نماند از سرد مهری های دوران در جگر آهم
درختی را که سرما سوخت، دودش برنمی آید
#صائب_تبریزی
✍️ @saeb_org
به امّید وفای وعده پاس زندگی دارم
بگو تا جان دهم امروز، اگر فردا نمیآیی...
#صائب_تبریزی
✍️ @saeb_org
گریه مستانه من از خمار چشم توست
آه من از سرمه دنباله دار چشم توست
نه همین سرگشته دارد گردش چشمت مرا
چون صف مژگان دو عالم بی قرار چشم توست
#صائب_تبریزی
✍️ @saeb_org
محبت سنگ خارا را ز اهل درد میسازد
تجلی کوه را مجنون صحرا گرد میسازد
بهشت آرد برون روز جزا سر از گریبانش
کسی کز برگ عیش اینجا به داغ و درد میسازد
#صائب_تبریزی
✍️ @saeb_org
که میگوید پری در دیده ی مردم نمیآید؟
که دایم در نظر باشد پریزادی که من دارم
#صائب_تبریزی
✍️ @saeb_org
آید چه سان به ساحل سالم سفینه ما؟
بر ناخدا توکّل بیش از خداست ما را !
#صائب_تبریزی
✍️ @saeb_org
مَی ز شرمِ لبِ مَیآشامش
عرقِ شرم گشت در جامش
خال، دلکشتر است یا زلفش؟
دانه گیراتر است یا دامش؟
در دلِ آفتاب، خون ز شفق
میکند بوسهی لبِ بامش
منکه بودم ز پسته یکدلتر
دودِلم کرد چشمِ بادامش
آن که روزم چو پشتِ آینه کرد
میتوان دید رُو در اندامش
عشقِ خونخوار، خلوتی دارد
که بود چشمِ شیر گُلجامش
میتوان خواند همچو آبِ روان
از عقیقِ سرشکِ من نامش
میکند وحشت از جهان، صائب!
دلِ هر کس که میشود رامش
#صائب_تبریزی
#غزل
✍️ @saeb_org
12.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ای ناب ترین غنچه در اندیشه ی گلزار
پروانه ترین حادثه در پیله ی تکرار...!
ای خنده ترین لب به رخِ قاب تصور
وی شادترین ثانیه در لحظه ی دیدار
یک بار تو را دیدم و یک عمر دویدم
در جستن آن لذت از خاطره سرشار!
لبهایِ من از اسم تو گلرنگ ترینند
در آینه ی چشم من عکسِ تو پدیدار!
رخصت بده تا دست در آغوش تو آرم
آهو به دو بازویِ تو ای شیر گرفتار!
ای شانه یِ مهر تو تمنای سرِ عشق...
تا کی سر و سامان سرم سینه ی دیوار!
عاجز شدم از چشمِ تو و تیر نگاهت
از بهر خدا یک مژه در چله نگه دار...
ای کاش به روی تو نمی خورد نگاهم...
یک عمر دلم خسته شد از چشمِ طلبکار!
از من دل ِویران شده را بُرده ای ،ای ماه
من را که فنا کرده ای ،آن بُرده نگهدار!
#م_شیرانی(طلوع)
سینمایی #نگهبان
✍️ @saeb_org
از شکر خنده ات آتش به جهان افتاده است
این چه شورست که در عالم جان افتاده است؟
نیست در جاذبه عشق مرا کوتاهی
پله ناز تو بسیار گران افتاده است
#صائب_تبریزی
✍️ @saeb_org
درین ریاض چو شبنم اگر چه آب شدم
خوشم که محو تماشای آفتاب شدم
عجب که صبح قیامت مرا کند بیدار
که از نظاره آن چشم مست خواب شدم
#صائب_تبریزی
✍️ @saeb_org
از شکر خنده ات آتش به جهان افتاده است
این چه شورست که در عالم جان افتاده است؟
نیست در جاذبه عشق مرا کوتاهی
پله ناز تو بسیار گران افتاده است
#صائب_تبریزی
✍️ @saeb_org