صُلْبٍ مُتَضَايِقِ الْعِظَامِ، حَرِجِ الْمَسَالِكِ إِلَى رَحِمٍ ضَيِّقَةٍ سَتَرْتَهَا بِالْحُجُبِ، تُصَرِّفُنِي حَالًا عَنْ حَالٍ حَتَّى انْتَهَيْتَ بِي إِلَى تَمَامِ الصُّورَةِ، وَ أَثْبَتَّ فِيَّ الْجَوَارِحَ كَمَا نَعَتَّ فِي كِتَابِكَ نُطْفَةً ثُمَّ عَلَقَةً ثُمَّ مُضْغَةً ثُمَّ عَظْماً ثُمَّ كَسَوْتَ الْعِظَامَ لَحْماً، ثُمَّ أَنْشَأْتَنِي خَلْقاً آخَرَ كَمَا شِئْتَ. حَتَّى إِذَا احْتَجْتُ إِلَى رِزْقِكَ، وَ لَمْ أَسْتَغْنِ عَنْ غِيَاثِ فَضْلِكَ، جَعَلْتَ لِي قُوتاً مِنْ فَضْلِ طَعَامٍ وَ شَرَابٍ أَجْرَيْتَهُ لِأَمَتِكَ الَّتِي أَسْكَنْتَنِي جَوْفَهَا، وَ أَوْدَعْتَنِي قَرَارَ رَحِمِهَا. وَ لَوْ تَكِلُنِي يَا رَبِّ فِي تِلْكَ الْحَالَاتِ إِلَى حَوْلِي، أَوْ تَضْطَرُّنِي إِلَى قُوَّتِي لَكَانَ الْحَوْلُ عَنِّي مُعْتَزِلًا، وَ لَكَانَتِ الْقُوَّةُ مِنِّي بَعِيدَةً. فَغَذَوْتَنِي بِفَضْلِكَ غِذَاءَ الْبَرِّ اللَّطِيفِ، تَفْعَلُ ذَلِكَ بِي تَطَوُّلًا عَلَيَّ إِلَى غَايَتِي هَذِهِ، لَا أَعْدَمُ بِرَّكَ، وَ لَا يُبْطِئُ بِي حُسْنُ صَنِيعِكَ، وَ لَا تَتَأَكَّدُ مَعَ ذَلِكَ ثِقَتِي فَأَتَفَرَّغَ لِمَا هُوَ أَحْظَى لِي عِنْدَكَ. قَدْ مَلَكَ الشَّيْطَانُ عِنَانِي فِي سُوءِ الظَّنِّ وَ ضَعْفِ الْيَقِينِ، فَأَنَا أَشْكُو سُوءَ مُجَاوَرَتِهِ لِي، وَ طَاعَةَ نَفْسِي لَهُ، وَ أَسْتَعْصِمُكَ مِنْ مَلَكَتِهِ، وَ أَتَضَرَّعُ إِلَيْكَ فِي صَرْفِ كَيْدِهِ عَنِّي. وَ أَسْأَلُكَ فِي أَنْ تُسَهِّلَ إِلَى رِزْقِي سَبِيلًا، فَلَكَ الْحَمْدُ عَلَى ابْتِدَائِكَ بِالنِّعَمِ الْجِسَامِ، وَ إِلْهَامِكَ الشُّكْرَ عَلَى الْإِحْسَانِ وَ الْإِنْعَامِ، فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ، وَ سَهِّلْ عَلَيَّ رِزْقِي، وَ أَنْ تُقَنِّعَنِي بِتَقْدِيرِكَ لِي، وَ أَنْ تُرْضِيَنِي بِحِصَّتِي فِيمَا قَسَمْتَ لِي، وَ أَنْ تَجْعَلَ مَا ذَهَبَ مِنْ جِسْمِي وَ عُمُرِي فِي سَبِيلِ طَاعَتِكَ، إِنَّكَ خَيْرُ الرَّازِقِينَ. اللَّهُمَّ إِنِّي أَعُوذُ بِكَ مِنْ نَارٍ تَغَلَّظْتَ بِهَا عَلَى مَنْ عَصَاكَ، وَ تَوَعَّدْتَ بِهَا مَنْ صَدَفَ عَنْ رِضَاكَ، وَ مِنْ نَارٍ نُورُهَا ظُلْمَةٌ، وَ هَيِّنُهَا أَلِيمٌ، وَ بَعِيدُهَا قَرِيبٌ، وَ مِنْ نَارٍ يَأْكُلُ بَعْضَهَا بَعْضٌ، وَ يَصُولُ بَعْضُهَا عَلَى بَعْضٍ. وَ مِنْ نَارٍ تَذَرُ الْعِظَامَ رَمِيماً، وَ تَسقِي أَهْلَهَا حَمِيماً، وَ مِنْ نَارٍ لَا تُبْقِي عَلَى مَنْ تَضَرَّعَ إِلَيْهَا، وَ لَا تَرْحَمُ مَنِ اسْتَعْطَفَهَا، وَ لَا تَقْدِرُ عَلَى التَّخْفِيفِ عَمَّنْ خَشَعَ لَهَا وَ اسْتَسْلَمَ إِلَيْهَا تَلْقَى سُكَّانَهَا بِأَحَرِّ مَا لَدَيْهَا مِنْ أَلِيمِ النَّكَالِ وَ شَدِيدِ الْوَبَالِ 31) وَ أَعُوذُ بِكَ مِنْ عَقَارِبِهَا الْفَاغِرَةِ أَفْوَاهُهَا، وَ حَيَّاتِهَا الصَّالِقَةِ بِأَنْيَابِهَا، وَ شَرَابِهَا الَّذِي يُقَطِّعُ أَمْعَاءَ وَ أَفْئِدَةَ سُكَّانِهَا، وَ يَنْزِعُ قُلُوبَهُمْ، وَ أَسْتَهْدِيكَ لِمَا بَاعَدَ مِنْهَا، وَ أَخَّرَ عَنْهَا. اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ، وَ أَجِرْنِي مِنْهَا بِفَضْلِ رَحْمَتِكَ، وَ أَقِلْنِي عَثَرَاتِي بِحُسْنِ إِقَالَتِكَ، وَ لَا تَخْذُلْنِي يَا خَيْرَ الْمُجِيرِينَ اللَّهُمَّ إِنَّكَ تَقِي الْكَرِيهَةَ، وَ تُعْطِي الْحَسَنَةَ، وَ تَفْعَلُ مَا تُرِيدُ، وَ أَنْتَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ، إِذَا ذُكِرَ الْأَبْرَارُ، وَ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ، مَا اخْتَلَفَ اللَّيْلُ وَ النَّهَارُ، صَلَاةً لَا يَنْقَطِعُ مَدَدُهَا، وَ لَا يُحْصَى عَدَدُهَا، صَلَاةً تَشْحَنُ الْهَوَاءَ، وَ تَمْلَأُ الْأَرْضَ وَ السَّمَاءَ. صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ حَتَّى يَرْضَى، وَ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ بَعْدَ الرِّضَا، صَلَاةً لَا حَدَّ لَهَا وَ لَا مُنْتَهَى، يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ.
ترجمه دعا:
نيايش آن حضرت در نماز شب
خدايا، اي صاحب پادشاهياي كه تا هميشه پاينده است،
و سلطنتي كه بيسپاهيان و پشتيبانها توانمند است،
و شكوه و عزّتي كه با گذشت روزگاران و سرآمدن سالها و سپري گشتن زمانها و روزها پايدار ميمانَد.
سلطنتت چنان چيرگي دارد كه آغاز و انجام آن را حدّي نيست.
و پادشاهيات را بلندايي است كه همهي چيزها پيش از رسيدن به اوج آن تباه شوند.
والاترين وصفِ وصف كنندگان، براي پايينترين مرتبهي آن رفعت و بلندا كه براي خود برگزيدهاي، نارساست.
در مسير معرفت تو، صفتها به گمراهي روند، و نعمتها [پيش از بيان آنچه سزاوار توست] از هم گسيخته شوند، و خيالهاي دقيق و ظريف در پيشگاه عظمتت به حيرت افتند.
آري، تو آن خدايي كه پيش از هر چيز بودهاي و همواره خواهي بود؛ پايندهاي و از ميان نخواهي رفت.
من آن بندهي كمكار و پُر آرزويم كه وسيلهاي در دست ندارم
، جز آنچه رحمت تو فراهم آورده، و رشتههاي اميدم از هم گسيخته، جز رشتهي اميدِ بخشش تو كه خود بدان آويختهام.
طاعت من كمشمار است و بارِ معصيت تو بر دوش من بسيار. بخشايش در حقِّ بندهات، اگر چه بد كرده باشد، بر تو دشوار نيست. پس مرا ببخشاي.
خدايا، علم تو بر كارهاي پنهان احاطه دارد، و هر امر پنهاني در برابر آگاهيِ تو آشكار است، و پيچيدگيها و ريزهكاريها بر تو پوشيده نيست، و رازهاي نهاني از تو مخفي نميمانَد.
دشمن تو ـ كه از تو مهلت خواسته بود تا مرا به گمراهي فرا خوانَد و تو او را مهلت دادي، و براي گمراه كردن من از تو فرصت طلبيده بود و تو فرصتش دادي ـ اينك بر من دست يافته است.
آن دم كه از گناهان كوچكِ هلاك كننده و گناهان بزرگ فساد انگيز به سوي تو ميگريختم، مرا به زمين افكند، و چون خود را به معصيت آلودم و به كردار بدِ سزاوار خشم تو گشتم، لجام نيرنگ خود را از من برگرفت و با سخنِ كفرش با من رو به رو گرديد و از من بيزاري جست و بر من پشت كرد و برفت و مرا در بيابان گمراهي در برابر خشم تو تنها رها گردانيد و بر آستانِ عقوبتت به حالتي در افكند
كه نه شفيعي نزد تو از من شفاعت ميكند، و نه پناه دهندهاي مرا در برابر تو ايمني ميبخشد، و نه قلعهاي مرا از چشم تو پوشيده ميدارد، و نه پناهگاهي هست كه بدان پناه برم.
اين جا كه من ايستادهم، جايگاه كسي است كه به تو پناه آورده و در برابرت لب به اعتراف گشوده است. پس مبادا گسترهي فضل تو بر من تنگ آيد، و جامهي عفو تو بر من كوتاه نمايد، و من نوميدترينِ بندگانت باشم كه به سوي تو باز گشتهاند، و بينصيبترينِ كساني كه با دلي پُر اميد به درگاه تو روي آوردهاند. مرا بيامرز كه تو بهترينِ آمرزندگاني.
خدايا، تو مرا فرمان دادي و من فرمان نبردم، و مرا نهي كردي و من نهي تو را مرتكب شدم. انديشهي بد، خطا را در چشم من بياراست و من بدان دست زدم.
هيچ روزي را روزه نبودهام تا آن را گواه خود گيرم، و هيچ شبي را به شب بيداري صبح نكردهام تا آن را پناه خود سازم، و هيچ مستحبّي را بر پاي نداشتهام تا به سبب آن در خور ستايش باشم. تنها به واجبات تو پرداختهام، كه تضييع آنها مايهي نابود است.
هرگز نتوانم با فضيلت يك كار مستحب، خود را به تو نزديك كنم، چرا كه بسياري از واجبات تو را ناديده انگاشتهام، و از امر و نهي تو پا را فراتر گذاشتهام و حرمتهايي را شكسته و گناهان بزرگي را مرتكب شدهام كه تو مرا از رسواييهاي آنها به سلامت داشتي، و آن گناهان پوشيده مانْد.
اين جا كه من ايستادهام، جايگاه كسي است كه خود را براي تو از گناه بر حذر داشته و بر خود خشمگين و از تو خشنود است. با دلي شكسته و نزار، و گردني كچ و پشتي خميده از بار سنگيني گناه، با تو رو به رو گرديده، در حالي كه ميان شوق به تو و بيم از تو بر جا ايستاده است،
و تو سزاوارتر كسي هستي كه بايد به او اميد بندد و از او بترسد و بپرهيزد. پس اي پروردگار من، چيزي را كه از تو اميد آن دارم، به من ارزاني كن، و از آنچه ميترسم، پناهم ده، و از رحمت خود صلهاي به من عنايت كن، كه تو كريمترين كسي هستي كه از او نياز ميخواهند.
خدايا، همچنان كه در اين جهانِ گذرا، پيش چشم ديگر مردمان، با عفو خود بر گناهان من پرده افكندي و زندگيام را از فضل و بخشش خود بياكندي، در آن جهانِ ماندگار نيز مرا در جايي كه گواهان ميايستند و در محضر فرشتگان مقرّب و رسولان بزرگ و بزگوارت، و شهيدان و صالحان، از رسوايي پيش همسايهاي كه گناهان خود را از او پنهان ميكردم و خويشاوندي كه در كارهاي پنهانيِ خود از او حيا ميورزيدم، در پناه آور.
پروردگارا، باور نداشتم كه ايشان رازِ مرا پوشيده دارند، اما اي پرودرگار من، مطمئن بودم كه تو مرا ميآمرزي. تو سزاوارتر كسي هستي كه مردم به او اعتماد ميكنند، و بخشندهتر كسي كه به او روي ميآورند، و مهربانتر كسي كه از او رحم و مهرباني ميخواهند. پس بر من رحمت آور.
خدايا، تو بودي كه مرا به صورتِ آبي پَست و بيارزش از ميان استخوانهاي به هم فشردهي پشت پدر و از گذرگاههاي باريك، در تنگناي رَحِمي كه آن را با پردههايي پوشيده داشتهاي، سرازير كردي، و مرا از حالتي به حالت ديگر درآوردي، تا آن كه صورت مرا به كمال پرداختي و در پيكر من اعضا و جوارحي قرار دادي؛ همچنان كه در كتاب خود آوردهاي: نطفهاي بود، سپس خونِ لختهاي، سپس گوشت جويده شدهاي، سپس استخواني، و آن گاه بر استخوانها گوشت پوشانيدي، و پس از آن، بدان گونه كه خواستِ تو بود، آن را آفرينشي ديگر بخشيدي.
تا چون نيازمند روزيِ تو شدم و از دستگيريِ بخشش تو بينياز نبودم، از زيادتي خوردني و آشاميدنيِ كنيزت [مادرم] ـ كه مرا در اندرونش قرار دادي و در نهادِ رَحِمش به امانت گذاشتي ـ قوت مرا مقرّر داشتي.
اي پروردگار من، اگر در اين حالات مرا به چارهجويي خودم رها ميكردي و به نيروي خويشم ناگزير ميساختي، هم تدبيرم از من كناره ميگرفت و
هم نيرويم از من به دور ميماند؛
اما تو همچون احسان كنندهاي مهربان و با لطف، به فضل خود مرا غذا دادي، و از سَرِ احسان، اين كار را تا اكنون در حقِ من انجام دادهاي. پيوسته از احسانِ تو برخوردارم و نيكي كردن تو با من سستي نميگيرد. با اين همه، يقين من به روزي دادن تو چنان استوار نيست كه با فراغ دل به كاري پردازم كه پيش تو براي من سودمندتر است.
عنان اختيارم در دست شيطان است و او مرا به واديِ بدگماني و ضعف يقين ميكشاند، و من گله گزارم از اين كه شيطان براي من همنشيني بد است و نَفْسم از او پيروي ميكند. پناه ميبرم به تو از چيره گشتن شيطان بر خود و به درگاه تو زاري ميكنم كه مكر او را از من بگرداني،
و از تو ميخواهم كه راه روزي جستن مرا آسان كني. ستايش براي توست كه در آغاز به ما نعمتهاي بزرگ بخشيدي، و به ما الهام كردي كه تو را بر احسان كردن و نعمت دادنت سپاس گوييم. پس بر محمد و خاندانش درود فرست و روزيام را به آساني به من برسان، و مرا به آنچه قسمتم كردهاي راضي گردان، و به آن مقدار كه برايم مقرّر نمودهاي خشنود كن، و آنچه را از جسم و عمر من كاسته ميشود، در راه طاعت خود قرار ده، كه تو بهترين روزي دهندگاني.
خدايا، پناه ميبرم به تو از آتشي كه با آن بر هر كس تو را اطاعت نكند، سخت گرفتهاي، و هر كس را كه به خشنودي تو محل نگذارد، بيم دادهاي؛ آتشي كه روشنايي آن تاريكي، ملايم آن دردناك، و دورِ آن بس نزديك است؛ آتشي كه شعلههايش يكديگر را ميبلعند و در هم ميپيچند؛
آتشي كه استخوانها را ميپوسانَد و ساكنان خود را آبِ جوش مينوشاند؛ آتشي كه بر حال آن كس كه به زاري در افتاده نمينگرد، و بر كسي كه از او مهر و لطف ميجويد، رحم نميكند، و هرگز نميتواند از عذاب كسي كه در برابرش فروتن گشته و تسليم او گرديده، چيزي بكاهد، بلكه با سوزندهترين عذاب دردناك خود، و بدترين بيچارگي، به پيشواز ساكنان خود ميآيد.
پناه ميبرم به تو از كژدُمهاي دهان گشودهي آن، و مارهاي آن كه پُر صدا دندان بر دندان ميسايند، و نوشيدنيِ آن كه دل و رودهي ساكنانش را پاره پاره ميكند و قلبهايشان را از جاي بر ميكند، از تو ميخواهم كه راهي پيش پايم نهي كه مرا از آن آتش دور و واپس دارد.
خدايا، بر محمد و خاندانش درود فرست و به زياديِ رحمت خود مرا از آتش دوزخ در پناه آر، و به عفو نيكوي خود از در افتادن به ورطهي گناه در اماندار و خوار مساز، اي بهترينِ پناه دهندگان.
خدايا، تو بندگانت را از بدبختي و سختي نگاه ميداري، و به آنان خير و نيكي عطا ميكني، و هر چه ميخواهي انجام ميدهي، كه تو بر هر كار توانايي.
خدايا، درود فرست بر محمد و خاندانش آن گاه كه نيكان به نيكي ياد شوند، و درود فرست بر محمد و خاندانش تا آن زمان كه روز و شب از پي هم آيند و روند؛ درودي كه رشتهي آن از هم نگسلد و در شمار نيايد؛ درودي كه هوا را بياكَنَد و زمين و آسمان را سرشار كند.
خداي تعالي بر او درود فرستد چندان كه خرسند شوند، و پس از آن بر او و خاندانش درود فرستند؛ درودي بيكران و بيپايان، اي مهربانترينِ مهربانان.
وَ كَانَ، مِنْ دُعَائِهِ عَلَيْهِ السَّلَامُ فِي الِاسْتِخَارَةِ :
اللَّهُمَّ إِنِيِّ أَسْتَخِيرُكَ بِعِلْمِكَ، فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ، وَ اقْضِ لِي بِالْخِيَرَةِ وَ أَلْهِمْنَا مَعْرِفَةَ الِاخْتِيَارِ، وَ اجْعَلْ ذَلِكَ ذَرِيعَةً إِلَى الرِّضَا بِمَا قَضَيْتَ لَنَا وَ التَّسْلِيمِ لِمَا حَكَمْتَ فَأَزِحْ عَنَّا رَيْبَ الِارْتِيَابِ، وَ أَيِّدْنَا بِيَقِينِ الْمُخْلِصِينَ. وَ لَا تَسُمْنَا عَجْزَ الْمَعْرِفَةِ عَمَّا تَخَيَّرْتَ فَنَغْمِطَ قَدْرَكَ، وَ نَكْرَهَ مَوْضِعَ رِضَاكَ، وَ نَجْنَحَ إِلَى الَّتِي هِيَ أَبْعَدُ مِنْ حُسْنِ الْعَاقِبَةِ، وَ أَقْرَبُ إِلَى ضِدِّ الْعَافِيَةِ حَبِّبْ إِلَيْنَا مَا نَكْرَهُ مِنْ قَضَائِكَ، وَ سَهِّلْ عَلَيْنَا مَا نَسْتَصْعِبُ مِنْ حُكْمِكَ وَ أَلْهِمْنَا الِانْقِيَادَ لِمَا أَوْرَدْتَ عَلَيْنَا مِنْ مَشِيَّتِكَ حَتَّى لَا نُحِبَّ تَأْخِيرَ مَا عَجَّلْتَ، وَ لَا تَعْجِيلَ مَا أَخَّرْتَ، وَ لَا نَكْرَهَ مَا أَحْبَبْتَ، وَ لَا نَتَخَيَّرَ مَا كَرِهْتَ. وَ اخْتِمْ لَنَا بِالَّتِي هِيَ أَحْمَدُ عَاقِبَةً، وَ أَكْرَمُ مَصِيراً، إِنَّكَ تُفِيدُ الْكَرِيمَةَ، وَ تُعْطِي الْجَسِيمَةَ، وَ تَفْعَلُ مَا تُرِيدُ، وَ أَنْتَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِير.ٌ
ترجمه دعا:
نيايش آن حضرت در طلب خير
خدايا، از تو ميخواهم كه به سبب دانش بيحدّ خود، براي من خير و نيكي را برگزيني. پس بر محمد و خاندانش درود فرست و از هر چيز برترين را نصيب من فرما.
به ما الهام كن كه آنچه را نيك و درست است، بدانيم و عمل كنيم، و اين را وسيلهاي قرار ده تا به آنچه برايمان مقدّر فرمودهاي خشنود شويم، و به حكمي كه در حقّ ما كردهاي گردن نهيم. پس پريشانيِ دو دل بودن را از قلب ما بزداي و ما را به يقيني همانند يقين بندگان مخلص خود ياري نماي،
و مخواه كه در شناخت آنچه براي ما برگزيدهاي، ناتوان مانيم، تا آن جا كه حرمت تو در چشم ما اندك شود و آنچه مقدّر كردهاي پيش ما ناپسند آيد و به حالتي دچار شويم كه از نيك فرجامي دورتر است و به غير عافيت نزديكتر.
آنچه را قسمتمان كردهاي و براي ما ناخوشايند است، محبوب ما گردان، و آن حكم تو را كه دشوار ميپنداريم، آسان ساز،
و در دل ما انداز كه در برابر آنچه در حقّ ما خواستهاي، تسليم تو باشيم، و نخواهيم كه آنچه به تأخير انداختهاي، پيش افتد، و آنچه پيش انداختهاي، به تأخير افتد، و آنچه را محبوب توست، ناپسند نداريم، و آنچه را خوش نميداري، اختيار نكنيم.
كار ما را به آن سرانجام كه نيكتر است و آن فرجام كه پسنديدهتر، پايان ده؛ زيرا تو نفيسترين چيزها را ميبخشي، و بخششهاي بزرگ ميدهي، و هر چه بخواهي همان ميكني، و تو بر هر كار تونايي.
وَ كَانَ مِنْ دُعَائِهِ عَلَيْهِ السَّلَامُ إِذَا ابْتُلِيَ أَوْ رَأَى مُبْتَلًى بِفَضِيحَةٍ بِذَنْبٍ :
اللَّهُمَّ لَكَ الْحَمْدُ عَلَى سِتْرِكَ بَعْدَ عِلْمِكَ، وَ مُعَافَاتِكَ بَعْدَ خُبْرِكَ، فَكُلُّنَا قَدِ اقْتَرَفَ الْعَائِبَةَ فَلَمْ تَشْهَرْهُ، وَ ارْتَكَبَ الْفَاحِشَةَ فَلَمْ تَفْضَحْهُ، وَ تَسَتَّرَ بِالْمَسَاوِئِ فَلَمْ تَدْلُلْ عَلَيْهِ. كَمْ نَهْيٍ لَكَ قَدْ أَتَيْنَاهُ، وَ أَمْرٍ قَدْ وَقَفْتَنَا عَلَيْهِ فَتَعَدَّيْنَاهُ، وَ سَيِّئَةٍ اكْتَسَبْنَاهَا، وَ خَطِيئَةٍ ارْتَكَبْنَاهَا، كُنْتَ الْمُطَّلِعَ عَلَيْهَا دُونَ النَّاظِرِينَ، وَ الْقَادِرَ عَلَى إِعْلَانِهَا فَوْقَ الْقَادِرِينَ، كَانَتْ عَافِيَتُكَ لَنَا حِجَاباً دُونَ أَبْصَارِهِمْ، وَ رَدْماً دُونَ أَسْمَاعِهِمْ فَاجْعَلْ مَا سَتَرْتَ مِنَ الْعَوْرَةِ، وَ أَخْفَيْتَ مِنَ الدَّخِيلَةِ، وَاعِظاً لَنَا، وَ زَاجِراً عَنْ سُوءِ الْخُلُقِ، وَ اقْتِرَافِ الْخَطِيئَةِ، وَ سَعْياً إِلَى التَّوْبَةِ الْمَاحِيَةِ، وَ الطَّرِيقِ الْمَحْمُودَةِ وَ قَرِّبِ الْوَقْتَ فِيهِ، وَ لَا تَسُمْنَا الْغَفْلَةَ عَنْكَ، إِنَّا إِلَيْكَ رَاغِبُونَ، وَ مِنَ الذُّنُوبِ تَائِبُونَ. 5) وَ صَلِّ عَلَى خِيَرَتِكَ اللَّهُمَّ مِنْ خَلْقِكَ مُحَمَّدٍ وَ عِتْرَتِهِ الصِّفْوَةِ مِنْ بَرِيَّتِكَ الطَّاهِرِينَ، وَ اجْعَلْنَا لَهُمْ سَامِعِينَ وَ مُطِيعِينَ كَمَا أَمَرْت.َ
ترجمه دعا:
نيايش آن حضرت هنگام ابتلا، يا هنگامي كه كسي را به رسوايي گناه گرفتار ميديد
خدايا، ستايش براي توست كه ميداني و ميپوشاني، و با اين كه از باطنِ همه خبر دار، عافيت ميبخشي. هر يك از ما چون خود را به عيب و كاستي آلود، او را مشهور خاص و عام نساختي، و چون دست خود را به زشتها گشود، رسوايش نخواستي، و چون در پنهان بديها را مرتكب شد، آنها را آشكار نكردي.
چه بسا نهي تو را كه مرتكب شدهام، و چه بسا امر تو را كه از آن سر پيچيدهايم، در حالي كه تو ما را بر آن امر و نهي آگاه كرده بودي. چه بسا گناهان كه انجام دادهايم و بسا خطاها كه از ما سر زده است و تنها تو از آنها باخبر گرديدهاي، نه ديگر بينندگان، و تو بيش از ديگران بر افشاي آنها توانا بودي. عافيت تو براي ما، پردهاي بود در برابر چشمانشان، و سدّي بر سَرِ راه گوشهاشان.
چنان كن كه آن اسباب شرمندگي ما كه پوشيده داشتهاي، و آن زشتي و عيب كه پنهان نمودهاي، پندي باشد براي ما، و ما را از بد رفتاري و آلوده شدن به گناه باز دارد، و مايهي كوششي شود براي رسيدن به توبهي معصيت زدا، و در آمدن به راه پسنديده.
وقتِ اين كوشش را نزديك ساز و ما را به غفلت دچار مكن؛ چرا كه ما روي نياز به درگاه تو آوردهايم و از گناهان به سوي تو باز گرديدهايم.
خدايا، درود فرست بر محمد و خاندان او كه ايشان را از ميان آفريدگانت برگزيدهاي، نابترينِ مردمان و پاكيزگاناند، و چنان كن كه ما، آن سان كه خود فرمان دادهاي، گفتههايشان را به گوش جان بشنويم و حُكمشان را فرمان بريم.
لطفا در ایتا مطلب را دنبال کنید
مشاهده در پیام رسان ایتا
#صحیفه_سجادیه
📣منبر چند رسانه ای معارف صحیفه سجادیه
💠هدف امامان از دعا
🌷
همه باهم به نیت سلامتی امام زمان(عج)
همه بیماران و دفع بلای کرونا
«اللّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُکَ عَلَیْهِ وَ عَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَةِ وَ فی کُلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً وَ حافِظاً وَ قائِدا وَ ناصِراً وَ دَلیلاً وَ عَیْناً حَتّى تُسْکِنَهُ أَرْضَک َطَوْعاً وَ تُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً»
#اللهم_عجل_الولیک_الفرج
وَ كَانَ مِنْ دُعَائِهِ عَلَيْهِ السَّلَامُ فِي الرِّضَا إِذَا نَظَرَ إِلَى أَصْحَابِ الدُّنْيَا :
الْحَمْدُ لِلَّهِ رِضًى بِحُكْمِ اللَّهِ، شَهِدْتُ أَنَّ اللَّهَ قَسَمَ مَعَايِشَ عِبَادِهِ بِالْعَدْلِ، وَ أَخَذَ عَلَى جَمِيعِ خَلْقِهِ بِالْفَضْلِ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ، وَ لَا تَفْتِنِّي بِمَا أَعْطَيْتَهُمْ، وَ لَا تَفْتِنْهُمْ بِمَا مَنَعْتَنِي فَأَحْسُدَ خَلْقَكَ، وَ أَغْمَطَ حُكْمَكَ. اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ، وَ طَيِّبْ بِقَضَائِكَ نَفْسِي، وَ وَسِّعْ بِمَوَاقِعِ حُكْمِكَ صَدْرِي، وَ هَبْ لِيَ الثِّقَةَ لِأُقِرَّ مَعَهَا بِأَنَّ قَضَاءَكَ لَمْ يَجْرِ إِلَّا بِالْخِيَرَةِ، وَ اجْعَلْ شُكْرِي لَكَ عَلَى مَا زَوَيْتَ عَنِّي أَوْفَرَ مِنْ شُكْرِي إِيَّاكَ عَلَى مَا خَوَّلْتَنِي وَ اعْصِمْنِي مِنْ أَنْ أَظُنَّ بِذِي عَدَمٍ خَسَاسَةً، أَوْ أَظُنَّ بِصَاحِبِ ثَرْوَةٍ فَضْلًا، فَإِنَّ الشَّرِيفَ مَنْ شَرَّفَتْهُ طَاعَتُكَ، وَ الْعَزِيزَ مَنْ أَعَزَّتْهُ عِبَادَتُكَ فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ، وَ مَتِّعْنَا بِثَرْوَةٍ لَا تَنْفَدُ، وَ أَيِّدْنَا بِعِزٍّ لَا يُفْقَدُ، وَ اسْرَحْنَا فِي مُلْكِ الْأَبَدِ، إِنَّكَ الْوَاحِدُ الْأَحَدُ الصَّمَدُ، الَّذِي لَمْ تَلِدْ وَ لَمْ تُولَدْ وَ لَمْ يَكُنْ لَكَ كُفُواً أَحَدٌ.
ترجمه دعا:
نيايش آن حضرت در مقام رضا به قضاي الهي
ستايش براي خداست كه به آنچه فران ميرانَد خشنودم، و گواهي ميدهم كه خدا روزيِ بندگانش را به عدالت قسمت نموده و با همهي آفريدگانش به فضل و احسان رفتار كرده است.
خدايا، بر محمد و خاندانش درود فرست و مرا به آنچه به ديگران عطا كردهاي ميازماي، و آنان را به آنچه از من باز داشتهاي، به آفتِ سركشي و تكبّر دچار مكن، تا سبب شود بر آفريدگانت رشك بَرَم و حكم تو را خوار شُمُرَم.
خدايا، بر محمد و خاندانش درود فرست و مرا به آنچه برايم مقدر نمودهاي، دلخوش كن، و سينه ي مرا در برابر آنچه وسيله ي تقدير توست، فراخ ساز، و به من چنان اطميناني بخش كه با تكيه بر آن، اقرار كنم قضاي تو جز به نيكي روان نگشته است، و تو را بيشتر در برابر آنچه از من باز داشتهاي سپاس گويم تا در برابر آنچه به من ارازني كردهاي.
مرا باز دار از اين كه انسان بينوا را فرومايه پندارم، يا گمان كنم كه انسانِ توانگر فضل و برتري دارد؛ زيرا شريف كسي است كه فرمانبرداري تو او را شرافت بخشيده باشد، و عزيز كسي است كه از بندگيِ تو عزّت يافته باشد.
پس بر محمد و خاندانش درود فرست و ما را از ثروتي بيفنا بهرهمند ساز، و به عزّتي پايدار مدد فرما، و از سلطهاي جاودانه برخوردار نما، كه تو آن يكتاي يگانهي بينيازي كه نه فرزندي آوردهاي و نه فرزند كسي بودهاي، و هيچ كس همتاي تو نيست.