22.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
چالش وحشتناک و دیدن ویدو ترسناک😱😱😱😍😍😍😍
کانال رسمی سعید والکور💯💀👻
کپی ممنوع!😈😈😈😈😈😈😈
عضویت اجباری 👹👹👹👹👹👹
8.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🛑خدا میدونه چه بلایی سرشون میاد دختر جن زده 😱😱😈😈
کانال رسمی سعید والکور💯💀👻
کپی ممنوع!😈😈😈😈😈😈😈
عضویت اجباری 👹👹👹👹👹👹
2.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
جن گیری 😱😱😱😱😱😱😱😱
کانال رسمی سعید والکور💯💀👻
کپی ممنوع!😈😈😈😈😈😈😈
عضویت اجباری👹👹👹👹👹👹
1.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
روحی که جان یک متور سوار را نجات داد 😱😱😱😱👻👻👻👻
کپی ممنوع!😈😈😈😈😈😈😈
عضویت اجباری 👹👹👹👹👹👹
51.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ماجرای جنایی حل نشده اتاق 1046👻👻👻👻💀💀💀💀
کانال رسمی سعید والکور💯💀👻
کپی ممنوع !😈😈😈😈😈😈😈
عضویت اجباری👹👹👹👹👹👹
38.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
بازدید از کلبه وحشت بندر انزلی گیلان 😱😱😱😱😱💋💋💋💋
کانال رسمی سعید والکور💯💀👻
کپی ممنوع!😈😈😈😈😈😈😈
عضویت اجباری👹👹👹👹👹👹
سعید
استان خراسان رضوی، مشهد، کوی امیرالمونین، میدان خیام
https://goo.gl/maps/Ngh5UtBrEkzEyg8bA
سعید والکور
سعید استان خراسان رضوی، مشهد، کوی امیرالمونین، میدان خیام https://goo.gl/maps/Ngh5UtBrEkzEyg8bA
من اولین نفری هستم که خونه سعید والکور رو پیدا کردم
15.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ایمیل های عجیب😱😱❌❌❌❌
کانال رسمی سعید والکور💯💀👻
کپی ممنوع!😈😈😈😈😈😈😈😈
عضویت اجباری👹👹👹👹👹👹👹
درم بود.
پسر تو كجايي ؟ ……………………………………….
وقتي چشمامو باز كردم ديدم تو رخت خواب دراز كشيدم و سرم باندپيچي شده و همه بدنم درد ميكنه. بعد داداشم رو ديدم كه داره با تلفن حرف ميزنه … از جام بلند شدم و به زحمت اومدم سمتش پشتش به من بود يه دفعه برگشت و تا منو ديد گوشي رو پرت كرد و از رو صندلي افتاد رو زمين. من خندم گرفت . از اون خنده هاي بلند و وحشتناك . داداشم با ترس نگام ميكرد و با التماس گفت تورو خدا نخند……………..
دو هفته اي افتاده بودم خونه و نميتونستم بيرون برم . تا اينكه بالاخره حالم بهتر شد و از خونه زدم بيرون . اولين كاري كه كردم زنگ زدم به دوستم و يه قراري گذاشتيم تو پارك پشت شهرداري ( بچه هاي قائمشهر ميدونن كجا رو ميگم) وقتي نشستيم براي چند دقيقه هر دو ساكت بوديم تا اينكه دوستم گفت : عجب شبي بود. باورت ميشه ؟ من كه همشو يه خواب ميدونم …. گفتم : ميشه خفه شي ؟ دارم فكر ميكنم . يه نگاه چپي به من انداخت و گفت به چي ؟ گفتم : به اينكه تو اون شب كدوم گوري بودي ؟ دوستم خنديد و گفت بزار بهت بگم چه بلايي سرم اومد…..
دوستم تعريف كرد . اون شب بعد از اينكه تو رفتي تو سوراخ منم خوابيدم. من آدمي هستم كه هر چي هم خسته باشم و خوابم بياد يه ربع ميكشه تا خوابم ببره اما اون شب همين كه سرمو گذاشتم زمين خوابم گرفت. يه خواب سنگين….. ديگه چيزي نفهميدم. تا اينكه سردم شد . و آروم از خواب پا شدم صبح زود بود . هوا تقريبا روشن شده بود. از جام پا شدم و دورو ورمو نگاه كردم يه مدت همينطوري گيج و منگ بودم . من وسط يه راه خاكي بودم كه اصلا برام آشنا نبود. لباسام رو تكوندم و يه سمتي رو گرفتم و براه افتادم تا اينكه به يه ده رسيدم و جلو در مسجد نشستم. تا اينكه يه نفر از تو مسجد اومد بيرون . قيافش آشنا بود از من پرسيد تو پسر فلاني نيستي؟ گفتم آره . گفت اول صبح اينجا چيكار ميكني ؟ گفتم گم شدم. اونم به من گفت پاشو بيا و بعد با وانتش منو رسوند خونمون … بعدا فهميدم من چند روستا اون طرف تر بودم بعد پدرم ظهر اومد خونه و تمام ماجرا رو تعريف كرد كه پدر تو نصف شب اومد در خونه ما و با پدر من اومدن طرف سنگ و تورو بيهوش پيدا كردن و كلي دنبال من گشتن اما خبري از من نبود. بعد پدرم تا ظهر تو جنگل بوده دنبال من و ظهر هم اومد خونه و منو ديد و باقي ماجرا …..
من و دوستم با تمام اين ماجراها باز آدم نشده بوديمو بازم دنبال اين جريان بوديم. البته ديگه گنج رو بي خيال شده بوديم و دنبال چيزاي ديگه بوديم . از همه پيرمردهاي روستا در مورد اون سنگ پرس جو مي كرديم. تا اينكه يه پيرمرد خيلي مسني كه همه ميگفتن اون يه چيزايي ميدونه به ما گفت با هم بريم اونجا . سه نفري رفتيم نزديك سنگ ( البته روز ساعت 2 بعد از ظهر ) بعد اون روي سنگ يه چيز مربعي به ما نشون داد و گفت اين درشه كه طلسم شده و من دقت كردم ديدم آره راست ميگه به مرور زمان با خود سنگ يكي شده اما جاش مشخصه. بعد اون پيرمرد گفت كه بي خيال اين سنگ بشيد چون هر چه قدر هم سوراخ كنيد به وسطش نمي رسيد فقط از طريق درش ميتونيد وارد بشيد كه اونم طلسمه. بعد با عصاش به سنگ ميكوبيد و صدا توش ميپيچيد . بعد گفت اگر هم درش رو باز كنيد باز معلوم نيست كه چي بشه.. من پرسيدم يعني چي ؟ گفت بعضيا ميگن توي سنگ پر از گاز سمي و كشندس و هر كي درش رو باز كنه درجا ميميره و يه عده هم ميگن توش جن هست…. من و دوستم كاملا بي خيال شديم و چكش و ژنراتور رو هم فروختيم زير قيمت و كماكان در حسرت اون گنج هستيم …..