eitaa logo
🇮🇷 جوانان انقلابے‌ 🇮🇷
1.4هزار دنبال‌کننده
6.5هزار عکس
11.7هزار ویدیو
102 فایل
سَجا ♦️بنیاد فرهنگی المهدی علیه السلام نخستین تشکل مردمی حامی کانونهای فرهنگی مساجد ♦️ ⭕️سایت Bonyadealmahdi.ir ⭕️روابط عمومی eitaa.com/Bonyad0 ⭕️کانال اصلی بنیاد https://eitaa.com/BonyadeAlmahdi اصفهان،خ ابن سینا،جنب ک۲۸ ۰۳۱۳۴۴۷۷۸۱۱-١۴
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
میزان علاقه به امام زمان علیه السلام 🌱❤ ┄┅┅❅💠❅┅┅┄ @saja_ir
🔹شاگرد: استاد ، چیکار کنم ک خواب امام زمان(علیه السلام) رو ببینم؟  🔸استاد: شب یِ غذای شور بخور،آب نخور و بخواب  شاگرد دستور استاد رو اجرا کرد و برگشت. 🔹شاگرد: استاد دیشب دائم خواب آب میدیدم!‏  خواب دیدم بر لب چاهی دارم آب مینوشم  کنار نهر آبی در حال خوردن آب هستم!  در ساحل رودخانه ای مشغول...  🔸استادگفت: تشنه آب بودی خواب آب دیدی‏؛‏  تشنه امام زمان(علیه السلام) بشو تا خواب امام زمان(علیه السلام) ببینی... ┄┅┅❅💠❅┅┅┄ @saja_ir
37.01M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
نتیجه گوش دادن به حرف رهبری رو ببینید 😱😱😱 ┄┅┅❅💠❅┅┅┄ @saja_ir
❤️ علیه السلام فرمودند: 🍃 مال دوستی و ریاست طلبی، به دین مؤمن زودتر خسارت می‌زند تا حمله دو گرگ درنده به گله ای بدون چوپان و محافظ، که یکی از جلوی گله حمله آورد و دیگری از پشت آن. 📖 الکافی، ج۲، ص۳۱۵. اَللّهُــــمَّ_عَجـِّــل_لِوَلیِّــــکَ_الفَـــــرَج 🆔 @saja_ir
👈 هیچوقتـــــ ڪاری رو نڪن❌ ❗️ ڪه قبلش ⚠️ نتونی بگی ☑️ بسم الله 🆔 @saja_ir
🔸مقام معظم رهبری حفظه الله : ⚘من باز هم به جوانان عزیزمان توصیه می کنم..... 👈با قرآن بگیرید. 🆔 @saja_ir
☝️📰 📰☝️ آیا میتوان در سلام نماز جماعت ، اقتدا به جماعت کرد؟ 🍃🍂🍃🍂🍃 🆔 @saja_ir
محمد امین کریمیان، طلبه ای بود که برای معرفی خیلی تلاش میکرد و می گفت: "شهدا زنده اند. باید آنهارا الگو قرار دهیم. " کتاب را در مدارس پخش میکرد و نوجوان هارا با راه و روش شهید آشنا می نمود. او دوست داشت مدافع حرم شود. می گفت: " هر زمان ابراهیم را در خواب می بینم، خیلی خوشحال است و خیلی مرا تحویل میگیرد." او در سوریه به دوستانش گفت: " من مدیون ابراهیم هستم. او به من گفت که نترس و نگران نباش. به زودی با گمنامی به ما ملحق میشوی ... مدتی بعد همینگونه شد ! 🕊❤️ شهید محمد امین کریمیان 🆔 @saja_ir
✳️ برای بازی‌کردن خلق نشده‌ایم! 🔻 در بین استادانم جوانی بود که نام داشت. نزد او بخشی از کتاب رسائل شیخ انصاری را خواندم. یادم نمی‌رود روزی را که به‌دلیل خستگی، در جمع دوستان در حرم مطهر نشسته بودم؛ شیخ محمدتقی را دیدم که به سویم می‌آید. اشاره‌ای کرد تا نزدش بروم. از جا برخاستم و به سویش رفتم. به‌آرامی سرش را نزدیک گوشم آورد و گفت: «ما لِلَّعْبِ خُلِقْنا.» (برای بازی‌کردن خلق نشده‌ایم). این کلام چنان دلم را آتش زد که از آن به بعد متحیر و سرگردان شدم و بر اثر آن، انقلابی مضاعف در وجودم به‌پا شد. 👤 راوی: 📚 از کتاب | داستانی بر اساس زندگی 📖 صفحات ۴۵۵ و ۴۵۶ ✒ نوشته: 🇮🇷 🆔 @saja_ir