6.94M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
رفتن آرمان علیوردی، یکبار دیگر اثبات کرد که باید #شهید زندگی کنی تا #شهادت
نصیبت شود...
#شهید_آرمان_علیوردی از زبان دوستانش
هزاربار ببینید و بسوزید ...💔
و جوانه بزنید برای ادامه این راه
برای عاقبتبخیری♥️
@sadrzadeh1
7.11M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
پـنـجـشنـبہ_هـای_دلـتـنـگی
پنجشنبہ ڪہ میآید
دل نورانی میشود
هوای بهشتت بہ سر میزند
شب جمعه شهدا رو یاد کنیم تا ان شاءالله امشب ما رو نزد اقا اباعبدالله الحسین ع یاد کنند
بِسمِ اللّٰهِ الرَّحمٰن الرَّحیم
🕊زیارتنامه ی شهدا🕊
🌹🌱🌹🌱اَلسَّلامُ عَلَیکُم یَا اَولِیاءَ اللهِ وَ اَحِبّائَهُ ، اَلسَّلامُ عَلَیکُم یَا اَصفِیَآءَ اللهِ وَ اَوِدّآئَهُ ، اَلسَلامُ عَلَیکُم یا اَنصَارَ دینِ اللهِ ، اَلسَلامُ عَلَیکُم یا اَنصارَ رَسُولِ اللهِ ، اَلسَلامُ عَلَیکُم یا اَنصارَ اَمیرِالمُومِنینَ ، اَلسَّلامُ عَلَیکُم یا اَنصارَ فاطِمَةَ سَیِّدَةِ نِسآءِ العالَمینَ ، اَلسَّلامُ عَلَیکُم یا اَنصارَ اَبی مُحَمَّدٍ الحَسَنِ بنِ عَلِیٍّ الوَلِیِّ النّاصِحِ ، اَلسَّلامُ عَلَیکُم یا اَنصارَ اَبی عَبدِ اللهِ ، بِاَبی اَنتُم وَ اُمّی طِبتُم ، وَ طابَتِ الاَرضُ الَّتی فیها دُفِنتُم ، وَفُزتُم فَوزًا عَظیمًا ،فَیا لَیتَنی کُنتُ مَعَکُم فَاَفُوزَمَعَکُم🌹🌱🌹🌱
شادی_روح_شهدا_صلوات
🌷«یادی که دردلهاهرگزنمی میردیاد شهیدان است»🌷
5.93M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
⊰᯽⊱┈──╌❊╌──┈⊰᯽⊱
#پنجشنبہ_های_دلتنگی
پنجشنبہ ڪہ میآید
دل نورانی میشود
هوای بهشتت بہ سر میزند
عطرِ عود و گلاب همہ جا میپیچد
و یادت در تمام خاطره ها زنده میشود...
پنجشنبهها به نام توست رفیـق شهیدم💞
شب جمعه یادت کردم
نزد "حسین فاطمه(سلام الله علیها)" یادم کن...
باز پنجشنبہ و یاد شٌـھَــدا با صلـوٰات🌱
اللّٰهمَّصَلِّعَلیٰمحمّدوَآلِمُحَمّدوَعَجِّلفَرَجَهُم
- حاجآقاامینیخواهمیگفتن:
سراغ قبرِ شهیدایی که زیاد زائر ندارن برید! اونا چیزاییکه میخوان به صد نفر بدنرو به یهنفر میدن ..🌱
#پنجشنبه_شهدامهمان_ارباب
#پنجشنبه_های_شهدایی🕊
@sadrzadeh1
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
وقت اذان است
نمازت سرد نشه رفیق🌷
دعا برای فرج امام زمان فراموش نشود🤲
@sadrzadeh1
18.66M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥رفیق نیمه راه من خداحافظ...
🔹تصاویری از حضور سرباز گمنام امام زمان(عج) شهید احمد صالحی در اردوهای جهادی
🔹شهید صالحی از ادوار بسیج دانشجویی بود که روز گذشته در سیستان و بلوچستان به درجه رفیع شهادت نائل گشت.
@sadrzadeh1
❤️کانال شهید مصطفی صدرزاده❤️
#اسمتومصطفاست
#قسمت_بیست_و_پنجم
طلبه س.تا وقتی درس میخونه که نباید سربازی بره!درعوض مسئولیت پذیره!هیئت داره و برای بچه هاش از دل و جون مایه میذاره!تکلیف خودت رو با دلت روشن کن!
خانم نظری حکم استادم را داشت.با لکنت گفتم:((چشم خانم.از نظر ایمانی باید سطح بالایی داشته باشه.طوری که من روهم بکشه بالا!))
_ایمان رو در عمل ببین.این جوون بچه مسجدیه و نماز خون.بچه ای با تقوا و با عرضه!
_من ایمان ظاهری نمیخوام.میخوام توکل بالایی داشته باشه.
اینکه اسلام رو از هر جهت بشناسه و به دستوراتش عمل کنه.کسی که ایمان داره به همسرش توهین نمیکنه خانم.
دستم راگرفت.سرد سرد بود.درحالی که از گونه هایم آتش میبارید.
_تا اونجا که من میشناسمش آدم درستیه.
درست راخیلی محکم گفت.رویم نشد بگویم دنبال کسی مثل سجاد،داداشم هستم.هم به ظاهر برسد هم به باطن.سجاد کت و شلوارش را همیشه به اتوشویی میداد و کفش هایش را واکس میزد.ایمانش هم همیشه نو و اتوکشیده بود.
خانم نظری دستم را رها کرد:((ماهم این مراحل رو گذروندیم دختر جون،پیشنهاد میکنم تکلیفت رو با خودت روشن کنی.))
#اسمتومصطفاست
#قسمت_بیست_و_ششم
به خانه که آمدم غروب بود.مادر گلدان های حیاط را آب داده و روی تخت نشسته بود.رفتم نشستم کنارش:((مامان چی کار کنم،شما بگو؟))
_خونواده ی خوبین صدرزاده ها!
_خونواده رو چی کار دارم!خودش،خدمت نرفتنش!
_درسش که تموم بشه میره سربازی .سجادم قبولش داره!
نگاه به بالا انداختم و دیدم چراغ اتاق سجاد روشن است:((بذار از خودش بپرسم.))
از پله ها دویدم و رفتم اتاق سجاد.دیدم پشت میز کامپیوترش نشسته.مامان هم پشت سرم آمد و گفت:((سجاد تو یه چیزی به خواهرت بگو.تکلیف این بنده خدا چی میشه؟))
سجاد بی آنکه نگاهمان کند گفت:((از نظر من تاییده!))
_اصلا متوجهی راجع به کی حرف میزنیم؟
_بله.مصطفی!مصطفی صدرزاده.
مامان گله مند گفت:((هی بالا و پایین میکنه.سمیه،یا رومی روم یا زنگی زنگ!))
تکیه دادم به دیوار رو به سجاد و گفتم:((اگه تو قبولش داری باشه منم...))
مامان ذوق زده گفت:((خب،این رو از اول میگفتی،برم تلفن بزنم؟))
سجاد گفت:((صبر کن مامان!))
رو به من کرد:((هر چی سوال ازش داری،بنویس میبرم میدم بخونه و جواب بده.))
رو به کامپیوتر چرخید:((میشم کبوتر نامه بر!))
مامان ذوق زده گفت:((برم براتون چای و شیرینی بیارم!))
نشستم روی زمین و زانوهایم را بغل کردم.سجاد هنوز به صفحه کامپیوترش نگاه میکرد.تصویر ثابت بود و عکس یک دشت پر از گل سرخ و دوتا پروانه.
@sadrzadeh1
قول میدی!
اگه خوندی!
تویکی ازگروه ها یا کانالا که
هستی کپی کنی!
اللهم!(:
عجل!(:
لولیک!(:
الفرج!(:
والعافیة!!!(:
والنصر!!(:
اگه پای قولت هستی!
کپی کن تا همه برا ظهور
حضرت مهدی(عج)دعا کنند
#امام_زمانی
@sadrzadeh1