فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
برای کسانی که دوستشان دارید نور باشید، بتابید و اطرافشان را روشن کنید اما به جای آنها تصمیم نگیرید...
#حاج_قاسم
👇👇ارسال با لینک
http://eitaa.com/joinchat/2498166786C7d2f4c5d56
#هوالشهـــــــیداینجـــاست 👆👆🌱
شهیده المیرا حیدری نژاد، شهیده زینب شفیعی، شهیده زینب یعقوبی، شهیده عارفه سلمانیپور از شهدای عملیات تروریستی کرمان
زن، زندگی، شهادت... در واقعیت 💔
#حاج_قاسم
👇👇ارسال با لینک
http://eitaa.com/joinchat/2498166786C7d2f4c5d56
#هوالشهـــــــیداینجـــاست 👆👆🌱
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
بی قراریهای پدر شهید سلطاننژاد کنار پیکر فرزندش
هشت تابوت از یک خانواده...
یکی بلند شود و روضه رقیه جان را بخواند... روضه علی اصغر... روضه پدرهای مستأصل... روضه غمی که یک شبه آدمیزاد را پیر میکند... آه... حسین... 💔😔
#حاج_قاسم
👇👇ارسال با لینک
http://eitaa.com/joinchat/2498166786C7d2f4c5d56
#هوالشهـــــــیداینجـــاست 👆👆🌱
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
صد پیکر
صد تابوت
صد پاره ی جگر
روی زمین چیده شده
مادران در آغوش گرفته اند پیکرها را و با آنها صحبت میکنند
مردم آمده اند برای تشیع
دلها گرفته
ان شالله خداوند به زودی دلها را آرام کند.....
#نابودی_اسرائیل
#حاج_قاسم
👇👇ارسال با لینک
http://eitaa.com/joinchat/2498166786C7d2f4c5d56
#هوالشهـــــــیداینجـــاست 👆👆🌱
«بابا پس کی میرسیم؟ پاهام درد اومد»
«اون عکس حاج قاسمو میبینی اونجا؟ همونجاس. یکم دیگه مونده» پسرش را بلند میکند، میبوسد و او را قلم دوش میکند.
پسرک ذوق میکند و پرچم ایران توی دستش را در رقابت با میله پرچم بلند رو به رویش تکان میدهد. مادر دلش غنج میرود و سریع دست به موبایل میشود «همینجا وایسید ازتون عکس بگیرم»
پسرک انگار که چیزی یادش آمده باشد، پرچم را پایین میآورد و در گوش پدر خم میشود «پس کی کادو مامانو بهش میدی؟»
پدر میخندد و آرام میگوید«تو ماشین جاش گذاشتم! فعلا صداشو در نیار»
«به یه شرط!»
«ای شیطون، چی میخوای؟»
«از اون پایین برام لباس حاج قاسم رو بخری»
مادر نزدیکشان میآید«شما دو تا چی میگید بهم که نمیزارید ازتون عکس بگیرم؟»
«هیچی!»
«هیچی، مهدی میخواد براش لباس حاج قاسم رو بخریم»
«الهی مامان فدات بشه، لباس داری که.»
«آخه میخوام باهاش شهید بازی کنم.» صدای خنده پدر بلند شد. مادر هم خندید. انفجار هم.
چند ساعت بعد تصویری با این تیتر در فضای مجازی پر شد:
«پسر مجهول الهویهای که در حادثه تروریستی امروز کرمان بوده، به تازگی از اتاق عمل بیرون آمده و خانوادهاش مشخص نیست. اگر اطلاعاتی پیدا کردید به شماره زیر خبر دهید ...》
#حاج_قاسم
👇👇ارسال با لینک
http://eitaa.com/joinchat/2498166786C7d2f4c5d56
#هوالشهـــــــیداینجـــاست 👆👆🌱
سردار را آن روز كه بدرقه كرديم بروند كرمان، دلهامان قرار نداشت. قائدنا به هنگام نماز اشك مي ريختند.
بدرقه شان در كرمان باز غم ديگري اضافه كرد. همه را صدقه سر سلامتي امام عصر عج تحمل كرديم.
اما امروز، يكي از جنود شيطان، نوشته بود: " براي غذاي نذري و شربت بري ولي انتقام سخت نصيبت بشه"
او چه مي داند گمان ما اين است كه حالا آن شهدا دارند از دست فرشتگان شربت گواراي بهشتي نوش مي كنند. او لحظه اي درك نمي كند وقتي از آن بالا تماشايش مي كنند، باطنش را هويدا مي بينند. آنقدر غرق تاريكي شده كه ديگر نامش نور برايش نخواهد آورد. نمي فهمد حاج قاسم امشب ضيافتي دارد كه برخي از مهمانانش همچون خودش قطعه قطعه پرواز كرده اند.
شيطان چه مي داند عشق و نور چيست، چه مي داند هنوز مانده تا معناي انتقام را درك كند. چه مي داند در هياهوي اين عالم، صداي حق بلندتر از هميشه پژواك شده. چه مي داند داريم ذره ذره جمع مي كنيم تا روزي امثال او را غرق كنيم. راستي شيطان مي داند معناي قاسم را؟ مي داند حاج قاسم روزي چه چيز را قسمت او خواهد كرد؟ اندكي صبر….
#حاج_قاسم
👇👇ارسال با لینک
http://eitaa.com/joinchat/2498166786C7d2f4c5d56
#هوالشهـــــــیداینجـــاست 👆👆🌱
زنگ زدم مامان، بیرون بود. رفته بود نان بگیرد. روز مادر نشد برویم آباده. زنگ زدم برای تبریک. از وقتی بابا مریض شده زود به زود بهشان سر میزنیم. رفتنمان را حال بابا تنظیم میکند. گوشی را که جواب میدهد اول میپرسم:" بابا کجاست؟کی پیشش بود؟" مامان نفسش را با صدای آه بیرون میدهد و میگوید:"خواب بود . هنوز بچه ها نیومدن، زود میرم خونه" بابا اگر بیدار باشد یک لحظه هم نمیشود تنهایش گذاشت. حتما مامان قبل بیرون رفتن حواسش بوده پتو از رویش کنار نرفته باشد. جلوی پایش چیزی نباشد که اگر خواست بلند شود، زمین بخورد. حتما کلید را از توی راه پله ی دم در برداشته توی دستش گرفته که نخواهد معطل پیدا کردنش بشود. تا سریع خودش را برساند بالای سر بابا.
مادر است دیگر. همین قلب نصفه نیمه اش هم برای خانه و زندگیش همیشه به تلاطم است.
مادری توی عکس حلقه ی کلید خانه توی دستش بود هنوز. خدا کند کسی توی خانه خواب نباشد...
💔💔💔
#حاج_قاسم #کرمان_تسلیت
👇👇ارسال با لینک
http://eitaa.com/joinchat/2498166786C7d2f4c5d56
#هوالشهـــــــیداینجـــاست 👆👆🌱
اسمش امیرعلی ست.برادرم رامیگویم.۶سالش که بود گم شد.سرویس مدرسه یادش رفته بود سوارش کند.همه جا را دنبالش گشتند.تمام مسیر مدرسه تا خانه .مامان وبابا که رفتند پی اش بگردند،من ماندم تک وتنها. نمیدانم چند مرتبه به آقای راننده سرویس زنگ زدم و گفتم من برادرم را از شما میخواهم.
دلشوره امانم رابرید.قفسه ی سینه جا برای قلبم نداشت.انگار جایش تنگ شده بود.وقتی زنگ میزدم به گوشی سونی اریکسون ساده بابا ومامان جواب میداد میفهمیدم که صدایش گرفته .نه برای اینکه فریاد زده باشد.برای اینکه تمام بغضش را خورده بود.مادرم میگفت نمیدانم چند بارتا مدرسه رفتیم وبرگشتیم.نمیدانم چند بار به خدا التماس کردم که پسرکم را به من ببخشد. میگفت نمیدانی بابا چه حالی بود.هیچ وقت ندیدم این طور رنگ صورتش بپرد.آخر احتمال همه چی میرفت.دزدینش.کشته شدنش.تصادف .اصلا راحت نبود فکر کردن به اینها.
.دوساعت نگذشته بود که کل فامیل خبردارشدند. بعدها میگفتند ما نذر ختم انعام کردیم.یکی دیگر گفت نذر کرده ام که اگرپیداشود پشت دسته ی محرم طبل و زنجیر بزند.
چند ساعت که گذشت پیداشد.میخندید.میگفت پشت ماشین سرویس هرچه دویدم و صدایشان کردم کسی صدایم رانشنید.چارهای نداشتم جز اینکه ازمدرسه تا خانه را پیاده بیایم.
گوشی راگرفتم وزنگ زدم به موبایل تازه از تعمیرگاه برگشته ی بابا. مامان گوشی راگرفت.میگفت کلانتری هستیم .داریم برمیگردیم خانه تا عکسش را ببریم.گفتم:امیرعلی پیداشد.عموقاسم داره میاردتش پیش شما.برنگردین.
نمیدانم لحظه ای که مامان وبابا امیرعلی رادیدند چه حالی بودند.اما باید حس خوبی باشد وقتی عزیزت راپیدا میکنی.
تا آمد گفت:" خواهرجون املا بیست شدم .معلمم توی دفترم پروانه کشید برام" اصلا نمیدانست ماچه کشیدیم. ازهمان حیاط دفترش را درآورد و پروانه رانشانم داد.بغض گیر کرد توی گلویم و خنده نشست روی لبم.ازهمان بالای ایوان قربان صدقه ی عینک دورقاب قرمزش رفتم.ذوق میکرد وقتی میشنید که موهای چتری روی پیشانیش او را شبیه هری پاتر کرده است. گِل خشک شده روی لباس آبی رنگ مدرسه اش میگفت که توی گِل هم افتاده.اما دیگر هیچ چیز مهم نبود.همین که سالم رسیده بود خوب بود. این یعنی خدا صدای مارو شنیده.یعنی خداوند رحمان به حرمت روز عرفه امیرعلی را دوباره به ما برگرداند.
من هم نذرختم انعام میکنم برای دل مادرت .،برای رنگ رفته ی صورت پدرت.نذرمیکنم برای دل خواهری که نمیدانم داری یا نه.نذرمیکنم که نظم موهایت بهم نخورده باشد.صورتت زخم برنداشته باشد.نذرمیکنم که دندان شیری ات سالم باشد.
احتمالات دراین دنیا زیادند.خیلی هم زیادند.اما برای توخیلی زود بود که بشوی جزوی از این احتمالات.
اما دل من اینجا خواهرانه برای غربت توگرفت.برای ۶ ساله بودنت.برای تن نحیفت که زخم برداشت و تکه تکه شد.برای احتمال این که چه ممکن است زیر آن کاور سیاه باشد.احتمالا لباست پراز خاک شده.نمیدانم شاید کیفی همراه داشتی .احتمال دارد که بند کیفت هم پاره شده باشد؟احتمال دارد دنبال زنی باچادر خاکی دویده باشی و اورا به جای مادرت به آغوش کشیده باشی؟ احتمال دارد که دختری سه ساله ای را دیده باشی؟ تمام این احتمالات دست بزرگی میشود و چنگ میزند به گلویم و راه نفسم رابند میآورد.
این احتمالات برای من خیلی سنگین است.خدا به فریاد دل مادرت برسد آقای احتمالا شهید امیرعلی افضلی
#حاج_قاسم #کرمان_تسلیت
👇👇ارسال با لینک
http://eitaa.com/joinchat/2498166786C7d2f4c5d56
#هوالشهـــــــیداینجـــاست 👆👆🌱
بخوانید إرباً إرباً ...(:💔'... آه...
#حاج_قاسم #کرمان_تسلیت
👇👇ارسال با لینک
http://eitaa.com/joinchat/2498166786C7d2f4c5d56
#هوالشهـــــــیداینجـــاست 👆👆🌱
وعَلىأصحابِالحُسينالذينَبَذلوا
مُهَجَهُمدُونَالحُسينِعليهِالسّلام...
#حاج_قاسم #کرمان_تسلیت
👇👇ارسال با لینک
http://eitaa.com/joinchat/2498166786C7d2f4c5d56
#هوالشهـــــــیداینجـــاست 👆👆🌱
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
‼️اگر حاج قاسم نبود.....
جنازه های کف خیابون و گریه بچه ها برامون عادی شده بود😔😔😭
مثل کشته های روزانه غزه که برای کل جهان عادی شده ...💔
#انتخابات
#حاج_قاسم
👇👇ارسال با لینک
http://eitaa.com/joinchat/2498166786C7d2f4c5d56
#هوالشهـــــــیداینجـــاست 👆👆🌱