هوالشهید🇵🇸🇮🇷
دوستت دارم و طاقت ندارم... درست مثل همین انار که نه طاقت دل کندن دارد، نه طاقت نشکستن... راستی میدا
خزان به لطف تو، چشم و چراغ تقویم است
که دیدن تو در این فصل اتفاق افتاد ...
#حسین_منزوی
@saharshahriary
♥️🖌 و قسم به قلم
چقدر بی پناه است نویسنده ای که عاشقانه از حالت نگاه تو نوشته است و
حالا تمام شهر عاشق و شیدای تو شده اند...
#روزنویسندهمبارک
#سحر_شهریاری
@saharshahriary
این چه حکایتی است که من می نویسم و تو همیشه آن گوشه ی بالا سمت راستِ صفحات من ایستاده ای و لبخند میزنی...
ببین وقتی از ابر انگشتانم نام تو می بارد،حتی قلم و دفتر و کلمات هم عاشق می شوند... عاشقت میشوند...
#سحر_شهریاری
@saharshahriary
نویسنده همیشه خودش را لابه لای کلماتش پنهان میکند،
تا اگر از عشق مینویسد، اگر از غم، اگر از رنج، اگر از مهر، اگر از وصل، اگر از هجران، همه چیز صدای تپشهای قلب قلمش باشد...
نه صدای فکر او...
نویسنده مثل باران لطیف است و مثل طوفان بی امان... نویسنده ها همیشه عاشق ترند...
اما آرام، اما پنهان، اما تنها، گاهی بی صدا لابه لای بغض کلمات گریه می کنند...
#روزنویسندهگرامیباد ♥️🖌
#سحر_شهریاری
@saharshahriary
➕ حلزون درونت را پیدا کن
🐌👈🙊
➖عروس دریایی حلزونهای کوچک دریا را قورت میدهد.
اما پوسته سخت حلزون از او محافظت میکند و آرام آرام شروع به خوردن عروس دریایی از درون به بیرون میکند.
زمانی که حلزون به رشد کامل خود میرسد، دیگر خبری از عروس دریایی نیست، چون حلزون به تدریج آن را از درون خورده است.
➖حلزون درون ما میتواند عصبانيت، دلواپسی، افسردگی، خشم، نگرانی، حرص و طمع، بدرفتاری با دیگران، غرور و تکبر، حسادت، زیاده خواهی و... باشد.
➖این حلزونها آرام آرام در وجود ما رشد میکنند و با دندانهای خود وجود پاک ما را میجوند. حلزون هایی که راضی مان میکنند به بی محلی کردن به آدمها، هُلمان می دهند به سمت خراب کردن زندگی این و آن، مجبورمان میکنند به دورویی و دو رنگی، تشویقمان می کنند به حسادت، به قیافه گرفتن... خیلی زود و بی صدا حلزون می شویم، آرامتر از آنچه که فکرش را میکنیم.
#سحر_شهریاری
@saharshahriary
هوالشهید🇵🇸🇮🇷
#وفات_شهادت_گونه #حضرت_سکینه_علیه_السلام
🌴کاروان کربلا
حضرت سکینه بلایای سنگین روز عاشورا را با دلی استوار و اراده ای پولادین تحمّل نمود. این توان، برخاسته از باطن پاک و توجّه کامل او به ذات احدیّت بود، همان گونه که امام حسین علیه السلام درباره اش فرموده: «دخترم، دائم محو جمال الهی است.»
مطمئنّاً اگر امام بردباری او را محک نزده بود و به درجه ایمانش واقف نبود، او را همراه خویش به سفری پرحادثه نمی برد تا مبادا از آن حوادث دهشت بار روحش متزلزل شده و دینش دستخوش دگرگونی گردد.
حضرت سکینه به مرتبه ای از یقین و رضای الهی رسیده بود که کشته شدن پدر و برادرها و عموها را دید، اما لب به شکایت نگشود و آن مصائب را لطف الهی دانست.
وی نظاره گر وقایع عاشورا بود. 😔
او ندای کمک خواهی پدرش را که مظلومانه یار و یاور می طلبید، شنید و با تمام وجود، درد بی کسی مادر، خواهر، عمّه ها و زنان را چشید و با اینکه در اوان جوانی بود، سرپرستی دختران کوچکتر از خود را به عهده گرفت و به دلداری آنها پرداخت. با آنکه عطش تا عمق وجودش پنجه افکنده بود، دلیرانه مقاومت کرد و از بی آبی، شکوه ننمود.😔
او پس از شهادت حضرت علی اکبر علیه السلام بالینش حاضر شد و با سوز دل، نوحه سرایی کرد و زمانی که پدرش عمود خیمه عباس علیه السلام را کشید، داغ سنگین این مصیبت را در خود مخفی نگه داشت تا دشمن خیال نکند فرزندان حسین علیه السلام مرعوب شده و شکیبایی را از دست داده اند. او به خدا دل بسته بود، با صبر قرین بود و از راه مستقیم الهی خارج نشد.
🍃 حضرت سکینه از اوّلین افرادی است که از شهادت امام مطّلع گردید. وقتی اسب بی صاحب امام، با زین واژگون و شیهه زنان به سوی خیمه آمد، او به استقبالش رفت و با زبان حال، احوال پدر را جویا شد. او به این فکر می کرد که: آیا لحظه آخر به امام آب دادند یا خیر؟ بغضِ فروخورده اش یکباره به خروش تبدیل شد و فریاد برآورد که: واقتیلاه! واابتاه! واحسیناه! واحسناه! و واغربتاه!😔
زمانی که دشمن، او و دیگر زنان را به قتلگاه برد تا از کنار کشتگان عبور دهد، او ناگهان بر پیکر خونین پدر افتاد و او را به آغوش گرفت و طوری گریست که دوست و دشمن گریان شدند. عمر بن سعد فرمان داد با زور و تهدید دختر امام حسین علیه السلام را از بدن پدر جدا نموده و همراه بقیه مصیبت دیدگان به اسارت برند. سکینه می گوید:
وقتی پیکر پدرم را در آغوش گرفتم، از حلقوم بریده اش این ندا را شنیدم که می گفت:
شیعتی ما ان شربتم ماء عذبٍ فاذکرونی
او سمعتم بغریبٍ او شهیدٍ فاندبونی
📚 مصباح، کفعمی، ص 376.
شیعیان من! هر زمان که آب گوارایی نوشیدید، مرا به یاد آورید و اگر سرگذشت غریب و شهیدی را شنیدید، بر من بگریید!
@saharshahriary 👈👈🌷