eitaa logo
حلقه اولی ( اصول یک)
994 دنبال‌کننده
21 عکس
4 ویدیو
52 فایل
تدریس(خانم دکتر سعیدی) آیدی استاد: @Fssaedi 🟧اصول ۲/https://eitaa.com/fssaedi61 🟨اصول ۳/https://eitaa.com/saedi5 🟩اصول ۴/https://eitaa.com/saedi4 💬گروه(جهت رفع اشکال) https://eitaa.com/joinchat/792593407C35e76466d3
مشاهده در ایتا
دانلود
💥📕✍چکیده نویسی حلقه اولی جلسه اول ( از کلمه تمهیدیه تا پایان اهمیت علم اصول 👇👇👇👇👇👇
کلمه تمهیدیه( مقدمه) از آنجایی که به شریعه اسلام معتقد هستیم چاره ای نیست که احکام شریعت اسلام را در هر واقعه ای مشخص کنیم. لذا علم فقه ضروری است زیرا فقیه ، از طریق عملیات استنباط حکم شرعی(اقامه دلیل کردن بر حکم شرعی) احکام شریعت اسلام در هر واقعه ای را مشخص می کند. لذا علم فقه ، علم به عملیات استنباط حکم شرعی است. مشخص کردن حکم شرعی با دو روش هست: توجه : در هر دو اسلوب فقیه ادله اقامه می کند برای مشخص کردن موقف و موضع شرعی روش اول :مشخص کردن خود حکم شرعی [ ] ادله ای که در روش اول اقامه می کند را ادله محرزه می گویند چون خود حکم شرعی را احراز می کنند. روش دوم : مشخص کردن وظیفه عملی در مقابل حکم شرعی زمانی که حکم‌شرعی مجهول است و تعیین ان ممکن نیست. [ ] ادله ای که در روش دوم اقامه می کنند را اصول عملیه می گویند چون وظیفه عملی مکلف را مشخص می کنند نه مشخصا خود حکم شرعی را. توجه عملیات استنباط چه عملیات استنباط خود حکم شرعی باشد چه عملیات استنباط وظیفه عملی مکلف باشد، در هر صورت نیازمند حیثیات و قواعد عمومی مشترکی هستند که بحث از این قواعد عمومی در علم اصول است، لذا علم اصول ، علمی است که بحث می کند از دلیلیت و حجیت عناصر مشترکه ای که این عناصر مشترکه به فقیه در عملیات استنباط کمک می کند. تعریف علم اصول علم اصول ، علم به عناصر مشترکه در عملیات استنباط موقف شرعی در هر واقعه ای توسط فقیه می باشد. توضیح : عملیات استنباط حکم شرعی سه تا مساله از ابواب مختلف فقهی مساله اول ،باب صوم: آیا ارتماس( فرو بردن سر در آب) بر روزه دار حرام است؟ استنباط حکم شرعی حرمتِ فروبردن سر در آب بر روزه دار از روایت یعقوب بن شعیب که این روایت می گوید ارتماس نکند محرم و روزه دار. که در نظر عرف این کلام دلالت و ظهور بر حرمت ارتماس بر روزه دار و کسی که محرم است را دارد. پس ۳ عنصر در استنباط حکم شرعی دخالت داشت روایت یعقوب بن شعیب ثقه بودن راوی ‌و ظهور عرفی روایت مساله دوم، باب خمس: آیا خمس در ارث واجب است؟ استنباط حکم شرعی وجوب خمس بر ارث غیر محتسب( یعنی ارثی که غیر از پدر وغیر از پسر به ارث رسیده) از روایت علی بن مهزیار که ظهور عرفی دارد بر عدم ثبوت خمس بر ارثی که از پدر یا از پسر به ارث رسیده. ۳ عنصرس که فقیه برای استنباط حکم شرعی لازم داشت روایت علی بن مهزیار ثقه بودن راوی طهور عرفی روایت ۳. آیا قهقهه نماز را باطل می کند؟ استنباط حکم بطلان نماز با قهقهه از روایت زراره که ظهور عرفی دارد بربطلان نماز با قهقهه ۳ عنصرس که فقیه برای استنباط حکم شرعی لازم داشت روایت زراره ثقه بودن راوی ظهور عرفی روایت توجه سه مساله مختلف از ابواب مختلف فقهی و در اینجا فقیه برا استنباط حکم شرعی علاوه بر روایت خاص مربوط به هر مساله به دو عنصر مشترک در هر سه مورد نیاز داشت و ان ثقه بودن راوی و ظهور عرفی روایت لذا فقیه در استنباط،حکم شرعی به دو دسته عناصر نیاز دارد: ۱. عنصر خاص : که اختصاص به هر مساله ای به طور خاص دارد مثل روایت مخصوص به هر مساله [ ] جای بحث از عناصر خاصه در علم فقه است مثل بررسی کردن سند و دلالت روایت ۲. عنصر مشترکه که در موارد متعددی را شامل می شود و در مسائل مختلف از ابواب مختلف فقهی مشترک است . مثل حجیت خبر ثقه و حجیت ظهور [ ] جای بحث از عناصر مشترکه ، در علم اصول است. موضوع علم اصول هر علمی موضوعی دارد که در ان علم از عوارض و احوال ان موضوع بحث می شود. مثلا طبیعت موضوع علم فیزیک است که در علم فیزیک از؟احوال طبیعت بحث می شود. یا کلمه موضوع علم نحو است که در علم نحو از احوال کلمه مثلا از اعراب و بنا یا رفع و نصب کلمه صحبت می شود. موضوع علم اصول ادله مشترکه در عملیات استنباط است که در علم اصول از دلیلیت و حجیت ادله مشترکه بحث می شود. علم اصول منطق علم فقه علم منطق ، بحث می کند از عملیات تفکیر و اندیشه کردن و استدلال کردن به شکل عمومی. یعنی نحوه استدلال کردن در هر علمی را بیان می کند. علم اصول هم مشابه علم منطق نحوه تفکیر و استدلال کردن را بیان می کند اما نوع خاصی از تفکیر و استدلال کردن که در مجال استنباط فقهی به ان نیاز است. در علم اصول بحث می شود از حیثیات مشترکه ای که فقیه در عملیات استنباط فقهی به آنها نیاز دارد، تا استنباط صحیح باشد. مثلا علم اصول تعلیم می دهد مارا از حجیت ظهور و حجیت خبر ثقه که حیثیات مشترکه ای هستند که فقیه به آنها در عملیات استنباط فقهی نیاز دارد. اهمیت علم اصول در عملیات استنباط
علم اصول مقدم بر علم فقه حیثیات و عناصر مشترکه را برای فقیه بررسی می کند و در اختیار فقیه قرار می دهد و برای استدلال و عملیات استنباط فقهی به فقیه کمک می کند.اگر علم اصول نباشد فقیه می ماند و انبوهی از نصوص ( عناصر خاصه ) که فقیه در عملیات استنباط نمی تواند از آنها استفاده کند مثل اینکه ادوات و وسایل نجاری را داشته باشی اما نجاری کردن بلد نباشی. و اگر این عناصر خاصه نباشد و علم اصول و عناصر مشترکه باشند مثل این است که نجاری کردن را بلد باشی اما وسایل نجاری مثل تیشه و اره نداشته باشی. لذا برای عملیات استنباط فقهی هم به عناصر خاصه و هم عناصر مشترکه هر دو نیاز است مثل ساختن تخت چوبی که هم به وسایل و ابزار نیاز دارد و هم به علم نجاری کردن
شب جمعه است و اسیران خاک چشم انتظارند منت بر سرم می گذارید که والدین بنده رو هم فراموش نفرمایید🙏😭
لطفا در ایتا مطلب را دنبال کنید
مشاهده در پیام رسان ایتا
تدریس اصول یک( حلقه اولی) سال ۱۴۰۴ استاد: خانم دکتر سعیدی محدوده:از اصول و فقه ، نطریه و تطبیق تا جواز عملیات استنباط
لطفا در ایتا مطلب را دنبال کنید
مشاهده در پیام رسان ایتا
تدریس اصول یک( حلقه اولی) سال ۱۴۰۴ استاد: خانم دکتر سعیدی محدوده: ازجواز عملیات استنباط تا حکم تکلیفی وضعی
چکیده نویسی جلسه دوم 💥اصول و فقه بمثابه نظریه و تطبیق💥 گاهی اینجور تصور می شود که در استنباط حکم شرعی ، مهم تلاش فقیه برای اثبات حیثیات مشترکه ( عناصر مشترکه) و اعمال دقت به لحاظ این حیثیات هست و نیازی به تلاش و کوشش به لحاظ حیثیات و عناصر خاصه ندارد و حال آنکه این تصور خطا می باشد. و اثبات حیثیات خاصه نیز نیازمند تلاش می باشد مثلا اثبات ظهور روایت علی بن مهزیار در عدم وجوب خمس در میراثی که از پدر به ارث رسیده نیازمند جمع کردن قرائن از این طرف و ان طرف است و این یعنی همان تلاش علمی. به عبارت دیگر فقیه بایستی در مقام استنباط، نظریات اصولی را بر موارد خاصه تطبیق دهد. و اعمال دقت در اصل نظریه ( حیثیات مشترکه ) از اعمال دقت در حیثیات خاصه بی نیاز نمی کند. مثل طبیب که همانطور که نیازمند اعمال دقت در نظریات عمومی در مجال طب است ، نیازمند اعمال دقت در تشخیص اینکه حالت مریض مصداق ان نظریه عمومی هست و تطبیق دهد ان نظریه عمومی را بر حال مریض 💥تفاعل بین فکر اصولی و فکر فقهی💥 همان طور که گفتیم وظیفه فقیه تطبیق قواعد اصولی در مقام استنباط هست لذا قواعد اصولی به مثابه نظریه و مقام استنباط بمثابه تطبیق ان نظریه هاست. و این ارتباط باعث تفاعل و تعاون اصول و فقه بر یکدیگر شده است به طوریکه هر چه مباحث فقهی توسعه پیدا می کند و عمیق تر می شود، نیاز به علم اصول نیز قوی تر می شود.چون توسعه مباحث فقهی باعث می شود مشکلات پیش روی فقیه توسعه پیدا کند که برای حل ان مشکلات مضطر می شود به وضع نظرات اصولی . و از ان طرف نیز دقت در نظرات اصولی ، بر مقام تطبیق منعکس می شود به این صورت که هر چه نطرات اصولی دقیق ترباشد تطبیق ان نیز نیازمند دقت و عمق بیشتری است. لذا این تفاعل و تعاون متقابل اصول و فقه روی یکدیگر ، برای ما این موضوع را تفسیر می کند که چرا علم اصول ، در اطراف علم فقه ایجاد می شود و علم مستقلی از علم فقه نیست. زیرا نکته برمی گردد به اینکه ۱. توسعه اندیشه فقهی سبب می شود که برای فقیه در مقام استنباط ، حیثیات مشترکه ای ظاهر شود ( مثل حجیت ظهور و خبر ثقه) که به آنها نیاز دارد. وبه دنبال آن اصول و فقه در مقام بحث و تقسیم بندی جدا جدا بحث و تقسیم بندی می شوند. ۲.کما اینکه تاکید می کنیم که دور بودن فقیه از عصر نص و تشریع باعث عارض شدن غموض و ابهام بر فهم حکم شرعی از مدارک و ادله می شود و این سبب احساس نیاز به قواعد عمومی( علم اصول) می شود که ان غموض را حل کند . 👌👌 با این توضیحات روشن می شود برای چه علم اصول در نزد اهل سنت زودتر ایجاد شد تا در نزد امامیه . زیرا در نزد اهل سنت عصر نص بعد وفات پیامبر تمام شد پس نیاز به علم اصول در ان هنگام ظاهر شد در حالیکه عصر نص در نزد امامیه تا زمان غیبت صغری ادامه پیدا کرد و لذا نیاز به علم اصول تا ان زمان به تاخیر افتاد البته این بدان معنا نیست که بذر تفکر اصولی در اذهان اصحاب ائمه در عصر نص، موجود نبود بلکه در ان زمان هم بود که برخی از اصحاب ائمه از حیثیات مشترکه( مثل اینکه از حکم دو روایت زمانی که متعارض باشند ) سوال می کردند به طوریکه نقل شده هشام بن حکم( شاگرد امام صادق علیه السلام ) رساله ای در مباحث الفاظ تالیف کرد. 💥جواز عملیات استنباط💥 گفتیم در علم اصول از عناصر مشترکه در عملیات استنباط فقهی بحث می شود اما جای سوال است که آیا خود عملیات استنباط فقهی شرعا جایز هست تا نوبت به علم اصول و بحث از عناصر مشترکه در عملیات استنباط فقهی برسد؟ برخی گفته اند عملیات استنباط فقهی جایز نیست که در اینصورت پس علم اصول حرام است زیرا بحث از عناصر مشترکه در عملياتي که ان عملیات فی حد نفسه حرام است و جایز نمی باشد، به تبع حرام خواهد بود. اما چرا گفته اند عملیات استنباط فقهی حرام است؟ دلیل آنها این است که عملیات استنباط فقهی مساوی اجتهاد است و اجتهاد حرام است چون اجتهاد عبارت است از اعمال رای ( اعمال نظر شخصی) و ما نهی شده ایم از اعمال نظر شخصی و امر شده ایم که از نصوص شرعی پیروی کنیم. پاسخ انها: کلمه اجتهاد در دو معنا به کار می رود: ۱. اعمال رای ( اعمال نظر شخصی) . اجتهاد در عصر معصومین بدین معنا بوده است. و برای مدت طولانی ادامه پیدا کرد تا عهد محقق حلی. ۲. استنباط .به معنای استخراج حکم شرعی از منابع اصلی با استعانت از دلیل و در زمان ما این معنا متداول و رایج است. مادامی که ما از اجتهاد معنای استنباط رو قصد می کنیم ، بحث از عناصر مشترکه و علم اصول نیز نه تنهاجایز بلکه لازم می باشد. اجتهاد با معنای استنباط، امر لازمی است برای گروهی از مردم که فقهاهستند . زیرا بعد اینکه جزم داریم به وجود احکام شرعی در وقایع مختلف ، لذا لازم است که ان احکام را بواسطه دلیل تحصیل کنیم و هیچ دلیلی برای توقف جواز استنباط احکام نیست.
💥حکم شرعی و تقسیم آن💥 دانستیم که علم اصول ، علم به عناصر مشترکه در استنباط حکم شرعی است و با این مناسبت لازم است که از حکم شرعی و اقسام ان بحث کنیم تعریف حکم شرعی: تشریعی که از سوی خداوند متعال برای تنظیم حیات انسان صادر شده است . و انجور که قدما حکم شرعی را تعریف کرده اند خطا می باشد آنها فرموده اند حکم شرعی، خطاب شرعی است که به افعال مکلفین تعلق دارد. دلیل خطای تعریف قدما: اولا : خطاب شرعی کاشف از حکم شرعی و ابراز کننده حکم شرعی است مثل خطاب صل که کشف از وجوب نماز دارد و حکم شرعی وجوب نماز را بیان می کند. ثانیا : ضروری نیست که حکم شرعی حتما همیشه به فعل مکلف تعلق داشته باشد بلکه گاهی به ذات مکلف و گاهی به شی سومی که با مکلف ارتباط دارد تعلق دارد. مثال حکم شرعی که به فعل مکلف تعلق دارد مثل صم ( وجوب روزه) صل ( وجوب صلاه) حکم وجوب به روزه و نماز که فعل مکلف است تعلق دارد. مثال حکم شرعی که به ذات مکلف تعلق دارد مثل زوجیت که حکم شرعی است که تعلق دارد به ذات زوجه (مکلف) مربوط به زمانی که مردی زنی را به عقد ازدواج در می آورد. مثال حکم شرعی که به شی سومی که به مکلف ارتباط دارد تعلق دارد. مثل ملکیت خانه . ملکیت تعلق دارد به خانه ای که در ارتباط با مکلف است
لطفا در ایتا مطلب را دنبال کنید
مشاهده در پیام رسان ایتا
تدریس اصول یک( حلقه اولی) سال ۱۴۰۴ استاد: خانم دکتر سعیدی محدوده: حکم تکلیفی وضعی وضعی
لطفا در ایتا مطلب را دنبال کنید
مشاهده در پیام رسان ایتا
تدریس اصول یک( حلقه اولی) سال ۱۴۰۴ استاد: خانم دکتر سعیدی محدوده: نوعان من البحث
لطفا در ایتا مطلب را دنبال کنید
مشاهده در پیام رسان ایتا
تدریس اصول یک( حلقه اولی) سال ۱۴۰۴ استاد: خانم دکتر سعیدی محدوده: ادامه نوعان من البحث تا لماذا القطع حجه
لطفا در ایتا مطلب را دنبال کنید
مشاهده در پیام رسان ایتا
تدریس اصول یک( حلقه اولی) سال ۱۴۰۴ استاد: خانم دکتر سعیدی محدوده: ادامه لماذا القطع حجه