ای خزانهای خزنده در عروقِ سبز باغ
کین چنین سرسبزی ما پایکوبان شماست
از تبار دیگریم و از بهار دیگریم
می شویم آغاز از آنجایی که پایان شماست...
#شفیعی_کدکنی
✍️ @saeb_org
خزان بیمروت کرد بیدادی درین گلشن
که برگ عیش میدانند مردم، بینوایی را
#صائب_تبريزی
✍️ @saeb_org
شد چو عالمگیرْ غفلت، جاهل و دانا یکی است
خانه چون تاریک شد، بینا و نابینا یکی است
ز اختلاف ظرف، گوناگون نماید رنگ مِی
ورنه در میخانهی وحدت، میِ حمرا یکی است
آهِ ما رعناتر است از آهِ ماتمدیدگان
آنچنان کز جملهی شبها، شبِ یلدا یکی است...
#صائب_تبریزی
✍️ @saeb_org
بیدار شو که در شب یلدای نیستی
در پرده است چشم تو را طرفه خوابها
بیداری حیات شود منتهی به مرگ
آرامش است عاقبت اضطرابها
#صائب_تبریزی
✍️ @saeb_org
ز گاهواره تسلیم کن سفینه خویش
میان بحر بلا در کنار مادر باش...
#صائب_تبریزی
✍️ @saeb_org
یارب چه گل شکفته، که امروز در چمن
گلها به جای چشم، دهن باز کردهاند !
#صائب_تبریزی
✍️ @saeb_org
لب پیاله نمیآید از نشاط به هم
زمین میکده خوش خاک بیغمی دارد!
#صائب_تبریزی
✍️ @saeb_org
مصور شد مرا این نکته در محراب از واعظ
که هر کس رو به خلق آرد رخش از قبله برگردد
#صائب_تبریزی
✍️ @saeb_org
عشق ازان شوختر افتاده که پنهان گردد
چون شررمی جهد از سنگ برون دانه عشق
#صائب_تبریزی
✍️ @saeb_org