چمن سبز فلک با همه گلهای نجوم
تازه از دیده گریان سحرخیزان است
آفتابی که بود چشم و چراغ عالم
خجل از چهره تابان سحرخیزان است
لیلةُالقدر جهان دارد اگر صبحدمی
چهره ی تازه ی خندان سحرخیزان است
#صائب_تبریزی
✍️ @saeb_org
گوشه گیری فیضها دارد درین وحشت سرا
قطره از دریا چو رو پنهان کند گوهر شود
#صائب_تبریزی
✍️ @saeb_org
در طریق عشق خار از پا کشیدن مشکل است
ریشه در دل می کند خاری که در پا می رود...
#صائب_تبریزی
✍️ @saeb_org
رگ خواب مرا در دست دارد چشم پر کاری...
که از هر جنبش مژگان به رقص آرد قیامت را !
#صائب_تبریزی
✍️ @saeb_org
بوی گل و نسیم صبا میتوان شدن
گر بگذری ز خویش، چهها میتوان شدن
شبنم به آفتاب رسید از فتادگی
بنگر که از کجا به کجا میتوان شدن
#صائب_تبریزی
✍️ @saeb_org
کیست جز آینه و آب درین قحطآباد
که کند گریه به روز سفر از دنبالم؟!
#صائب_تبریزی
✍️ @saeb_org
مست آمدم ای پیر که مستانه بمیرم
مستانه در این گوشه میخانه بمیرم
درویشم و بگذار قلندر منشانه
کاکل همه افشان به سر شانه بمیرم
من درّ یتیمم صدفم سینه دریاست
بگذار یتیمانه و دردانه بمیرم
بیگانه شمردند مرا در وطن خویش
تا بی وطن و از همه بیگانه بمیرم
سرباز جهادم من و از جبهه ی احرار
انصاف کجا رفته که در خانه بمیرم
من بلبل عشاق به دامی نشوم رام
در دام تو هم بی طمع دانه بمیرم
در زندگی افسانه شدم در همه آفاق
بگذار که در مرگ هم افسانه بمیرم
سیدمحمدحسینبهجت تبریزی
متخلص به #شهریار
✍️ @saeb_org