يكى از مهمترين عوامل پيشرفت اسلام و بسط آيين الهى محبت و الفتى بود كه به قضاى خداوند و در پرتو يكتاپرستى در قلوب مسلمانان ايجاد شد و اين سرمايهى گرانقدر فقط در پرتو عنايت باريتعالى نصيب مسلمانان گرديد و قرآن شريف در اين باره فرموده است:
و الف بين قلوبهم لو انفقت ما فى الارض جميعا ما الفت بين قلوبهم و لكن الله الف بينهم.
خداوند در دلهاى آنان ايجاد الفت و محبت نمود و تو اى رسول گرامى اگر تمام آنچه را در زمين است انفاق مىنمودى نمىتوانستى آن الفت را در قلوب مسلمين ايجاد نمايى، ولى خداوند اين الفت را به وجود آورد.
ابىبصير مىگويد:
از امام صادق (ع) شنيدم كه مىفرمود: مومن برادر مومن است، همانند يك جسد، اگر عضوى از بدن بيمار شود درد و ناراحتى عضو بيمار در تمام بدن اثر مىگذارد، گويى همهى بدن دردمند است.
محبت و الفت بىنظير مسلمانان در صدر اسلام موجب شد كه آنان به عز و عظمت رسيدند و دين خدا را با سرعت نشر دادند.
بدون ترديد، بقاى عز و بزرگى مسلمين در اين است كه وحدت و الفت آنها پايدار بماند و ضعف و سستى در آن راه نيابد.
از اين رو اسلام براى ابقاى آن سرمايهى الهى تمام گفتارها و رفتارهايى را كه موجب پراكندگى و اختلاف مىشود و به وحدت مسلمين آسيب مىرساند ممنوع اعلام نموده و مسلمانان را از آن برحذر داشته است،
و از جمله ى عوامل پراکندگی و اختلاف ، جدا شدن و فاصله گرفتن دو مسلمان از يكديگر بر اثر دلگيرى و آزردگى است و اين مفارقت و جدايى در روايات اسلامى به كلمهى «هجران» تعبير شده
و امام سجاد (ع) نيز در این جملهى دعاى مورد بحث آن كلمه را ذكر كرده است.
كلمهى «هجران»
راغب در مفردات قرآن مىگويد:
الهجر و الهجران مفارقه الانسان غيره اما بالبدن او باللسان او بالقلب.
هجر و هجران، جدايى و مفارقت انسان است از غير خودش
و اين جدايى گاه به بدن است، گاه به زبان، و گاه به دل.
هجرت انسان از شهرى به شهر ديگر جدايى بدن است،
سكوت دو نفر در مقابل يكديگر جدايى سخن است،
و تيرگى قلب و آزردگى خاطر دو نفر از هم جدايى دل است.
اما جدايى دو دوست از يكديگر در بسيارى از موارد شامل هر سه قسمت مىشود يعنى با هم سخن نمىگويند، در كنار هم نمىنشينند و محبتشان از دل يكديگر مىرود يا لااقل كاهش مىيابد.
چنين هجرانى براى دو مسلمان در دين اسلام بسيار مذموم و ناپسند است و اولياى گرامى اسلام با تعبيرهاى تند دربارهى آن سخن گفته و تاكيد نمودهاند كه دو مسلمان از هم جدا شده هر چه زودتر بايد با يكديگر آشتى كنند و تيرگيها را زايل سازند و چون ممكن است براى آن دو نفر آشتى فرضا در كوتاه مدت سنگين و تلخ باشد تاكيد شده كه مدت جدايى بيش از سه روز به طول نينجامد و بايد هر چه زودتر روابط دوستانه، قبل از پايان سه روز، برقرار گردد
رسول اكرم مىفرمود: هر يك از دو مسلمان كه از هم جدا شدند و سه روز گذشت و آشتى نكردند از برنامه ى اسلام تخلف نمودهاند و بين آن دو ولايت و محبتى برقرار نيست و هر كدام از آن دو نفر از ديگرى پيشى گرفت و با برادرش سخن گفت او روز حساب در رفتن به بهشت از دوستش پيشى مىگيرد.
و همچنين فرموده است: حلال نيست براى احدى كه به خداوند ايمان آورده است از برادر دينى خويش بيشتر از سه روز جدا شود. آن دو وقتى به هم رسيدند اين از او و او از اين روى مىگرداند و بهترين آن دو نفر كسى است كه در سلام گفتن به آن دگرى سبقت بگيرد.
امام باقر (ع) فرمود: هيچ دو نفر مسلمانى بيش از سه روز از هم جدا نمىشوند مگر آنكه من از هر دو برى و بيزارم. به حضرت عرض شد: اين برائت شايسته ى ظالم است، از مظلوم چرا؟ فرمود: چرا مظلوم در فرصت سه روز نزد ظالم نرفته كه بگويد: تقصير با من بود تا با يكديگر صلح و سازش نمايند.
امام صادق (ع) فرمود: مومن هديه اى است از خداوند به برادر مومنش. اگر موجبات سرور و صلهى او را فراهم آورد هديهى خداوند را پذيرا شده و اگر از او ببرد و قطع علاقه نمايد هديه ى الهى را رد كرده است.
رسول اكرم صلى الله عليه و آله فرموده است: اگر مسلمانى در موردى از جدايى ناگزير باشد، مراقبت كند كه بيش از سه روز به طول نينجامد و اگر بيش از سه روز شد، آتش دوزخ براى او شايستهتر است.
يكى از آثار و نتايج بد هجران دو مسلمان از يكديگر اين است كه عبادات و اعمال صحيح آن دو نفر در ايام جدايى مورد قبول باريتعالى واقع نمىشود،
عمل صحيح آن است كه مكلف وظيفه ى خود را بر وفق دستور شرع مقدس انجام دهد، اگر مجتهد است طبق فتواى خود و اگر مقلد است طبق فتواى مرجع.
قهر كردن و هجرت دو مسلمان از يكديگر بدون مجوز شرعى آنقدر مبغوض حضرت باريتعالى است كه تا آشتى نكنند و روابط دوستانه را تجديد ننمايند، خداوند عبادت صحيح آن دو را نمىپذيرد و در پيشگاه الهى مورد قبول واقع نمىشود
پیامبر اسلام به ابوذر غفارى فرموده: بپرهيز از جدايى و هجران برادرت، زيرا عمل مسلمانى كه از برادرش جدا شده و او را ترك گفته است مقبول واقع نمىشود.
#اصلاح_بين_مردم : سوال : اگر ما براى آشتى كردن مهياييم، ولى طرف مقابل حاضر نيست، آيا بايد تا آخر عمر از عبادت مقبول بىنصيب و محروم باشيم ؟
پاسخ : رسول اكرم ص : حلال نيست براى مومن كه بيش از سه روز از برادر دينيش قهر كند و او را ترك گويد.
اگر سه روز منقضى شد، اين برادر وظيفه شناس به ملاقات آن برادر برود و به او سلام كند.
اگر جواب سلامش را داد، هر دو در اجر آشتى شريك اند
و اگر جواب سلام را نداد، او به گناه برگشت نموده و سلام كننده از جدايى و هجرت خارج شده است .
و بنابراين از جهت جدايى و هجران مانعى براى قبول عبادتش وجود ندارد.
هجران روا و خوب - ناروا و بد
جدايى و هجران ناروا در اسلام، قطع روابط دوستانه ى دو مسلمان وظيفهشناس و درستكار است كه به عللى از يكديگر رنجيده خاطر گرديده و رشتهى محبتشان گسسته است.
اولياى گرامى دين از چنين هجرانى سخت ناراضى و متاثرند و به موجب رواياتى كه در بالا آمد ، آن دو مسلمان موظف اند هر چه زودتر به ملاقات هم بروند، پيوند دوستى خود را كه نمونهى برادرى اسلامى است برقرار نمايند، تجديد رابطه كنند و جدايى و هجران را به دست فراموشى بسپارند.
اما هجران يك مسلمان متشرع و درستكار از كسى كه اسما مسلمان است ولى قولا و عملا لاابالى و گناهكار، نه تنها آن جدايى مذموم نيست، بلكه عملى است بسيار پسنديده و روا، مىتوان گفت با هجران آن دو از يكديگر، مسلمانى درستكار از بلا رسته و از عذابى نجات يافته است، بايد مراقبت كند كه آن پيوند مذموم دوباره تجديد نشود و رفت و آمد برقرار نگردد.
اولياى گرامى اسلام ضمن روايات متعددى پيروان خود را از مصاحبت و همنشينى گروههاى متعدد از قبيل كذاب، فاسق، ماجن، احمق، و كسانى از اين قبيل برحذر داشته اند
امام باقر (ع) از پدرش حضرت على بن الحسين عليهماالسلام حديث نموده كه فرمود: فرزند! از مصاحبت كسانى كه كذاباند و بسيار دروغ مىگويند بپرهيز كه اينان به منزلهى سراباند، دور را براى تو نزديك جلوه مىدهند و نزديك را براى تو دور. و همچنين از مصاحبت گناهكار پرهيز كن كه او ترا به يك شكم غذا يا كمتر از آن معامله مىكند.
در روایتی دیگر آمده :
شايسته است كه مومن از اينكه ماجن را به برادرى انتخاب نمايد اجتناب كند.
لغت مىگويد «ماجن» كسى است كه از اينكه چه مىگويد و چه مىكند باك ندارد.
على عليهالسلام فرموده: با احمق مصاحبت منما كه او كار ناسنجيدهى خود را در نظرت زيبا جلوه مىدهد و دوست دارد كه تو نيز همانند او باشى.
امام صادق (ع) فرمود: كسى كه از همنشينى احمق پرهيز ننمايد طولى نمىكشد كه به اخلاق او متخلق مىگردد.
اين روايت به ما مىآموزد كه افراد باايمان اين قبيل اشخاص آلوده را به دوستى نگيرند و با آنان مجالست ننمايند، اگر مسلمان متشرعى غفلت كرد و با شخص فاسق و كذابى دوست شد و مدتى با وى رفت و آمد داشت، اگر بر اثر پيشامدى رنجيدهخاطر گرديد و از وى جدا شد، اين هجران براى مسلمان متشرع پيروزى و سعادت است،
#اصلاح_بين_مردم : رواياتى كه در آشتى كردن تاكيد دارد و خاطرنشان مىكند كه جدايى دو مسلمان بيش از سه روز به طول نينجامد، شامل رفيق فاسق و كذاب نيست. اگر مسلمان متشرعى با شخصى ظاهر الصلاح دوست شد و گمان مىكرد كه او مردى است درستكار و مراقب گفتار و رفتار خويش ولى در خلال ايام دوستى مرتكب گناهى بزرگ شد، به موجب روايتى كه از امام صادق (ع) است، جداشدن از چنين دوست و مصاحبى همانند جداشدن از فاسق و كذاب بلامانع است.
عمرو بن نعمان جعفى مىگويد: امام صادق (ع) دوستى داشت كه هر جا امام مىرفت او نيز با آن حضرت بود. روزى در بازار كفاشها عبور مىكرد و با او غلامى بود از اهل سند كه پشت سر آن دو راه مىرفت. آن مرد سه بار متوجه شد و غلامش را نديد، دفعهى چهارم كه او را ديد به صداى بلند گفت: پسر زن زناكار! كجا بودى؟ تا اين سخن از دهان آن مرد خارج شد، امام صادق (ع) دست خود را بلند كرد و با شدت به پيشانى خود كوبيد. فرمود: مادرش را به زنا نسبت دادى؟ من تصور مىكردم تو ورع دارى و اكنون مىبينم فاقد ورع و تقوايى. عرض كرد: مادر او سنديه است و مشرك. فرمود: آيا نمىدانى كه هر امتى نكاحى دارد، از من دور شو. راوى مىگويد: نديدم ديگر آن دو با هم حركت كنند و راه بروند تا مرگ بين آنان جدايى افكند.
ملاحظه مىكنيد كه امام صادق (ع) با كسى كه از وى اميد ورع مىرفت دوست مىشود و با او رفت و آمد مىنمايد، اما وقتى از وى دشنامى بزرگ مىشنود و زنى را رمى به بىعفتى مىنمايد از او مىبرد و تا پايان زندگى به آن هجران ادامه مىدهد.