ساحل رمان
•• آیا اصلا میشه رویا و خیال رو تو قالب خوب و بد گنجوند؟ میشه تو چهارچوب نگهش داشت؟ 🤔 #نظرات_مخاطب
ساحل رمان
••🫀🪐 . . •| رمان عاشق شو |• فصل دوم / قسمت دوازدهم این بودن میان بچههای مدرسه را دوست داشت و حس
••🫀🪐
.
.
•| رمان عاشق شو |•
فصل دوم / قسمت سیزدهم
- جا موند یا جا گذاشتی؟
بلد بود چهطور دل ببرد و با کلام جبران کند ناحضوریها را!
- هر دوتاش لطف شنیدن صدای تو رو داشت.
- پس لطفا فرمایش؟
- عرض کنم خدمت سرور خودم که دیشب انواع پیامها برام اومد نخوندم،
ولی مهم بود،
میتونی بخونی!
محبوبه پیامها را که باز کرد خندهاش گرفت:
- کدوم مخاطبو باز کنم، بیست نفر برات پیام دادند.
- جواد!
محبوبه اول تا آخر پیامهای جواد را در سکوت مهدی خواند و وقتی تمام شد نفس عمیق هر دوتایشان همراه با یک زمزمه بود:
- خدا رحم کنه!
میان همۀ کارهای معمولی مدرسه که موظفی بود،
مهدوی کارهایی میکرد که در هیچ سیر کاری معاونت نبود و تنها از وجود با وجود او برمیآمد،
درگیریهای پسرها نمیگذاشت او بیخیال همهچیز تنها ساعت مدرسه بیاید،
کارهای موظفیاش را انجام دهد و پا بکشد سمت خانه و زیر لب بگوید:
- راحت شدم.
راحتی برایش آرامش بچهها بود اگر دنیا و مردمان و ابزارهایش میگذاشتند.
البته که همۀ بچهها هم خواهان تغییر و قدرت پیدا کردن در سایۀ این تغییر نبودند و مهدی تنها میتوانست عطش را به آنها بچشاند تا طالب آب شوند و برای رسیدن به دریای عمیق دست و پا بزنند.
.
.
.
ادامه دارد...
کپی اکیدا ممنوع!!!!!
#عاشق_شو
#نرجس_شکوریان_فرد
🌊@SAHELEROMAN | ساحل رمان
هدایت شده از نمکتاب
جناب جمهوری اسلامی ایران
ما همه جوره پای شما هستیم...🇮🇷
#جانم_فدای_ایران
#انتخابات
https://eitaa.com/namaktab_ir
ساحل رمان
•• آیا اصلا میشه رویا و خیال رو تو قالب خوب و بد گنجوند؟ میشه تو چهارچوب نگهش داشت؟ 🤔 #نظرات_مخاطب
••
و ماجرای [رویا] همچنان ادامه دارد! :)🐚☁️
#نظرات_مخاطبین
••
ساحل رمان
•• و ماجرای [رویا] همچنان ادامه دارد! :)🐚☁️ #نظرات_مخاطبین ••
••
با رویا کمی نفَس بگیر، اما نگذار ریهات به آن عادت کند!
اکسیژنِ مورد نیاز تو، واقعیتِ زندگیست نه رویا . . . 🌏
#رویا | #ادمین_جان
••
Mahmoud Karimi - Shabe 02 Moharam 1397 (14) [GisooMusic].mp3
8.96M
••❤️🩹🏴
شیرین ترین عبادت ماهم شروع شد ...
#حی_علی_العزاء
@SAHELEROMAN
ساحل رمان
••🫀🪐 . . •| رمان عاشق شو |• فصل دوم / قسمت سیزدهم - جا موند یا جا گذاشتی؟ بلد بود چهطور دل ببر
••🫀🪐
.
.
•| رمان عاشق شو |•
فصل دوم / قسمت چهاردهم
میان همه، همهای که تنها برای مهدی سر و دست میشکستند و گاهی آرام و گاهی هیچ حرکتی نداشتند چند نفر برایش سرمایه بودند که میتوانستند هم آیندۀ خودشان را بسازند و هم هزاران نفر را دستگیری کنند؛
جواد اراده داشت و عطش،
علیرضا قدرتطلب بود و متواضع،
آرشام دوستدار ثروت بود و اهل کار،
مصطفی تیز بود و دستش بلند برای یاری،
وحید مهربان بود و حسود نبود،
همه هم اهل درس بود و مغرور نبود...
و البته جسارتهای خاص این سن را داشتند و ادب را هم میپذیرفتند.
با شرایط زندگی هر کدام هم بحرانهایی را رد کرده بودند و حالا میان هیجانات کشف خودشان وسط دریای عمیق زندگی دست و پا میزدند؛
لذت میبردند،
نفس کم میآوردند،
شیرجه میزدند،
بازیگوشی میکردند
و حالا این روزها جواد افتاد بود میان گردابی که داشت میبلعیدش،
بحرانهای سختی را از سر گذرانده بود و توانسته بود بماند،
عجیب هم تنها بود و مصطفی آمده بود به طلب راهحل:
- جواد همیشگی که نیست هیچ، شده مثل یه نهال که اگر کنارش قیّم نذاری با یه باد دیگه حتما شکسته!
مهدوی بنا نداشت که در همۀ امورات زندگی بچهها دخالت کند،
داشت یادشان میداد که فکر کنند،
بررسی کنند و مسیر پیدا کنند و البته که مشورت هم خوب بود و هست اما وابستگی نه!
.
.
.
ادامه دارد...
کپی اکیدا ممنوع!!!!!
#عاشق_شو
#نرجس_شکوریان_فرد
🌊@SAHELEROMAN | ساحل رمان
May 11