دوشنبه پیامبر از دنیا رفت
چهارشنبه پیامبر با دستای علی دفن شد
بنی هاشم بودن اون ۴ نفر هم بودن .
عباس عموی پیامبر هم بود .
مردم نبودن چون همه درگیر کودتای شورای سقیفه بودن
روز چهارشنبه ابوسفیان میاد پیش امیرالمومنین میگه: « ای علی مردم خلاف جانشینی تو عمل کردن ما آمادهایم کمکت کنیم باهاشون بجنگی دستتو بده باهات بیعت کنیم »
امیرالمومنین میدونه این خودش پدر همه نفاقها و دشمنیها با اسلامه
میگه تو کمکت خیری توش نیست .
بنی امیه با تطمیع اینکه حکومت بهشون میرسه با ابوبکر بیعت کردن
سر دسته اینها هم ابوسفیان بود ابوسفیان هم راضی از انتخاب ابوبکر به عنوان خلیفه مسلمین
حالا همه شهر بیعت کردن
مونده فقط علی و یارانش.
اینها میدونن که تا علی بیعت نکنه کار به جایی نمیبرن.
پس باید بیعت علی و رفقاش رو بگیرن .
این ها رو عمر به خلیفه گفته تا طرح کودتا درست پیش بره
ببینید دوستان
ما یه هجوم مقدماتی داریم یه هجوم اصلی
تو هجوم مقدماتی تحصنی که یاران امیرالمومنین تو خونه حضرت داشتن رو شکستن
و اونا رو دستگیر کردن
تو هجوم اصلی اون اتفاقات اصلی افتاد
که براتون هر دو رو میگم
سِیـدمـُجتَـبــے.
حالا همه شهر بیعت کردن مونده فقط علی و یارانش. اینها میدونن که تا علی بیعت نکنه کار به جایی نمیبرن.
اینا👆 اول ربیع داره اتفاق میفته
دفعه اول ابوبکر قنفذ رو میفرسته که بره در خونه امیرالمومنین .
قنفذ یکی از خشن ترین آدمای ایناست در رده دوم بعد عمر بن خطاب.
قنفذ میره به امیرالمومنین میگه خلیفه پیامبر، تو رو گفته بیای مسجد
امیرالمومنین میگه «
مگه من رو پیامبر به عنوان خلیفه و جانشینش انتخاب نکرد چطور اون شد خلیفه؟! »
قنفذ قفل میکنه مغزش چی بگه برمیگرده
اینا عقل که نداشتن پیامبر اینا رو آدم کرد
روز دوم ربیع الاول همه تو مسجد جمع شده بودن.
اقا امیرالمومنین میره به مسجد
میگه من براتون قران رو کامل با تفسیر هر آیه نوشتم .
عمر داد میزنه ما به قرآن تو نیازی نداریم.
امیرالمومنین برمیگرده خونه
تو این قرآن شأن نزول هر آیه و تفسیرش نوشته شده بود اکه این قرآن به دست ما میرسید هیچ وقت اسلام و مسلمونا گمراه نمیشدن ولی خب این جماعت حرام زاده امور رو به دست گرفته بودن
شب سوم اینا میرن خونه عباس عموی پیامبر بهش پیشنهاد میکنن که با اینها همراه بشه
اگه باهاشون همراه بشه قول میدن که بعدش حکومت بهش برسه
عباس هم میگه حکومت مگه ارث باباتونه که به هر کسی بخواید ببخشیدش
اصن کی شما رو انتخاب کرد اگه مردم بودن پس چرا ما (بنی هاشم) تو اون جمع نبودیم که رای داشته باشیم؟!
اینا کاسه کوزه رو جمع میکنن بدون خدافظی میرن بیرون
تنها انتخاباتی که در طی این ۱۵۰۰سال تو سرزمین حجاز انجام شد ،همین شورای سقیفه بود که تا الان که این آل سعود نحس اندر نجس حکومت میکنه هنوز انتخاباتی توش انجام نشده
سِیـدمـُجتَـبــے.
دفعه اول ابوبکر قنفذ رو میفرسته که بره در خونه امیرالمومنین . قنفذ یکی از خشن ترین آدمای ایناست در
وقتی قنفذ تنها برمیگرده ابوبکر فک میکنه چیکار کنه با این وضعیت
« عمر میگه اگه بذاری من میرم علی رو میکشم سرشو برات میارم »
قنفذ رو دوباره میفرستن
امیرالمومنین میگه پیامبر به من دستور داده وقتی ایشون رو دفن کردم از خونه خارج نشم تا قران رو کامل بنویسم
روز سوم ربیع الاول، هجوم مقدماتی و شکست تحصن:
مقداد و ابوذر و سلمان و عمار به همراه طلحه و زبیر تو خونه امیرالمومنین هستن.
عمر با گروهی به اونحا میره
داد و فریاد میزنه که بیاید بیرون وگرنه میکشمتون ..
درگیری انجام میشه؛ اینا اون افراد رو دستگیر میکنن.
حضرت زهرا میاد بیرون فریاد میزنه که ای پیامبر بعد از تو ببین با ما چیکار میکنن.
یه سری که همراه عمر اومده بودن برمیگردن
با فریاد های حضرت زهرا زنان بنی هاشم با صدای حضرت زهرا میان بیرون، همراه ایشون میرن به سمت مسجد
اونجا حضرت زهرا میکه علی رو رها میکنید یا نفرینتون میکنم
ابوبکر میترسه به عمر دستور میده بیخیال شو و برگرد
شب سوم
امیرالمومنین همراه حضرت زهرا و حسن و حسین
وقتی هوا تاریک شد به سمت خونه های مردم رفتن
اونها رو در مورد حق علی بن ابیطالب و واقعه غدیر خم رو یادآوری میکردن اونها هم میکفتن باشه شما درست میگید
امیرالمومنین هم گفت
اگه با من همراه میشید فردا صبح با سرهای تراشیده کنار مسجد حاضر باشید
اونها هم گفتن باشه
۳۶۰ نفر قول دادن که میان
ولی فردا فقط ۴ نفر اینکار رو انجام داده بودن
سلمان مقداد ابوذر عمار