🚫🚫🚫🚫🚫🚫🚫🚫🚫
سلام بر عزیزان.
خلاصه مباحث اصول ۴ را هر جلسه تقریر کردم و در کانال قرار دادم . برای رفتن به اولین جلسه خلاصه نویسی لینک زیر را کلیک بفرمایید
https://eitaa.com/saedi4/618
ممنون عزیزان میشم اگر در دعای خیرتان بنده و مادر مرحومم را شریک بفرمایید
🔺آموزش مکالمه زبان انگلیسی🔺
👈 مجموعه آموزش مکالمه زبان انگلیسی
👈 کتاب ۴ جلدی four corners
👈آموزش در قالب پادکستهای آموزشی
👈 ارائه فیلمهای آموزشی
👈 خرید دوره آموزشی 👇👇👇
@addmmiinn02
@addmmiinn02
🌸 با ما همراه باشید 👇👇👇
https://eitaa.com/joinchat/241238066C1b85daa3b0
سوالات مفید از کل اصول ۴ به همراه پاسخ .
صلوات بر روح مادرم لطفا فراموش نشه👌👌🥲
👇👇👇👇
هدایت شده از Fs.saedi
ارکان استصحاب
یقین به حدوث
شک در بقا
وحدت قضیه متیقنه و مشکوکه
ترتب اثر بر بقای حالت سابقه
یقین به حدوث:
یکی از ارکان استصحاب، یقین به حدوث است که از لسان دلیل استصحاب بر می آید در دلیل استصحاب آمد (لا تنقض الیقین بالشک)
پس مجرد حدوث شی برای جریان استصحاب کفایت نمی کند و حتما باید یقین به حدوث باشد
اشکال: پس چرا جایی که اماره به حدوث داریم ( اماره ظن آور است) باز استصحاب جاری می شود؟
جواب محقق نائینی : چون اماره قائم مقام ( جانشین) قطع موضوعی است. ( محقق نایینی اماره را کالعلم می داند) یقینی که رکن استصحاب است قطع موضوعی است و اماره می تواند جای آن بنشیند .
توجه::وبه همین دلیل که اماره هم می تواند جای یقین بنشیند برخی رکنیت یقین را در استصحاب انکار می کنند و می گویند اگر در لسان دلیل استصحاب گفته یقین به حدوث از باب این است که یقین طریقی است برای اثبات حدوث. و از آنجایی که اماره هم حدوث را اثبات می کند پس با اماره به حدوث هم استصحاب بقای حدوث جاری می شود
رکن دوم شک در بقا
مراد از شک، مطلق عدم علم هست پس حتی شامل ظن هم می شود. یعنی حالت سابقه( یقین به حدوث ) حتی با ظن به عدم بقا هم نقض نمی شود و فقط با یقین دیگر به عدم بقا نقض می شود چون در دلیل استصحاب هم آمد انقضه بقین آخر
اما مطلب دیگر این است که شک گاهی فعلی و گاهی تقدیری است . در استصحاب مراد از شک در بقا کدام شک است ؟ شک فعلی یا شک تقدیری ( فرضی)؟
بر این بحث ثمره زیر مترتب می شود:
شک فعلی مثل اینکه اگر مکلف یقین دارد به حدث( مثلا می داند خوابیده و وضویش باطل شده است) و شک دارد در بقای حدث( مثلا نمی داند بعد خواب مجددا وضو گرفت یا نه) در اینجا اگر در همین حالت نماز بخواند ، نمازش باطل است چون چون استصحاب حدث( خواب و بطلان وضو) در حقش ثابت است و قاعده فراغ اینجا جاری نمی شود.
قاعده فراغ و حکم به صحت عمل جایی جاری می شود که حکم به بطلان آن عمل حین انجام آن عمل نشود.
(قاعده فراغ : اگر بعد اتمام عملی شک در صحت آن عمل کنیم حکم به صحت آن عمل بعد فارغ شدن از آن می شود. )
شک تقدیری مثل اینکه اگر مکلف یقین دارد به حدث( مثلا می داند خوابیده و وضویش باطل شده است) و غفلت می کند و وارد نماز می شود و بعد اتمام نماز برایش شک ایجاد می شود که آن موقع که وارد نماز شدم مجددا وضو گرفته بودم یا نه؟! این را شک تقدیری می گویند . یعنی اگر قبل نماز دقت کرده بودم این شک برای من ایجاد می شد. با توجه به اینکه یقین به حدث( خواب و بطلان وضو) داشتم.
در اینجا بعضی گفته اند بعد نماز استصحاب حدث و بطلان نماز جاری نمی شود چون شک تقدیری است نه فعلی . و قاعده فراغ جاری و حکم به صحت نماز می شود.
البته برخی گفته اند الان بعد نماز این شک فعلی است و استصحاب حدث جاری و حکم به بطلان نماز می شود.
شهید صدر می فرماید ما میگیم هر جا ظرف جریان قاعده فراغ و استصحاب یکی شود قاعده فراغ مقدم می شود.
(این بر خلاف حالت اول است که شک فعلی بود . قبل نماز یقین به حدث و شک فعلی بر بقا حدث داشت و با همین حالت وارد نماز شد اینجا حکم به بطلان این نماز می شود و قاعده فراغ جاری نمی شود قاعده فراغ مربوط به جایی بود که خود اون عمل حین انجامش باطل نباشد.)
حرف نهایی شهید : در حالت دوم که شک تقدیری است حتی اگر بگوییم استصحاب حدث به خاطر تقدیری بودن شک جاری نمی شود اما قاعده فراغ هم (برای حکم به صحت نماز جاری نمی شود ) چون قاعده فراغ اماره عقلائی است که بعد فراغ از عملی جاری می شود و حکم به صحت آن عمل می شود به خاطر غلبه حالت التفات و انتباه و توجه بر حالت غفلت . یعنی چون غالبا در حین عمل آدمی متوجه به آن عمل و شرایط درست انجام دادنش هست پس اگر بعد فراغ از عمل شک در صحت آن عمل کرد حکم به صحت آن عمل می شود اما در مثال ما در حالت دوم، با حالت غفلت وبدون توجه به خود وارد نماز شده است لذا در قبل نماز و حین نماز غفلت داشته است
اینم فعلا توضیح دو رکن از ارکان استصحاب 👌👌
صلوات و فاتحه به روح مادرم لطفا فراموش نشه😜😜😜😜
زحمت بکشید فاتحه را اول هدیه بر وجود مقدس حضرات معصومین کنید و ثواب این هدیه را به روح مادرم هدیه بفرمایید😉😉😉🙏🙏🙏🌺
هدایت شده از Fs.saedi
لینک کانالهای اصول 👇👇👇👇
اصول ۴
https://eitaa.com/saedi4
اصول ۲
https://eitaa.com/fssaedi61
اصول ۱
https://eitaa.com/saedi61
اصول ۳
https://eitaa.com/saedi5
سلام و عرض ادب و احترام
اگر صوتی باز نشد در پی وی پیام بدهید تا مشکل را حل کنم
هدایت شده از اصول ۴ اصول عملیه (حلقه ثانیه )
سوالات سه صفحه تدریس شده،:
۱.قاعده اولیه طبق نظر مشهور هنگام شک در تکلیف شرعی در جایی که امکان اثبات و یا نفی تکلیف بواسطه ادله محرزه نیست ، به لحاظ عقلی چه می باشد؟
الف) برائت عقلی. ب) احتیاط عقلی. ج) برائت شرعی د) احتیاط شرعی
۲. دو استدلال محقق نایینی بر قاعده قبح عقاب بلا بیان به همراه پاسخ شهید صدر بر ان دو استدلال را بیان بفرمایید.
۳.طبق مسلک حق الطاعه، قاعده اولی هنگام شک در تکلیف در جایی که امکان نفی و اثبات آن تکلیف از طریق ادله محرزه نمی باشد از نظر عقلی چه می باشد؟
الف) احتیاط شرعی. ب) احتیاط عقلی.
ج)اصاله الاشتغال تا زمانی که مولا اذن در ترک تحفظ نداده باشد
د) گزینه ب و ج
۴)قاعده ثانویه هنگام شک در تکلیف طبق مسلک حق الطاعه و قبح عقاب بلا بیان را بفرمایید
الف) اصاله الاشتغال شرعی
ب) احتیاط عقلی
ج) احتیاط شرعی
د) برائت شرعی
۵)استدلال به آیه شریف لایکلف الله نفسا الا ما آتاها را دال بر برائت شرعی توضیح بفرمایید
۶) اشکال شیخ انصاری بر استدلال بر برائت شرعی از طریق ایه فوق را بفرمایید.
هدایت شده از اصول ۴ اصول عملیه (حلقه ثانیه )
🌺تقریر جلسه قبل ( دو صوت بالا)🌺
🌺ادامه ایات دال بر برائت شرعی🌺
🌸ایه ما کنا معذبین حتی نبعث رسولا 🌸
استدلال بر ایه فوق :
رسول کنایه از بیان است.
ترجمه:اینطور نیست که ما عذاب کنیم تا اینکه بیان بفرستیم
پس اگر بیان نباشد عذاب نیست(برائت شرعی)
اشکال شهید صدر:
دلالت این ایه این است که عذاب نمی کنیم( برائت شرعی) تا بیان صادر کنیم پس تا قبل صدور بیان، برائت شرعی جاری می شود. اما محل بحث ما جایی است که بیان از طرف شارع صادر شده اما به مکلف واصل نشده است. می خواهیم بدانیم در اینجا نیز مکلف ایمن از عقاب است و برائت شرعی جاری کند.
🌸ایه بعدی:
خداوند در مقام احتجاج بر یهود به پیامبر می فرماید به انها بگو نمی یابم هیچ حرامی را بر خورنده ای غیر از این چند مورد( میته ، خون جهنده، ...) که خداوند بیان کرده است🌸
استدلال بر آیه :
ان مواردی که شک به تکلیف دارید ، انگار تکلیف نیست و برائت شرعی جاری کن. چون وقتی در دایره تکالیف ان را پیدا نکردی، دیگر ایمن هستی. به عبارت دیگر عدم وجدان و عدم پیدا کردن تکلیف برابر با عدم عقاب( برائت شرعی) است.
اشکال شهید
عدم وجدان نبی تکلیف را یعنی قطعا تکلیف نیست اما عدم وجدان ما به معنی عدم وجود تکلیف نیست چه بسا تکلیف باشد امادر اثر از بین رفتن روایات، به ما نرسیده باشد. لذا ما می خواهیم ثابت کنیم که حتی اگر تکلیف صادر شده باشد اما به ما نرسیده باشد ما ایمن هستیم و برائت شرعی جاری کنیم که این آیه این مطلب را ثابت نمی کند،
🌸ایه بعد:
خداوند بندگان را دچار خذلان و دروری از رحمت خودش نمی کند تا بیان کند برای آنها (لهم) انچه را که باید بپرهیزند 🌸
استدلال به ایه
بیان کند برای آنها انچه را که باید بپرهیزند، به معنای وصول بیان و تکلیف به مکلف است پس اگربیان و تکلیف به انها واصل نشود دچار خذلان و عقاب نمی شوند و ایمن از عذاب هستند و این یعنی برائت شرعی.
این آیه را شهید می پذیرد
🌺روایات دال بر برائت شرعی🌺
حدیت( کل شی مطلق حتی یرد فیه نهی)
نسبت به هر چیزی رها و آزاد و ایمن از عذاب هستی( برائت شرعی) مگر اینکه نهی ای ( تکلیفی) در مورد آن امده باشد
اشکال:
ورود هم می تواند به معنای صدور باشد که در این صورت کمکی در اثبات برائت شرعی نمی کند چون ما دنبال اثبات برائت شرعی زمانی که تکلیف به ما واصل نشده هستیم ولو صادر شده باشد.
و ورود هم می تواند به معنای وصول باشد که در این صورت اثبات برائت شرعی می کند یعنی تو رها و آزادی ( برائت شرعی) تا زمانی که تکلیف به تو واصل شود پس اگر تکلیف به تو واصل نشده برائت جاری کن و ایمن از عذاب هستی.
ورود می تواند به هر دو معنا باشد و چون قرینه ای و معینی وجود ندارد که بگوید ورود اینجا به معنای وصول است و به معنای صدور نیست، این ایه نمی تواند مطلوب ما که برائت شرعی است ثابت کند.
اشکال:
ورود اینجا به معنای وصول است نه صدور. زیرا وصول است که نیاز به طرف دیگر دارد ( رسیدن به مکلف) اما صدور یعنی صادر شده به طرف دیگر نیاز ندارد و لفظ (فیه) در حدیث ورود و وصول نهی و تکلیف را بر مکلف می گوید.
جواب :
بله وصول نیاز به طرف دیگر دارد اما اینجا (فیه ) معلوم نیست وصول به مکلف باشد بلکه ورود نهی(تکلیف) بر متعلق نهی است یعنی هر چیزی رها و آزاد تا در آن چیز نهی وارد شود. پس در این صورت وصول به مکلف را نمی توان بدست اورد .
لذا استدلال به این حدیث بر برائت شرعی را نمی پذیرند