پرغوغای اطلاعات و تبلیغات، تیرِ استدلال و موضع خود را بهدرستی به سوی هدف بزند.بر این اساس، در اندیشهی امام شهید، «سلم» و «حرب» دو حالت مقطعی و صرفاً شعاری نیستند، بلکه دو «وضعیت مستمرِ وجودی» برای انسان مؤمناند که تمامی عمر او را دربرمیگیرند.این جنگِ حق و باطل، در دورانِ دانشجویی صورت خاصی دارد؛ در دورانِ مسئولیت و مدیریت صورتی دیگر؛ در شرایط عادی زندگی اجتماعی یک صورت، و در عرصههای علمی، رسانهای و تمدنی صورتهایی دیگر. اما در همهی این احوال، حقیقت ماجرا یکی است؛ انسان یا در وضعیت «سلم با جبههی ولایت» است و یا در وضعیت «حرب با جبههی محاربانِ ولایت». از این منظر، دانشگاه، رسانه، فضای مجازی، عرصهی سیاست، اقتصاد و فرهنگ، همگی ادامهی میدان کربلا و صحنههای تازهی تحقق همان پیماناند.
♦️ویژگی برجستهی تحلیل امام شهید آن است که این گزارهی زیارت عاشورا را از حصر در معنای صرفاً نظامی بیرون میآورد و آن را به سطح یک فلسفهی حیات ارتقا میدهد. هنگامی که ایشان میفرمایند اگر اینگونه درست فکر کنیم، درست بشناسیم و درست همّت کنیم، «زندگی معنا و هدف پیدا میکند»، در واقع سلم و حرب را به منزلهی معیار معنا و بیمعنایی زندگی معرفی میکنند. زندگیای که در آن انسان نسبت خود را با جبههی حسین علیهالسلام معلوم نکرده باشد، هرچند لبریز از امکانات مادی، مدرک، مقام و شهرت باشد، از منظر این مکتب، تهی از غایت حقیقی است.
♦️بنابراین، «إنی سلمٌ لِمَن سالمکم و حربٌ لِمَن حاربکم» تبیینکنندهی نسبت انسان با غایت وجودی خویش است؛ غایتی که امام شهید آن را «بندگی و رسیدن به خدا» معرفی میکنند و تأکید دارند که پول و مقام و قدرت و موقعیتهای اجتماعی حقیرتر از آناند که هدف نهایی زندگی انسان قرار بگیرند. هدف حقیقی، بندگی خداست و راه اصیلِ رسیدن به این بندگی، حرکت در خط سلم و حرب حسینی است؛ در جبههی ولایت بودن و در برابر جبههی ضد ولایت ایستادن.
🔴کارگروه مبانی دین شناختی جنگ و مقاومت
┅═✧❁🌿🌺🌿❁✧═┅
🟥 پژوهشکده مطالعات تمدنی شهیدصدر(ره)
📲@sadr_ir
🌐https://sadr.ihu.ac.ir/
مطالبه گری خیابانی و تقویت فرهنگ و هویت ملی
✍ بشیر خالقی پور
🔷هویت ملی یک «جوهر ثابت» نیست، بلکه یک «ساختار روایی در حال تغییر» است که از طریق گفتگو و کنش جمعی میان شهروندان بازتولید میشود. دیالوگ به مثابه مهمترین ابزار کشف معانی نهفته برای یافتن نقطه مطلوب مشترک، گم شده زندگی عصر جدید است که در فرآیند حضور مردم در فضای عمومی خیابان، شکل مییابد.
این حضور به ویژه در قالب مطالبهگری، میتواند به تقویت حس «ما»ی ملی منجر شود. زمانی که افراد از اقشار، قومیتها و مناطق مختلف برای یک مطالبه مشترک گرد هم میآیند، همبستگی افقی تقویت میشود. این تجربه زیستهٔ مشترک، مرزهای هویتی فرعی را کمرنگ کرده و «هویت ملی فراگیر» را بازتولید میکند.
🔶 در خیابان، مردم از نمادهای مشترک (پرچم، سرود ملی، شعارهای وحدتبخش) استفاده میکنند. این بازخوانی و بازمعنایی نمادها در بستر یک کنش سیاسی، به آنها جان تازه میبخشد. در بسیاری از جنبشهای مدنی معاصر جهان، پرچم ملی نه به عنوان نماد وضع موجود، بلکه به عنوان نماد «آرمانهای تحققنیافتهٔ ملت» برافراشته میشود.
🔶از منظر نظریهپردازان علوم اجتماعی، مشارکت مدنی (از جمله در اشکال خیابانی آن) میتواند «سرمایه اجتماعی» را افزایش دهد. اگر این مشارکت در چارچوب صلحآمیز و قانونی صورت گیرد، افراد جامعه به یکدیگر اعتماد میکنند(اعتماد افقی)، زیرا در یک کنش جمعی موفق، تجربهٔ همکاری و همدلی را به دست آوردهاند و چنانچه نظام سیاسی به درستی به مطالبات پاسخ دهد، این فرآیند میتواند اعتماد مردم به نهادهای دولتی را نیز بازسازی کند. در این صورت، خیابان نه به عنوان تهدید، بلکه به عنوان مکمل فرآیندهای سیاسی (مانند انتخابات، دیپلماسی و...) عمل میکند و «فرهنگ پاسخگویی» را نهادینه میسازد، چیزی که به اعتماد عمودی می انجامد.
🟢فضای خیابان یک «مدرسه عمومی غیررسمی» است. وقتی مردم در راهپیماییها و تجمعات مطالبهگر شرکت میکنند؛ نحوه سازماندهی مسالمتآمیز، سخنرانی در جمع، احترام به قوانین راهپیمایی و خودداری از خشونت را میآموزند.
تولید «روایت مشترک از بودن» در تحول تاریخ و روایتگری جمعی از پیروزی ها و آرمانها، بخش اصلی این تجمعات باید باشد. روایتها وقتی به فرهنگ عمومی راه مییابند، حافظه تاریخی پویایی ایجاد میکنند که به ملت کمک میکند از اشتباهات گذشته درس بگیرد و هویت خود را بر پایه تعهد به ارزشهایی مانند آزادی، عدالت و کرامت انسانی بازتعریف کند.
🔺 شکل کنش به اندازه محتوای آن اهمیت دارد. مطالبهگری خیابانی که در آن مردم به قانون احترام بگذارند، از تخریب اموال عمومی خودداری کنند و بر گفتگو اصرار ورزند، میتواند به «سرمایه نمادین مثبت» برای کل ملت تبدیل شود. چیزی که در این شب ها در میادین و خیابان های شهر شاهدیم نوعی مطالبه گری مثبت و به دور از آشوب و خشونت است و اتفاقا پر از رخدادهای آموزشی، اجتماعی و فرهنگی است.
🟠 به طور کلی میتوان این روزها خیابان را به مثابه «آیین تجدید میثاق ملی» دانست.
از منظر یک پژوهشگر علوم اجتماعی، پاسخ روشن است: مشارکت آگاهانه، مسالمتآمیز و قانونمند مردم در مطالبهگری خیابانی، چون در چارچوب احترام به قانون و گفتگوی ملی صورت گرفته، میتواند به تقویت فرهنگ و هویت ملی را بیانجامد. خیابان در این صورت به «آیین جمعی» تبدیل میشود که در آن مردم بدون واسطه با یکدیگر و با نمادهای ملی خود مواجه میشوند، «ما»ی ملی را بازآفرینی میکنند و تعهد خود را به آرمانهای مشترک (عدالت، آزادی، پیشرفت) تجدید مینمایند.
┄┅═✧❁🌿🌺🌿❁✧═┅┄
🟥 پژوهشکده مطالعات تمدنی شهید صدر (ره)
📲@sadr_ir
🌐https://sadr.ihu.ac.ir/
📝 «معارف قرآنی و هاضمه دستگاه تحلیلی»
جواد یداللهی
♦️ از خواص دستگاهها یا منظرهای تحلیلی آن است که برای مسائلی که آن دستگاه متکفل پاسخ به آن است، باید منطقی داشته باشد که مطابق آن بتواند نسبت به سوالهای پیشآمده پاسخ دهد. از این رو منظرهای تحلیلی و تجویزی باید بتوانند به چالشهایی که منطق را زیر سوال میبرند، مقاومت کنند. یعنی بتوانند چالش را مبتنی بر منطق خود هضم کنند.
♦️با توجه به آنکه جنگ رمضان، معرکه منظرها و دستگاههای تحلیلی و تجویزی گاه بسیار متفاوت و حتی متضادی بوده است، از این رو باید با شاخصهایی این منظرها مورد نقد و ارزیابی قرار گیرند. با توجه به آنکه قرآن کریم خود را «قول فصل» معرفی می کند که به بیانی ساده و البته عمیق به معنای «زدن حرف آخر» است و البته نه حرف آخر تعبدی صرف بلکه قابل کشف، در نتیجه می توان با معارف قرآن کریم منظرهای تحلیلی برآمده را به چالش کشید.
♦️مجموعهای از منظرهای تحلیلی که در جنگ رمضان فعال بودهاند، با مفاهیمی چون «دکترین سیاسی» «هزینه و فایده»، «برد برد» «توان نظامی» و امثال آن مشغول به تحلیل نبرد بودهاند و از نظر نگارنده استفاده از عمده این مفاهیم در جای خود هیچ ایرادی ندارد بلکه سوال از منظر تحلیل است. به عنوان مثال برخی منظرها در هنگام توصیف به این نتیجه برسند که نیروی نظامی ما به نیروی نظامی طرف مقابل نمیچربد، پس در مقام تجویز حتما باید از جنگ اجتناب کرد و به هیچ وجه نباید به آن ورودی داشت و دیگر افقی بالاتر دیده نمیشود. این منظرهای تحلیلی خصوصا از سوی جریان غربزده پشتیبانی میشود و البته در سایر دستگاههای تحلیلی و تجویزی هم قابل ردیابی است.
📚از این رو پرسشی قرآنی به عنوان چالش مطرح میشود: قرآن کریم در داستان جناب طالوت که در آیات 246 الی 251 سوره بقره بیان شده است، داستان را به این نحو بیان میفرماید که سران بنی اسرائیل به سراغ پیامبر وقت رفتند و از او فرماندهای طلب کردند، به طور خلاصه جناب طالوت برای این کار انتخاب شد و «فلما فصل طالوت بالجنود» که بدین معناست لشکریان فراوانی با ایشان حرکت کردند، اما در میانه راه در آزمایش استقامت اکثر این لشکریان رفوزه شدند.
📚 نکته مهم آن است که این رفوزهشدگان در هنگام روبرویی با دشمن قدرتمند خود گفتند «لاطاقه لنا الیوم بجالوت و جنوده»، سوال به طور مشخص آن است که: اشکال تحلیل این عده بهانه جو و فرارکننده از جنگ چه بوده است؟ آیا دستگاه و منظر تحلیلی و تجویزی ما که رخدادهای امروز را تحلیل می کند، در مواجه شدن با این ماجرا سخن از «لاطاقه لنا الیوم بجالوت و جنوده» میزند و درنتیجه تجویز به جازدن می کند، یا دستگاه ما کار فئه قلیله و آن عده مقاوم را مورد تایید قرار میدهد؟ کسانی که در هنگام روبرویی با دشمن گفتند: «قالوا ربنا افرغ علینا صبرا و ثبت اقدامنا ...» و این ها همانهایی بودند که رفتند و جنگ را بردند. پس اینجا دو نوع مواجهه کاملا متفاوت در قبال دشمن قدرتمند دیده میشود.
❓ به بیانی دیگر، منطق آن عده بهانه جو وفرار کننده از جنگ که قرآن کریم آنها را به شدت شماتت میکند، و چه شماتتی بالاتر از آنکه در مورد فئه قلیله فرمود «الذین یظنون انهم ملاقوا ربهم» که بدین معناست آن عده فرار کننده و بهانه جو به لقای خداوند یقین نداشتند که اگر داشتند از جنگ فرار نمیکردند، چه ایرادی دارد؟ آنها چیزی جز آنکه زور ما به دشمن نمیرسد که نگفتند.
❓ سوال مهم آن است که منطق تحلیلی ما مشروعیت را به کدام یک از این دو منطق میدهد؟ منطقی که سخن از «لاطاقه لنا الیوم بجالوت و جنوده» میزند یا منطقی که در عین قلّت از «ربنا افرغ علینا صبرا و ثبت اقدامنا» میگوید و هرگز از وظیفه دینی شانه خالی نمیکند. منطق تحلیلی ما در قبال کدام یک از این دو مواجهه دچار سوء هاضمه میشود؟
┄┅═✧❁🌿🌺🌿❁✧═┅┄
🟥 پژوهشکده مطالعات تمدنی شهید صدر (ره)
📲@sadr_ir
🌐https://sadr.ihu.ac.ir/
🔰قال الله تعالی:ألا بذکر الله تطمئن القلوب
🔴طمأنینه در میدان جنگ؛واکاوی نقش ذکر الهی در آرامش فعال انسان
✍ محمدصادق تقی زاده طبری
♦️در روزگاری که تلاطمهای جنگ آرامش فردی و جمعی را میرباید، نیاز انسان به مأوایی معنوی بیش از هر زمان آشکار میشود. قرآن کریم در آیهای کوتاه حقیقتی جاودانه را یادآور میشود«ألا بذکر الله تطمئنّ القلوب».این آیه نه تنها یک بیان معنوی، بلکه گزارشی دقیق از سازوکار آرامش در وجود انسان است؛ آرامشی که از جنس گریز از واقعیت نیست، بلکه نوعی استقرار در میانه میدان، و نوعی قدرتآفرینی در شرایط سخت به شمار میآید.در سنت اندیشه قرآنی، ذکر تنها یک تکرار لفظی نیست؛ نوعی حضور است، بازگشت آگاهانه انسان به نقطه اتکای هستی، و اتصال قلب به سرچشمهای که بحرانها را فرو میکاهد اما انسان را منفعل نمیسازد. ذکر، در حقیقت فرایندی است که در آن دل از پراکندگیها، ترسها و تصورات تهدیدآفرین جمع میشود و به معبود حقیقی رو میکند؛ به آن حقیقتی که تغییر و تهدید در برابرش رنگ میبازد. همین بازگشتِ قلبِ سرگردان به مرکز ثقل هستی، طُمَأنینه را به وجود میآورد؛ حالتی که با آرامشِ سطحی تفاوت دارد و ریشه در یقین دارد، نه در فراموشی مسائل.
♦️ذکر الهی در دوران بحران یک کنش فعال است. این کنش، انسان را از اضطراب و پراکندگی رها کرده و او را به انسانِ مختار، آگاه و مسئول تبدیل میکند. انسانِ ذاکر، خود را تنها نمیبیند و حوادث را بیحکمت نمیانگارد؛ همین معنازاییِ توأم با توکل و اعتماد، سازوکار تولید آرامش عمیق را تشکیل میدهد.
♦️در واقع ذکر، یک تنظیمگر عمیق درونی محسوب میشود؛ عاملی که شبکههای اضطراب را خاموش و مدارهای امید و استقامت را فعال میسازد. هنگامی که دل در میان هجوم اخبار تلخ و تجربههای ناامن اجتماعی، به جای چرخیدن میان ترسها، در افق معنادار الهی مستقر میشود، تابآوری روانی و اجتماعی افزایش مییابد. این همان آرامش فعال است؛ آرامشی که نه از خاموشی جنگ، بلکه از روشنیِ درون برمیخیزد.
♦️جامعهای که ذکر را به مثابه یک تمرین جمعی و شیوه زیست معنوی در متن بحرانها زنده نگه میدارد، از پراکندگی روانی و اجتماعی فاصله میگیرد. ذکر، همبستگی اجتماعی میآفریند، امید را در سپهر عمومی بازتولید میکند و میتواند بخش مهمی از قدرت نرم جامعه در مواجهه با تهدیدها باشد. بنابراین، در میدانهای سخت زندگی ،چه میدان جنگ بیرونی و چه آشفتگیهای درونی،ذکر الهی نه یک توصیه فردی، بلکه راهبردی تمدنی و سازوکار پایداری جامعه مؤمن است.
♦️بنابراین، آیه «ألا بذکر الله تطمئن القلوب» دعوتی است به بازگشت؛ بازگشت دل به حقیقتی که ریشه اضطراب را میخشکاند و انسان را در میان تکانههای روزگار، بر صخرهای استوار مینشاند. در این نگاه، آرامش نه تعطیلی مسئولیت است و نه انکار دشواریها؛ آرامشِ برآمده از ذکر، نوعی ایستادگی روشنبینانه است ،ایستادگیای که میتواند فرد و جامعه را در سختترین شرایط، با امید پیش ببرد.
🔴کارگروه مبانی دین شناختی جنگ و مقاومت
┅═✧❁🌿🌺🌿❁✧═┅
🟥 پژوهشکده مطالعات تمدنی شهیدصدر(ره)
📲@sadr_ir
🌐https://sadr.ihu.ac.ir/
انجمن علمی_دانشجویی مطالعات فرهنگی، پژوهشکده شهیدصدر، دانشگاه جامع امام حسین علیه السلام برگزار می کند:
🔰 سلسله نشست های روایت حضور
🌐نشست اول
محورهای نشست:
▪️ دانش اجتماعی، چقدر توانسته حضور مردم را صورتبندی کند؟
▪️چرا ما نمیتوانیم روایت ماندگاری از جنگ داشتهباشیم؟
▪️چرا جامعهشناسی نسبت بهمقوله جنگ و امر ملی مقاومت بیتفاوت است؟
مهمان نشست: دکتر حمید دهقانیان، دکتری جامعهشناسی و مدیر اندیشکده مطالعات ایران پژوهشکده شهید صدر
⏰ زمان : سهشنبه، هشت اردیبهشت، ساعت ۱۷ در بستر اسکای روم
📍لینک جلسه : https://skyroom.online/ch/sadr/iran-room
┄┅═✧❁🌿🌺🌿❁✧═┅┄
🟥 پژوهشکده مطالعات تمدنی شهید صدر (ره)
📲@sadr_ir
🌐https://sadr.ihu.ac.ir/
🔰 حرمت، در سایۀ قدرت
📝 حجت الاسلام سید علیرضا تقوی
💠 کارگروه جنگ در اندیشه امامین انقلاب
🔶 در میانه دو جنگ ۱۲ روزه و ۴۰ روزه، چرخش لحن صدراعظم آلمان از «انجام کار کثیف غرب توسط اسرائیل» خواندن حملات به ایران، تا اعتراف صریح به «قدرتمندتر از حد انتظار» ظاهر شدن ایران، تنها تغییری در موضع سیاسی نبوده؛ و میتوان آن را نمود عینی یک اصل راهبردی دانست که رهبر شهید انقلاب بر آن تأکید داشتند: «قوی بشویم تا جنگ نشود؛ قوی بشویم تا تهدید دشمن تمام بشود» (1398/11/19).
1️⃣. از «کار کثیف» تا «ایران قدرتمند»؛ روایت غرب از بازدارندگی
فردریش مرتس در جنگ ۱۲ روزه، حملات به ایران را «کار کثیفی» توصیف میکند که اسرائیل برای غرب انجام میدهد. اما در جنگ ۴۰ روزه و پس از بسته شدن تنگه هرمز و تلاطم در بازارهای جهانی، ادبیات او تغییر میکند: از «جنگ کاملاً غیرضروری» میگوید، نسبت به «موج ضربه ژئوپلیتیکی» هشدار میدهد، و نهایتاً اعتراف میکند که «ایران قدرتمندتر از حد انتظار ظاهر شده». چرخشی که حکایتگر این نکته است: تا وقتی دشمن امکان استکبارورزی داشته باشد به دنبال به استضعاف کشیدن تو میرود؛ اما لحظهای که با قدرت واقعی مواجه میشود، به یاد امر اخلاقی میافتد.
2️⃣. قدرت؛ تنها منطق فهم دشمن
بیان دقیق امام شهید که «ما روی قوّت نظامی اصرار میکنیم، برای تهدید هیچ کشوری نیست؛ برای جلوگیری از تهدید است»، رمزگشای اعترافات مرتس است. ایران برای حفظ امنیت خود اهرمهای بازدارندگی خود در مقیاس بینالمللی را به میدان آورد و غرب را مجبور به بازنگری در محاسباتش کرد. «اگر ضعیف باشید، دشمن تشویق میشود به آزار و اذیت»؛ اما وقتی قوی باشید، این دشمن است که عقب مینشیند و از فقدان راهبرد سخن میگوید.
🔻اعتراف مرتس، تصدیق یک حقیقت راهبردی است: ایران قوی، تنها تضمین صلح است. آنچه غرب را از جنگ بازمیدارد، قدرت ایران است.
#امامین_انقلاب
┅═✧❁🌿🌺🌿❁✧═┅
🟥 پژوهشکده مطالعات تمدنی شهیدصدر(ره)
📲@sadr_ir
🌐https://sadr.ihu.ac.ir/
🟥 انسداد هرمز: تضعیف نظم اقتصاد سیاسی بین الملل و ارزیابی واکنش آمریکا به جنگ
📃یادداشت های تحلیلی مرکز مطالعات آمریکا
✍🏻 دکتر محسن کشوریان آزاد، کارشناس اقتصاد سیاسی بین الملل و پژوهشگر همکار در مرکز مطالعات آمریکا
◀️ این تحلیل بر آن است تا از لنز بنیاد اصلی (ارکان اصلی) نظم هژمونیک آمریکا پس از ۱۹۴۵ یعنی "هژمونی دلار" آینده رویکرد آمریکا به جنگ و آتشبس را تبیین نماید. استدلال این است که انسداد تنگه هرمز، اهرام فشار جدیدی بر ضد هژمونی دلار بهعنوان رکن اساسی برتری آمریکا پس از جنگ جهانی دوم ایجاد کرده که میتواند شاکله نظم اقتصاد سیاسی بینالملل غرب محور را با چالش جدی مواجه کند. از این منظر احتمال اقدامات آمریکا برای باز نمودن تنگه هرمز از توافق تا محاصره دریایی، تصرف جزایر، تضعیف موشکی و غیره وجود خواهد داشت.
این تحلیل با بررسی اجمالی رویه ها و فرآیندهای تاریخی برتری هژمونی دلار و اهمیت آن برای نظم اقتصاد سیاسی بین الملل، اثرات منفی انسداد هرمز بر آینده هژمونی دلار را تبیین کرده و رهگذر این مهم واکنش امریکا و آینده جنگ را تخمین میزند.
⭕️ جهت مطالعه متن کامل این گزارش روی لینک زیر کلیک کنید:
http://ascenter.ir/?p=19276
┅═✧❁🌿🌺🌿❁✧═┅
🟥 پژوهشکده مطالعات تمدنی شهیدصدر(ره)
📲@sadr_ir
🌐https://sadr.ihu.ac.ir/
🔴 امام رئوف و ملت خردورز؛ پیوند علم، ایمان و همدلی در ایران اسلامی
✍ محمدصادق تقی زاده طبری
♦️سرزمین ایران، همواره با عطر معنویت و نور هدایت خاندان عصمت و طهارت (ع) عجین بوده است؛ و در این میان، جایگاه مشهد مقدس و مضجع شریف ثامنالحجج، حضرت علی بن موسی الرضا (علیهماالسلام)، از ابعاد صرفاً جغرافیایی فراتر رفته و به قلهای رفیع از شکوه معنوی و کانونی بیبدیل برای تلاقی دلهای مؤمنان بدل شده است. جمله گرانسنگ رهبر شهید انقلاب، “ایران، ایران امام رضاست؛ مشهد قله شکوه معنوی این کشور است”، تجلی واقعیتی عمیق است که شایسته تأمل و الهامگیری علمی و عملی از سوی ملت ایران میباشد.
♦️حرم مطهر امام رضا (ع) به مثابه قلب تپنده معنویت ملت ایران، فراتر از بنایی باشکوه و مکانی مقدس، بستری است که در آن، اندیشهها، باورها، آرزوها و هویت معنوی ایرانیان در هم تنیده و به نمایش درمیآید. این آستان ملکوتی، شاهدی بر پیوند ناگسستنی ملت با آرمانهای اهل بیت (ع) و بهویژه امام رئوف (ع) است؛ جایی که حضور خیل عظیم زائران از سراسر جهان، با قلبی سرشار از ارادت و امیدی به شفاعت، نشان از عمق این ارادت و تعلق دارد. اما حرم رضوی، نقشی فراتر از یک زیارتگاه صرف را ایفا میکند؛ این مکان مقدس، به عنوان یک مرکز فرهنگی و اجتماعی پویا، نقشی بیبدیل در تقویت وحدت ملی و انسجام اسلامی ایفا نموده و در سایه آن، جامعهای مبتنی بر همدلی و همبستگی شکل میگیرد. گردهمایی مؤمنان با عقاید و سلایق گوناگون در این فضای ملکوتی، جلوهای از قدرت معنوی جامعه دینی را به نمایش میگذارد و الگویی عملی از همزیستی مومنانه و همکاری سازنده را ارائه میدهد.
♦️در عصری که جنگ نرم با ابزارهای گوناگون، بنیانهای فکری و هویتی جوامع را هدف قرار داده است، بهرهمندی از سیره علمی و عملی امام رضا (ع) بیش از هر زمان دیگری ضرورت مییابد. لقب ارزشمند «عالم آل محمد (ص)» نمادی است از ظرفیت علمی و معرفتی بیکران آن حضرت که توانستند در مناظرات و مباحثات علمی با ادیان و مکاتب مختلف، حقانیت دین مبین اسلام را با استدلالهای منطقی و متقن به اثبات رسانند. امام رضا (ع) در مواجهه با شبهات و سوالات پیچیده زمان خویش، با تکیه بر علم الهی و بصیرت نافذ، نه تنها از کیان اسلام دفاع نمودند، بلکه راه را برای درک عمیقتر معارف دینی هموار ساختند. این سیره علمی، الگویی فاخر برای ملت ایران در پاسخگویی به سوالات و شبهات طرح شده در جنگ نرم است. در این عرصه، همانند سیره امام (ع)، رویکردی مبتنی بر عقلانیت، منطق، استدلال محکم و دانش روزآمد، میتواند بهترین راهکار برای مقابله با هجمههای فکری و انحرافی باشد.
♦️بنابراین، همانگونه که رهبر شهید فرمودند، ایران، ایران امام رضاست؛ چرا که اندیشه، علم، معنویت، اتحاد و همدلی که در سیره عملی و علمی آن امام همام متجلی است، ستونهای اصلی هویت و شکوفایی این ملت را تشکیل میدهد.
مشهد مقدس، به عنوان قبلهگاه دلهای مؤمنان و مظهر این اندیشههای متعالی، همواره الهامبخش ملت ایران در مسیر پاسداشت ارزشهای دینی و دفاع از کیان معنوی و فکری خویش خواهد بود. الگوگیری از سیره امام رضا (ع) در اتحاد و همدلی، در پاسخگویی علمی و معرفتی به شبهات، و در نهایت، در بنا نهادن جامعهای بر پایه معنویت و عقلانیت، رسالتی است که بر دوش ملت ایران نهاده شده است تا شکوه معنوی این سرزمین را بیش از پیش، به جهانیان نشان دهد.
🔴کارگروه مبانی دین شناختی جنگ و مقاومت
┅═✧❁🌿🌺🌿❁✧═┅
🟥 پژوهشکده مطالعات تمدنی شهیدصدر(ره)
📲@sadr_ir
🌐https://sadr.ihu.ac.ir/