eitaa logo
انس با صحیفه سجادیه
5.1هزار دنبال‌کننده
16.8هزار عکس
2.6هزار ویدیو
1.7هزار فایل
من به شما عزیزان توصیه میکنم با صحیفه سجادیه انس بگیرید! کتاب بسیار عظیمی است! پراز نغمه های معنوی است! مقام معظم رهبری Sahifeh Sajjadieh در اینستاگرام https://www.instagram.com/sahife2/ ادمین کانال @yas2463
مشاهده در ایتا
دانلود
يكى از عوامل موثر و نافذ در هجران و جدايى دو دوست صميمى از يكديگر آزردگى و رنجش خاطر است و اين حالت روحى مى‏تواند علل و دلايل متعددى داشته باشد و در روايات اخلاقى اسلام، بسيارى از آنها ذكر شده است ولى مهمترين عامل تيرگى ضمير، تحقير شخصيت رفيق و رعايت نكردن وظايف اخلاقى درباره‏ى اوست.
بعضى به جاى آنكه از صفا و صميميت رفيق قدردانى كنند و مورد تكريم و احترامش قرار دهند درباره‏ى وى بى ‏اعتنا مى‏شوند، حتى احترامى كه درباره‏ى عادي ترين افراد معمول مى‏دارند درباره‏ى او رعايت نمى‏نمايند، مثلا در مجلس وارد مى‏شود، به همه با گرمى دست مى‏دهد، و به رفيق صميمى خود كه شايسته است با گرمى بيشترى دست بدهد با سردى دست مى‏دهد يا اصلا دست نمى‏دهد. در مجلس جشن عقد ازدواج فرزند خود براى همه كارت دعوت مى‏فرستد، ولى براى رفيق صميمى كارت نمى‏فرستد و به زبان مى‏گويد: شما هم در مجلس شركت كن. اين اعمال تحقيرآميز و نظاير آن كه به عنوان صفا و صميميت درباره‏ى رفيق انجام مى‏شود ناروا و برخلاف اخلاق حميده است و اولياى دين پيروان خود را از ارتكاب آن منع نموده‏اند.
على (ع) فرموده: بپرهيز از اينكه در رعايت حق برادرت به اتكاى صفا و صميميتى كه بين شما وجود دارد اهمال نمايى، چه آنكه كسى كه حق او را ضايع نموده‏اى برادر تو نيست. تضييع حق دوست صميمى و آزرده ساختن او نشانه‏ى عجز و ناتوانى رفيق وظيفه ناشناس است و على (ع) در اين باره فرموده است: عاجزترين مردم كسى است كه نتواند در جامعه براى خود دوستان و برادرانى را به دست آورد و عاجزتر از او كسى است كه حق برادر به دست آمده را تضييع نمايد، يعنى با اين عمل ناروا پيوند دوستى را قطع كند.
حقير شمردن، مسخره كردن، شرمنده ساختن، اهانت نمودن، و هر عملى از اين قبيل كه به ارزش انسانى و شخصيت اجتماعى يك مسلمان آسيب مى‏رساند يا موجب جدايى دو رفيق متدين از يكديگر مى‏شود در اسلام ممنوع شناخته شده و علماى حديث روايات هر يك از اين اعمال را در بابى جداگانه جمع‏آورى نموده و در كتابهاى خود آورده‏اند.
امام سجاد (ع) در دعاى «مكارم‏الاخلاق» در این فراز از هجران و جدايى نام برده و به پيشگاه خداوند عرض مى‏كند: و اجزى من هجرنى بالبر. بار الها! مرا موفق بدار تا عمل آن كس را كه از من جدا شده و تركم گفته است جزاى او را با خوبى و نيكوكارى بدهم. كسى كه از امام سجاد (ع) جدا مى‏شود و آن حضرت را ترك مى‏گويد قطعا به علت عدم رعايت وظايف اخلاقى از ناحيه‏ى امام نيست، چه آنكه او خود امام معصوم و مربى انسانهاست و هرگز مرتكب كوچكترين عمل خلاف اخلاق نمى‏شود تا دوست آن حضرت به استناد آن عمل ترك مراوده كند و رشته‏ ى دوستى را قطع نمايد.
هجران كسانى از دوستان ائمه‏ ى معصومين ممكن است براى آن بوده كه امام به منظور رعايت تقيه و انجام وظيفه‏ى شرعى سخنى گفته يا عملى را انجام داده كه به نظر آن دوست ناآگاه درست نيامده و بدون اينكه سوال كند و توضيح بخواهد با امام قطع رابطه نموده است و امام نيز در شرايط تقيه نمى‏توانسته نزد آن دوست برود و مطلب را توضيح دهد ، چه ممكن است بر اثر همان رفتن و توضيح دادن مفاسد تازه‏اى به بار آيد. در بعضى از روايات آمده كه گاهى چند نفر يك روز در فواصل كوتاهى يك سوال را از امام نموده‏اند و به هر يك پاسخى غير از پاسخى كه به آن ديگر داده گفته است. البته اين عمل موجب شگفتى بعضى از دوستان ناآگاه مى‏شد و ممكن بود نسبت به امام دلسرد شوند و قطع رابطه نمايند. گاهى عمل امام براى بعضى شگفت‏آور بود و خواستار توضيح مى‏شدند و امام بيان مى‏فرمود. در تقيه‏ ى امام صادق (ع) است كه از خوف ابوالعباس روزه را افطار كرد و به وى گفت اگر روزه بگيرى روزه مى‏گيريم و اگر افطار كنى افطار مى‏نماييم. به حضرت عرض شد: يك روز از ماه رمضان را افطار مى‏كنيد؟ فرمود: آرى به خدا قسم، يك روز از ماه رمضان را افطار نمايم بهتر است از اينكه كشته شوم. ممكن است هجران و جدايى بعضى از دوستان امام سجاد ع از ترس گزارش مامورين دولت جبار به مراقبه و رفت و آمد او با امام سجاد باشد. البته در چنين وضعى نه امام مى‏تواند سر وقت دوست برود و نه دوست مى‏تواند به ملاقات امام بيايد. براى اينكه روابط دوستانه بكلى قطع نشود، حضرت سجاد (ع) به پيشگاه خدا عرض مى‏كند: بار الها! مرا موفق بدار تا كسى را كه از من جدا شده و تركم گفته است با بر و نيكوكارى پاداش دهم و از اين راه دوستيش را تكريم نمايم.
با علل و عوامل جدايى چگونه برخورد نماييم و چه كنيم كه حتى‏المقدور كمتر تحت تاثير عوامل هجران قرار گيريم تا رشته‏ى دوستيها به آسانى قطع نشود و زود دچار هجران و جدايى نشويم. براى نيل به اين هدف مقدس لازم است خويشتن را به پاره ‏اى از صفات حميده و خلقيات پسنديده متخلق نماييم و حلم يا قدرت خويشتندارى يكى از آن صفات است، بايد خود را طورى بسازيم كه بتوانيم با نيروى حلم بر غضب چيره شويم، آن را مهار كنيم، و خويشتن را از انتقام جويى مصون داريم. امام سجاد (ع) ‏فرمودند: براى من مايه ‏ى شگفتى است كه وقتى مرد خشمگين مى‏گردد حلمش بتواند او را دريابد و از خطر مصون و محفوظش دارد. اگر حلم ندارد و نمى‏تواند بدون تكلف خويشتندار باشد به حلم تظاهر كند و با تصنع خود را حليم و بردبار وانمود نمايد تا اين خلق شريف تدريجا ملكه‏ى نفسانى او گردد و بتواند بدون تصنع حلم نمايد. على (ع) فرموده: اگر حليم و بردبار نيستى تظاهر به حلم كن و خود را همانند افرادى بساز كه خويشتندارند، چه آنكه كم يافت مى‏شود كسى كه خود را همانند قومى بسازد جز آنكه خيلى زود همانند آنها مى‏شود.
يكى ديگر از صفات پسنديده كه مى‏تواند از تاثير علل هجران بكاهد و نگذارد رشته‏ ى محبت دوستان به آسانى گسسته شود، تغافل است. تغافل عبارت از اين است كه آدمى چيزى را بداند و از آن آگاه باشد و روى مصلحت، خود را غافل و بى‏خبر نشان بدهد و با اراده و عمد به گونه‏اى رفتار كند كه بيننده تصور كند از آن بى‏خبر است. اتخاذ چنين روشى در حسن معاشرت با مردم و خوب زندگى كردن بسيار مفيد و ثمربخش است. امام صادق (ع) فرموده: صلاح زندگى و آميزش با مردم پرى پيمانه‏اى است كه دو سوم آن تفطن و آگاهى و يك سوم آن تغافل و ناديده گرفتن است. تغافل و خويشتن را ناآگاه جلوه دادن در مواردى كه مصلحت است آنقدر در اخلاق اسلام مهم تلقى شده كه افراد باايمان نمى‏توانند آن را ناديده انگارند و از كنار آن بى‏توجه بگذرند. رسول اكرم فرموده: نيمى از رفتار و گفتار مومن مبتنى بر تغافل است.
از جمله مواردى كه به مصلحت است شخص باايمان تغافل كند و خويشتن را ناآگاه بنماياند، در زمينه‏ى پاره‏اى از اعمال خلاف اخلاق رفيق متشرع و مومن است، زیرا تغافل در اين قبيل موارد نمى‏گذارد رشته‏ ى مودت بريده شود و پيوند دوستى دو مسلمان از هم جدا گردد و در نتيجه روابط گرم دو رفيق صميمى به سردى و كدورت گرايش يابد. جايى كه رفيق عاقل و مصلحت ‏انديش مى‏تواند با تغافل روابط دوستانه‏ ى برادر دينى خود را حفظ كند و مانع هجران و جدايى وى گردد، اما از انجام اين وظيفه خوددارى نمايد و به جاى تغافل، لغزش اخلاقى رفيق خود را به رخش بكشد و او را مورد توبيخ و مواخذه قرار دهد و سرانجام با قهر و دلتنگى از هم جدا شوند، با اين عمل ناروا مرتكب اشتباهى بزرگ گرديده و براى اينكه بداند چه كرده است بايد به روايتى كه از امام صادق (ع) حديث شده است گوش فرادارد و با عذرخواهى از رفيق جدا شده اين لكه را از صفحه ‏ىاعمال خويش بزدايد.
راوى حديث مى‏گويد: از امام صادق (ع) شنيدم كه مى‏فرمود: دو مسلمان با دلتنگى و هجران از هم جدا نمى‏شوند جز آنكه يكى از آن دو استحقاق دارد كه هم مورد تبرى و بيزارى واقع شود و هم مورد لعنت و چه بسا هر دو شايسته تبرى و لعن هستند. به حضرت عرض شد: يابن رسول الله! ظالم به علت ظلمش استحقاق تبرى و لعن دارد، مظلوم براى چه؟ حضرت در پاسخ فرمود: براى آنكه مظلوم برادر خود را به آشتى و تجديد پيوند دوستى نخوانده و از گفته‏ هاى او تغافل ننموده است.
امام العارفین حضرت سجاد علیه السلام می فرماید: وَ أَجْزِیَ مَنْ هَجَرَنِی بِالْبِرِّ خدایا به من توفیق بده تا به آن که از من دوری کرده به نیکی و خوبی پاداش دهم. مقصود امام علیه السلام این است که آنان که در حق امام بدی کرده اند و اکنون از امام دور هستند از خدا توفیق نیکی در حق آنان را خواستار است. این دوری گاهی به جسم است یعنی آن که در حق شما بدی کرده الان در شهر و دیار دیگری است، گاهی به زبان است یعنی ادبیات و زبان با هم فاصله دارند هم زبان نیستند. و گاهی این دوری به قلب است یعنی ممکن است به ظاهر کنار هم با ادبیات زبانی هماهنگ ولکن از حیث قلب با هم فاصله دارند یعنی همدل نیستند. از مکارم اخلاق خوبی کردن در حق آنان است که از ما دور شده اند . امام صادق علیه السلام در حق پسر عمویشان که از لحاظ فکری با امام فاصله داشت و بر علیه امام کار میکرد به نیکی رفتار می نمود. مرحوم آیت الله بهاالدینی می فرمود: هنر این است که جواب بدی را به خوبی بدهیم به قول معروف: هر چه کنی به خود کنی گر همه نیک و بد کنی این یعنی: «إِنْ أَحْسَنْتُمْ أَحْسَنْتُمْ لِأَنْفُسِكُمْ ۖ وَإِنْ أَسَأْتُمْ فَلَهَا»؛ «اگر نیکی و احسان کردید به خود کرده‌اید و اگر بدی و ستم کردید باز به خود کرده‌اید.» (سوره اسراء، آیه 7) از مصادیق خوبی دعا کردن و صبر است و یکی از معیارهای خوبی هم منت نگذاشتن است.