eitaa logo
ساحل رمان
8.3هزار دنبال‌کننده
3.3هزار عکس
994 ویدیو
19 فایل
رمان‌های [ نرجس شکوریان‌فرد ] را این‌جا بخوانید✨ . . بعضی لحظه‌ها سخت و کسل‌کننده می‌گذرند :( . یک حرفی نیاز دارم تا این لحظات ناآرام را، آرام‌بخش کنم🌱 . نویسنده‌هایی هستند که خاص لحظات من می‌نویسند♡✍🏻 . . ارتباط با ما: @sahele_roman
مشاهده در ایتا
دانلود
ساحل رمان
|❤️✨❤️✨❤️✨ |✨❤️✨❤️✨ |❤️✨❤️✨ |✨❤️✨ |❤️✨ |✨ +پرونده زندگے بعضے‌ها که باز مے‌شود دنیا و دقیقه هایش
° چند نفر کتاب عشق و دیگر هیچ رو خوندید؟♥️ امروز یادی از صاحب کتاب عشق و دیگر هیچ بکنیم😇 می‌دونید چرا؟😉 |@saheleroman|
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
💛 • 🌸 • 💛 • 🌸 • 💛 • 🌸 🌸 • 💛 • 🌸 • 💛 • 🌸 💛 • 🌸 • 💛 • 🌸 🌸 • 💛 • 🌸 💛 • 🌸 رفتند شهر ری، زیارت شاه عبدالعظیم حسنی. هرکس ایشان را زیارت کند ثواب زیارت امام حسین (علیه‌السلام) را می‌برد. قرار ساعتی مشخص شد و همه راهی شدند. نیروها سر ساعت آمدند جز عبدالمهدی. وقتی رسیدند یکی گفت: - شما خودتان به عهدی که بستیم وفا نکردید و سر ساعت نیامدید. یک تأملی کرد عبدالمهدی و سرش خم شد و گفت: - حق با شماست! حق تنبیه دارید. این حرف را به شوخی نگفت. متأسف و جدی ایستاد وسط اتوبوس و حلالیت طلبید. اتوبوس در سکوت فرو رفت. نمی‌خواستند جسارت کرده باشند. یکی گفت: -ما کی باشیم که به شما جسارت کنیم، فقط اگر یک قولی به ما بدهید ما شما را می‌بخشیم. عبدالمهدی همان‌طور که ایستاده بود گفت: - چه‌کار باید بکنم؟ همان زیرک گفت: - قول بدید اگر شهید شدید، جمع حاضر را شفاعت کنید. همه ساکت بودند. مبهوت هم شدند. اما حال عبدالمهدی بدتر از همه، دگرگون شد. هیچ نگفت و نگاه از همه گرفت و کم‌کم عرق نشست روی پیشانی‌اش. همه منتظر بودند. لب زد: - من لیاقت ندارم... ||||ا فرمانده‌ای که کفش نیروهایش را واکس می‌زند، پیشانیشان را می‌بوسد... یک فرماندۀ واقعی است. بعد در عملیات همین نیروها مقابل چشمانت پر پر بشوند، اما مثل کوه محکم بمانی و برای بقیۀ نیروهایت چنان محکم صحبت کنی که انگار همه هستند پس فقدانی نیست و کاری است که با توکل بر خدا حل می‌شود. اما کامل‌تر این‌که کنار همۀ این محبت‌ها، به فکر تربیت نیروهایت هم باشی. از این‌که خلاف برود در خیابان و برش گرداند، از این‌که گواهینامه ندارد و در حسرت موتورسواری نگه‌اش دارد. از این‌که تذکر اذان و نماز را بدهد، از این‌که نگذارد میوه‌ای که حق همه هست را تنهایی بخورد، از این‌که بگوید: سلام عرض شد دیگر چه معنا می‌دهد، قشنگ بگو سلام علیکم. از این‌که خودش را با تمام محبت‌ها، مقابل نیرو خادم می‌بیند، از این‌که خودش را هیچ نمی‌بیند، نه غروری، نه تکبری... لذت بندگی‌کردن را برده بود که خودش را هیچ نمی‌دید! 📖| ✍| |@saheleroman| ا💛 • 🌸 ا🌸 • 💛 • 🌸 ا💛 • 🌸 • 💛 • 🌸 ا🌸 • 💛 • 🌸 • 💛 • 🌸 ا💛 • 🌸 • 💛 • 🌸 • 💛 • 🌸
[ ✨ـ 🌿 ـ 🌕 ـ 🌱 ] هیچ‌وقت نبوده که اذان بوده باشد و عبدالمهدی ایستاده نباشد و صدایش فضای اطراف را به شور نیاورد. . اگر بوده، زمان، در اختیارش بود. و اذان در زمان خودش سلام بلند بالای خداست! صدای خوبی در خواندن قرآن داشت و اذانی که آرام بخشی خاصی در جان‌ها می‌گذاشت. . خصوصا یک‌بار اذانی در سپاه زرند گفت که حال عجیب در دل‌ها ایجاد کرد، فردا هم همه خواستند تا اذان را از دو لب او بشنوند، متوجه قضیه شد و قبول نکرد. . چون حس کرد اگر امروز اذان بگوید برای رضایت دوستان است نه برای خدا! از آن به بعد هم هر وقت اذان گفت ساده گفت تا جلب توجه نشود! | دل حرم خداست. در این دل غیر از خدا اگر نباشد، که نباید هم باشد چون در حریم الهی غیر خدا قابل نیست که بیاید ثمره می‌شود؛ عبدالمهدی، حاج قاسم، محمدحسین فهمیده، حججی... . یادی هم بکنیم از شهید محمدجواد شکوریان؛ بیسیمچی گردان حضرت معصومه، لشکر 17 علی‌بن ابی‌طالب قم. . شهدا ما پشیمانیم که معامله کردیم دلمان را با لذات ظاهری دنیا. خیلی هم درمانده‌ایم در میان این لجن‌زاری که مثل مرداب دارد ما را می‌کشد پایین. . یک تصمیم مقتدرانه گرفته‌ایم که یاعلی بگوییم و بیرون بیاییم. اما محتاج دعای شما هم هستیم. 📚 |@saheleroman|
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
[ 🎀ـ 💜 ـ 🌷 ـ ☂ ] از سیرجان می‌رفتیم اهواز که ماشین چپ کرد. وضعیت همه بد بود. ترس و اضطراب و درد. هرکس فکر خودش بود اما عبدالمهدی یک گوشه پیشانی گذاشت روی خاک و سجدۀ شکر... • • • یک ویژگی خاصی داشت مخصوص خودش؛ در هر شرایطی، سخت و آسان، یاد خدا بود که دلش را گرم و روشن می‌کرد. سختی‌ها برایش می‌شد مسیر رشد آسانی‌ها میشد مسیر رشد. فرصت سوزی نمی‌کرد و از فرصت‌سازی‌های خدا استفاده می‌کرد! آغوش امن الهی، لذت بخش‌ترین بود برای عبدالمهدی! 📚 |@saheleroman|
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
🎁خب حالا خبر ویژه اینه که امروز تولد شخصیت اول بود... . . 🌿﴿شهید عبدالمهدی مغفوری﴾🌿 . . 🦋پشتیبانی که تا حالا، حال دل خیلی از آدما رو خوب کرده و تو اوج پریشونی، موج موج حس خوب هدیه داده به قلبشون🌊 . . 🌌امشب، وقتشه! شاید نفر بعدی که قراره عبدالمهدی نگاهش کنه و وجودشو آروم، تو باشی...🙃 🦋 |@saheleroman|
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
•🧡• امروز چنین مستم، کز خویش برون جستم ای یار بکش دستم، آنجا که تو آنجایی... ☕️¦ 🏞¦ ;) .•@Saheleroman•.
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
•💫• خیلی بیشتر...👼 📸¦ 🌪¦ 📖¦ @saheleroman