انس با صحیفه سجادیه
❇️ #خلیفه_و_اعرابی 3 ادامه داستان اعرابی و زنش ❇️ شوی گفتش چند جویی دخل و کشت خود چه ماند از عمر
✳️عرب در جواب زنش گفت مال و منال براى چه مىخواهى كه بيشتر عمر ما گذشته.
شخص عاقل بزياد و كمى اين عالم نگاه نمىكند براى اينكه كم يا زياد هر دو چون سيل مىآيند و مىروند
سيل خواه صاف باشد خواه تيره و گل آلود چون مىگذرد قابل گفتگو نيست
در اين عالم هزاران جانور زندگى مىكند بدون اينكه غمى بخود راه دهد
فاخته هر شب بر بالاى درخت بدون ساختگى خدا را شكر مىگويد.
بلبل خداوند را سپاس گفته و در رسيدن روزيش بخدا اعتماد مىكند .
باز دست شاه را مايه خوشى و قرارگاه خود قرار داده از مردارها اميد خود را قطع كرده.
از #پشه خورد گرفته تا فيل كلان همه عيال خدا بوده و خدا بهترين نگاه دارنده عيال خود است.
اين همه غم و درد كه در سينه ماها است گردبادهايى است كه از هستى ما بوجود آمده.]
اين غمهاى بنيان كن چون داسيست كه عمر ما را درو مىكند و اين همه چنين شد و چنان شد وسواسيست كه بما عارض شده.
هر رنج و دردى پاره و قسمتى از مرگ است اگر مىتوانى اين قسمت كوچك از مرگ را از خود دور كن.
اگر ديدى كه نمىتوانى از خود دور كنى بدان كل او هم كه خود مرگ است بسراغ تو خواهد آمد.
اگر جزو مرگ بر تو شيرين و گوارا باشد بدان كه خداوند كل او را هم بتو شيرين خواهد كرد.
درد و رنج رسول و فرستاده مرگند پس از فرستاده او رو مگردان بلكه استقبال كن.
هر كس بىدرد و رنج و شيرين زندگى كرد بتلخى خواهد مرد و كسى كه تن خود را پرستيد جان نصيب او نخواهد بود.
گوسفندهايى را كه از صحرا بكشتارگاه مىبرند آن را كه فربه تر است مىكشند.
اى قمر، اى زن مهربان شب گذشته و صبح رسيده چرا افسانه شب را از سر گرفتهاى.
وقتى جوان بودى قانعتر بودى اكنون چرا طالب زر شدهاى در صورتى كه در جوانى خود زر بودى.
درخت مو پر ميوهاى بودى اكنون چرا ميوه تو كاسد شده و وقتى كه بايد برسد بفساد گرائيده است.
ميوه تو بايد شيرينتر بشود نه اينكه از مرحله اول هم عقبتر برود.
تو جفت منى جفت بايد با جفت خود هم آهنگ باشد تا كارها اصلاح شود.
جفت بايد مثل جفت خود باشد كفش و چاروق را نگاه كن كه هر دو جفت و مثل هم هستند.
اگر يكى از دوتاى كفش بپا تنگ شود هر دوتا بىمصرف خواهد بود.
جفت نمىشود كه يكى بزرگ و ديگرى كوچك باشد هيچ ديدهاى كه گرگى جفت شير نر گردد.
يك جفت جوال اگر يكى خالى و ديگرى پر باشد نمىتوان بار شتر نمود.
من با قوت قلب بسوى قناعت مىروم تو براى چه زياد طلب كرده بسوى بدى متمايل شدهاى.
اين مرد قانع با خلوص نيت و دل سوزى شب تا سحر بزن خود از اين قبيل نصايح مىكرد.
ترجمه ابیات #مثنوی_معنوی_ 114
🙏کانال انس با #صحیفه_سجادیه
🆔 @sahife2
انس با صحیفه سجادیه
❇️ دعا كردن #بلعم_باعورا 👈 بلعم با عور را خلق جهان سغبه شد مانند عیسی زمان سجدهٔ ناوردند کس را دون
🔴#بلعم_باعورا كسى بود كه مردم بقدرى فريفتهى او شده بودند كه گفتى عيسى زمان است.
جز باو تعظيم نمىكردند و افسون او شفا دادن بيماران بود.
اين شخص از روى كبر و غرور كماليه داشت با حضرت موسى پنجه زد و آن طور شد كه شنيدهاى.
صد هزاران ابليس و بلعم پنهان يا آشكار در جهان بوده و همين حال را داشتهاند
ولى اين دو نفر را خداى تعالى مشهور نموده تا گواه حال سايرين باشند
خداوند براى اين مقصود اين دو دزد را بدار آويخت و گر نه در شهر بس دزد بود.
اين دو نفر را با پرچم شهرت بشهر بردند و گر نه كشتگان قهر بقدرى زيادند كه نمىتوان شمرد.
تو نازنين هستى ولى در حد خودت الحذر پا از حد خود بيرون نگذار.
اگر با نازنينتر از خود مصادف شده و مخالفت كنى چنان مىزنندت كه بزير هفتمين زمين فرو روى.
بيان قصه عاد و ثمود براى چيست؟ براى اينست كه بدانى كه انبيا بچه كس مىنازند.
بزمين فرو بردن (چنان كه قارون و قوم لوط را فرو بردند) و دور انداختن چنانچه قوم ثمود را باد بر مىداشت و دور مىانداخت و صاعقه كه قوم عاد با آن هلاك شدند اينها همه بيان عزت نفس ناطقه است.
تمام حيوانات اگر براى يك انسان كشته شود بجا و بموقع است و تمام انسانها اگر براى هوش بميرد بجا است
هوش چيست؟ هوش عقل كل است عقل جزئى نيز هوش است ولى هوش پست.
تمام حيواناتى كه از انسان دورى مىكنند و نسبت باو وحشى هستند از حيواناتى كه با انسان مأنوس و اهلى هستند پستترند
خون آنها براى خلق سبيل و مباح است براى اينكه از عقل صاحب جلال گريزان هستند.
عزت وحشيان براى آن از ميان رفته كه مخالف امر انسان شدهاند.
(در قرآن مجيد سوره مدثر آيه 51 در حق كفار مىفرمايد: كَأَنَّهُمْ حُمُرٌ مُسْتَنْفِرَةٌ فَرَّتْ مِنْ قَسْوَرَةٍ 74: 50- 51 يعنى مثل اينكه خران گريختهاى هستند كه از جلو شير فرار كردهاند مولوى اشاره به آيه مزبور مىفرمايد)
وقتى تو وحشى گرديده و چون خر گريخته شدى ديگر چه عزتى دارى
كشتن خر جايز نيست ولى وقتى وحشى شد خونش مباح مىشود
خر دانش ندارد كه او را از وحشى بودن باز دارد ولى با اين وصف خدا او را معذور ندانسته است.
پس اگر آدم از گفتار فرستاده خدا وحشى گرديده و متنفر شد چگونه معذور خواهد بود.
از اين جهت همان طور كه خون حيوانات وحشى نزد تير اندازان و نيزه پرانان حلال است خون كفار نيز حلال شده است.
زن و فرزندشان سبيل است چون عاقل نبوده و رانده از درگاه خدا و ذليل هستند
عقلى هم كه از عقل عقل رم كرده دورى گزيند از مرتبه عقل فرود آمده در شمار حيوانات قرار گرفته است.
#مثنوی_معنوی_ 151 ترجمه
🙏کانال انس با #صحیفه_سجادیه
🆔 @sahife2
انس با صحیفه سجادیه
✳️ داستان فرا رسیدن ماه رمضان و دیدن هلال #ماه 🔴 ماه روزه گشت در عهد عمر بر سر کوهی دویدند آن ن
🔴مردم از پیر و جوان در زمان ( خلیفه دوم مسلمانان) برای دیدن هلال ماه رمضان بالای کوهی رفته بودند.
ناگهان با کمال تعجب پیر مردی گفت این هلال ماه است.
همه نگاه کردند هلالی ندیدند.
خلیفه جلو رفت دید تار سفید ابروی پیرمرد پایین افتاده؛ باعث این خیال شده است و موی ابروی او را راست کرد.
چون که مویی کژ شد او را راه زد
تا به دعوی لاف دید ماه زد
وقتی یک موی او ناراست شد؛ این ناراستی راهزن او شد.
موی کژ چون پرده گردون بود
چون همه اجازت کژ شد چون بود؟
راست کن اجزات را از راستان
سر مکش ای راست رو از آستان
مولانا نتیجه می گیرد که ناراستی یک موی انسان را به وادی گمراهی می اندازد. از این رو برای یافتن راه درست باید از #استاد و عارفانی که جانشان در مسیر بندگی است آموخت.
هم ترازو را ترازو راست کرد
هم ترازو را ترازو کاست کرد
اگر ترازوی سالم باشد و بقیه ترازوها را با آن بسنجند می توان آنها را میزان کرد.
اما اگر همین ترازو خود خراب باشد باعث خراب شدن سایر ترازوها می شود.
از این رو ما برای بر طرف کردن کجی های جانمان نیاز به یک ترازوی سالم داریم و دوری از ترازوهای دروغین.
رو “اشداء علی الکفار” باش
خاک بر دلداری اغیار پاش
تا ز غیرت از تو یاران نسکلند
زآنکه آن خاران عدو این گلند
آنانی که خورشید حقیقت را نمی بینند و تنها در خواسته های خویش به سر می برند (کافران)،دشمن گل ایمان و حقیقت بینی تو هستند.
از آنها دوری کن تا ترازوی جانت بر میزان حقیقت بایستد.
#مثنوی_معنوی_ دفتر_دوم_2
🙏کانال انس با #صحیفه_سجادیه
🆔 @sahife2