کافی است بهر سوختنم یک نگاه گرم
آتش به جانم از سخن آتشین مزن...
#صائب_تبریزی
✍️ @saeb_org
هیچ کس هست که با قطرهی باران امشب
هم سرایی کند و روشنی گلها را
بستاید تا صبح
که برآید خورشید؟
#شفیعی_کدکنی
✍️ @saeb_org
رفتن از عالم پرشور به از آمدن است!
غنچه دلتنگ به باغ آمد و خندان برخاست...
#صائب_تبریزی
✍️ @saeb_org
تا ز خود بیرون نیایی خویش را نتوان شناخت
عیب تیر کج در آغوش کمان معلوم نیست
#صائب_تبریزی
✍️ @saeb_org
سیر چشمانیم، ما را بر زر گل چشم نیست
برگ سبزی از گلستان خونبهای ما بس است
#صائب_تبریزی
✍️ @saeb_org
بی کسی، دل های غمگین را کند غمخوار هم
غم، دل ما را نوازش کرد و دل، غم را نواخت
#صائب_تبريزی
✍️ @saeb_org
زیر شمشیر حوادث پای بر جاییم ما
رو نمی تابیم از سیلاب، دریاییم ما
#صائب_تبریزی
✍️ @saeb_org
گمراه کند غفلت من راهبران را
چون خواب، زمین گیر کند همسفران را
بی بهره ز معشوق بود عاشق محجوب
روزی ز دل خویش بود بی جگران را
#صائب_تبریزی
✍️ @saeb_org
تا بپندارم که سهمی دارم از پروانگی
پیلهای پیچیده از غمهایِ عالم بر تنم
#فاضل_نظری
✍️ @saeb_org
قطره تا دارد نظر بر خویش گرداب فناست
از خودی چون رَست بحر بیکرانی می شود...
#صائب_تبریزی
✍️ @saeb_org
صبح زد از خندهرویی غوطه در خون شفق
تا چه گلها بشکفد از چهره خندان تو را
#صائب_تبریزی
✍️ @saeb_org
ما نقل باده را ز لب جام کرده ایم
عادت به تلخکامی از ایام کرده ایم
دانسته ایم بوسه زیاد از دهان ماست
صلح از دهان یار به پیغام کرده ایم
چشم گرسنه حلقه دام است صید را
ما خویش را خلاص ازین دام کرده ایم
صائب به تنگ عیشی ما نیست میکشی
چون لاله اختصار به یک جام کرده ایم
#صائب_تبریزی
✍️ @saeb_org