#شرح_صحیفه_سجادیه_انصاریان_دعا_45
#دعا_چهل_پنج_15
#تکبر_در_دعا 2
⏺ 2- تكبّر كردن بر پيامبر صلى الله عليه و آله يعنى وجود خود را بزرگتر از آن مىداند كه در برابر بشرى چون ديگر انسانها اطاعت كند، چنين تكبّرى، گاه متكبّر را از انديشيدن باز مىدارد و بر اثر تكبّر در تاريكى جهل مىماند، سپس از اطاعت پيامبر خوددارى مىكند، به اين گمان كه خود بر حق است و گاه با اين كه پيامبر را مىشناسد اطاعت نمىكند، زيرا نفسش، او را بر اطاعت از حق و تواضع در برابر آن همراهى نمىكند، چنان كه خداوند متعال از قول كافران نقل مىكند:
أَنُؤْمِنُ لِبَشَرَيْنِ مِثْلِنَا
آيا به دو بشرى كه مانند خودمان هستند ايمان بياوريم.
إِنْ أَنتُمْ إِلَّا بَشَرٌ مّثْلُنَا
شما بشرهايى مانند ما هستيد.
وَ لَئِن أَطَعْتُم بَشَرًا مّثْلَكُمْ إِنَّكُمْ إِذًا لَّخسِرُونَ
و بىترديد اگر بشرى مانند خود را اطاعت كنيد، يقيناً زيانكاريد.
3- تكبّر ورزيدن بر بندگان، و آن اين است كه خود را بزرگ و ديگران را كوچك شمارد و از اطاعت آنها امتناع ورزد و تكبّر، او را بر برترى خود نسبت به آنها فراخواند، پس آنها را تحقير كرده و كوچك شمارد و برابر بودن با آنها را براى خود ننگ بداند.
اين نوع تكبّر اگر چه از نوع اوّل و دوّم پايينتر است، اما از دو جهت مهم است:
الف- بزرگى و عزّت و عظمت و بلندى مرتبه، جز به خداى توانا نمىسزد. اما بنده ضعيف و ناتوان كه بر هيچ توان ندارد، كجا لايق تكبّر ورزيدن است و هرگاه بنده تكبّر ورزد با خداى متعال در صفت كبريايى كه محض ذات اوست ستيز كرده كه پيامبر گرامى اسلام صلى الله عليه و آله از قول پروردگار عز و جل مىفرمايد:
يَقولُ اللَّهُ تَعالى الكبرياءُ رِدائى وَ الْعَظَمَةُ ازارى فَمَنْ نازَعَنى فى واحدٍ مِنْهُما الْقَيْتُهُ فى جَهَنَّمَ. «
خداوند عز و جل فرمود: بزرگى، جامه رويين من و كبريايى، جامه درون من است.
پس هر كس در اين دو صفت با من بستيزد او را در هم مىشكنم.
يعنى صفت تكبّر ويژه من است و جز من لايق هيچ كس نيست، پس هر كه بر بندگان خدا تكبّر ورزد نسبت به من جنايت كرده است.
ب- صفت رذيله تكبّر در هر كسى قوى شود او را به مخالفت با امر خدا فرامىخواند؛ زيرا متكبّر هر گاه حق را از بندهاى از بندگان خدا بشنود از قبول آن سرپيچى كرده و براى انكار آن مهيّا مىشود.
آرى، هر كس به منظور غلبه و مجاب كردن طرف، كه به قصد دستيابى به حق بحث كند، با كافران و منافقان در اين اخلاق شريك شده است. همچنين اين اخلاق او را به ننگ داشتن از قبول موعظه وادار مىكند چنان كه خداوند مىفرمايد:
وَإِذَا قِيلَ لَهُ اتَّقِ اللَّهَ أَخَذَتْهُ الْعِزَّةُ بِالْإِثْمِ فَحَسْبُهُ جَهَنَّمُ وَلَبِئْسَ الْمِهَادُ
و چون به او گويند: از خدا پروا كن، غرور و سرسختى و تعصّب و لجاجت، او را به گناه وا مىدارد؛ پس دوزخ او را بس است، و يقيناً بد جايگاهى است.
👈 ادامه دارد ...
تفسير و شرح صحيفه سجاديه، ج 11 ، ص: 362
👌 دعای #چهل_پنج
◀️کانال انس با #صحیفه_سجادیه
🆔 @sahife2
#شرح_صحیفه_سجادیه_انصاریان_دعا_45
#دعا_چهل_پنج_15
#تکبر_در_دعا 3
⏺ پيامبر گرامى اسلام صلى الله عليه و آله مىفرمايد:
بِئسَ الْعَبْدُ عَبْدٌ تَجَبَّرَ وَ اخْتالَ وَ نَسِىَ الْكَبيرَ الْمُتَعالَ بِئْسَ الْعَبْدُ عَبدٌ عَتا وَ بَغَىَ وَ نَسِىَ الجَبَّارَ الْاعْلى.
بد بندهاى است بندهاى كه تكبّر ورزد و خداى بزرگ و بلند مرتبه را فراموش كند، بد بندهاى است كه سركشى و نافرمانى كند و خداى جبار بلند پايه را فراموش كند.
انسان زمانى كه دچار كبر و غرور شود و خود را برتر و بزرگتر ببيند با اين صفت زشت بر هدايت خود پشت پا زده و هر لحظه از خدا دور و دورتر مىشود و اين غفلت و فراموشى خداوند تا آنجا ادامه مىيابد كه ديگر اثرى از ايمان در وجود او باقى نمىماند و چون اين گونه شد، با دست خود آتش جهنّم را براى خود مهيّا نموده است.
امام صادق عليه السلام مىفرمايد:
لايَدْخُلُ الْجَنَّةَ مَنْ فى قَلْبِهِ مِثْقالَ حَبَّةٍ مِنْ خَرْدَلٍ مِنْ كِبْرٍ وَ لايَدْخُلُ النَّارَ مَنْ فى قَلْبِهِ مِثْقالَ حَبَّةٍ مِنْ خَرْدَلٍ مِنْ ايمانٍ.
هرگز داخل بهشت نشود بندهاى كه در دلش به اندازه يك دانه خردل از كبر و غرور باشد و داخل آتش نشود بندهاى كه به اندازه يك خردل، ايمان داشته باشد.
آرى، شخص متكبّر در واقع در مقابل خدا شرك ورزيده، و خود را در بزرگى خدا شريك مىبيند و به جاى خداوند بر كرسى پادشاهى مىنشيند، و ديگر خود را نيازمند به دعا و درخواستِ از خدا نمىبيند، و حال آن كه اگر كمى از خواب غفلت بيدار مىشد و تواضع پيشه مىكرد مىفهميد كه دعا، رابطه معنوى ميان خالق و مخلوق و رشته پيوند ميان عاشق و معشوق مىباشد و وسيلهاى براى درآمدن به اندرون قلعه محكم و چنگ زدن به آن دست آويز استوار است كه به اين غرض نهايى و مقصد اعلى، امكان وصول نيست، مگر آن كه به هر اندازه ممكن است به معناى دعاها توجّه يافته و به مقدار توانايى، به سرّ و حقيقت آنها پى برده شود.
و متكبّر چه بدبخت است كه با اين صفت رذيله خود چنان به سرازيرى سقوط قرار مىگيرد كه خداوند مىفرمايد:
يَطْبَعُ اللَّهُ عَلَى كُلّ قَلْبِ مُتَكَبّرٍ جَبَّارٍ»
اينگونه خدا بر دل هر گردنكش زورگويى، مُهر [تيرهبختى] مىنهد.
خداوند بر قلب مغرور مهر مىزند كه ديگر اميدى به نجات او نيست و چون در اين دنيا خود را بزرگ ديد خداوند هم، در آن دنيا او را ذليل و خوار محشور مىكند.
👈 ادامه دارد ...
تفسير و شرح صحيفه سجاديه، ج 11 ، ص: 362
👌 دعای #چهل_پنج
◀️کانال انس با #صحیفه_سجادیه
🆔 @sahife2
#شرح_صحیفه_سجادیه_انصاریان_دعا_45
#دعا_چهل_پنج_15
#تکبر_در_دعا 4
⏺ پيامبر اعظم اسلام صلى الله عليه و آله مىفرمايد:
يُحْشَرُ الجَبَّارُونَ وَ الْمُتَكَبِّرُونَ يَوْمَ الْقِيامَةِ فِى صُورَةِ الذَّرِّ يَطَأَهُمْ النَّاسُ لِهَوانِهِمْ عَلَى اللَّهِ.
متكبّران و گردنكشان خودخواه در روز قيامت به صورت ذرّهاى محشور مىشوند كه به خاطر پستيشان در پيشگاه خدا، مردم آنها را لگدكوب مىسازند.
و نيز مىفرمايد:
يُحْشَرُ الْمُتَكَبِّرُونَ يَوْمَ القِيامَةِ ذَرَّاً مِثلَ صُوَرِ الرِّجالِ يَعْلُوهُمْ كُلُّ شَىءٍ مِنَ الصِغارِ ثُمَّ يُساقُونَ الى سِجْنٍ فى جَهَنَّمَ يُقالُ لَهُ: بُولَس، يَعْلُوهُمُ النَّارُ الأَثْبارُ يَسْقُوْنَ مِنْ طينِ الخَبالِ عُصارَةُ اهلِ النَّار.
متكبّران روز قيامت به صورت ناچيزى محشور گردند و به گونه مردانى هستند كه هر چيز كوچكى، آنها را از جا مىكند و به زندانى در جهنّم مىافكند كه به آنجا «بولس» گويند و آنان را تپههايى از آتش بالا مىبرد، و از گل فاسدى كه عصاره اهل دوزخ است بياشامند.
اين است سزاى كسى كه خود را بى نياز از خداوند ببيند و از بارى تعالى درخواست نداشته و در مقابل او تواضع ننمايد و نسبت به دعا استكبار ورزد، آن هم دعائى كه خداوند از آن به عنوان عبادت مخصوص خود نام مىبرد و در فضيلت دعا همين بس كه پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله مىفرمايد:
يَدْخُلُ الْجَنَّةَ رَجُلانِ كانا يَعْمَلانِ عَمَلًا واحِداً فَيَرى احَدُهُما صاحِبَهُ فَوْقَهُ فَيَقُولُ: يا رَبِّ بِما اعْطَيْتَهُ وَ كانَ عَمَلُنا واحِداً فَيَقُولُ اللَّهُ تَعالى: سَأَلَنى ثُمَّ قالَ: سَلَوُا اللَّهَ وَ أَجْزِلوا فَإنَّهُ لايَتَعاظَمُهُ شَىءٌ.
دو نفر كه هر دو يك گونه عمل انجام دادهاند وارد بهشت مىشوند ولى يكى ديگرى را برتر از خود مىبيند و مىگويد: پروردگارا! عمل من و او يكى بود، اين مقام برتر او در برابر چيست؟ خداوند مىفرمايد: او از من درخواست كرد ولى تو نخواستى. آن گاه حضرت فرمود: از خدا بخواهيد و زياد هم بخواهيد، چون در برابر ذات اقدس احديّت، چيزى بزرگ نيست.
👈 ادامه دارد ...
تفسير و شرح صحيفه سجاديه، ج 11 ، ص: 362
👌 دعای #چهل_پنج
◀️کانال انس با #صحیفه_سجادیه
🆔 @sahife2
برنامه ی #نهج_البلاغه_خوانی
#نهج_البلاغه_حكمت_264
نیکى به بازماندگان دیگران
قَالَ (علیه السلام): أَحْسِنُوا فِي عَقِبِ غَيْرِكُمْ، تُحْفَظُوا فِي عَقِبِكُمْ.
امام علی که درود خدا بر او باد فرموذند : به بازماندگان ديگران نيكى كنيد، تا حرمت بازماندگان شما را نگاه دارند.
🖋کانال انس با صحیفه سجادیه
🆔 @sahife2
◀️ خوشرفتارى با بازماندگان مسلمين:
📜 امام عليه السلام در اين گفتار حكيمانه به آثار مثبت نيكوكارى درباره بازماندگان مسلمين اشاره مى كند و مى فرمايد: «با بازماندگان ديگران خوشرفتارى كنيد تا با بازماندگان شما همينگونه رفتار كنند»؛ (أَحْسِنُوا في عَقِبِ غَيْرِكُمْ تُحْفَظُوا فِي عَقِبِكُم).
اين گفتار درخشان امام عليه السلام درواقع برگرفته از دو آيه نورانى قرآن مجيد است كه در سوره «نساء» آيه 9 مى گويد: «(وَلْيَخْشَ الَّذِينَ لَوْ تَرَكُوا مِنْ خَلْفِهِمْ ذُرِّيَّةً ضِعَافآ خَافُوا عَلَيْهِمْ فَلْيَتَّقُوا اللهَ وَلْيَقُولُوا قَوْلا سَدِيدا)؛ كسانى كه اگر فرزندان ناتوانى از خود به يادگار بگذارند از آينده آنان مى ترسند، بايد (از ستم درباره يتيمان مردم) بترسند! از (مخالفت) خدا بپرهيزند، و سخنى استوار بگويند».
همچنين در آيه 82 سوره «كهف» مى خوانيم: «(وَأَمَّا الْجِدَارُ فَكَانَ لِغُلاَمَيْنِ يَتِيمَيْنِ فِى الْمَدِينَةِ وَكَانَ تَحْتَهُ كَنزٌ لَّهُمَا وَكَانَ أَبُوهُمَا صَالِحآ فَأَرَادَ رَبُّکَ أَنْ يَبْلُغَا أَشُدَّهُمَا وَيَسْتَخْرِجَا كَنزَهُمَا رَحْمَةً مِّنْ رَّبِّکَ)؛ و اما آن ديوار، از آنِ دو نوجوان يتيم در آن شهر بود؛ و زير آن، گنجى متعلق به آن دو وجود داشت؛ و پدرشان مرد صالحى بود، پس پروردگار تو مىخواست آنها به حدّ بلوغ برسند وگنجشان را استخراج كنند؛ اين رحمتى از پروردگارت بود».
در آيه نخست، به كسانى كه با يتيمان و فرزندان ناتوان و ضعيف مسلمان بدرفتارى مى كنند هشدار داده كه ممكن است با فرزندان خود آنها اين عمل انجام شود و در آيه دوم، صالح بودن پدران را رمز خدمت دو پيامبر به فرزندان آنها شمرده است.
اين حقيقت در روايات اسلامى نيز منعكس است؛ از جمله در روايتى از امام صادق عليه السلام مى خوانيم: «فِي كِتَابِ عَلِيٍّ عليه السلام إِنَّ آكِلَ مَالِ الْيَتِيمِ سَيُدْرِكُهُ وَبَالُ ذَلِکَ فِي عَقِبِهِ وَيَلْحَقُهُ وَبَالُ ذَلِکَ فِي الاْخِرَةِ؛ در كتاب على عليه السلام آمده است: كسى كه مال يتيم را به ناحق بخورد وبال آن، دامن فرزندان او را در دنيا و دامن خودش را در آخرت خواهد گرفت».
در طول تاريخ نيز نمونه هاى زيادى از اين مطلب آمده است كه افرادى با بازماندگان ديگران بدرفتارى كردند و فرزندان آنها گرفتار بدرفتارى ديگران شدند. با توجه به اينكه مفهوم مطالب فوق اين است كه پاداش كيفر اعمال نيك و بد پدران به فرزندان منتقل مى شود اينجا اين سؤال پيش مى آيد كه چگونه خداوند مجازات شخصى را كه در حق اولاد ديگران ظلم كرده است به فرزندان آن شخص منتقل مى كند؟ در حالى كه قرآن با صراحت مى گويد: «(وَلاَ تَزِرُ وَازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرَى)؛ هيچكس به جرم گناه ديگرى مجازات نمى شود».
پاسخ اين سؤال با توجه به يك نكته روشن مى گردد و آن اينكه اين پاداش ومجازات، پاداش و مجازات تشريعى نيست، بلكه نوعى تكوين است، زيرا هنگامى كه كسى پايه كار خوب يا بدى را در جامعه مى گذارد كم كم به صورت سنّتى درمى آيد و ديگران هم در همان مسير گام برمى دارند و درنتيجه آن نيك وبد به سراغ فرزندان او نيز خواهد آمد. به خصوص وجدان انسانى مردم ايجاب مى كند به فرزندان نيكوكار، نيكوكارى كنند و همانگونه كه حس انتقامجويى آنها ايجاب مى كند از فرزندان ستمكار انتقام بگيرند. البته درمورد كلام امام عليه السلام كه سخن از نتيجه نيكوكارى به فرزندان نيكوكار است هيچ مشكلى وجود ندارد كه خداوند تفضّلا فرزندان نيكوكاران را مشمول عنايت خاصى قرار دهد و پاداش پدران را در اختيار آنان بگذارد. در غررالحكم از امام عليه السلام نقل شده است كه «مَنْ رَعَى الاَْيْتَامَ رُعِيَ فِي بَنِيهِ؛ كسى كه يتيمان ديگران را سرپرستى كند مردم فرزندان او را مراقبت و سرپرستى خواهند كرد».
#نهج_البلاغه_حكمت_264
🖋کانال انس با صحیفه سجادیه
🆔 @sahife2
❇️ #تفسیر_خوانی قرآن کریم
هر روز یک آیه
تفسیر نور – استاد محسن قرائتی
سوره #بقره
#بقره_145
وَلَئِنْ أَتَيْتَ الَّذِينَ أُوتُواْ الْكِتَبَ بِكُلِّ ءَايَةٍ مَّا تَبِعُواْ قِبْلَتَكَ وَمَآ أَنْتَ بِتَابِعٍ قِبْلَتَهُمْ وَمَا بَعْضُهُمْ بِتَابِعٍ قِبْلَةَ بَعْضٍ وَلَئِنِ اتَّبَعْتَ أَهْوَآءَهُمْ مِّنْ بَعْدِ مَا جَآءَكَ مِنَ الْعِلْمِ إِنَّكَ إِذاً لَمِنَ الظَّلِمِينَ
و (اى پیامبر!) اگر هرگونه آیه، (نشانه و دلیلى) براى (این گروه از) اهل كتاب بیاورى، از قبلهى تو پیروى نخواهند كرد، و تو نیز پیرو قبله آنان نیستى، (همانگونه كه) بعضى از آنها نیز پیرو قبله دیگرى نیست. وهمانا اگر از هوسهاى آنان پیروى كنى، پس از آنكه علم (وحى) به تو رسیده است، بىشكّ در این صورت از ستمگران خواهى بود.
این آیه، از عناد و لجاجت اهل كتاب پرده برداشته و سوگند یاد مىكند كه هرچه هم آیه و دلیل براى آنان بیاید، آنها از اسلام و قبلهى آن پیروى نخواهند كرد. چون حقیقت را فهمیدهاند، ولى آگاهانه از پذیرش آن سر باز مىزنند.
⏺ لجاجت و تعصّب، مانع تفكّر، استدلال و حقّبینى است. آنان نه تنها نسبت به اسلام تعصّب مىورزند، در میان خودشان نیز عناد و لجاجت دارند. «ماتبعوا قبلتك... ومابعضهم بتابع قبلة بعض»
⏺ در برابر هیاهو و غوغاى مخالفان نباید تسلیم شد و براى مأیوس كردن دشمنان، قاطعیّت لازم است. «وما انت بتابع»
⏺ انحراف دانشمندان، بسیار خطرناك است. «...من بعد ماجاءك من العلم»
🔗 با نصب نرم افزار زیر با ما در این دوره ی تفسیر خوانی همراه شوید 👇
https://cafebazaar.ir/app/com.ghadeer.tafsirnour
⏺کانال انس با #صحیفه