eitaa logo
دانلود
هدایت شده از _حَسٖےـبا⁹²
‌مادر‌از‌پیچ‌کوچہ‌تا‌رد‌شد؛ایستاد‌و‌کمی‌مردد‌شد:) چند‌گامی‌عقب‌عقب‌میرفت؛‌نا‌گهان‌حال‌مادرم...
هدایت شده از _حَسٖےـبا⁹²
اگه‌جبرائیل‌اومـدسـربـزنه؛ بــگودیـگه‌نـمی‌خـواددربــزنه((
۱. حسن و حسین هنوز کودک بودند. هرکدام چیزی نوشتند ،برگه ها را به هم نشان می دادند،می گفتند:خط من از تو بهتر است....
۲. علی هم مثل فاطمه گفت :بروید از جدتان بپرسید.
۳. گردن بندی آورد نشست بین حسن و حسین پاره اش کرد...
1.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
_ شنیدم‌بسترت‌را‌جمع‌کردی...؛))