•• 𝑺𝒂𝒅𝒓𝒂 𝑮𝒓𝒂𝒑𝒉𝒚 ••
میگویند به مو میرسد، ولی پاره نمیشود... اما هیچکس نمیپرسد آن لحظهای که همه چیز به یک مو بند ا
سنگینیِ سکوتهایم را،
به دوشِ نحیفِ یک سیم انداختهام...
من؛
تندیسی از خستگی،
در انتظارِ اولین بادِ موافق،
برای رهایی...
#دلنوشت
𝑺𝒂𝒅𝒓𝒂_𝑮𝒓𝒂𝒑𝒉𝒚
میان گذشتهای
که هنوز نفس میکشد،
و اکنونی که بیروح میگذرد،
خستگی در رگهایم میدود...
و صدا،
در سکوتِ بیانتها،
گم میشود...
#عکسام
#دلنوشت
𝑺𝒂𝒅𝒓𝒂_𝑮𝒓𝒂𝒑𝒉𝒚
•• 𝑺𝒂𝒅𝒓𝒂 𝑮𝒓𝒂𝒑𝒉𝒚 ••
میگویند به مو میرسد، ولی پاره نمیشود... اما هیچکس نمیپرسد آن لحظهای که همه چیز به یک مو بند ا
به یک نخ بندم؛
و باد،
بیرحمانه میوزد...
#دلنوشت
𝑺𝒂𝒅𝒓𝒂_𝑮𝒓𝒂𝒑𝒉𝒚
•• 𝑺𝒂𝒅𝒓𝒂 𝑮𝒓𝒂𝒑𝒉𝒚 ••
منم همینطور مرد؛ منم همینطور... #عکسام #روزمرگی 𝑺𝒂𝒅𝒓𝒂_𝑮𝒓𝒂𝒑𝒉𝒚
روز به روز زندگیام را میکشم؛
تا هر نخ،
تکهای از وجودم را بسوزاند!
و مرگ نه در پایان،
که در تداومِ همین سوختن،
آرام آرام شکل بگیرد...
روز به روز زندگیام را میکشم؛
چنانکه هر روز،
خاکستری تازه بر روح مینشیند!
و مرگ،
دیگر مقصد نیست؛
بلکه سایهایست که با هر دم،
پررنگتر میشود...
روز به روز زندگیام را میکشم؛
تا بفهمم خاموشی،
نه نقطهی آخر،
که خطی ممتد است!
هر روز،
یک بند دیگر از این طنابِ دود،
مرا به سوی مرگ میکشد...
روز به روز زندگیام را میکشم؛
تا در فرسایشِ بیپایان زندگی،
مرگ تنها نامِ دیگرِ نفسهایم شود...
#دلنوشت
𝑺𝒂𝒅𝒓𝒂_𝑮𝒓𝒂𝒑𝒉𝒚
تا اینجا عمرم رو ضرر کردم،
هزینش هم میدم...
من که تا همینجا اومدم،
پس بقیشم میرم...
🎙 • یاس
🎶 • سرکوب
#آهنگام
𝑺𝒂𝒅𝒓𝒂_𝑮𝒓𝒂𝒑𝒉𝒚
بسم رب الشهدا
امروز میخوام یه داستانی بگم براتون.
داستان غربت؛
داستان غریبی یک شهید گمنام... =))
شهید ۱۷ سالهای که سال ۱۳۹۵ در گوشه صبحگاه پادگان آموزشی پدافند هوایی ارتش سمنان دفن شده...
تو این پادگان به طور مداوم حدود ۱۰۰۰ الی ۱۴۰۰ سرباز آموزشی در حال یادگیری اصول و قواعد نظامی هست.
برای آموزش این ۱۴۰۰ سرباز آموزشی، حدود ۲۰۰ نفر سرباز یگانی و کادر ارتشی در نظر میگیریم...
شاید با خودتون بگین خب بین ۱۶۰۰ نفر آدم، چطور ممکنه یه شهید گمنام اونم کنار صبحگاه، غریب بمونه؟!
داستان از جایی شروع شد که بعد از یک هفته از آغاز خدمتم، خودم تازه متوجه این شهید عزیز شدم.
تو پادگان به قدری بیتفاوت بودن نسبت به این شهید گمنام که من خودم بعد یک هفته متوجهش شدم.
امان از غریبی...
یه ۵ روزی میشد کارم این بود برم سمت دیگه صبحگاه و از دور واکنش باقیه سربازا نسبت به شهید رو ببینم.
اما؛
انگار اصلا شهیدی اونجا دفن نشده.
انگار بقیه همه کور بودن.
انگار چیزی مانع دید بقیه بود.
واقعا که گمنام بود... =))
بعد از اون چند روز،
همنشینی و همصحبتی با شهید،
شده بود کار هر روزم.
انصافا هم دلدار خوبی بود...
چیزی که نظرمو جلب کرد این بود که فرمانده هنگ آموزش همیشه لحظه ورود به پادگان، اول نزد شهید حاضر میشد و با احترام نظامی، فاتحهای میخوند و بعد به کارش میپرداخت.
هدیه به روح مطهر شهید صلوات
حالم خوب است!
این شاید بزرگترین و در عین حال شیرینترین دروغی باشد که میتوانم بگویم...
#من
#دلنوشت
𝑺𝒂𝒅𝒓𝒂_𝑮𝒓𝒂𝒑𝒉𝒚
SepantaSepanta_Sepanta_Ze_Mozhgane_Siahe_To.mp3
زمان:
حجم:
15.6M
عقل پرسید که دشوارتر از مردن چیست
عشق فرمود فراق از همه دشوارتر است
🎙 • محمدرضا شجریان
🎶 • ز مژگان سیاه تو
#آهنگام
𝑺𝒂𝒅𝒓𝒂_𝑮𝒓𝒂𝒑𝒉𝒚