صحيفه سجاديه؛ مرامنامه تفكر و تعبد
استاد حسن رحیم پورازغدی
حدود پنجاه سال قبل، آيت الله مرعشى نجفى، يك نسخه اى از صحيفه سجاديه را فرستاده بودند براى علامه طنطاوى كه مفتى اسكندريه و از علماى بزرگ اهل سنت مصر بود. ايشان وقتى صحيفه را ديده بود، گفت بدبخت مسلمانها كه صحيفه را نمي شناسند، هرچه در اين كتاب نگاه كردم، ديدم از كلام مخلوق بالاتر و از كلام خداوند پايين تر است.
اينها كلمات عادى نيست. متأسم براى خودم كه كسى مثل من، تا به حال اين كتاب را نديده بودم، البته ايشان نمي دانست كه خود شيعه هم اين كتاب نديده و نمي بيند. ميدانيد با اينكه ملت ايران شيعه ترين ملت دنيا است، نهج البلاغه فقط هفتاد سال است كه به فارسى ترجمه شده و اولين ترجمه ها نيز نامفهوم و غير دقيق بود. تازه بعد انقلاب، چندسال است كه ترجمه هاى خوب و دقيق آمده است. در حالي كه نهج البلاغه چهارصد و پنجاه سال پيش در اروپا ترجمه شده بوده، چهار پنج قرن پيش آنها ترجمه كرده اند و از آن الهام گرفته اند، اما ايرانيان شيعه هفتاد سال پيش! شما از همين بفهميد كه رابطه ما ائمه و پيامبر، چطور رابطه اى است.
اينها را به قصد تبرك و عبادت بعضى از ما در خانه هايمان داريم، اما حوزه و دانشگاه و متفكران ما، به قصد تفكر سراغ اينها نرفته اند و هنوز هم كم ميروند. هم به قصد تعبد و هم به قصد تفكر بايد سراغ اينها رفت. با وجود اينكه بنده متاسفانه خيلى اهل دعا خواندن نيستم و اين خيلى عيب بزرگى است اما اينرا مي فهمم كه با اين ادعيه رمزهاى خيلى بزرگى از زندگى بشر را ميتوان كشف كرد.
در يك سمينار اروپايى، مباحث الهياتى مطرح بود و من ترجمه يكى دوتا از دعاهاى صحيفه سجاديه را به مناسبتى خواندم، يك استاد تئولوژى در آنجا با اين مضمون به من گفت كه چقدر زيبا و صادقانه و چقدر متفكرانه است اين جمله ها! و چقدر خدا را خوب براى بشر تشريح مي كند و به بشر روش درست گفتگو با خدا را نشان مي دهد.
الان، هنوز كه هنوزه منزلت علمى صحيفه سجاديه در جامعه شيعه شناخته نشده است، حتى در حوزه و دانشگاه، بقيه كه تكليفشان روشن است.
@SAHIFE2
∎
هدایت شده از انس با صحیفه سجادیه
10.03M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
صحيفه سجاديه؛ مرامنامه تفكر و تعبد - استاد رحیم پور اذغدی
متاسفم برای خودم ...
(بسیار جانسوز!! )
@SAHIFE2
هدایت شده از انس با صحیفه سجادیه
animation.gif
137.8K
✅کانال انس با صحیفه سجادیه
🖋 در پیام رسان ایتا👇
https://eitaa.com/sahife2
🌺لطفا نشر دهید🌺
https://library.tebyan.net/fa/Browse/Search#lstOrder=ASC&lstOrderBy=TitleSearch&lstField1=Subject&txtField1=%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85%20%D8%AD%D8%B3%D9%86%20%D9%85%D8%AC%D8%AA%D8%A8%DB%8C%20(%D8%B9)&hidden1=&lstActor1=And&lstField2=Language&txtField2=&hidden2=1036&lstActor2=And&lstField3=Title&txtField3=&hidden3=&lstActor3=And&lstField4=Title&txtField4=&hidden4=&lstActor4=And&lstField5=Title&txtField5=&hidden5=&PageSize=10
کتابخانه تخصصی امام حسن مجتبی علیه السلام
🖋کانال انس با صحیفه سجادیه
https://eitaa.com/sahife2
https://article.tebyan.net/453/%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85-%D8%AD%D8%B3%D9%86-%D8%B9%D9%84%DB%8C%D9%87-%D8%A7%D9%84%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85
بانک جامع مقالات امام حسن مجتبی علیه السلام
🖋کانال انس با صحیفه سجادیه
https://eitaa.com/sahife2
جواب شش موضوع مبهم
مرحوم قطب الدّین رواندى در كتاب خرایج خود آورده است :
روزى یك نفر از بلاد روم خدمت امام علىّ علیه السلام وارد شد و اظهار داشت : من یك نفر از رعیّت تو و از اهالى این شهر هستم .
حضرت فرمود: خیر، تو از رعیّت من و از اهالى این شهر نیستى ؛ بلكه تو از سوى پادشاه روم آمده اى و او چند سؤ ال براى معاویه فرستاده است و چون معاویه جواب آن ها را نمى دانست به من ارجاع شده است .
آن شخص اظهار داشت : بلى ، صحیح فرمودى ، معاویه مرا به طور محرمانه نزد شما فرستاد تا جواب مسائلم را از شما دریافت دارم ؛ و این موضوع را كسى غیر از ما نمى دانست .
پس از آن امیرالمؤ منین علىّ علیه السلام فرمود: آنچه مى خواهى از این دو فرزندم سؤ ال كن كه جواب كافى دریافت خواهى داشت .
آن شخص گفت : از آن كسى كه موهاى سرش تا روى گوشهایش آمده - یعنى ؛ حسن مجتبى علیه السلام - سؤ ال مى كنم .
و چون آن شخص رومى نزد امام حسن مجتبى علیه السلام آمد، پیش از آن كه سخنى مطرح شود، حضرت به او فرمود: آمده اى تا سؤ ال كنى :
فاصله بین حقّ و باطل چیست ؟
و بین زمین و آسمان چه مقدار فاصله است ؟
و بین مشرق تا مغرب چه مقدار مسافت است ؟
و قوس و قزح - یعنى ؛ رنگین كمان - چیست ؟
و خنثى به چه كسى گفته مى شود؟
و آن ده چیزى كه یكى از دیگرى محكم تر و سخت تر مى باشند كدامند؟
مرد رومى با حالت تعجّب گفت : بلى ، سؤ ال هاى من همین ها مى باشد.
امام حسن مجتبى علیه السلام در این موقع به پاسخ سؤ ال ها پرداخت و فرمود: بین حقّ و باطل چهار انگشت است ، آنچه با چشم خود دیدى حقّ و آنچه شنیدى باطل است .
فاصله بین زمین و آسمان به اندازه دعاى مظلوم بر علیه ظالم است و نیز تا جائى كه چشم ببیند.
همچنین فاصله بین مشرق تا مغرب به مقدار سرعت گردش و حركت خورشید در یك روز خواهد بود.
و امّا قوس و قزح : قوس علامتى است از طرف خداوند رحمان براى در اءمان ماندن موجودات زمین از غرق شدن و دیگر حوادث مشابه آن ؛ و قزح نام شیطان است .
امّا خنثى به شخصى گفته مى شود كه معلوم نباشد مرد است یا زن ، كه اگر هیچ نشانه اى نداشته باشد، یا هر دو نشانه را موجود باشد به او گفته مى شود: ادرار كن ، پس اگر ادرارش به سمت جلو یا بالا بود مرد است و در غیر این صورت در حكم زن خواهد بود.
و امّا جواب آن ده چیز - به این شرح است - :
خداوند متعال سنگ را آفرید و به دنبالش آهن را به وجود آورد كه همانا آهن سنگ را قطعه قطعه مى كند.
و سپس آتش را آفرید كه آهن را گداخته و آب مى نماید.
و سخت تر از آتش آب است كه آتش را خاموش مى كند.
و از آب شدیدتر، ابر مى باشد كه آن را حمل و منتقل مى كند.
و از ابر نیرومندتر باد خواهد بود كه ابر را به این سو، آن سو مى برد.
و از باد قدرتمندتر آن نیروئى است كه باد را كنترل مى كند.
و از آن شدیدتر ملك الموت - عزرائیل - است كه جان همه چیز را مى گیرد؛ و مى میراند.
و از آن مهمّتر خود مرگ است كه جان عزرائیل را نیز مى رباید.
و از مرگ محكم تر، و نیرومندتر مشیّت و اراده الهى است كه مرگ را برطرف مى نماید - و در روز واپسین ، مردگان را زنده مى گرداند –
- بحارالا نوار ج 43، ص 326، ح 5، الخرایج و الجرایح : ج 2، ص 572، ح 2.
منبع: چهل داستان و حدیث زندگانی امام حسن (علیه السلام) عبداللّه صالحى
@SAHIFE2
امام حسن مجتبی علیه السلام : خدایا! مهمان تو به در خانه ی تو آمده، ای نیکو بخش! گنهکار به محضرت بار یافته، پس به لطف و کرمت، از گناهانم بگذر، ای خدای بزرگوار.
@sahife2
امام حسن(ع) هرگاه برای نماز بر می خواست بهترین لباس خود را می پوشید و می فرمود: خداوند زیباست و زیبایی را دوست دارد.
و زمانی که به سوی مسجد حرکت می کرد،وقتی به در مسجد می رسید، سرش را به سوی آسمان بلند می کرد و با خشوع مخصوص می گفت:
خدایا! مهمان تو به در خانه ی تو آمده، ای نیکو بخش! گنهکار به محضرت بار یافته، پس به لطف و کرمت، از گناهانم بگذر، ای خدای بزرگوار.
مفاصل بدن مبارک امام حسن(ع) به هنگام وضو می لرزید و رنگ مبارکش زرد می شد،
علت را از آن حضرت پرسیدند، فرمود:
سزاوار است هر کس در پیشگاه پروردگار بایستد رنگش زرد شود و اندامش بلرزد.
هرگاه صدای مؤذن را می شنید رخسارش متغیر می شدو رنگشان به زردی می گرایید،
وقتی از آن بزرگوار علت آنرا پرسیدند، فرمود:
خدای متعال، مؤذن را به سوی من فرستاده که از من بخواهد خدمت ویژه نماز را انجام دهم
و من نمی دانم آیا آن خدمت و عمل را از من می پذیرد یا نه؟
اکنون چگونه رنگم متغییر نگردد.
@sahife2